تحولات منطقه

جنگ تحمیلی هشت‌ ساله، از جمله وقایع مهم تاریخ ایران است که بخش بزرگی از روایت‌های واقعی آن، در فضای جنگ شناختی کنونی، هنوز به گوش نسل جدید نرسیده است.

در گفت‌وگو با حسن باخرد، رزمنده و راوی دفاع مقدس دیروز و امروز مطرح شد/ از جنگ هشت ساله تا امروز؛ اتحادی که هرگز شکست نخورد
زمان مطالعه: ۹ دقیقه

جنگ تحمیلی هشت‌ ساله، از جمله وقایع مهم تاریخ ایران است که بخش بزرگی از روایت‌های واقعی آن، در فضای جنگ شناختی کنونی، هنوز به گوش نسل جدید نرسیده است. بازگویی این حقایق و مقایسه‌ آن دوران با شرایطی که اکنون در جریان جنگی که رژیم تروریستی آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی بر کشور ما تحمیل کرده‌اند، رخ می‌دهد -آن هم در سالگرد آغاز دفاع مقدس هشت‌ ساله- بسیاری از دستاوردهای انقلاب را در این ۴۷ سال روشن می‌کند.
به همین دلیل به سراغ حسن باخرد، رزمنده و راوی دفاع مقدس رفتیم تا در گفت‌وگویی با او که این شب‌ها و روزها نیز همچون رزمنده‌ای در میدان تبیین حضور دارد، آن سال‌ها را بازخوانی کنیم.

برای شروع، ریشه‌های جنگ تحمیلی را از کجا می‌بینید و این جنگ واقعاً از چه زمانی آغاز شد؟

ریشه جنگ هشت ‌ساله را باید در انقلاب جست؛ انقلابی که مردمِ به‌ستوه‌آمده از ظلم پهلوی رقم زدند، نه مردمی در رفاه. شاهد این ادعا، نقل‌ قول بد حسین فردوست -نزدیک‌ترین فرد به شاه- در خاطراتش است که حتی استاد انگلیسی‌اش پیش‌بینی شورش مردم را کرده بود؛ در کنار واقعیت‌هایی مثل نبود حمام خانگی، بی‌سوادی ۷۰درصدی و وابستگی کامل کشور به واردات.
پس از انقلاب، غائله‌های قومی (عرب، کرد، ترکمن و بلوچ)، حمله‌ آمریکا به طبس و کودتای نوژه ناکام ماند. صدام پس از دیدار با برژینسکی در مرز اردن و وعده حمایت آمریکا، قرارداد الجزایر ۱۹۷۵ را در ۲۶ شهریور ۱۳۵۹ پاره و علناً اعلام کرد که اکنون ایران ضعیف و عراق قوی است -برعکسِ روایت رایج درباره‌ «صدور انقلاب»- حمله‌ ترامپ به ایران هم با همین اعتماد ‌به ‌نفس کاذب رخ داد.
جنگ رسماً از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ شروع شد؛ اما به‌ روایت امیر مفید، از ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ تجاوزهای مرزی عراق آغاز شده بود و پیش از شروع رسمی جنگ، بیش از ۵هزار و ۵۰۰ شهید، مجروح و اسیر داشتیم.
دفاع مقدس هشت ساله با نابرابری کامل تسلیحاتی شروع شد؛ رزمندگان ایرانی با تفنگ‌های برنو و ام‌یک که از جنگ‌های جهانی اول و دوم باقی ‌مانده‌ بودند، در برابر تانک‌های تی-۷۲، جنگنده‌های میگ-۲۹، میراژ و پرانتاندارد که همزمان از سوی ناتو و پیمان ورشو به صدام رسیده بود، می‌جنگیدند. حتی نیروهای هم به دلیل ممانعت بنی‌صدر، اجازه‌ استفاده از کلاشینکف را نداشتند. با این‌همه، برای نخستین ‌بار پس از ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال، ایران در این جنگ حتی یک وجب از خاک خود را از دست نداد.

از آن روزهای دست‌ خالی تا امروز، ایران در حوزه‌ دفاعی و هسته‌ای چه مسیری را طی کرده است؟

آن روزها هیچ‌کدام از توانمندی‌های امروز وجود نداشت. اکنون ایران می‌تواند پهپاد گلوبال هاوک و جنگنده اف- ۳۵ آمریکا را بزند. در دوران جنگ هشت ساله، هواپیماهای میگ اهدایی شوروی به صدام را در آسمان اهواز و تهران می‌دیدیم که ‌ تأسیسات ما را می‌زد و جنگنده‌های دشمن، در اصفهان، نکا و قم ما را می‌زدند و ما جز نگاه ‌کردن کاری از دستمان برنمی‌آمد. آن زمان حتی نمی‌توانستیم سیم خاردار مورد نیازمان را تولید کنیم و ناچار به وارد کردن آن بودیم؛ این همان کشور خرابی بود که پهلوی پدر و پسر تحویلمان داده بودند.
سربازان امام خامنه‌ای باید به خودشان ببالند؛ چرا که در جنگ هشت ساله نزدیک به یک‌میلیون و ۵۰۰ هزار نفر پای کار جنگ آمدند و بقیه مردم تنها تماشاگر بودند؛ اما در حال حاضر ۳۰میلیون نفر در سامانه جان‌فدا نام‌نویسی کرده‌اند.
اکنون استادان دانشگاه‌ و تئوریسین‌های آمریکایی‌ها اذعان می‌کنند که ایران ابرقدرت است. امروز موشک‌های نقطه‌زن ایران چنان دقیق‌اند که به گفته‌ وزیر دفاع روسیه، هیچ کشوری در جهان مشابه آن را ندارد، در حالی‌ که آغاز این مسیر با درخواست عاجزانه ۱۰ فروند موشک از معمر قذافی بود که شهید حسن تهرانی‌مقدم بر پایه‌ همان ۱۰ موشک، مهندسی معکوس و تولید داخلی را آغاز کرد. این‌ها همه با دست‌ خالی و با تلاش، فراست و هوش جوانان ایرانی بدست آمده است. حتی فناوری هسته‌ای نیز با هوش جوان ایرانی، ۱۰۰درصد داخلی و بومی‌سازی‌ شده است. محمد البرادعی هنگامی که به ایران آمد و دانشمندان هسته‌ای کشور را دید، با ناراحتی گفت گمان می‌کرده منظور از دانشمندان هسته‌ای، افراد سالخورده‌ای هستند مانند دانشمندان کشورهای دیگر، نه این جوانان.
امام خامنه‌ای(ره) فرموده بودند ما در یک «گردنه‌ تاریخی» قرار داریم و باید از آن عبور کنیم؛ هرچه به قله نزدیک‌تر می‌شویم، اکسیژن کمتر می‌شود -یعنی هزینه‌ها و ریزش‌ها بیشتر و طلا و ارز گران‌تر می‌شود- اما به‌فرموده‌ امام حکیم، به ‌یاری خدا از این گردنه تا پیروزی کامل و ظهور امام زمان(عج) عبور خواهیم کرد.

از نگاه شما مهم‌ترین درس و میراث دوران دفاع مقدس برای ملت ایران چه بود؟

نخستین ارزشی که انقلاب و دفاع مقدس برای ما به یادگار گذاشت، برابری و برادری بود. دلم برای آن روزها تنگ شده؛ روزهایی که مردم برای یکدیگر جان می‌دادند. امام، ما را «توده‌های مستضعف» می‌نامید، نه شیعه و سنی و نه اصول‌گرا و اصلاح‌طلب. ما مردم یکدست بودیم، یک حزب داشتیم و آن حزب جمهوری اسلامی و یک رهبر داشتیم و آن هم حضرت روح الله(ره) بود. همان اقلیتی که پای کار جنگ آمدند، با یکدیگر متحد بودند و تا پایان پای کار ماندند تا اینکه جنگ به سرانجام رسید.
اکنون این اتحاد با شهادت آقای شهید ایران، میان مردم رقم خورده است. وقتی به جمع آن‌ها در تجمعات شبانه می‌روم، این برادری، اتحاد و انسجام را در میانشان می‌بینم.

در شرایط حساس امروز، این اتحاد و همدلی ملی چگونه باید حفظ شود و چرا حضور مردم در خیابان این‌قدر اهمیت دارد؟

همان‌طور که امام خامنه‌ای فرموده‌اند، حتی اگر انتقادی ۱۰۰درصد درست و صادقانه باشد، اکنون زمان مطرح ‌کردن آن نیست؛ زیرا اتحاد در این مقطع، مقدس است. اگر انتقادی هم می‌کنیم، باید مؤثر باشد؛ چرا که انتقادهای بی‌ثمر و جناحی تنها به سوءاستفاده‌ دشمن می‌انجامد. اکنون باید همه‌ تمرکز را روی همبستگی، تولید داخلی، تولید انرژی مثبت برای رزمندگان اسلام و حضور در خیابان گذاشت. حضور در خیابان چنان اثرگذار است که رسانه‌های صهیونیستی مانند «ایران‌اینترنشنال» بارها از طریق برنامه‌های خود از مردم خواسته‌اند خیابان‌ها را خلوت کنند. همین نشان می‌دهد این حضور، دست‌کم به‌ اندازه‌ کسانی که پای لانچرها ایستاده‌اند، اهمیت دارد. اکنون حضرت ولی‌عصر(عج) و نائب امام زمان از ما می‌خواهند که در خیابان‌ها حضور پیدا کنیم.
مداح شهید، محسن گلستانی می‌گفت: «حسین در صحنه است. اگر در صحنه نیستی، هرجا که می‌خواهی باش؛ چه ایستاده در نماز و چه نشسته بر سفره‌ شراب، تفاوتی نمی‌کند»؛ یعنی کسی که در کف خیابان برای دفاع از انقلاب حاضر نیست، با فردی که تنها به ‌ظاهر عبادت می‌کند و با او که همیشه در کشورهای خارجی مشغول خوشگذرانی است تفاوت چندانی ندارد.
امام خامنه‌ای فرموده‌اند: «طی آن دو هفته مردم، کشور را راهبری کردند». مردم بدون هیچ دعوت‌نامه‌ای، خودجوش به خیابان‌ها آمدند. سحر دهم اسفند من در حرم امام رضا(ع) بودم و دیدم که آن‌ها فوج فوج به خیابان‌ها ریختند، بدون آنکه منتظر دستور اصول‌گرایان یا اصلاح‌طلبان باشند. این مردم را خداوند مبعوث کرده است.

شهدای این جنگ و رویدادهای اخیر را چگونه توصیف می‌کنید؛ آدم‌هایی معمولی یا قهرمانانی استثنایی؟

در دیداری که من و جمعی از راویان دفاع مقدس خدمت رهبر شهید انقلاب رسیدیم، در محضر ایشان گفتم که شهدا آدم‌های معمولی و خاکی بودند، نه آنکه از ابتدا قهرمانانی خاص باشند. آن‌ها از یک مقطعِ زمانی و مکانی مشخص تصمیم گرفتند و قدم ‌به ‌قدم و مرحله ‌به ‌مرحله پیش رفتند تا سرانجام به خدا رسیدند و ستاره شدند. بسیاری از رزمندگان که غیرت ایرانی‌شان موجب شده بود به جبهه بیایند، تا پیش آمدنشان به جبهه حتی نماز خواندن یا وضو گرفتن را بلد نبودند و در جبهه یاد گرفتند. همان‌ها قدم به قدم تا خدا رفتند و بعدها اهل نماز شب، عبادت و عرفان شدند.
در میان شهدا، شهیدانی همچون سپهبد شهید علی صیاد شیرازی، سرلشکر شهید عباس بابایی، شهید حسن تهرانی ‌مقدم، شهید حسن آزادی، شهید حسن علیمردانی، شهید حسن آب‌شناسان، شهید حسن باقری، امیر موسوی، محمد باقری، شهید محمود کاوه، شهید همت، شهید خرازی، شهید مهدی تهرانچی و شهید مهدی زین‌الدین استثناهایی بودند که سرنوشت جنگ را عوض کردند. برای نمونه، وقتی صدام در بغداد اجلاس کشورهای غیرمتعهد را برگزار و اعلام کرده بود هیچ هواپیمای ایرانی به آسمان بغداد نخواهد رسید، خلبان شجاع؛ شهید عباس دوران با فداکاری خود این تابو را شکست و روند اجلاس را برهم زد؛ اجلاسی که صدام می‌خواست از آن عواید زیادی برای خود کسب کند.
اما بیشتر شهدا جوان و نوجوان بودند، دقیقاً مثل جوانان امروزی؛ همان‌هایی که مو بلند می‌کردند، شلوار پاچه‌گشاد می‌پوشیدند و به قول آن زمان «هیپی» بودند. همین آدم‌های معمولی به جبهه آمدند؛ گاه حتی نماز نمی‌خواندند و در جبهه می‌پرسیدند باید چگونه وضو بگیرند و نماز بخوانند. آن‌ها برای دفاع از ناموس ایران و ایرانی آمده بودند، نه برای چیز دیگری؛ اما همین افراد رفته‌رفته نمازشب‌خوان، عابد و عارف شدند. آن‌گونه به خدا نزدیک شدند که حتی نوع شهادت خود را نیز انتخاب می‌کردند.
امام شهیدمان در آن دیداری که با عنوان «مستند غیررسمی» منتشر شد، پس از شنیدن این روایت از من، تأیید فرمودند که «اکثریت شهدا آدم‌های معمولی بودند و تا اواخر عمرشان نیز خبری از این تحول نبود؛ اما نزدیک شهادت، دگرگونی خاصی در آن‌ها پدید می‌آمد». در جبهه به چنین رزمندگانی با شوخی می‌گفتیم: «نوربالا می‌زنی»؛ یعنی گویی رفتنی شده‌ای. در حالی که تا پیش از آن، شیطنت‌ها و شوخی‌های خودشان را داشتند و یک روز آنچنان متحول می‌شدند که برات شهادت را از خدا می‌گرفتند.

یکی از روایت‌های شهدای جنگ رمضان را که برایتان ماندگار شده بازگو می‌کنید؟

در میان شهدای جنگ رمضان نیز چنین افرادی داشتیم؛ به عنوان مثال شهید یوسف شیری که نوجوانی شانزده ساله بود، پدرش استاد دانشگاه است و خانواده فرهیخته و باسوادی دارد. مادرش تلفنی به من ‌گفت: «رفتار، پوشش و تفریحات یوسف هیچ‌کدام شبیه یک شهید نبود. پس از شهادتش، یک عکس که رفتار و لباس پوشیدنش شبیه شهدا باشد، پیدا نمی‌کردیم».
مادرش افزود: «عصر روز بیست‌ویکم رمضان -درست همزمان با شب شهادت امیرالمؤمنین(ع)- در خانه‌مان میهمانی بود. یوسف وارد شد و پای من را بوسید. فکر کردم او چیزی -مثلاً لپ‌تاپ یا موتور- می‌خواهد؛ اما یوسف همان‌طور که سرش روی پایم بود، گفت: «مادر جان، دوستانم در ایست‌وبازرسی‌های تهران به دست صهیونیست‌ها شهید شدند و چون شما دوست نداری من هم شهید شوم، به همین خاطر به شهادت نرسیده‌ام». او را مسخره کردم و گفتم: «بلندشو این ادا و اطوار به تو نمی‌آید. اگر تو شهید شوی، شهدا کجا بروند؟» بلند شد و جلویم ایستاد و گفت: «اگر دعا نکنی که شهید شوم، لیدر اغتشاشگرها می‌شوم. از این حرف یوسف ترسیدم؛ چرا که او حرف و عملش یکی بود. به همین خاطر در اتاقی خلوت کردم و در حالی که دستم به سمت آسمان بلند بود، گفتم: «خدایا اگر تو یوسف من را به‌عنوان شهید می‌پذیری، من از یوسفم گذشتم». پس از آن دیدم او آرام است و بدون افطار کردن از خانه بیرون رفت. حدود نیم تا یک ساعت بعد، صدای انفجاری نزدیک خانه شنیدیم. نگران شدیم. به تلفنش زنگ زدیم. پاسخ نداد و پس از پیگیری، خبر شهادت او تأیید شد».
خانواده برای شناسایی پیکر به بیمارستان شهید چمران تهران رفتند. مادر در سردخانه، پیکر پسرش را با همان لب‌های خشک و ترک‌خورده -که بدون افطار از خانه بیرون رفته بود- شناسایی کرد.
امام شهید انقلاب در همین زمینه فرموده بودند نسل سوم و چهارم انقلاب -جوانان دهه۸۰ و ۹۰- از نسل اول انقلاب برتر و بهترند. من نیز به‌عنوان یک رزمنده و راوی دفاع مقدس، در برابر جوانان امروزی که در جنگ ۱۲ ‌روزه، جنگ رمضان و رویدادهای دی‌ماه نشان دادند از نسل نخست انقلاب هم برترند، سر تعظیم فرود می‌آورم.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha