لبنان در حال تجربه تقسیمی است که کسی آن را اعلام نمیکند؛ جنوب در قفل شروط امنیتی اسرائیل، شمال در مدار فزاینده ترکیه و بیروت گرفتار دولتی که هرچه بیشتر فلج بماند، فاصله میان اجزای کشور عمیقتر میشود.
تقسیم لبنان از جایی آغاز میشود که دولت متوقف میشود
لبنان در آستانه خروج یونیفل با یک تناقض راهبردی روبهروست؛ تقریباً همه بازیگران از دولت قدرتمند لبنان سخن میگویند، اما سازوکارهای موجود عملاً ضعف همان دولت را بازتولید میکنند. نشست ۱۷ سپتامبر در پاریس، دیدار سفیران لبنان و اسرائیل در واشنگتن و مذاکرات «رجب طیب اردوغان» و «نواف سلام» در نیویورک، سه تصویر از همین بحران بودند.
آنکارا و تلآویو لبنان یکسانی نمیخواهند. ترکیه به دولتی نیاز دارد که بتواند توافق امضا کند، پروژهها را مجوز دهد و قلمرو خود را کنترل کند؛ اسرائیل اما خروج از جنوب را به شروطی گره زده که اجرای آنها برای دولت ضعیف لبنان دشوار است. بنابراین مسئله فقط رقابت بر سر نفوذ نیست؛ مسئله توانایی دولت برای حفظ انسجام کشور است.
آنکارا شمال را از مسیر دولت میسازد
دکترین «میهن آبی» ترکیه، شرق مدیترانه را بخشی از فضای امنیتی و حاکمیتی این کشور میبیند. اردوغان در ژوئن گفت امنیت ترکیه از «حلب، دمشق و بیروت» آغاز میشود. با این حال، ابزارهای آنکارا در لبنان به نهادهای رسمی وابستهاند.
فعالیت ترکیه در بندر طرابلس، آموزش نظامی بر اساس توافق ۲۰۱۰، توسعه فرودگاه قیلیات و هرگونه توافق دریایی، بدون دولت لبنان قابل پیشبرد نیست. اردوغان ۳۰ ژوئیه نیز گفت ترکیه خواهان حضور در «تمام ابتکارات» پس از خروج یونیفل است.
در کنار این مسیر دولتی، شبکهای اجتماعی نیز در شمال شکل گرفته است. بر اساس ارقام مورد استناد کارنگی، تا سال ۲۰۱۹ بیش از ۹۶۰۰ لبنانی از میان حدود ۱۸ هزار متقاضی تابعیت ترکیه دریافت کرده بودند. پروژههای احیای میراث عثمانی و خط کشتیرانی مرسین–طرابلس نیز این پیوند را تقویت کردهاند.
متن همچنین به جریانهای مذهبی و انجمنهای مدنی اشاره میکند که میزان هماهنگی و حامیان نهایی آنها روشن نیست. نمونه ادلب نشان میدهد چگونه شبکههای خدماتی و اداری میتوانند در صورت تداوم خلأ سیاسی، به ساختار قدرت تبدیل شوند.
جنوب در قفل یک فرمول بیپایان
در جنوب، چارچوب سهجانبه آمریکا، اسرائیل و لبنان که ۲۶ ژوئن امضا شد، بازگرداندن «حاکمیت مؤثر بر تمام قلمرو لبنان» را هدف اعلام کرده، اما خروج اسرائیل را به خلعسلاح تأییدشده مشروط میکند.
همین توالی یک بنبست ایجاد کرده است. ارتش لبنان برای خلعسلاح حزبالله با خطر درگیری داخلی مواجه است و حضور نیروهای اسرائیلی نیز شکلگیری نظم امنیتی جدید را دشوار میکند. در نتیجه، هر طرف میتواند عدم اجرای شروط را به طرف مقابل نسبت دهد و ضعف دولت لبنان به توجیهی برای ادامه وضعیت موجود تبدیل شود.
منطقه آزمایشی زوطر الغربیه نمونه روشن این وضعیت بود. طرح پاکسازی، راستیآزمایی و بازسازی پس از مذاکرات رم در اوایل اوت متوقف شد؛ اسرائیل خواست پیش از گسترش آن، مناطق اولیه را راستیآزمایی کند. در ۱۴ سپتامبر نیز شبکه ۱۴ اسرائیل ارتش لبنان را به هماهنگی با حزبالله متهم کرد و یک منبع سیاسی این سازوکار را شکستخورده خواند.
دو روز بعد، «ایال زمیر»، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، خروج حزبالله از جنوب لیتانی را به «بهبود چشمگیر» عملکرد ارتش لبنان پیوند زد. مذاکرات رسمی نیز تا اکتبر به تعویق افتاده است.
وقتی موقتها دائمی میشوند
خطر اصلی در شکاف میان شمال و جنوب شکل میگیرد. بازسازی جنوب تا زمان راستیآزمایی خلعسلاح عقب افتاده، در حالی که شمال از طریق بندر طرابلس، خط مرسین و مسیرهای قیلیات به ترکیه نزدیکتر میشود. بیروت نیز منتظر منابع مالی خلیج فارس و اروپا است که به اصلاحات و اعتماد به دولت مشروط شدهاند.
«نواف سلام» ۱۵ سپتامبر در پارلمان گفت: «بدون تأمین مالی، بازسازی پایدار ممکن نیست؛ بدون اعتماد، تأمین مالی ممکن نیست و بدون یک دولت توانمند، اعتماد وجود نخواهد داشت.»
همزمان، توافق منطقه انحصاری اقتصادی لبنان و قبرس در نوامبر ۲۰۲۵ با مخالفت آنکارا و قبرس شمالی روبهرو شد و آینده مناسبات دریایی لبنان را به معادلات قبرس گره زد.
مأموریت یونیفل نیز در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۶ پایان مییابد و خروج آن تا سپتامبر ۲۰۲۷ ادامه خواهد داشت. «ژوزف عون» جلوگیری از ایجاد خلأ را اولویت دانسته، اما درباره نیروی جایگزین همچنان اختلاف وجود دارد. تجربه قبرس هشداردهنده است؛ نیروی سازمان ملل که در سال ۱۹۶۴ بهعنوان اقدامی موقت اعزام شد، هنوز در این جزیره حضور دارد.
لبنان نیز ممکن است بدون ترسیم مرز جدید، وارد همین مسیر شود. اگر جنوب در انتظار بازسازی بماند، شمال به شبکههای اقتصادی و سیاسی ترکیه نزدیکتر شود و بیروت همچنان در چرخه مذاکرات و شروط مالی گرفتار بماند، تقسیم دوفاکتو میتواند پیش از آنکه روی نقشه کشیده شود، در واقعیت شکل بگیرد.
خطر اصلی نه یک مرز تازه، بلکه دائمی شدن ترتیبات موقت است؛ زمانی که شمال، جنوب و مرکز کشور دیگر با یک جدول زمانی واحد حرکت نکنند.





نظر شما