فریدونی در ابتدای سخنان خود با اشاره به ضرورت مشخص شدن مفهوم حکمرانی در این بحث، اظهار کرد: اگر منظور از قرآنی بودن، حکمرانی آن باشد و جامعه بر اساس قرآن اداره شود، این خود یک بحث است و اگر منظور، حکمرانی بر امور قرآنی باشد، موضوع چیز دیگری است. در این نشست، آنچه مورد بحث قرار گرفته، چگونگی حکمرانی بر مجموعه فعالیتهای قرآنی کشور و فعالیتهایی است که جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور در این حوزه انجام میدهد.
فریدونی ادامه داد: بنابراین باید مشخص کنیم این امور چگونه حکمرانی شده یا باید حکمرانی شود و در این میان، نقش بخش مردمی، نخبگان قرآنی، اشخاص حقیقی و تشکلهای قرآنی چیست و چه جایگاهی باید برای آنها در نظر گرفت.
این صاحبنظر امور قرآنی با اشاره به مطالعات انجامشده درباره الگوی حکمرانی امور قرآنی کشور، گفت: در دهه ۸۰، مطالعات کارشناسی و پژوهشی و جلسات متعددی درباره حکمرانی کلان امور قرآنی کشور انجام شد و در نهایت، الگوی شبکهای و مشارکتی بهعنوان مدلی متناسب با اقتضائات این حوزه مورد توجه قرار گرفت.
وی تصریح کرد: در انتخاب هر الگوی حکمرانی، ابتدا باید نوع رابطه حاکمیت با آن حوزه مشخص شود. در کنار این مسئله، محتوای الگو، رفتارها، فرایندها و ارزشهایی که در آن تعریف میشود و همچنین اقتضائات موضوعی که قرار است الگو در آن اجرا شود، اهمیت دارد.
این فعال قرآنی با بیان اینکه امور قرآنی نیز اقتضائات خاص خود را دارد، تصریح کرد: در مطالعات انجامشده، به این جمعبندی رسیدیم که امور قرآنی کشور نمیتواند الزاماً با الگوهای متمرکز اداره شود و برای این حوزه، الگوی شبکهای و مشارکتی ظرفیت بیشتری دارد.
وی در تبیین این مدل، از تعبیر «مدل فرش» استفاده کرد و گفت: در گفتوگوهای کارشناسی، برای توضیح این الگو از تعبیر فرش استفاده میکردیم؛ چراکه در یک فرش، تارها و پودهای متعددی وجود دارد که هرکدام بخشی از ساختار را تشکیل میدهند، اما در نهایت همه آنها در کنار یکدیگر یک محصول واحد ایجاد میکنند.
فریدونی افزود: در الگوی شبکهای امور قرآنی نیز دستگاهها و نهادهای مختلف دولتی و غیردولتی، هرکدام بخشی از این شبکه هستند و شوراها، کمیتهها و سازوکارهای هماهنگکننده نقش اتصالدهنده این اجزا را ایفا میکنند.
وی با اشاره به دشواری ایجاد چنین شبکهای، تأکید کرد: بافتن یک فرش کار سادهای نیست؛ هماهنگ کردن مجموعهای از دستگاهها و نهادهای مختلف نیز طبیعتاً دشوار است، اما اگر این شبکه شکل بگیرد و به نتیجه برسد، ساختاری ایجاد میشود که بهسادگی از بین نمیرود و ظرفیت بازسازی و تداوم دارد.
این فعال قرآنی در ادامه با مقایسه این مدل با رویکردهای تمرکزگرا اظهار کرد: از سالها قبل، پیشنهادهایی برای ایجاد یک ساختار متمرکز و حتی تشکیل وزارت قرآن مطرح بوده است اما در مطالعاتی که درباره حکمرانی امور قرآنی انجام شد، تلاش شد الگویی متناسب با ساختار حکمرانی کشور و اقتضائات واقعی حوزه قرآن طراحی شود.
فریدونی یکی از نتایج الگوی شبکهای را امکان تداوم و توسعه ساختارهای قرآنی دانست و گفت: یکی از دلایلی که بخشهای قرآنی کشور در طول سالهای گذشته نهتنها از بین نرفتهاند، بلکه تعدد پیدا کرده و از نظر سازمانی رشد کردهاند، وجود همین سازوکار شبکهای بوده است.
فریدونی افزود: درون این سیستم، نوعی یادگیری سازمانی نیز اتفاق میافتاد. افرادی که تازه وارد عرصه فعالیتهای قرآنی میشدند و مسئولیت میگرفتند، با حضور در جلسات و کمیتهها با فضای تصمیمگیری آشنا میشدند و بهتدریج نوعی همگرایی و اشتراک تجربه میان بخشهای مختلف شکل میگرفت.
فریدونی با بیان اینکه نقد این مدل نیز موضوعی ضروری است، اظهار داشت: البته این الگو نیازمند نقد، اصلاح و بازنگری است و در طول سالهای گذشته نیز درباره نقاط ضعف و قوت آن بحثهایی صورت گرفته است؛ اما نباید اصل ظرفیت شبکهای و مشارکتی آن را نادیده گرفت.
وی بخش دیگری از سخنان خود را به جایگاه مردم و نخبگان قرآنی در این ساختار اختصاص داد و گفت: در الگویی که طراحی شد، حضور بخش مردمی شامل اشخاص حقیقی فرهیخته و نخبگان قرآنی و همچنین اشخاص حقوقی قرآنی، از جمله اتحادیه تشکلهای قرآنی، در لایههای مختلف تصمیمگیری پیشبینی شده بود؛ قرار نبود حضور بخش مردمی صرفاً به یک جایگاه تشریفاتی محدود شود، بلکه این بخش باید در کمیتهها، کارگروهها، ستادها و کمیسیونهای مرتبط با امور قرآنی حضور داشته باشد.
این فعال پیشکسوت قرآنی با اشاره به تجربه حضور نمایندگان بخش مردمی در ساختارهای تصمیمگیری قرآنی گفت: تجربه نشان داده است که وقتی نمایندگان بخش مردمی با انگیزه و جدیت در جلسات حضور پیدا میکنند و میان آنها هماهنگی وجود دارد، میتوانند در تصمیمات نیز اثرگذار باشند.
وی افزود: در برخی دورهها، نمایندگان اتحادیهها و اشخاص حقیقی حتی از نظر میزان حضور و مشارکت در جلسات، حضور پررنگی داشتند و همین مسئله نشان میداد که اگر بخش مردمی از ظرفیت رسمی خود بهدرستی استفاده کند، میتواند در فرایند تصمیمسازی اثرگذار باشد.
فریدونی حضور نمایندگان بخش مردمی در ساختارهای حاکمیتی را صرفاً به معنای برخورداری از حق رأی ندانست و گفت: حضور رسمی نمایندگان مردم در این جلسات، علاوه بر حق رأی، آثار دیگری نیز دارد که شاید کمتر به آن توجه شده باشد.
وی ادامه داد: وقتی نماینده بخش مردمی در یک ساختار رسمی حاکمیتی و با عنوان نماینده جامعه قرآنی حضور دارد، امکان انتقال دیدگاهها، ارتباط با مدیران و پیگیری مسائل بسیار متفاوت میشود. گاهی برای یک فعال قرآنی، گرفتن وقت از یک مسئول یا معاون وزیر دشوار است، اما وقتی بخش مردمی در ساختار رسمی حضور دارد، امکان گفتوگو و انتقال دیدگاهها به شکل مستقیمتری فراهم میشود.
این فعال قرآنی تصریح کرد: حتی انتقال شفاهی یا مکتوب مطالب و ارتباطات شکل متفاوتی پیدا میکند؛ زیرا فرد بهعنوان نماینده رسمی بخش مردمی قرآن در یک فرایند تصمیمگیری حضور دارد و این جایگاه میتواند به شنیده شدن مسائل جامعه قرآنی کمک کند.
وی در پایان تأکید کرد: با این تفاصیل، در بازآرایی حکمرانی امور قرآنی، مسئله فقط تعیین جایگاه سازمانی دستگاهها نیست؛ بلکه باید دید بخش مردمی و نخبگان قرآنی چگونه میتوانند در تمام سطوح تصمیمسازی، تصمیمگیری و هماهنگی حضور مؤثر و واقعی داشته باشند.




نظر شما