رکود تورمی حاکم بر بازار مصنوعات طلا در کشور، سال هاست که فعالان کارگاهی و طلافروشان را در تنگنا قرار داده است. جهش قیمت طلا از یک سو قدرت خرید خانوار را برای دستمزدهای ساخت بالا از میان برده و تقاضا را به سمت طلای آب شده سوق داده و از سوی دیگر هزینه های تامین سرمایه در گردش و خواب طلا در کارگاه ها را به شدت افزایش داده است. در چنین وضعیتی، اتکای صرف بر مدل سنتی تولید انبوه فروش قطعه به وزن و دریافت اجرت دیگر پاسخگوی سودآوری بنگاه های کوچک و متوسط طلاسازی نیست.
راه خروج از این بن بست، همگام شدن با الگوی لوکس چرخه ای و خدمات محور است، الگویی که در ادبیات مدیریت صنعتی روز، ارزش اقتصادی را از فروش یک باره به پایش تمام چرخه عمر محصول منتقل می کند. در اقتصاد چرخه ای، طلا دیگر تنها یک ماده مصرفی یا سرمایه ای ایستا نیست، بلکه جریانی پیوسته از ارزش آفرینی است.
این جریان پیوسته ارزش آفرینی سه ستون اصلی دارد که پیاده سازی آن ها در بنگاه های ایرانی کاملا دست یافتنی است. بهره وری حداکثری و مدیریت ضایعات، در شرایطی که قیمت طلا به بالاترین رکوردهای تاریخی رسیده یکی از این مسیرها است.
نرخ بازیابی فلز در کارگاه ها شامل میزان براده و تلفات کسر شده در ریخته گری و پرداخت مستقیما تعیین کننده حاشیه سود کارگاه است. پژوهش ها در این زمینه نشان می دهد ثبت سیستمی ورودی و خروجی فلز، نه تنها یک شاخص زیست محیطی، بلکه ابزار کنترل هزینه های مالی سربار است.
از سوی دیگر در بازار طلا فرهنگ بازخرید و بازیافت همواره وجود داشته اما به صورت مبادله خام یا همان خرید فروش طلای آب شده صورت می گیرد می گیرد. برندها و کارگاه های داخلی می توانند با تبدیل واحدهای تعمیر به مراکز درآمد شامل خدمات بازطراحی مصنوعات قدیمی مشتریان، بازنصب سنگ های قیمتی، تغییر سایز اصولی و گواهی های شناسنامه دار بازخرید، جریان نقدینگی پایداری خلق کنند که وابسته به جهش های روزانه تقاضای شمش یا طلای آب شده نباشد.
در نهایت، بهینه سازی مهندسی ساخت از طریق طراحی صنعتی و استفاده از نرم افزارهای شبیه سازی وزن، این امکان را می دهد که استحکام قطعه در عین کاهش وزن طلای مصرفی حفظ شود، امری که هزینه تمام شده محصول نهایی را برای مصرف کننده طبقه متوسط تعدیل کرده و حاشیه سود اجرت ساخت را برای کارگاه تضمین می کند.
در هر حال با توجه به شرایط پیش روی بازار طلا، صنعت طلای کشور نیازمند بازتعریف ساختار درامد خود است. گذر به حیات مسئولانه محصول و خلق ارزش افزوده بر پایه خدمات و طراحی بادوام، تنها راه نجات کارگاه های طلاسازی از باتلاق گرانی مواد اولیه و رکود مصرف است.
وقت آن است که اتحادیه ها و تشکل های صنفی با تدوین راهنماهای تولید چرخه ای، طلاسازی را از یک صنف سنتی مبتنی بر وزن، به صنعتی مهندسی شده و ارزش آفرین ارتقا دهند.




نظر شما