سلطان در هفتاد و نهمین شهریور زندگیاش همچنان با حرارت از مخمل سبز و توپ چرمی حرف میزند و همچنان قلبش با تلواسهای غریب میلرزد. علی زاغی در قاب ساعت دیواری سراغ روزگار ماضی را میگیرد و سرود دلدادگی را در افقهای رو به خاموشی زمزمه میکند. برای چشم تیلهای همیشه فرصت غلت زدن در زمینهای خاکی محله عارف هست انگار که اینگونه با فوتبال همذات پنداری میکند. واگویههای تابستانی علی پروین در حوالی صاحبقرانیه به خواندن میارزد.
تیم محبوبتان در صحنه لیگ میدرخشد و پیش میرود.
خدا را شکر تغییر نسلی که آقای تارتار وعده داده بود، خیلی زود جواب داده و یک تیم هجومی و منطقی را در دیدها قرار داده است. من خیلی از این استعدادهایی که پرسپولیس به کار گرفته را نمیشناسم اما انصافاً از بازیهایشان لذت میبرم. پرسپولیس به تیمی تماشایی تبدیل شده است.
این تیم به تیم تحت امر شما در دهه ۶۰ چقدر شباهت دارد؟
همین که از دقیقه اول توپ روی دروازه حریفان میریزند و توی ۲۰ دقیقه کار را تمام میکنند نشانگر آن است که نیمنگاهی به پرسپولیس دهه ۶۰ دارند. پرسپولیس ما هم اینگونه بود و تا رقیبان خودشان را پیدا کنند فرشاد و ناصر زهر خود را میریختند.
این درست است که شما در انتصاب مهدی تارتار نقش اول را ایفا کردید؟
نه خدا شاهد است. پیش از شروع لیگ با مدیران باشگاه دیدارهایی داشتم و هرگز در بحث فنی ورود نکردم. هرچند انتصاب تارتار از نگاه من منطقی و بجا بود و او بهعنوان یک پرسپولیسی قدیمی تا اینجای کار موفق بوده است.
فکر میکنید در ایستگاه آخر لیگ، جام به سوی تالار افتخارات کدام باشگاه پرواز کند؟
لیگ سال به سال حساستر و رقابتها تنگاتنگتر میشود و مدعیان قهرمانی بیشتر میشوند. باید صبر کرد و دید در ادامه کار کدام تیمها خرج خود را از دیگران جدا میکنند. در این بین پرسپولیس الحق و الانصاف شایستگی قهرمانی را دارد.
از فوتبال با طعم آبگوشت دوشوفره سلطان تا فوتبال با طعم استیک و بیف استراگانف چقدر راه بود؟
زمانه عوض شده و آدمها هم عوض شدند. اگر پروین در این فوتبال پروین شد به خاطر همان آبگوشتها بود که پیش از بازی به بدن میزدیم. نسل جدید نازک نارنجی شده و شباهت چندانی با نسلی که مفت و مجانی سرش را جلو توپ میگذاشت، ندارد.





نظر شما