چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان قرار بود اقتصاد این کشور را از نفت جدا کند؛ اما جنگ، بار دیگر همان نفت و مسیرهای صادراتی آن را به قلب معادله بازگردانده است؛ همزمان، هزینه جنگ و پروژههای عظیم، خزانه ریاض را زیر فشار فزاینده گذاشتهاند.
رؤیای ۲۰۳۰ در برخورد با واقعیت جنگ
محمد بن سلمان در آوریل ۲۰۱۶ چشماندازی را عرضه کرد که قرار بود اقتصاد عربستان را از وابستگی تاریخی به نفت رها کند. افزایش سهم بخش خصوصی از ۴۰ به ۶۵ درصد تولید ناخالص داخلی، رساندن درآمدهای غیرنفتی از حدود ۱۶۳ میلیارد ریال به یک تریلیون ریال و افزایش داراییهای صندوق سرمایهگذاری عمومی از حدود ۶۰۰ میلیارد ریال به ۷ تریلیون ریال، ستونهای این تحول بودند.
اما این رؤیا از ابتدا در سایه جنگ یمن شکل گرفت؛ جنگی که یک سال پیش از اعلام چشمانداز آغاز شده بود و یک دهه بعد همچنان پایان قطعی ندارد. سیاست کاهش تنش منطقهای ریاض، از جمله نزدیکی به ایران و مذاکرات یمن، نیز با آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در فوریه ۲۰۲۶ بار دیگر تحت فشار قرار گرفته است.
مشکل فقط جنگ نیست. هزینههای ساختوساز و تأمین مالی افزایش یافته، بازده برخی پروژهها نامطمئن مانده و سرمایه خارجی نیز کمتر از انتظارات وارد شده است. نتیجه، بازنگری در مقیاس و سرعت پروژههایی است که قرار بود نماد اقتصاد جدید عربستان باشند.
نئوم کوچکتر؛ خزانه زیر فشار
پروژه «مکعب» (Mukaab)، سازه عظیمی که قرار بود در مرکز توسعه «نیوم ربعا» (New Murabba) در ریاض ساخته شود، برای ارزیابی مجدد تأمین مالی و امکانپذیری متوقف شد.
جزیره «سنداله»(Sindalah) نیز مدت کوتاهی پس از افتتاح در سال ۲۰۲۴ تعطیل شد و تاریخ روشنی برای بازگشایی آن وجود ندارد. پروژه ریلی ۱.۵ میلیارد دلاری در تبوک پس از هزینهکرد قابل توجه لغو شد و به اختلاف بر سر غرامت انجامید. حتی گزارشها هزینه فسخ قراردادهای نئوم در فاصله ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ را حدود ۱۶ میلیارد دلار برآورد کردهاند.
در همین حال، بودجه ۲۰۲۶ درآمد ۱.۱۴۷ تریلیون ریالی را در برابر هزینه ۱.۳۱۳ تریلیون ریالی پیشبینی کرده بود؛ یعنی کسری ۱۶۵ میلیارد ریالی. اما کسری نیمه نخست سال به حدود ۱۶۰ میلیارد ریال رسید؛ تقریباً معادل کل کسری هدفگذاریشده برای سال.
افزایش قیمت نفت نیز نتوانسته کاهش حجم صادرات و هزینه رساندن نفت به بازار را کاملاً جبران کند. ریاض ناچار شده برای پوشش کسری و بازتأمین بدهیهای سررسیدشده بیشتر استقراض کند. فشار حتی به شرکتها نیز رسیده و طی هشت ماه نخست ۲۰۲۶، ۴۸۹ شرکت سعودی وارد روند ورشکستگی یا فرایندهای مرتبط شدهاند.
جنگ، نفت سعودی را از هرمز تا بابالمندب دنبال میکند
جنگ، تنگه هرمز را به گلوگاهی پرهزینه تبدیل کرد و عربستان برای حفظ صادرات نفت به مسیر شرق–غرب و دریای سرخ روی آورد. اما این مسیر نیز اکنون در معرض تهدید قرار گرفته است.
پس از اعلام محاصره کشتیرانی مرتبط با عربستان از سوی صنعا در ژوئیه، نیروهای انصارالله در امتداد ساحل غربی یمن به سمت مواضع راهبردی نزدیک بابالمندب پیشروی کردند. تعداد کشتیهای عبوری از این تنگه، بنا بر گزارشها، از حدود ۵۰ فروند در روز به حدود ۳۲ فروند کاهش یافت.
دادههای کپلر نشان میدهد عبور نفت خام عربستان از بابالمندب که در اوایل ژوئیه بیش از ۳.۵ میلیون بشکه در روز بود، از میانه ماه بهشدت سقوط کرد و در اوت به نزدیکی صفر رسید. همزمان، حملات به زیرساختها فشار را تشدید کرد. خط لوله شرق–غرب، شریان اصلی انتقال نفت از شرق عربستان به ینبع، هدف حمله پهپادی قرار گرفت و بارگیری در ینبع متوقف شد.
در چنین شرایطی، عربستان مجبور شد نفت را از مسیرهای طولانیتر، از جمله مسیر مصر و خط لوله سومد، منتقل کند و برای محمولههای آسیایی نیز مسیر دماغه امید نیک را در نظر بگیرد. هر مسیر جایگزین، هزینه حمل، بیمه و انتقال را افزایش میدهد و بخشی از منفعت قیمت بالاتر نفت را میبلعد.
هزینه جنگ؛ از رهگیرهای میلیارددلاری تا فرسایش اقتصاد
جنگ فقط درآمد نفتی را تهدید نمیکند؛ هزینه دفاع از آسمان و زیرساختهای عربستان نیز به سرعت در حال افزایش است. آمارهای مورد استناد گزارشهای منطقهای از رهگیری ۵۱۸ پهپاد و ۳۸ موشک بین ۲۸ فوریه و ۲۲ مارس حکایت دارند.
برآورد تقریبی متن نشان میدهد اگر برای هر پهپاد یک رهگیر پاتریوت و برای هر موشک بالستیک دو رهگیر استفاده شده باشد، هزینه دفاعی حدود ۲.۲ میلیارد دلار بوده؛ در حالی که ارزش تسلیحات مهاجم حدود ۷۲ میلیون دلار برآورد شده است. این محاسبه، هزینه رسمی و حسابرسیشده عربستان نیست، اما عدم توازن هزینهای جنگ را بهخوبی نشان میدهد.
ریاض اکنون برای جبران ذخایر دفاعی خود به دنبال خریدهای جدید از ژاپن و کره جنوبی است و از فرانسه، بریتانیا، پاکستان و مصر نیز حمایت دفاعی خواسته است. هزینه نظامی عربستان در سال ۲۰۲۵ به ۸۳.۲ میلیارد دلار رسید و هزینه نظامی در سهماهه نخست ۲۰۲۶ نیز با رشد ۲۶ درصدی نسبت به سال قبل، به حدود ۱۷.۲ میلیارد دلار رسید.
در نهایت، مسئله عربستان دیگر فقط چگونگی ساخت نئوم یا تأمین مالی پروژههای چشمانداز ۲۰۳۰ نیست؛ مسئله این است که آیا ریاض میتواند همزمان هزینه جنگ، حفاظت از شریانهای نفتی، تأمین کسری بودجه و تحول اقتصادی وعدهدادهشده را تحمل کند.
هرچه جنگ طولانیتر شود، فاصله میان اقتصاد رؤیایی ۲۰۳۰ و اقتصاد واقعیِ گرفتار در هزینههای جنگ بیشتر میشود. عربستان میتواند استقراض کند، مسیر صادرات را تغییر دهد و پروژهها را اولویتبندی کند؛ اما هیچکدام از این راهها رایگان نیستند. جنگ اکنون دقیقاً به همان نقطهای رسیده که قرار بود چشمانداز ۲۰۳۰ از آن عبور کند؛ وابستگی دوباره به نفت، امنیت مسیرهای صادراتی و توان خزانه برای پرداخت صورتحساب بحران.





نظر شما