تحولات منطقه

سوره حمد یک پیام آشکار دارد: هر تعاملی، هر سازمانی، هر خانواده‌ای که در آن رشد و تربیت باشد و انسان را از نقطه پایین‌تر به نقطه بالاتری برساند نتیجه‌اش خرسندی و رضایت و ستایش است از طرف کسی که مورد تربیت و رشد واقع شده است.

زمان مطالعه: ۴ دقیقه

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین؛ این آیه ۱۴ بار در قرآن آمده است کلمه الحمد ۶۶ بار با «ال» در قرآن آمده که در ادبیات عرب می‌گوییم الف و لام جنس است و برای استغراق؛ یعنی ستایش‌ها برای الله است؛ الله‌ای که رب العالمین است. رب یعنی تربیت‌کننده و پرورش‌دهنده؛ ریشه کلمه تربیت هم رب است. ستایش که ناشی از خرسندی و رضایت است چون کسی ستایش می‌کند که راضی است این ستایش، به دنبال تربیت و رشددهندگی می‌آید تربیت یعنی اینکه مرا از نقطه الف به نقطه ب رساند و بزرگترم کرد، مرا رشد داد.

خداوند شایسته بهترین و کامل‌ترین ستایش‌ها و انواع ستایش‌هاست چرا که او پرورش‌دهنده است و رب العالمین است یعنی پرورش‌دهنده جهانیان است و شاید مراد این باشد که خدا شایسته ستایش همه جهانیان است چون رشد و تربیتش شمولیت نسبت به همه جهانیان دارد. لازمه تحقق رشد هم رضاآفرینی، مهرورزی و شفقت است.

الرحمن الرحیم؛ از صفات بارز خداوند متعال است؛ این پرورش‌دهندگی با چه شاخصی، اتفاق می‌افتد؟ یعنی به کدام صفت الهی مربوط می‌شود؟ پاسخ این است که به رحمانیت و رحیمیت پروردگار مربوط می‌شود. در مورد رحمانیت فرموده‌اند رحمت عام است هم شامل انسان‌های مؤمن و هم کافر می‌شود و این‌دنیایی است؛ رحیمیت یعنی پرورش‌دهندگی خاصی که شامل مومنان می‌شود یعنی دست گرفتن خاص؛ خدا دست همه را می‌گیرد لکن هوای مؤمنان را به صورت خاص دارد.

مهرورزی بیشتر با نخبگان ایمانی، وفق عدالت است

رحمانیت و رحیمیت یعنی مربی باید هم متکفل پرورش نخبگان هم عموم مردم باشد و اگر این مطلب را در مباحث حکومتی تداوم دهیم علی‌القاعده نخبگان باید در رده مدیریت بوده که هم خود پرورش یابند هم عموم را سوق و سیاق و رشد دهند.

این پرورش‌دهندگی که به دنبال خود، ستایش پروردگار را دارد و برخاسته از رحمانیت و رحیمیت پروردگار است در کجا نتیجه می‌دهد؟ در روز جزایی که خداوند مالک و قاضی آن روز است و حرف اول و آخر را می‌زند.

یوم الدین: روز جزا و پاداش؛ یعنی ما توسط خداوند به رشد می‌رسیم و نتیجه رشدمان، جزا و پاداش الهی خواهد بود. ایاک نعبد و ایاک نستعین: وسیله‌ و ظرفیت و زمینه پذیرش رشد الهی که در ما ایجاد می‌شود عبادت خداوند است یعنی ما خداوند را مورد عبودیت قرار می‌دهیم خودمان را عبد او اعلام می‌کنیم و او را عبادت می‌کنیم و او را معبود خود قرار می‌دهیم فقط هم عبادت نیست معبود قرار دادن هم هست و از او استعانت می‌جوییم هم در این عبودیت، هم در این قرار گرفتن در ذیل پرتو رشد الهی و بهره‌مندی از رحمانیت و رحیمت خداوند؛ تا خداوند ما را در ذیل رحمت عام و خاص خودش قرار دهد یهدی من یشاء هست یعنی خدا بخواهد که ما را در ذیل رحمتش قرار دهد.

صراط مستقیم، صراط رشد و رضایت

اگر بخواهیم فقط از این سوره برای فهم صراط مستقیم استفاده کنیم باید به این صورت معنا کنیم ما را در آن راهی قرار بده که در پرتو انوار رحمانیت و رحیمیت و در مسیر رشد دادن و تربیت تو که رب العالمین هستی به وسیله عبودیت و استعانت از تو قرار بگیریم و به مقام ستایش تو و رضا و خرسندی از تو برسیم و این می‌شود صراط مستقیم.

چه کسانی به این صراط رسیدند؟ کسانی که تو نعمت هدایت را به آنها دادی و نعمت رشد را دادی. ربانیت و پرورش‌دهندگی تو و رحمانیت و رحیمیت تو شاملشان شده و در روز جزا، پاداشت شاملشان می‌شود.

انعمت علیهم غیر المغضوب ... نه کسانی که مورد غضبت واقع شدند و نه کسانی که گمراه هستند که در آیات دیگری، اینها را تفسیر فرموده است یعنی کسانی که از این فرصت ربوبیت و رشددهندگی تو و از این انوار صفات رحمت تو استفاده نکرده‌اند و به دو وسیله استعانت از تو و عبودیت تو و معبود قرار دادنت تمسک نجسته‌اند و در نتیجه یا مورد غضب تو هستند یا گمراه از صراط مستقیم و راه راست را پیدا نکرده‌اند یا کسانی که راه راست را یافتند ولی در آن گام نگذاشتند که می‌شود همان مغضوبین.

ما دو جور جاهل داریم جاهل قاصر و مقصر؛ کسی که کوتاهی می‌کند در دانستن و کسی که اقدام برای علم می‌کند ولی آنچه که عایدش می‌شود علم نیست و همچنان به واقع جاهل می‌ماند. جاهلی که خودش در جاهل ماندنش مقصر است و کسی که اصلا نمی‌داند که چیزی را نمی‌داند و باید بداند.

بعضی‌ها هستند که راه هدایت به آنها عرضه و گشوده شد قد تبین الرشد من الغی تبیین انجام شد اما او نپذیرفت انوار رحمت خدا به او رسید اما او خودش را در معرض قرار نداد یعنی عبودیت و استعانت نکرد و مورد غضب الهی واقع شد. اما گروه دیگر یعنی ضالین کسانی که مسیر هدایت را ندیدند و محروم از نعمت هدایت و ربوبیت الهی شدند.

رابطه دوسویه رشد و رضا

سوره حمد یک پیام آشکار دارد: هر تعاملی، هر سازمانی، هر خانواده‌ای که در آن رشد و تربیت باشد و انسان را از نقطه پایین‌تر به نقطه بالاتری برساند نتیجه‌اش خرسندی و رضایت و ستایش است از طرف کسی که مورد تربیت و رشد واقع شده است مانند فرزندی که توسط مادرش مورد تربیت واقع شده و آن فرزند ستایشگر پدر و مادرش و خرسند از آنهاست. نیرو و کارمندی که در یک سازمان مشغول فعالیت است اگر سازمان او را رشد بدهد چنین نیرویی، ستایشگر آن سازمان و خرسند خواهد بود و نیز در سایر تعاملات.

پس اگر در جایی نارضایتی وجود دارد ابتدا باید این را رصد کنیم که آیا در آنجا و در آن تعامل، تربیت و رشد اتفاق افتاده یا خیر! و اگر اتفاق افتاده و متربی ناراضی است پس او این اتفاق را فهم نکرده یا به درستی فهم نکرده و باید کاری کرد که او این فهم و درک را پیدا کند و باید اسباب فهم و علمش را ایجاد کنیم.

منبع: خبرگزاری ایکنا

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha