رئیسجمهور فرانسه اعلام کرده کشورش «ابزار نظامی» به منطقه ینبع در ساحل غربی دریای سرخ اعزام میکند: نیروی انسانی، رادار و سامانه پدافندی. وی تأکید کرده این اقدام «برای حفاظت از تأسیسات» صورت میگیرد و «به معنای مشارکت در هیچ درگیری نیست». در پاسخ به پرسشی درباره احتمال اعزام جنگنده رافال، تنها گفته که این موضوع «به تحولات بستگی دارد» و آن را رد نکرده است.
ینبع نقطه پایانی خط لوله شرق به غرب عربستان در ساحل دریای سرخ است. در شرایطی که تردد در تنگه هرمز محدود شده، این خط لوله مسیر جایگزین حیاتی عربستان برای صادرات نفت محسوب میشود و روزانه بیش از ۵ میلیون بشکه از آن عبور میکند. انتخاب ینبع به جای سایر گزینهها نشان میدهد محاسبه فرانسه روشن است: حفظ «دریچه پشتیبان» صادرات نفت عربستان.
سایر کشورهای اروپایی و علت غیبت آمریکا
تنها کشور اروپایی که همزمان با فرانسه وارد عمل شده، انگلیس است. نخستوزیر انگلیس با درخواست کمک نظامی عربستان موافقت کرده و قرار است یک هواپیمای سوخترسان «وویجر» از پایگاه قبرس اعزام شود تا به جنگندههای سعودی سوخترسانی هوایی کند و امکان رهگیری طولانیتر را فراهم آورد. انگلیس نیز این اقدام را «حمایت دفاعی» توصیف و برنامه اولیه را چند هفته اعلام کرده است.در سطح اتحادیه اروپا، مأموریت دریایی «آسپیدس» در دریای سرخ فعال است؛ اما مسئول سیاست خارجی اتحادیه اعتراف کرده که این مأموریت دستکم به ۱۰ ناو جنگی نیاز دارد و در حال حاضر تنها ۶ فروند در اختیار دارد که نشاندهنده ناکافی بودن توان آن است. از ایتالیا نیز بهعنوان کشوری با تمایل به تقویت حضور دریایی نام برده شده؛ اما هنوز حمایت مشخصی از عربستان اعلام نکرده است.
عربستان همزمان از آمریکا، فرانسه، انگلیس، پاکستان و مصر درخواست کمک کرده؛ اما آمریکا تمایل جدی به دخالت نشان نداده است. دلیل ظاهری آن است که موجودی موشکهای رهگیر آمریکا به دلیل درگیری با ایران به شدت کاهش یافته و توان تأمین پدافند اضافی برای عربستان را ندارد. دلیل عمیقتر آن است که آمریکا در مسئله یمن انگیزه سیاسی برای حمایت تمامقد از عربستان را ندارد که این امر با تضمین غیررسمی دوره ترامپ مبنی بر هدف قرار نگرفتن کشتیهای آمریکایی در دریای سرخ، نوعی هماهنگی ضمنی دارد.
انگیزه واقعی فرانسه چیست؟
بر اساس اطلاعات موجود، انگیزه کشورهای اروپایی به شدت بر قیمت انرژی در این قاره متمرکز است، نه بر استراتژی ژئوپلیتیک یا حتی روابط متحدانه با عربستان.
نخستوزیر انگلیس در تشریح تصمیم خود به طور مستقیم گفته است: «فشار هزینه زندگی، دلیل این تصمیم من است. ما باید این مسیرهای کشتیرانی نفتی را باز نگه داریم». در سوی دیگر، رئیسجمهور فرانسه تصریح کرده است: «کاهش تنش در منطقه تأثیر مستقیم بر قیمت سوخت دارد». رسانههای فرانسوی نیز در تفسیر خود اشاره کردهاند: «مسئله، جنگ با حوثیها نیست؛ مسئله کاهش تنش بینالمللی برای گشودن گره قیمت بنزین است که ماههاست به طور مستقیم بر جیب شهروندان فرانسوی فشار میآورد».میتوان یک گام فراتر رفت و گفت عربستان پیشتر سهم صادرات نفت سپتامبر به پالایشگاههای اروپایی را بهعنوان ابزار فشار متوقف کرده بود تا کشورهای اروپایی را به ورود به مسئله امنیت دریای سرخ وادار کند. واکنش اروپا در اصل پاسخ به این فشار است، نه یک انتخاب راهبردی فعال.زنجیره منطقی اصلی چنین است: حمله یمن به ینبع و خط لوله شرق به غرب، توان صادرات نفت عربستان را تضعیف میکند، عربستان با قطع صادرات به اروپا فشار میآورد و اروپا به دلیل حساسیت به تورم مجبور به حمایت نظامی محدود میشود. اروپا به عربستان کمک نمیکند؛ بلکه به پمپ بنزین خود کمک میکند.
امکان موفقیت و تبدیل منافع اروپا به هدف مشروع
همه این اتفاقها در حالی رخ میدهد که در کوتاهمدت، کمک اروپا به سختی میتواند حملات یمن را متوقف کند. رادار و پدافند فرانسه میتواند هشدار و رهگیری موضعی پیرامون ینبع را بهبود ببخشد و سوخترسان انگلیس میتواند جنگندههای سعودی را بیشتر در هوا نگه دارد؛ اما اینها همه اقدامهای جبرانی هستند و توان تهاجمی نیروهای یمنی را از بین نمیبرند. نیروهای یمنی تاکنون مکرر نشان دادهاند که موشکها و پهپادهای آنها میتوانند از لایههای پدافندی عربستان عبور کنند.
پرسش کلیدیتر آن است که آیا ورود اروپا، خود اروپا را به اهدافی مشروع برای یمن تبدیل نمیکند؟ یک مقام ارشد یمنی صریحاً هشدار داده کشورها به جنگ عربستان در یمن نپیوندند و گفته است در صورت پیوستن کشورهای بیشتر به طرف عربستان، آماده گسترش درگیری به سطح بینالمللی هستند.
از دیدگاه دولت یمن، ینبع گره انرژیای است که توان جنگ عربستان را پشتیبانی میکند. حضور نظامی اروپا برای حفاظت از ینبع، در منطق سیاسی و حقوقی، حمایت مستقیم از یکی از طرفهای درگیر محسوب میشود. کشورهای اروپایی میکوشند با برچسب «دفاعی» خود را از درگیری جدا کنند؛ اما در عمل، سوخترسانی به جنگندههای سعودی و پدافند از تأسیسات نفتی سعودی، مرز مبهمی با مشارکت مستقیم در جنگ دارد. در فرانسه نیز حزب «فرانسه تسلیمناپذیر» خواستار بحث پارلمانی شده که نشان میدهد این ورود در داخل خود نیز محل اختلاف است.
در انتها باید گفت اقدام فرانسه و انگلیس منفعل، محدود و سرشار از تناقض درونی است. آنها میکوشند با کمترین هزینه جریان نفت را حفظ کنند؛ اما همین هدف به امنیت تأسیسات نفتی عربستان وابسته است و سرمایهگذاری کنونی اروپا شامل چند سرباز، رادار و یک سوخترسان، به هیچوجه برای تغییر توان تهاجمی و اراده نیروهای یمنی کافی نیست. در صورت تشدید ورود اروپا، داراییهای نظامی و منافع کشتیرانی آن در منطقه در معرض خطر تبدیل شدن به هدف مشروع قرار خواهد گرفت.





نظر شما