تحولات منطقه

آیت‌الله سیدموسی شبیری زنجانی، شامگاه یکشنبه ۲۹شهریور ۱۴۰۵، پس از ۹۹سال زندگی و ۹۰سال فعالیت علمی درگذشت تا حوزه‌های علمیه یکی از فقیهان برجسته خود را از دست بدهد.

به بهانه رحلت آیت‌الله سیدموسی شبیری زنجانی/ مرجعی که حافظه حوزه بود
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

آیت‌الله سیدموسی شبیری زنجانی، شامگاه یکشنبه ۲۹شهریور ۱۴۰۵، پس از ۹۹سال زندگی و ۹۰سال فعالیت علمی درگذشت تا حوزه‌های علمیه یکی از فقیهان برجسته خود را از دست بدهد.
او یکی از آخرین حلقه‌های زنجیره ارتباط مستقیم حوزه امروز با بزرگان قرن اخیر حوزه‌های علمیه بود.

پای درس بزرگان قم و نجف

سیدموسی دهم اسفند ۱۳۰۶ در قم به دنیا آمد. پدرش، آیت‌الله سیداحمد زنجانی، از فقهای شناخته‌شده و علمای اخلاقی حوزه قم بود؛ مردی که در کنار دانش فقه، به دقت علمی، نظم، زهد و توجه به مسائل اجتماعی دین شهرت داشت و نماز جماعت حرم حضرت معصومه(س) را اقامه می‌کرد.
سیدموسی تحصیل حوزوی خود را در همان سال‌های کودکی و تحت تربیت پدر آغاز کرد و از نوجوانی وارد فضای علمی حوزه شد. دروس سطح را در سه سال به پایان برد و در درس سید صدرالدین صدر که حاضر شد، کم‌سن و سال‌ترین شاگرد خارجش بود.
در ۲۵سالگی عزم نجف کرد تا در درس‌های سیدعبدالهادی شیرازی و سیدمحسن حکیم شرکت کند و پای درس فقه و اصول سیدابوالقاسم خویی حاضر شود. در بازگشت به قم، درس خارج فقه و خارج اصول آیت‌الله بروجردی را درک کرد و به همراه امام موسی صدر و سیدمحمد بهشتی پای درس خارج فقه سیدمحمد محقق ‌داماد نشست.
امام موسی صدر نخستین هم‌مباحث طلبگی و یکی از عوامل علاقه‌مندی‌اش به دروس حوزی بود. بخش مهمی از شخصیت علمی او نیز پای درس برجسته‌ترین استادان حوزه و رفت ‌و آمد میان مکتب‌های مختلف فقهی و اصولی شکل گرفت.

در مقام استادی

سیدموسی شبیری زنجانی در دهه سوم زندگی‌اش از استادان دروس عالی قم و مدرسه حقانی بود. تدریس خارج فقه را هم در ۴۰سالگی و در زمان حیات استادش سیدمحمد محقق‌داماد آغاز کرد که یک دوره آن ۱۵سال به طول انجامید. درس او از معتبرترین دروس حوزه علمیه قم بود.
او با بهره‌گیری از ویژگی‌های دروس برجسته خود و افزودن ابتکارات دیگر، روش تدریس خود را سامان داد. نظرات فقها و به‌ویژه قدما را در مسائل اصلی فقه به‌صورت مستقیم نقل می‌کرد و از نقل قول دیگران پرهیز داشت. بر رجوع مستقیم به منابع اصلی اصرار داشت و از تسامح و بی‌دقتی می‌پرهیزید.
در هر مسئله فقهی به تمام کتب استدلالی فقها مراجعه می‌کرد تا علاوه بر اصل مسئله، فضای فکری فقیه نیز به درستی درک شود و در لابه‌لای کلمات آنان نکاتی یافت شود که به فهم دقیق‌تر نظرات آن‌ها کمک کند.
این رویکرد را در نقل روایت‌ها نیز داشت و به یک جمله از روایت اکتفا نمی‌کرد. روایت باید به‌طور کامل بررسی می‌شد و به فقه‌الحدیث و دقت‌ نظر در مفاد احادیث اهمیت زیادی می‌داد. علاوه بر این تمام احادیث مرتبط با مسئله که حتی ممکن است در سایر ابواب جوامع حدیثی ذکر شده باشند باید بررسی می‌شدند.
تا سال‌های پایانی عمر، برای اقامه نماز و حضور در درس، با پای پیاده به حرم حضرت معصومه(س) یا فیضیه می‌رفت و در مسیر، طلاب و فضلا گرد او جمع می‌شدند و از نکات علمی و خاطراتش استفاده می‌کردند تا راه رفتنش در خیابان‌های قم نیز به مجلس درس تبدیل شود.

حافظه حوزه

آیت‌الله شبیری زنجانی توجه ویژه‌ای به تاریخ داشت و این ویژگی او را به سرآمد علما در علم رجال، تراجم و تاریخ عالمان شیعه تبدیل کرده بود. برای او، گذشته راویان، علما و حوزه‌های علمیه، تنها یک مجموعه نام و تاریخ نبود؛ زنجیره‌ای از روابطی بود که در ظرف زمانی و مکانی و فرهنگی خودش باید شناخته می‌شد.
این نگاه در کتاب چهارجلدی «جرعه‌ای از دریا» به‌خوبی دیده می‌شود؛ اثری که تنها مجموعه‌ای از نوشته‌های فقهی نیست و بخش مهمی از آن به شخصیت‌شناسی، کتاب‌شناسی، تاریخ حوزه، رجال و خاطرات علمی اختصاص دارد. فصل «طریقیات» این کتاب، حاوی مطالب علمی، تاریخی و اخلاقی او بوده که در مسیر خانه تا حرم یا مدرسه برای شاگردان و همراهانش بیان کرده است.
حافظه فوق‌العاده قوی، دقت در نقل حوادث، حساسیتش در بررسی اسناد و توجه ویژه به صحت گزارش‌ها، «جرعه‌ای از دریا» را برخلاف ظاهرش به چیزی بیش از یک اثر جانبی تبدیل کرده و کتابی که در واقع بخشی از حافظه شفاهی حوزه است، منبع قابل توجهی برای پژوهش درباره تاریخ معاصر خواهد بود.
این مرجع عالیقدر از شمار نسلی بود که در فاصله‌ای کوتاه با چند مرحله مهم در تاریخ حوزه مواجه شد؛ از دوره حیات آیت‌الله حائری و تأسیس حوزه قم تا دوران زعامت آیت‌الله بروجردی، نهضت امام خمینی(ره)، انقلاب اسلامی و تحولات پس از آن. در نقل‌های او این چهره‌ها صرفاً شخصیت‌های تاریخی نیستند؛ آدم‌هایی هستند که در جلسات درس، در رفت‌وآمدهای روزانه و در روابط استاد و شاگردی دیده شده‌اند.
خاطرات ایشان درباره فضای پیش از ۱۵خرداد و حوادث آن سال و روایت‌هایش از فضای حوزه قم و ارتباط علما با یکدیگر، علاوه بر اطلاعات سیاسی، فضای اجتماعی و حوزوی آن روزگار را نیز به تصویر می‌کشد.
آیت‌الله شبیری زنجانی پس از انقلاب به فعالیت‌های حوزوی‌اش ادامه داد و در اواخر حیات آیت‌الله اراکی، زمزمه مرجعیتش قوت گرفت تا اینکه در سال ۱۳۷۳ رسماً در فهرست هفت‌نفره مراجع تقلید جامعه مدرسین حوزه علمیه قم قرار گرفت؛ ولی باز هم ترجیح داد روند عادی تدریس و تحقیق را ادامه دهد. رساله علمیه و حتی زندگی‌نامه و معرفی او به‌عنوان مرجع، سال‌ها بعد به انتشار رسید.

در حاشیه مبارزه

حضور سیاسی آیت‌الله شبیری زنجانی به سال‌های پیش از انقلاب و حمایت از نهضت امام خمینی(ره) بازمی‌گردد؛ در دورانی که بسیاری از روحانیون سنتی حوزه، سیاست را عرصه‌ای پرهزینه و پرمخاطره می‌دانستند. این حمایت نه از جنس شعار، بلکه به صورت تعطیل کردن دروس حوزوی، اقامه نماز جماعت و امضای اعلامیه‌ها و بیانیه‌هایی بود که از سوی علما و فضلای حوزه علمیه قم صادر می‌شد. حضور او در بازگشایی مدرسه فیضیه در ۱۲ فروردین ۱۳۵۷ نیز نشان از آن داشت که این فقیه جوان در متن تحولات حوزه قرار دارد.
او اگرچه در بطن مبارزه و شبکه‌های ارتباطی مبارزان قرار نداشت، ولی به واسطه خاستگاه خانوادگی و ارتباطاتش همواره در حاشیه مهم‌ترین وقایع سیاسی و مبارزاتی حرکت می‌کرد؛ پدرش هم‌بحث و رفیق امام خمینی(ره) بود، برادرش هم‌بحث و هم‌حجره‌ای رهبر شهید حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای و همچنین استاد حجت‌الاسلام سیدمصطفی و حجت‌الاسلام سیدمجتبی خامنه‌ای بود. این مرجع عالیقدر درباره امام(ره) گفته است: آقای خمینی دل قوی داشت و در شجاعت جزو نوادر قرون و در این جهت مشابه مرحوم مدرس بود. انسان‌های شجاع طرز فکرشان با انسان‌های معمولی متفاوت است، ازاین‌رو فکر انقلاب در دیگران وجود نداشت.

در حاشیه سیاست

او پس از انقلاب نیز گرچه در ساختارهای رسمی قدرت حضور نیافت، ولی همواره نقش حمایتی خود را ایفا می‌کرد. در همه انتخابات‌ شرکت می‌کرد، ولی هرگز از هیچ نامزدی علناً حمایت نمی‌کرد تا انرژی مرجعیت صرف حمایت‌های جناحی نشود. او ایران را «تنها کشوری که پرچم تشیع را به عنوان مذهب رسمی کشور برافراشته نگه داشته» می‌دانست و از این منظر، خدمت به این کشور را وظیفه‌ای دینی می‌شمرد.
در آخرین ماه‌های حیات و در دیدارش با رئیس‌جمهور، ایستادگی ملت ایران در برابر تهدیدها و تجاوزهای اخیر را «ناشی از امدادهای الهی» دانست و با اشاره به ناکامی دشمنان در تحقق اهدافشان گفت: «تصور آنان این بود که می‌توانند ظرف چند روز کار ایران را تمام کنند، اما ایران همچنان مقتدرانه ایستاده و این پایداری از امدادهای الهی در سطحی است که ادراک عادی ما به حقیقت آن نمی‌رسد».
از میان شاگردان برجسته بروجردی، محقق داماد، خویی و حکیم، شبیری زنجانی از جمله کم‌صداترین فقهای سیاسی بود. شخصیت او بیش از آنکه با سخنرانی و حضور رسانه‌ای شناخته شود، با درس، تحقیق، دقت و ارتباط مستقیم با طلاب و اهل علم شناخته می‌شد.
فقیهی بود که سیاست را در سکوت و حاشیه‌نشینی در پیش می‌گرفت و این ویژگی در میانه شکاف‌های سیاسی، اعتماد طیف‌های مختلف را جلب کرده بود. اصلاح‌طلبانی که او را استاد خود می‌دانستند، اصول‌گرایانی که او را از حامیان دیرین انقلاب می‌دیدند و حتی معترضانی که از شفاعت او استفاده می‌کردند، همه در نگاه به او، نوعی مرجعیت اخلاقی فراجناحی می‌دیدند.
او گرچه در میانه میدان و در نقش مدعی یا معترض حاضر نبود، ولی در میانه هر دو طیف حاضر بود و در نقش میانجی و شفیع ظاهر می‌شد. هشت سال پیش در واکنش به نامه سرگشاده آیت‌الله محمد یزدی که به این نوع سیاست‌ورزی اعتراض کرده بود، در واکنشی متین گفت: «من ارادت قدیمی به آیت‌الله یزدی دارم و می‌دانم که ایشان دلسوز انقلاب و دین است و انسان متدینی است و ایشان را قبول دارم».

خبرنگار: محمد ولایی

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha