هشتم ربیعالثانی، تاریخ اسلام به نور میلاد پیشوایی روشن میشود که سنگینترین رسالت هدایت را در امنیتیترین مقطع از ادوار خلافت عباسی عهدهدار شد. دوران ولادت و امامت امام حسن عسکری(ع) مصادف با فروپاشی سیاسی خلافت بغداد و روی کار آمدن استبداد نظامی خلفایی چون معتز، مهتدی و معتمد بود. از سوی دیگر، تبدیل شیعه به یک قدرت عظیم اجتماعی در جهان اسلام و هراس حکومت از روایات قطعی درزمینه ولادت مهدی موعود(عج) از نسل امام یازدهم، موجب شد شدیدترین محدودیتها، بازرسیهای مکرر و احضارهای اجباری دو روز در هفته بر ایشان تحمیل شود. با این حال، در سیره امام عسکری(ع) ردی از انفعال نمیبینیم؛ بلکه آن حضرت با بهکارگیری چهار راهبرد اساسی شامل توسعه شبکه وکالت، فعالیت سرّی تقیهمحور، حمایت فکری و مالی از شیعیان و تمهیدات ویژه برای حفظ موعود و آمادهسازی اذهان برای غیبت، مکتب تشیع را از انحراف و متلاشی شدن نجات بخشیدند. سالروز میلاد این امام همام، فرصتی بنیادین برای بازخوانی این الگوی تشکیلاتی در آستانه ورود جامعه اسلامی به بزرگترین آزمون تاریخی یعنی عصر غیبت است.
زیست در کانون مراقبت؛ هندسه فشار و وحشت دربار عباسی
تاریخ تشیع با فراز و فرودهای گستردهای همراه بوده است؛ دورانی که پس از عصر رسالت، خلافت و امامت نخستین، در عصر سلطنت موروثی و از سال ۲۳۲ هجری با ضعف شدید و زوال سیاسی دربار بغداد همزمان شد. امام حسن عسکری(ع) در چنین فضایی متولد شدند و در سال ۲۳۳ هجری به همراه پدر بزرگوارشان امام هادی(ع)، بهاجبار از مدینه به سامرا فراخوانده شدند. این اقدام شبیه سیاست مأمون در انتقال امام رضا(ع) به توس بود تا از ارتباط آزاد جامعه علمی و فقهی با امام ممانعت شود و شیعیان تحت کنترل قرار گیرند.
علت تشدید فشارها بر امام یازدهم(ع) دو نکته کلیدی بود. نخست، کثرت جمعیت و قدرت چشمگیر شیعیان در عراق که مشروعیت عباسیان را نمیپذیرفتند و دوم، آگاهی قطعی حاکمان از احادیث نبوی دال بر اینکه منجی برچیننده بساط ستمگران، فرزند بلافصل امام عسکری(ع) است. از این رو، دستگاه حکومت، امام را وادار کرد دوشنبهها و پنجشنبهها حضور خود را به دارالخلافه اعلام کنند. حتی معتز و مهتدی ایشان را محبوس و دستور ترورشان را صادر کردند. در چنین فضای رعبآوری، دیدار حضوری با امام خطری مهلک به شمار میرفت؛ چنانکه اصحاب نقل میکنند در کوچه منتظر رؤیت امام بودیم که پیامی از حضرت رسید: «فَإِنَّکُمْ لَا تَأْمَنُونَ عَلَی أَنْفُسِکُمْ»؛ هیچکدام از شما بر من سلام نکرده و با دست اشاره نکنید، زیرا جان شما در امان نیست (الخرائج والجرائح، راوندی، ج ۱، ص ۴۳۹؛ بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲۷۲). این دشواریها به حدی بود که خود حضرت فرمودند: «مَا مُنِیَ أَحَدٌ مِنْ آبَائِی بِمِثْلِ مَا مُنِیتُ بِهِ مِنْ شَکِّ هَذِهِ الْعِصَابَةِ»؛ هیچیک از پدرانم مانند من گرفتار شک و تردید شیعیان در امامت نشدند. (تحفالعقول، ص ۴۸۷؛ بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲۷۳)
شبکه وکالت و پیکها؛ ساختار نوین ارتباط در پهنه تشیع
در عصر امام عسکری(ع)، مذهب اهلبیت(ع) در شهرهایی مانند کوفه، بغداد، نیشابور، قم، آوه، مدائن، خراسان، یمن، ری، آذربایجان، سامرا، جرجان، بصره و حله پایگاههای وسیعی یافته بود. این گستردگی جغرافیایی، ساماندهی منظمی را ایجاب میکرد تا پیوند مردم با امام و تعامل با یکدیگر از هم نگسلد. حضرت این امر را با اتکا به سه بازوی وکالت، پیک و مکاتبه سامان بخشیدند.
ایشان چهرههای نخبه را در بلاد به وکالت گذاشتند؛ از جمله ابراهیم بن عبده در نیشابور که امام در حکمی مکتوب به عبدالله بن حمدویه بیهقی نوشتند: «من ابراهیم بن عبده را برای دریافت حقوق مالی آن سامان منصوب کردم و او را وکیل امین و مورد اعتماد خویش قرار دادم. تقوا پیشه کنید و وجوه واجب را بپردازید که هیچکس در تأخیر آن معذور نیست». (رجال کشی، ص ۵۷۷؛ معجم رجال الحدیث، ج ۱، ص ۲۴۸)
شخصیتهایی چون احمد بن اسحاق قمی و محمد بن عثمان عمری نیز حلقه ارتباطی دیگر بلاد بودند. همزمان، پیکهای امینی چون ابوالادیان و داوود بن اسود پیامها را در استتار حمل میکردند. روزی امام چوب ضخیمی پر از نامه به داوود سپردند تا به عثمان بن سعید برساند. چوب در برخورد با قاطر شکست و نامهها هویدا شد. امام پس از بازگشت وی، ضمن هشدار تشکیلاتی فرمودند: «هرگاه شنیدی کسی به ما ناسزا میگوید راهت را بگیر و برو و با او مشاجره نکن و خود را معرفی ننما؛ ما در شهر بدی زندگی میکنیم، تو کار خود را بکن و بدان که اخبارت به ما میرسد». (مناقب ابنشهرآشوب، ج ۴، ص ۴۲۷) میراث مکتوب حضرت نیز که با عنوان «مکاتبات الرجال» گردآوری شده، گواه این شبکه گسترده ارتباطی است.
پنهانکاری و راهبرد تقیه؛ مدیریت هوشمندانه بحران
با توجه به نظارت شبانهروزی مأموران، مبارزه سیاسی امام یازدهم(ع) بر اصل تقیه و حفظ اسرار استوار بود. این شیوه نهتنها از سوی حضرت، بلکه از جانب کارگزاران ایشان نیز با دقت اجرا میشد؛ چنانکه عثمان بن سعید عمری با پوشش روغنفروشی، اموال و مراسلات شیعیان را در ظروف و مشکهای روغن قرار میداد و به خانه امام میرساند. (الغیبة، شیخ طوسی، ص ۳۵۴)حتی در شرایط حبس، ارتباط قطع نشد؛ ابویعقوب گزارش میدهد امام از زندان مکان و زمانی را مشخص میکردند و با وجود نگهبانان سختگیر، سر موعد حاضر میشدند، رهنمودها را ارائه میدادند و پیش از آگاهی زندانبانان بازمیگشتند (خرائج راوندی، ج ۱، ص ۴۴۲). رازداری ضرورتی قطعی بود؛ عبدالعزیز بلخی نقل میکند در بازار سامرا خواستم فریاد بزنم مردم این پیشوای شماست، اما امام انگشت اشاره بر دهان نهادند و شبهنگام متذکر شدند: رازداری کنید وگرنه کشته میشوید و خود را هلاک نسازید. (مناقب، ج ۴، ص ۴۲۸)
امام(ع) به کسانی که به سبب خفقان، امکان تحرک میدانی نداشتند، آرامش میبخشیدند. علی بن عاصم کوفی از ناتوانی خود در نصرت گلایه کرد؛ امام(ع) حدیثی نبوی را بدین مضمون تلاوت فرمودند: «هر کسی به علت ناتوانی نتواند ما اهلبیت(ع) را یاری و در پنهان، دشمنان ما را لعن کند، خداوند صدای او را به فرشتگان میرساند؛ فرشتگان بر او درود میفرستند و حقتعالی ندایش را مستجاب کرده و او را در زمره نیکان قرار میدهد». (تفسیر الامام العسکری(ع)، ص ۳۴۸)
حمایت از چهرههای شیعی؛ تثبیت اعتقادی و استقلال معیشتی
مواجهه با طاغوت، فشار روحی و اقتصادی گزافی بر نخبگان جامعه تحمیل میکرد. امام عسکری(ع) با درک اینکه ضعف بنیه مالی و هجوم شبهات فکری زمینه انحراف شیعیان را فراهم میکند، راهبرد حمایتی دوگانهای را پیش گرفتند.
در جبهه اندیشه، ایشان افکار متزلزل را تثبیت میکردند. محمد بن ربیع شیبانی در اهواز با فردی ثنوی مناظره کرده و رگههایی از تردید در باطنش راه یافته بود؛ چون به سامرا رسید، امام(ع) پیش از آنکه سخنی رد و بدل شود با اشاره انگشت به وی فرمودند: «أَحَدٌ، أَحَدٌ، فَوَحِّدْ»؛ خدا یکتاست، یکتاست؛ پس او را یگانه دان (بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۲۵۴). این کلام امام(ع) تاریکی تردید را از جان او پاک کرد.
در عرصه اقتصادی نیز امام(ع) مانع از آن میشدند که یاران شاخص به سبب تنگدستی جذب دربار شوند یا احساس خواری کنند. ابوهاشم جعفری میگوید: در مضیقه شدید مالی بودم و خواستم نامهای به امام بنویسم اما حیا مانع شد. به خانه که رسیدم پیکی از سوی امام ۱۰۰ دینار آورد و در نامهای همراه آن آمده بود: «هرگاه احتیاج پیدا کردی خجالت نکش و خودداری نکن و از ما بخواه، چرا که به خواست خدا به مقصودت خواهی رسید» (اعلام الوری، طبرسی، ص ۳۷۲). این رویکرد کرامتبخش، پایگاه شیعه را از آلودگی به تطمیع ستمگران مصون کرد.
مهندسی دوران گذار؛ صیانت از موعود و تمهید عصر غیبت
برجستهترین و خطیرترین مأموریت امام حسن عسکری(ع)، تولد حضرت مهدی(عج)، حفاظت از جان ایشان و آمادهسازی امت برای حادثه شگفت و نامأنوس «غیبت» بود. دربار عباسی جاسوسان بسیاری حتی درون خانه امام گمارده بود؛ بنابراین حضرت تولد را مخفی نگه داشتند، بهگونهای که حتی برخی خادمان تا دو سال بیخبر بودند(کمالالدین، ج ۲، ص ۴۳۳). ایشان برای انحراف نگاه دستگاه، مادر بزرگوارشان را وصی رسمی قرار دادند تا دشمنان یقین کنند فرزندی باقی نمانده است (الغیبة، شیخ طوسی، ص ۲۲۴) و در سال ۲۵۹ هجری فرزندشان را همراه جده به سفر حج فرستادند تا از رصد جلادان در امان بمانند.
از سوی دیگر، برای صیانت از خواص در برابر یأس و تردید، با ارسال وجوه عقیقه و نشان دادن اختصاصی کودک، حجت را تمام کردند. در واقعهای مشهور، حضرت در جمع ۴۰ تن از معتمدان، فرزند خویش را نشان داده و فرمودند: «این پیشوای شما پس از من و خلیفه من در میان شماست؛ از او اطاعت کنید و پس از من در دین خود پراکنده نشوید که هلاک خواهید شد و بدانید که پس از امروز، او را نخواهید دید». (کمالالدین، ج ۲، ص ۴۳۵؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۳۴۶)همچنین احمد بن اسحاق قمی خدمت امام شرفیاب شد و حضرت با آوردن فرزند سهساله خویش که چهرهاش چون ماه میدرخشید، غیبت طولانی را تبیین کرده و فرمودند: «ای احمد بن اسحاق! خدای تعالی از زمان آفرینش آدم تا قیامت هرگز زمین را از حجت خالی نگذاشته و نمیگذارد؛ به سبب او بلا دفع میشود، باران میبارد و برکات زمین آشکار میشود... به خدا سوگند او غیبتی خواهد داشت که هیچکس در آن نجات نمییابد مگر کسی که خداوند، او را بر امامت استوار دارد و توفیق دعا برای تعجیل فرجش را به وی عطا کند» (کمالالدین، ج ۲، ص ۳۸۴؛ کفایة الاثر، ص ۲۹۲). به این ترتیب امام یازدهم(ع) با کاهش دیدارهای مستقیم و مکالمه از پشت پرده، ساختار فکری و روانی جامعه را برای گذار به عصر غیبت صغری و کبری تثبیت کردند.





نظر شما