نخستین شعری که نوید اطاعتی برای حضرات معصومین (ع) سرود، در حرم امام رضا (ع) و در ایام ولادت امام حسن مجتبی (ع) شکل گرفت؛ مثنوی پنجاهبیتی که به گفته این شاعر، در عرض نیمساعت و بهصورت کاملاً جوششی سروده شد.
اطاعتی از این تجربه در حرم مطهر رضوی آغاز میکند و به شعر شهریار، ارادت او به اهلبیت (ع)، «حیدربابایه سلام» و پیوند شعر او با ایران میرسد.
مثنوی پنجاهبیتی در حرم مطهر رضوی
نوید اطاعتی درباره آغاز شاعری خود در حوزه شعر اهلبیت (ع) میگوید: «اولین شعری که من برای حضرات معصومین (ع) سرودم، شعری بود که در حرم امام رضا (ع) سروده شد و ایام ولادت امام مجتبی (ع) بود؛ نزدیک نیمه رمضان بود.»
او ادامه میدهد: «خیلی عجیب بود که این شعر، علیرغم اینکه یک مثنوی پنجاهبیتی بود، در عرض نیمساعت سروده شد؛ یعنی تماماً جوششی بود و برای هیچکدام از ابیاتش فکر نشد که البته بعدش به محضر اساتیدمان رسید؛ از جمله استاد شفق، و اصلاحیههایی روی این ابیات صورت گرفت. اما در نگاه اولش که ساختار کلی شعر ایجاد شد، بهصورت بداهه بود و در حرم امام رضا (ع).»
اطاعتی بخشی از این مثنوی را نیز چنین روایت میکند: «سخن با این ابیات آغاز میشود که «این خانواده اشرف مخلوق داورند / اینها فقط کریم به دنیا میآورند». کرامت در این خاندان یک جنس دارد و جنس کرامت حسنی از همه متفاوت است؛ «مولای ما حسن به کرامت زبانزد است / در کوچه کریم پر از رفتوآمد است». کم خواستند از شاه؛ آن هم حسنی که ثبت کریم محمد (ص) است. ابیات بهتری هم در این خصوص هست که در مثنوی میتوان دید.»
چرا قرعه به نام شهریار افتاد؟
اطاعتی در ادامه، به مناسبت روز شعر و ادب فارسی و نامگذاری این روز به نام استاد شهریار اشاره میکند: «در خصوص روز شعر و ادب پارسی که خوب نامگذاری کردهاند به نام استاد شهریار ـ باید گفت این نامگذاری اتفاقی نیست. ما شاعران زیاد و بسیار خوبی داریم، اما قرعه به نام ایشان خورده است.»
او یکی از ویژگیهای برجسته شهریار را چنین بیان میکند: «محمدحسین بهجت تبریزی، متخلص به شهریار، زمانی این شعر بسیار خاص و ویژه را میسراید.»
به روایت اطاعتی، آیتالله مرعشی نجفی که همعصر شهریار بوده، در خواب شعرخوانی شهریار در حضور امیرالمؤمنین علی (ع) را میبیند و پس از آن درباره شاعری به نام شهریار پرسوجو میکند. پس از دیدار، آیتالله مرعشی از شهریار درباره غزلی با مطلع «علیای همای رحمت...» میپرسد. شهریار با تعجب میگوید که این شعر را تازه سروده، منتشر نکرده و برای کسی نیز نخوانده است.
اطاعتی ادامه این روایت را چنین نقل میکند: آیتالله مرعشی به شهریار میگوید که شعرخوانی او را با همین غزل در خواب و در محضر امیرالمؤمنین (ع) دیده است. به گفته اطاعتی، شهریار با شنیدن این سخنان اشک میریزد و این ویژگی را یکی از وجوه تمایز او از دیگر شاعران معاصر میداند.
از فرزدق و دعبل تا شهریار
اطاعتی با اشاره به پیشینه شعر اهلبیت (ع) میگوید: «خب، ما در عصر اهلبیت شعرایی داشتیم مثل فرزدق، کمیت و دعبل که برای اهلبیت شعر خواندند و شعرشان از طرف حضرات معصومین تأیید شد؛ و حتی دعبل و امام رضا (ع)، شعر او را تکمیل میکنند، با طبیعتی که در مورد خودشان هست و با آن حالوهوایی که به دعبل میدهند.»
او ادامه میدهد: «دعبل نیز از سوی شعرای همعصر خودش متهم میشود، اما برای ما استاد شهریار واقعاً این ویژگی را دارد. شاید بگویم بهخاطر همین ویژگی است که نام ایشان در صدر قرار میگیرد و روز شعر و ادب پارسی را با نام ایشان میشناسیم.»
شهریار و «حیدربابایه سلام»
این شاعر درباره دو زبان شعر شهریار نیز میگوید: «ای شاعر پر آوازه به دو زبان شعر دارد؛ زبان مادریشان که آذری و ترکی است و منظومه «حیدربابایه سلام» را دارند که بسیار ویژگی خاصی دارد.»
به گفته اطاعتی، «اشعار ایشان، درد دلهای اجتماعیشان، غم مردم و اعتراضاتشان به کوهی که در منطقه آذربایجان بوده» بازتاب یافته است.
او ادامه میدهد: «ایشان در روستای خشکناب متولد شدند و این کوه همانجا است و نام آن کوه «حیدربابا» است؛ و شهریار با آن کوه درد دل میکند و اشعارش را میگوید.»
اطاعتی درباره شکلگیری شعر ترکی شهریار نیز توضیح میدهد: «شهریار خیلی مادری است؛ محمدحسین بهجت به خواست مادر شعر ترکی میگوید و مادر از او میخواست که شعر ترکی هم بگوید، و ایشان همان ایام نوجوانیاش در تبریز بود و همان خطه خودش و همان حالوهوا را به شعر میکشد.»
از درد دل با چاه تا گفتوگو با کوه
اطاعتی سپس برداشتی شخصی از این بخش از شعر شهریار بیان میکند: «و ویژگیای که به ذهن من رسید این است که شاید شهریار تأثیر میگیرد
از امیر مؤمنان علی (ع)؛ حضرت هم درد دلش را به چاه میگفتند.»
او میافزاید: «گویا بشر دوپا گنجایش فهم راز و غمها و حرفهای بزرگان را ندارد و گنجایش شنیدن این غمها را ندارد؛ و شهریار هم با کوه زمزمه میکند و درد دل میکند. چه زیباست که نام آن کوه هم «حیدربابا» است؛ شاید از این جهت آن را انتخاب کرده که به نام امیر مؤمنان باشد.»
اطاعتی در ادامه به شعری از عباس صادقی زرینی، شاعر و پژوهشگر ادبی، اشاره میکند و میگوید: «وی برای امیر مؤمنان که درد دل با چاه میکند این را گفته: «دریا در کوزه جا میشود» ... وب اینگونه میگوید: دریا در کوزه جا میشود، آن هنگام که تو با چاههای کوفه درد دل میکردی.»
شهریار و شعر اهلبیت (ع)
اطاعتی در ادامه درباره جایگاه شهریار در شعر مرتبط با اهلبیت (ع) میگوید: «و این هم از ویژگیهای منحصربهفرد شهریار، منظومه «حیدربابایه سلام». فارغ از این، وی شاعر پایینی محسوب نمیشود، به جهت چند شعر ویژهای که برای اهلبیت دارد؛ برای سیدالشهدا (ع)، برای امیر مؤمنان (ع) و برای ایران.»
او در پایان به شعری از شهریار که در مجالس محرم خوانده میشود اشاره میکند: «در پایان صحبتهایم، آن شعری که برای ایران دارد را عرض میکنم؛ تکبیتی که شهریار برای ایران دارد و شعر دیگرش این است. هر سال پیش از محرم، روضهخوانهای قدیم میخوانند و آنهایی هم که تازه هستند با این شعر شهریار مأنوسند و جا افتاده:
«شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین / روی دل با کاروان کربلا دارد حسین»
«بس که محملها رود منزل به منزل با شتاب / کس نمیداند عروسی یا عزا دارد حسین»
و در پایان، به مناسبت این ایام، این تکبیت شهریار را عرض میکنم که این شاعر بزرگ، نهتنها آذریزبان بودنش فاصلهای بین شعر پارسی و زبان آذری ایجاد نکرد، که چهبسا اتحادی بین این دو زبان و این دو مردم ایجاد کرد؛ و در پایان این بیتش را عرض میکنم که تکمیلکننده و حسن ختام باشد:
«ترکی ما بس عزیز است و زبان مادری / لیک اگر «ایران» نگوید، لال باد از وی زبان»




نظر شما