تحولات منطقه

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: با مراجعه به اسناد و مدارک بجا مانده از دوره قاجار به این نتیجه می رسیم که یکی از پرماجراترین مسائل آن روزگار بحث مطبوعات و به عبارت بهتر روزنامه های آن روزگار، چه داخلی و چه خارجی، بوده است که گاه نیز بلای جان شاهان قجری می شده است.

ماجراهایی خواندنی از سانسور و قوانین روزنامه های قجری!
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

به گزارش قدس انلاین، نشر روزنامه به زبان فارسی در هندوستان، مقدم بر انتشار آن در ایران بوده است، ولی ظهور این روزنامه های فارسی زبان را هم چون دیگر همتایانشان در عثمانی، مصر، عراق، قفقاز و افغانستان، نمی توان جزو تاریخ مطبوعات ایران به حساب آورد. برخی از این نشریات با واکنش و سانسور حکومت وقت ایران مواجه گشتند مانند روزنامه ی «مرآت الاحوال» به مدیریت «راجه راماموهان روی» که چون مطالب اش که به مذاق فتحعلی شاه قاجار خوش نیامد، درسال 1202 هـ . ش. به دستور وی، از ورود آن به ایران جلوگیری شد. ورود روزنامه ی احسن الاخبار و تحفه الاخیار نیز به دست عوامل انگلیس، به ایران ممنوع شد؛ زیرا در آن از رفتار خشونت بار استعمار انگلیس با مردم هند سخن می رفت.

صالحی انصاری مینویسد:تاریخ مطبوعات ایران از 25 محرم 1253 با انتشار روزنامه ی «کاغذ اخبار» میرزا صالح شیرازی در تهران، شروع شد. وی در سال 1230 هـ .ق. جزو دومین گروه محصلان اعزامی به انگلستان ـ بنا به دستور عباس میرزا ـ بود و این فن را در آن جا آموخت، به نحوی که محمد جواد صالحی انصاری می نویسد:
هر چند، این نشریه نشریه ای کاملاً دولتی و وسیله ی تبلیغ حکومت و دربار بود، با این همه در سال 1257 هـ . ق به دستور حاجی میرزا آقاسی، صدر اعظم خراقانی و کهنه پرست محمد شاه قاجار، تعطیل شد.
با مرگ محمد شاه، استبداد ناصری بشدت بر ایران حکم فرما شد. هر چند در دوره ی کوتاهی که میرزا تقی خان امیرکبیر و میرزا حسین خان سپهسالار به صدرات اعظم رسیدند، تلاش شد به گسترش کمی و کیفی مطبوعات کمک بشود، این سالیان، دولت مستعجل بود. به تناسب آشنایی ایرانیان با فرهنگ غرب و تبادل فرهنگی با دیار فرنگ، شوق داشتن نشریه برای بیان آرا و اندیشه در جمعی از ایرانیان فزونی گرفته بود و ازدیاد مطبوعات فارسی زبان در خارج از ایران، هم چون عروه الوثقی (چاپ لندن)، حبل المتین و آزاد (چاپ کلکته) و ثریا (چاپ مصر) گواهی بر این مدعاست.

ناصرالدین شاه که بشدت مخالف مطبوعات آزاد بود، روزنامه های «حلاج» به مدیریت میرزا حسین حلاج، «کمال» به مدیریت طیب زاده ی تبریزی و «نیّراعظم» به مدیریت شیخ علی یزدی را در جریان واگذاری امتیاز توتون و تنباکو به انگلیس، به جرم درج مقالات سیاسی تحریک کننده و توهین به سلطنت و در واقع به علت افشاگری در داخل ایران درباره ی قرارداد ننگین توتون و تنباکو، با دستور مستقیم خود و به وسیله ی نظمیه توقیف کرد. (سال 1286 هـ . ش)
البته چنین اقدامی از سوی وی شگفت آور نبود، زیرا وی در سال 1252 هـ . ش روزنامه ی «لاپاتری» به مدیریت بارون نورمن را که به زبان فرانسه منتشر می شد، به دلیل انتقاد بسیار ملایمی از حکومت توقیف نموده بود.
چهارمین شاه قاجار سانسوری را که به وسیله ی «برجیس» در روزنامه ی «وقایع اتفاقیه» ـ که از شماره ی 472 به روزنامه ی «دولت علیّه ایران» موسوم گشت ـ اعمال می شد، کافی ندانست و در سال 1280 هـ . ق به موجب فرمانی، امور مربوط به انتشار روزنامه، چاپ و تکثیر کتاب، جزوه ها و سایر موارد چاپی را تحت نظارت «اداره ی انطباعاتی دولتی» ـمستقر در تهران ـ درآورد و محمد حسن خان اعتماد السلطنه را با عنوان جدید «صنیع الدوله» که بعدها به صنیع الملک مبدل شد، به ریاست آن گماشت. در واقع از این زمان، سانسور رسمی آغاز گشت.

این سانسور رسمی درباره ی روزنامه های چاپ داخل کشور اعمال می شد، ولی برای روزنامه های چاپ خارج قابل اجرا نبود. در سال 1900 میلادی به دستور اتابک ـ صدر اعظم وقت ـ ورود تمام روزنامه های فارسی زبان چاپ خارج به ایران ممنوع شد. تا مردم از افشاگری های آن ها بی اطلاع باشند. به ویژه آن که حکومت استبدادی بود و مطبوعات خارج از کشور نیز، پس از افشاگری ها و موضع گیری های تند خود در قبال واقعه ی لغو امتیاز تنباکو، به اهمیت نقش مطبوعات در بیداری افکار عمومی پی برده بودند.
سانسور چنان شدت یافت که روزنامه ی «وطن» که به همت میرزا حسین خان سپهسالار به زبان های فارسی و فرانسه منتشر می شد، پس از انتشار نخستین شماره ی آن در 9 محرم 1293 ق به دستور شاه توقیف گشت و این امر قدرت ممیزان را به همه نشان داد.

ناصرالدین شاه بدان نیز بسنده نکرد و با اشاره ی او، «کنت دومونت فرت» ایتالیایی، که در کار سازمان دهی نیروی پلیس ایران بود و منصب رییس نظمیه را دارا بود، آیین نامه ای درباره ی مجازات برخی جرایم تهیه کرد که به کتابچه ی قانون کنت معروف شد. مطابق آن، علاوه بر اداره ی انطباعاتی دولتی، اداره ی نظمیه نیز مسوول برخورد با مطبوعات و سانسور پیش از انتشار شد.
شاه مستبد قاجار که به هیچ وجه قصد اعطای اندکی آزادی به مطبوعات را نداشت و هیچ انتقادی را تحمل نمی کرد، در سال 1300 هـ . ق. حکم به تبدیل اداره ی کل انطباعات ـ که تا آن زمان زیر نظر وزارت علوم فعالیت می کرد ـ به وزارت انطباعات کرد و صنیع الملک نیز با امضای صدر اعظم ـ میرزا یوسف آشتیانی ـ و با عنوان جدید اعتماد السلطنه، به ریاست این وزارت خانه منصوب شد.
نگارش و چاپ هجویه علیه ناصرالدین شاه، به وسیله ی یکی از ایرانیان مقیم هندوستان، موجب گشت که شاه با پیشنهاد اعتمادالسلطنه، وزیر انطباعات، برتأسیس اداره ی سانسور در این وزارتخانه مواقفت کند. با تأسیس این اداره در تاریخ پنج شنبه، 19 ربیع الثانی سال 1302 هر دو نوع سانسور پیش از انتشار و پس از انتشار رسمی و علنی شد؛ به طوری که اولی مطبوعات، کتب و اعلانات چاپ داخل ایران و دومی به طور عمده، مطبوعات و کتاب های چاپ خارج از ایران را هدف قرار داده بود.

با قتل ناصرالدین شاه در سال 1313 ق/ 1275 ش و روی کارآمدن مظفرالدین شاه، که نسبت به پدرش خوی استبداد کم تری داشت و چندان نسبت به مردم سخت گیر نبود، آزادی قلم و بیان بیش تر شد، ولی هنوز اجازه ی وزارت انطباعات برای چاپ نشریه لازم بود.
این دوران را باید آغاز چاپ مطبوعات غیر دولتی در ایران دانست که البته علاوه بر تأیید صلاحیت فرد متقاضی به وسیله ی وزارت انطباعات، صدور اجازه نامه از سوی صدر اعظم نیز لازم بود و هیچ قاعده ی مشخصی در این باره وجود نداشت، چنان که روزنامه ی «مجله الاسلام» به مدیریت «داعی الاسلام» که پس از تأیید وزارت انطباعات در اصفهان منتشر شد، پس از انتشار اولین شماره، به مدت 5 ماه توقیف گشت، زیرا مندرجات آن به مذاق امین السلطان اتابک اعظم خوش نیامده بود.
به هر حال دوران پیش از مشروطیت را نمی توان دوران درخشان و روشنی برای مطبوعات دانست، ولی تجربه ی مفیدی برای دوران مشروطیت به شمار می آمد.

پس از مشروطیت
صدور و ابلاغ فرمان مشروطیت، از سوی مظفرالدین شاه قاجار در تاریخ 14 مرداد 1285/ 14 جمادی الثانی 1324 تحول عظیمی در وضعیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران به وجود آورد. مطالبات جدیدی از سوی مردم مطرح شد که یکی از مهم ترین آن ها، درخواست فراهم شدن فضای مناسب، توأم با امنیت و آرامش برای ایجاد و بسط آزادی اندیشه و قلم بود. از این رو رشد قابل توجه مطبوعات پس از صدور فرمان مشروطیت، دور از انتظار نبود و به یک باره در سراسر ایران به ویژه تهران و مراکز استان ها همچون اصفهان، تبریز، مشهد، رشت، کرمان، وشیراز، نشریات زیادی چاپ و توزیع شدند.
دو دهه ی آخر حکومت قاجاریه بر ایران، با سلطنت محمدعلی شاه و احمدشاه مصادف بود که هر کدام روش جداگانه ای را در برخورد با مطبوعات اتخاذ کردند؛ یکی با خشونت و استبداد و دیگری با قدری نرمی و ملایمت.
دوران سلطنت محمدعلی شاه (1285 ـ 1288 ش)
از آن جا که دوران سلطنت ششمین شاه قاجار شاهد اولین قانون مطبوعات ایران می باشد، مطالب این مقاطع تاریخی به دو بخش تقسیم می شد:

1ـ قبل از تصویب قانون مطبوعات
درست 10 روز پس از امضای فرمان مشروطیت و فوت مظفرالدین شاه، سلطنت به محمدعلی شاه قاجار رسید که همانند نیای خود، خوی استبدادی داشت و کارشکنی های زیادی در مسیر استقرار مشروطیت کرد. نمونه ی بارز آن خودداری و تأخیر در امضا و توشیح متمم قانون اساسی بود.
حساسیت های دربار و آزادی خواهان و مشروطه طلبان درباره ی اصل آزادی بیان و قلم را می توان در تلاش گسترده و پی گیر مشروطه طلبان در جلب افکار عمومی و فشار بر دربار برای حذف سانسور و نظارت حکومت بر مطبوعات مشاهده کرد، به گونه ای که خواستار حذف وزارتخانه ی انطباعات از جمع وزارتخانه های موجود شدند و سرانجام محمدعلی شاه در 27 ذی الحجه ی 1324 (حدود یک ماه و نیم پس از صدور فرمان مشروطیت) فرمان انحلال این وزارتخانه را صادر کرد و دستگاه مجریه ی کشور، به 8 وزارتخانه محدود شد و برخی وظایف وزارتخانه ی انطباعات به دو اداره ی مطبوعات و اداره ی مطبعه ی دولتی که جزو ادارات تابعه ی وزارت علوم بودند، سپرده شد.
امضا و توشیح متمم قانون اساسی به دست محمدعلی شاه قاجار، در 29 شعبان 1325، که آزادی قلم و بیان را تضمین می کرد، توجه مردم را به روزنامه نگاری و نوشتن مقاله و انتقاد از وضعیت موجود جلب نمود.
اصل 13 قانون اساسی مشروطیت، به صراحت براصل آزادی مطبوعات اشاره کرده بود و مطابق اصل بیستم متمم قانون اساسی مشروطه، سانسور در مطبوعات ممنوع شناخته شده بود و از قانون مطبوعات ـ به صورت مرجع تعیین کننده ی حدود و جرایم مطبوعاتی و مجازات های مقرر نام برده شده است. تصویب این قانون حدود چهارماه پس از توشیح قانون اساسی مشروطیت و متمم آن، از سوی مجلس شورای ملی صورت گرفت.

در دو اصل 77 و 79 متمم قانون اساسی مشروطیت، که از اصول مترقی این قانون به شمار می رفتند، به لزوم وجود هیأت منصفه در دادگاه مطبوعات و اصل علنی برگزار شدن دادگاه مطبوعات تصریح شده است. با توجه به چنین صراحت هایی، رونق گرفتن بی سابقه ی نشر مطبوعات در سال 1325 ق دور از انتظار نبود. اولین دوره ی تجربه ی آزادی مطبوعات موجب شده بود که برخی شتاب زده عمل کنند و رعایت حریم ها و حدودها را ننمایند؛ به گونه ای که نارضایتی از عملکرد برخی مطبوعات، به درباریان، وابستگان به حکومت و مخالفان مشروطه منحصر نمی شد و گاهی نمایندگان مجلس شورای ملی و آزادی خواهان نیز از این روند اظهار گلایه و ناراحتی می کردند و همین امر موجب شد که نخستین بار لفظ «توقیف مطبوعات» در مجلس شورای ملی به کار گرفته شود و ضرورت تسریع درتنظیم و تصویب اولین قانون مطبوعات بیش تر نمایان شود.
در این فاصله، دو نشریه توقیف شدند و اولین دادگاه مطبوعات نیز بدون تصویب قانون مطبوعات برگزار شد. این امر به خوبی مبین اوضاع پرتلاطم و متشنج آن روزها است که تا حدی هم طبیعی بود؛ بخصوص این که استقرار مشروطیت و حکومت مردمی نیاز به گذشت زمان و کسب تجربیات فراوان داشت.

روزنامه ی »صور اسرافیل» که میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل، آن را منتشر می ساخت و رویه ای کاملاً منتقدانه داشت، از همان اولین شماره با واکنش جدی دولت مواجه شد و مدیر و سردبیر روزنامه به وزارت علوم و معارف احضار شدند و اخطار جدی گرفتند. با این همه این امر سبب تغییر روش روزنامه نشد و اولین توقیف مطبوعات پس از استقرار مشروطیت، درباره ی صوراسرافیل و پس از انتشار 6 شماره، که بشدت از مخالفان مشروطیت انتقاد کرده بود، اعمال شد. این امر، بی سابقه بود، زیرا تا آن زمان به محض این که سخن از شکایت کردن و توقیف مطبوعات می شد، افراد و انجمن های مختلف دست به کار شده، به نوعی از شاکی دلجویی می کردند و قضیه را فیصله می دادند.
درج مقالات و تحلیل های بی پروا و جسارت آمیز که نارضایتی افراد بسیاری را به دنبال داشت، از عوامل فشار بر مطبوعات شد و دولت اتابک با استفاده از این فرصت، لایحه ی مطبوعات را به وسیله ی وزیر علوم و معارف (مخبرالسلطنه) تقویم مجلس کرد و مذاکره درباره ی آن در تاریخ 3 جمادی الثانی 1325 آغاز گشت که مباحثات و مذاکرات طولانی و پردامنه ای را در مجلس و مطبوعات در پی داشت.

چند روز پس از تقدیم لایحه ی مطبوعات به مجلس، روزنامه ی «حبل المتین» به مدیریت سیدحسن کاشانی از سوی وزارت علوم توقیف شد که اعتصاب اهل قلم و کارکنان و کارگران چاپخانه ها و اعتراض نمایندگان مجلس را به دنبال داشت. از این رو بر خلاف روزنامه ی صوراسرافیل، مدت این توقیف به یک هفته هم نرسید و وزیر علوم و معارف در ابلاغی به مدیر مسؤول «حبل المتین» در تاریخ 18 جمادی الثانی 1325 انتشار این روزنامه را بلامانع دانست.
روزنامه های «هدایت» به مدیریت میرزا محمدتهرانی و «ترقی» به مدیریت میرزا محمدعلی خان ترقی نیز به اتهام تحریک مردم و به دستور محمدعلی شاه قاجار، به وسیله ی نظمیه توقیف شدند.

2ـ پس از تصویب قانون مطبوعات
همه ضرورت وجود قانون را درک کرده بودند ولی نوشتن قانون به این سادگی نبود؛ آشنایی محدود مشروطه طلبان و مردم با نظام پارلمانی؛ نبود قوانین مدون در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی و غیره؛ اعمال سلیقه های گوناگون و عواملی از این قبیل موجب شد تا اولین قانون مطبوعات ایران پس از قریب یک سال از آغاز مشروطیت و در تاریخ 5 محرم 1326/18 اسفند 1286 به تصویب مجلس شورای ملی برسد.
این قانون که بنای آن را قانون مطبوعات فرانسه، مصوب 29 ژوییه ی 1881 تشکیل می داد، در 6 فصل و 52 ماده تنظیم گشته بود و در آن سعی شده بود، آزادی مطبوعات حتی الامکان حمایت و تقویت شود. مواردی همچون عدم نیاز به کسب امتیاز و پروانه ای انتشار برای چاپ و توزیع روزنامه (مقدمه ی قانون و مواد)، تعیین حداقل و حداکثر زمان توقیف موقت یک نشریه از 7 روز تا 2 سال (مواد 33، 35، 36، 37، 38)، احصای موارد محدودی که نشریه قابل توقیف دایم بود (مواد 31و45) شاهدی براین مدعا بود و تنها موردی که قبل از چاپ نیاز به نظارت داشت، چاپ کتاب های مذهبی بود که باید مفاد کتاب ابتدا به تصویب هیأت ممیزی به نام «مجمع علوم دینیه» می رسید. (ماده ی چهارم)
اندک زمانی پس از تصویب قانون مطبوعات، دومین دادگاه مطبوعات در ایران، برگزار شد. سرمقاله ی بیست و یکمین شماره ی روزنامه ی «مساوات» به مدیریت سید محمدرضا شیرازی، با عنوان «شاه در چه حال است؟» در تاریخ 24 ربیع الاول 1326 محمدعلی شاه قاجار را بشدت مورد انتقاد قرار داد. شاه نیز از مدیر مسؤول روزنامه به وزارت عدلیه شکایت کرد و محمدحسین میرزا مؤید السطنه را برای وکالت خود معرفی کرد.

وکالت مدیر مساوات را ملک المتکلمین به عهده گرفت که خود نیز از آزادی خواهان بی پروا و مورد خشم و غضب شاه بود و توصیه ی برخی مشروطه طلبان برای عدم پذیرش وکالت مساوات را رد کرده بود. اولین محکمه ی مطبوعاتی، طبق اولین قانون مطبوعات ایران تشکیل نشد، زیرا برخی وساطت کردند تا این بحران به آرامی فروکش نماید و شاید جلسه ی رسیدگی به اتهامات مدیر مساوات، موجب افشاگری هایی نشود؛ از این رو محمدعلی شاه قاجار، در پاسخ به عریضه ی شفاعت آمیز عضدالملک، رییس و ریش سفید ایل قاجار، که مورد اعتماد شاه بود و اعتباری هم نزد مردم داشت و بعدها نیز مدت کوتاهی نایب السلطنه ی احمدشاه قاجار شد، نوشت:
«جناب عضدالملک تقصیرات مدیر مساوات هرقدر بزرگ باشد، ولی مقام شما بزرگ تر است. توصیه شما را درباره ی او قبول کردیم. من بعد بسپارید ازاین گونه کارها نکند.»
                                                                                    محمدعلی شاه
پس از آن محمدرضا شیرازی، مدیر مساوات، سید جمال الدین واعظ اصفهانی و یحیی دولت آبادی به همراه گروهی از سران آزادی خواه با پیام عضدالملک، به منزل او رفتند و دست خط شاه به آن ها نشان داده شد و موضوع محاکمه منتفی شد.

اختلاف بین شاه و سلطنت طلبان با مشروطه خواهان، روز به روز بیش تر می شد تا این که شاه، چاره ی کار را در برخورد خشن و نظامی دانست و به دستور او در تاریخ 31 مرداد 1287 تمام نشریات منتسب به طرف داران مشروطیت، به حال توقیف درآمد. در روز سه شنبه، مورخ 2 تیرماه 1287/23 جمادی الاولی 1326/23 ژوئن 1908 قزاقان روس به فرمان دهی کلنل لیاخوف مجلس را به توپ بستند و تنی چند از سران مشروطه خواهان از جمله میرزاجهانگیرخان شیرازی، مدیر روزنامه ی «صوراسرافیل» و سلطان العلمای خراسانی، مدیر روزنامه ی «روح القدس» دستگیر گردیدند و به دستور محمدعلی شاه در باغ شاه کشته شدند.
از زمان به توپ بستن مجلس تا پایان استبداد صغیر و خلع محمدعلی شاه قاجار از سلطنت درسال 1288 ش مطبوعات زیادی به دستور شاه و به وسیله ی نظمیه توقیف شدند، از آن جمله می توان به «طهران» به مدیریت میرزا حسن تبریزی، «القری» به مدیریت آغامحمد محلاتی، «گیلان» به مدیریت میرزا حسین خان اسدزاده، که در رشت منتشر می شد، و «شورای ایران» به مدیریت میرزا سعید سلماسی و صاحب امتیازی حسن شریف زاده و سردبیری حاج علی دوافروش که هر 3 نفر به دار آویخته شدند اشاره کرد.

درسال 1288 ش نیز روزنامه هایی هم چون «نجات» به مدیریت میرزا محمد خراسانی، «معرفت» به مدیریت حاج شیخ ابوالقاسم افتخار العلماء، «بهلول» به مدیریت شیخ علی عراقی، «شرق» به مدیریت سیدضیاء الدین طباطبایی، «جهان زنان» به مدیریت فرخ دین پارسا، «سیاست» به مدیریت عباس میرزا اسکندری، «بیدار» به مدیریت عباس خلیلی، «ستاره ی ایران» به مدیریت میرزا حسین خان صبا در تهران و نشریاتی از قبیل «قزوین» به مدیریت میرزا ابوالقاسم در قزوین، «کرمانشاه» به مدیریت فصیح المتکلمین در کرمانشاه، «خیرالکلام» به مدیریت افصح المتکلمین در رشت، «فروردین» به مدیریت میرزا حبیب الله آقازاده در ارومیه و «کاشف الاسرار» به مدیریت ابوالقاسم پروردین در مشهد به وسیله ی نظمیه توقیف شدند.
برخی از مدیران مطبوعات هم چون حاجی میرزا آقا رضازاده، مدیر نشریه ی شفق در تبریز و سید خلیل رکن الاسلام، مدیر نشریه ی «کوکب» ایران پس از توقیف نشریه، دستگیر و اعدام شدند. اتهام این نشریات تحریک مردم به شورش و مخالفت با سلطنت و توهین به شاه ذکر گردیده بود !

منابع:
1ـ خاکپور، بیژن. توقیف مطبوعات ایران در گذر زمان، تهران: پاس مشکوه، بی تا.
2ـ کوهن، کوئل. تاریخ سانسور در مطبوعات ایران، تهران: 1360، آگاه.
3ـ ذاکرحسین، عبدالرحیم. مطبوعات سیاسی ایران در عصر مشروطیت، تهران: دانشگاه تهران، 1370.
4ـ دولت آبادی، یحیی. حیات یحیی، تهران: عطار و فردوسی، 1362.
5ـ مدنی، سیدجلال الدین، تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران، دفتر انتشارات اسلامی قم، 1370.
* صالحی انصاری، محمد جواد. دادگاه مطبوعات در جمهوری اسلامی ایران، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385.

 

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • زهرا ممتازي IR ۱۳:۵۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۱۷
    21 0
    خيلي تخصصي و البته اي بدك نبود...