تحولات منطقه

امروز در تقویم، یادآور یکی از تلخ‌ترین و تکان دهنده ترین صفحات تاریخ حریم امن رضوی است.

فاجعه‌ای در حریم یار؛ روایتی از توپ بستن حرم مطهر رضوی
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

روزی که غرش شوم توپ‌های روس، سکوت و آرامش پناهگاه دل‌شکستگان عالم را در هم شکست و گنبد و بارگاه ملکوتی شمس‌الشموس، حضرت امام رضا(ع)، هدف کینه‌توزی بیگانگان قرار گرفت.

برای مرور این فاجعۀ جانسوز که در تاریخ به نام «عاشورای ثانی» به ثبت رسیده است، یادداشت بهزاد نعمتی، پژوهشگر فرهنگ و هنر اسلامی را در ادامه، بخوانید:

فاجعه‌ای در حریم یار؛ روایتی از توپ ‌بندی حرم مطهر رضوی


واقعۀ مشهور به توپ‏بندی، یکی از رویدادهای دردناک حرم مطهر رضوی است. واقعه‏ای که در پی قرارداد معروف به ۱۹۰۷م. (مطابق ۱۲۸۶ ش) و حضور قوای نظامی روسیۀ تزاری در شمال ایران، ازجمله خراسان رخ داد. واحدهای نظامی روسیه در چند مرحله وارد مشهد شدند که آخرین آن ورود دسته‏هایی با توپخانه و تجهیزات کامل در پایان سال ۱۲۹۱ ش. بود که به بهانۀ حفظ امنیت اتباع خود در شهر، عملی شد.
رکن‏الدوله والی وقت خراسان آنها را پذیرفت و اسکان داد. این هنگامی بود که محمدعلیشاه علیه مشروطه حرکتی نافرجام کرده و مخالفان مشروطیت در مشهد در کشمکش نسبی با انقلابیون بودند. این عده که پنهانی از سوی انگلیس و به‌ویژه از سوی روسیه حمایت می‏شدند، به سرکردگی کسانی چون سید محمد یزدی معروف به طالب الحق، یوسف‏خان هراتی، علی‏اکبر نوقانی و محمد قوش‌آبادی، ارگ و سپس حرم مطهر را پایگاه اغتشاشات خودساخته، با گردآوری نیرو و سلاح، در کار شهر اخلال و ناامنی می‏کردند. در نتیجۀ تحریک افراد، به‌تدریج عده‏ای مردم ساده با برخی فرصت‏طلبان مسلح در حرم مطهر جمع شدند. دسته‏ای به رهبری طالب الحق و علی‏اکبر نوقانی مسجد جامع گوهرشاد و صحن عتیق را در اختیار گرفتند و دستۀ دیگر به فرمان یوسف‏خان هراتی، صحن نو (صحن آزادی کنونی) را متصرف شدند. تفنگ‌دارانی هم میان مسجد جامع و اطراف بست بالا خیابان و پایین خیابان و بازار بزرگ متفرق شدند و به ناامنی افزودند. به‌این‌ترتیب امنیت شهر از میان رفت و روسیه به این بهانه نیروهایش را در شهر پراکند. سپس با افزایش درگیری‏ها، والی خراسان تحت‌فشار روس‏ها استعفا داد و قشون روس، امنیت شهر را در دست گرفت و نظمیه را کاملاً خلع سلاح کرد.
در نهایت ضرب‌الاجل چهل و هشت‌ساعتۀ روس به گروه مستقر در حرم تمام شد و تلاش عده‏ای از جمله مرتضی‏قلی خان طباطبایی متولی باشی آستانه در پایان‌دادن به غائله فایده نکرد؛ بنابراین، در ۹ فروردین‌ماه ۱۲۹۱ ش. / ۱۰ ربیع‏الثانی ۱۳۳۰ ق. دو ساعت و نیم مانده به غروب، روس‏ها از مواضع خود بمباران حرم مطهر را آغاز کردند که تا نیم ساعت از شب رفته، ادامه یافت. سپس با تصرف صحن کهنه و مسجد گوهرشاد، وارد روضۀ منوره شدند و به کشتار مردم و زائران پرداختند تا اینکه به‌واسطۀ فریادهای امان‏خواهی مردم، شلیک را متوقف کردند.
بعدازاین جنایت، صحن کهنه را محل گردآوری اسیران قرار داده، دستور جمع‏آوری کشته‏شدگان را دادند.روز بعد اسیران را آزادکرده و اعلانی در شهر منتشر ساختند مبنی بر اینکه هدف قوای روس، سرکوبی متجاسرین و برقرار امنیت بوده است. در دوازدهم ربیع‏الثانی اجازۀ دفن کشتگان صادر شد. از سران شورشیان تنها طالب الحق دستگیر شد و باقی متواری شدند. حرم مطهر تا چهار روز در تصرف قشون روس بود. روز چهارم متولی را حاضر کرده و از وی دستخط گرفتند که چیزی از اسباب حرم کاسته نشده و مقصود، ازمیان‌بردن مفسدین بوده است.
در این حمله که منابع آن را «فتنة‏الکبری»، «آشوب آخرالزمان» و «عاشورای ثانی» خوانده‏اند، خسارات زیادی به اماکن متبرکه، به‏ویژه گنبد مطهر و مسجد جامع گوهرشاد وارد آمد. برخی اشیای نفیس و کتب کتابخانۀ آستان قدس مفقود شد. تعداد کشتگان را تا هشتصد تن نیز ذکر کرده‏اند، اما قول درست در این باره شصت تا هفتاد تن است.
در مشهد این زمان، رکن‌الدوله قبل از بمباران حرم رضوی از رأس حکومت خراسان کنار رفته و نیرالدوله به‌جای او تعیین شد. او در 19 جمادی‌الثانی به مشهد وارد شد و پس از چند روز، اعیان شهر و اعضای آستان قدس را در مجلسی، به تعمیر خرابی‌های وارد شده ترغیب کرد. او با پرداخت ۳۰ هزار تومان از جانب خود و با جمع‌آوری ۱۱۰ هزار تومان از مدعوان، امکان تعمیر را مهیا ساخت. در روز آغاز تعمیرات وی اولین گچ تعمیر گنبد مطهر را کار گذاشت و سلسله‌ای از اقدامات در این باره صورت گرفت.
از این رویداد کتیبه‏ای سنگی به خط نستعلیق غلامحسین کیمیا قلم و حجاری محمدتقی موسوی فراهم گردیده که در حرم رضوی نصب شد و شرح این رویداد و تعمیرات پس از آن را در قالب قطعه شعری ۲۳ سطری ارائه کرد. این کتیبه اکنون در خزانۀ گنجینۀ آستان قدس در حرم مطهر رضوی نگهداری می‌شود. همچنین میرزا طاهر مصنع رضوی، هنرمند و ساعت‌ساز حرم رضوی، این رویداد را در قالب نگاره‌ای به تصویر کشید و حتی آن را چاپ و منتشر کرد
تا جزئیات این رویداد را روایت کند. دو کتاب حدیقه الرضویه و انقلاب طوس که هر دو توسط ادیب هروی، از فرهیختگان ناظر بر واقعه در آن زمان نگاشته شده، گزارش‌های بسیار ارزشمندی از این رویداد ثبت و ضبط کرده است. همچنین انعکاس این رویداد در میان افکار عمومی آن‌قدر گسترده بود که نوشته‌های مختلفی در این باره به رشته تحریر درآمد، ازجمله اولیای بافقی در کتابی به نام آشوب آخرالزمان روایتی ارائه کرد و واقعۀ دلسوز طوس که حسینقلی تبریزی نوشت در این شمار است. همچنین ملک‌الشعرای بهار قصیده‌ای در این باره سروده است که بخشی از آن در اینجا نقل می‌شود:
شاه رضا شهید خراسان غریب طوس/ کاتش به قلب پاک وی افکند توپ روس
شاهی که خون کند دل احباب‌، غربتش/ پر خون شد از جفای بداندیش تربتش
جور غریب مایه اندوه و کربت است/ جور از پس وفات‌، فزون است کربتش
محصور شد ز خیل عدو درگهی که بود/خلق دو کون در کنف لطف و عزتش
آن آستانه‌ای که خدا کردش احترام/دردا که توپ روس برانداخت حرمتش
صحنی که داشت قیمت جان‌ها غبار او/نعل سمند حادثه بشکست قیمتش
سوراخ شد زتیرجفا پیکری که بود/پشت نهم سپهر، کمان بهر خدمتش
غلطید در دماء شهیدان تنی که بود/آب حیات‌، ریزه‌خور خوان نعمتش
در پای قهر حق ز چه‌رو موج‌زن نگشت/ زبن کینه‌ها که رفت به دریای رحمتش
ای حجت خدای ز غیبت برآر سر/بنگرکه با خدای چه کردند و حجتش

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha