زندگی حضرت زهرای مرضیه(س) میتواند الگوی کاملی برای زندگی زنان و مردان باشد، چنانچه حضرت صاحبالزمان(عج)، حضرت زهرا(س) را به عنوان الگوی زندگی خود معرفی کردند.
به منظور بررسی سیره زندگی آن حضرت و برای به دست آوردن الگویی برای زندگی امروزی بشر، به گفتوگو با حجتالاسلاموالمسلمین صادق گلزاده مدرس حوزه و دانشگاه نشستیم. این گفتوگو را بخوانید.
راههای به دست آوردن سبک زندگی اسلامی با تأکید بر زندگی حضرت زهرا(س)، به عنوان مدل کاربردی و منطبق با زندگی امروز چیست؟
گرچه به ابعاد و شخصیت زندگی حضرت زهرا(س) در طول تاریخ فراوان پرداخته شده، اما لازم است به اجمال شخصیت آن حضرت را بشناسیم و مسایل مرتبط را مطرح کنیم. یکی از سرفصلهای مناسب، بحث در احادیث آن حضرت است. وقتی جامعه بفهمد آن حضرت چه فرموده، خود یک راهکار برای درک سبک زندگی اسلامی است. ظرفیت دوم، شرایط زمانی و جلوههای زندگی فردی حضرت زهرا(س) است که نیازمند کالبدشکافی میباشد. ظرفیت سوم، برخی کتابهای آسان درباره فاطمه زهرا(س) است که جامعه میتواند با مطالعه آنها، نیازهای خود را دریافت کند.
به عنوان نمونه، به زندگی شخصی آن حضرت اشاره میکنم. حضرت زهرا(س) 20جمادیالاخر سال پنجم بعثت به دنیا آمد؛ یعنی در زمان اوج مشکلات اسلام و پیامبر(ص) بود.
اولین سالهای اسلام است و فشارهای زیادی بر پیامبر(ص) وارد است. این مقطع از زندگی فاطمه(س) نشان میدهد آن حضرت الگوی کاملی برای زنان در برخورد با بحرانها، مشکلات و گرفتاریها و مدیریت بحران هستند که البته برای مردان هم الگو میباشند.
با اینکه حضرت زهرا(س) در قضیه شعب ابیطالب(ع) دختری 5یا 6ساله هستند، نگاه ایشان به مشکلات الگوی بسیار برجستهای است. البته این سختکوشی و مبارزه در برابر دشواریها، امری طبیعی است و ناظر به بحث عصمت ایشان نیست. در زندگی فردی حضرت زهرا(س) کنیه و القاب وی، دنیایی از حقایق وجود دارد که از فضایل ایشان حکایت دارد. وقتی آن حضرت «امابیها یا امالنبی» خوانده میشود بدانمعناست که مادر رسالت، مادر دیانت، حقیقت، فضیلت، سعادت، زندگی الهی، بشریت، توفیق، عبودیت و بندگی است. القاب شریف ایشان همچون صدیقه، مبارکه، طاهره، مرضیه، زکیه، محدثه، بتول، زهرا و غیره از فضایل و معارف آن حضرت حکایت دارد. به طور مثال، صدیقه گفتن به معنای مساوی بودن حضرت زهرا(س) با راستی، درستی، صداقت و صفا است و جامعه بشریت باید این صفات را از وی دریافت کند یا وقتی ایشان مبارکه گفته میشود، یعنی موجب خیر و برکت و سعادت و توفیق برای خود، پدر، همسر، مادر، همسران و جهان بشریت است.
اگر دختران امروز، رحمت و برکت زندگی شمرده میشوند، مرهون و وامدار حضرت زهرا(س) هستند و یا «راضیه و مرضیه» صرفاً بدانمعنا نیست که خدای فاطمه(س) از او راضی است، بلکه به معنای آن است که خداوند نسبت به کسانی که فاطمه(س) از آنان راضی است، رضایت دارد و کسی که فاطمه(س) نسبت به او غضبناک است، خداوند نیز ناراضی است و این حدیث صریح پیامبر(ص) است، که فرمودند: «خداوند با خشم فاطمه خشمگین میشود و با رضایت او راضی میگردد».
عدهای این شبهه را پیرامون سیره زندگی فاطمه(س) مطرح میکنند که آن حضرت اعجوبه تاریخ، معصومه و انسان کاملی است که برای ما تبعیت از زندگی ایشان مطرح و امکانپذیر نیست. چه پاسخی میدهید؟
هرگز چنین نیست که چون آن حضرت دارای مقام عصمت و جایگاه انسان کامل است، امکان پیروی و تبعیت وجود ندارد. این سؤال درباره معصومین(ع) دیگر هم مطرح است. آن بخش از ابعاد زندگی معصومین(ع)، که در زندگی بروز و ظهور دارند، در واقع ابعاد و سیره قابل عمل و ارایه به جامعه بوده است. بله، ممکن است ما نتوانیم تبعیت کامل از انسان کامل و معصوم بکنیم، اما به عنوان سیره معصومین(ع) هر آنچه به ما رسیده است، ناظر به سیره عادی انسان خود ساخته میباشد که انسان عادی میتواند به آن تأسی کند. بنابراین میتوان از رفتار حضرت زهرا(س) الگوبرداری کرد.
آیا سیره حضرت فاطمه(س) صرفاً الگوی زنان مسلمان میباشد؟
این شبهه دیگری در زندگی حضرت زهرا(س) است که اهل بیت(ع) به آن اشاره کردهاند. چنانچه امام زمان(عج) فرمودهاند: «دختر رسول خدا(ص) برای من الگویی نیکوست»، که در منابع مختلف ذکر شده است. امام زمان(عج) به عنوان یک مرد، آخرین حجت خدا، امام معصوم، خاتم اوصیاء، عدالت گستر جهانی و کاملکننده دین رسولا...(ص)، حضرت زهرا(س) را اسوه و الگوی خود معرفی میکنند، زیرا بسیاری از ابعاد حیات بشری همچون تقوا، پرهیزکاری، عبادت، ولایتمداری، دینداری، سیاست، اقتصاد زندگی و غیره، اختصاص به زن و مرد ندارد و شامل تمام بشریت میشود. در واقع این سؤال انحرافی است که میخواهند جامعه بشریت را در تبعیت از فاطمه(س) دچار شک و شبهه کنند، بنابراین سیره زهرا(س) الگویی هم برای زنان و هم مردان است.
چه ابعادی از زندگی آن حضرت(س) بیشتر برای دختران و زنان ما قابل تبعیت و الگوبرداری است؟
الگو بودن فاطمه(س) برای زنان، در چند مرحله زندگی ایشان، قابل توجه است. زهرای مرضیه(س) به عنوان دختر پیامبر(ص) و حضرت خدیجه(س) در جامعه مطرح بودند، بنابراین بسیار میتواند هدایتگر و الگو برای زنان باشد.
حضرت زهرا(س) در جامعه حتی در کودکی و خردسالی محجبه بودند که این میتواند برای جامعه ما الگو باشد که ما دخترانمان را از کودکی و خردسالی به حجاب تشویق کنیم، زیرا ممکن است پذیرش حجاب در سن تکلیف، برای دختران کمی دشوار باشد. نکته دوم، حضرت زهرا(س) در کودکی اهل عبادت و بندگی بودند. این نشان میدهد زنان باید دختران خود را در کودکی، به عبادت و بندگی، تشویق و ترغیب کنند تا با میل و رغبت، بتوانند ظرفیت بندگی خود را بروز دهند. وجهه دیگر زندگی حضرت زهرا(س) در دوران کودکی، همراهی با حضرت خدیجه(س) در تمام مراحل زندگی بود که هرگز از حضرت خدیجه(س) جدا نمیشدند. این نشان میدهد اگر زنان و مادران به هر دلیلی همچون کار، تحصیل، مسافرت زیارتی و غیره، قصد ترک خانه را دارند، دختر خود را با خود ببرند و یا اگر میسر نیست، این دوری، طولانی نباشد که این سبک زندگی حضرت زهرا(س) بود. دوری دختر از مادر و فاصله بین مادر و دختر، میتواند تأثیر بدی روی دختر داشته باشد. جلوه دیگر که زنان میتوانند از سیره آن حضرت به عنوان سبک زندگی الگوبرداری نمایند، مشی اهل بیت(ع) مبنی بر ابراز ملاطفت و محبت به دختر بیش از پسر است، زیرا زن نماد عاطفه و محبت میباشد. اگر ما به دختر خردسال، محبت بیشتری بکنیم، این محبت را با تمام وجود فرامیگیرد و از آنجا که او تولیدکننده محبت در آینده است، باید محبت بیشتری ببیند.
یکی از ابعاد زندگی فاطمه(س)، زندگی مشترک و همسرداری ایشان است. اگر موافقید کمی درباره این جلوه از زندگی حضرت، صحبت کنید.
همانطور که اشاره کردید، یکی از بخشهای برجسته زندگی حضرت زهرا(س) برای الگوبرداری، بخش همسرداری است. براستی میتوان عوامل استحکام خانواده را از ایشان آموخت. در زندگی زناشویی آن حضرت(س)، یک اصل اساسی، توکل بود. ایشان با توکل زیبای خود، با مشکلات فراوان ابتدای زندگی، کنار آمدند. این توکل هم بدان معنا نبود که از شأن عظیمی که نزد خدا دارد، استفاده نماید و از خدا روزی نامرئی بخواهد. جلوه دیگر در زندگی آن بانوی بزرگوار، تقویت معنویت است. این نشان میدهد زنان در ادامه توکل، در زندگی مشترک، به تقویت معنویت نیاز مبرم دارند، چنانچه در حدیث «مَنْ تزوجَ احرزَ نِصفَ دینهِ فلیتَقِ ا... فی النصفِ الآخرِ» یعنی با ازدواج نصف دین کامل میشود و باید برای نصف دیگر، تلاش کرد.
الگوگیری از پیامبر(ص) و حضرت خدیجه(س)، جلوه دیگری از زندگی حضرت زهرا(س) در زندگی مشترک بود که ایشان با الگوبرداری از آن بزرگواران سعی میکرد بهتر از آنان عمل کند. بنابراین زنان باید الگوی مثبت همسری و همسرداری برای خود داشته باشند. چنانچه ما در امور مادی مکلفیم به پایینتر از خود نگاه کنیم و در امور علمی و معنوی به بالاتر از خود نگاه کرده و الگوبرداری کنیم، زیرا قرار است از نظر علمی و معنوی رشد کنیم و از نظر مادی و اقتصادی، امرار معاش کنیم، زیرا ما برای رسیدن به کمال آفریده شدهایم، نه برای تاجر شدن. آرمانپذیری جلوه دیگر سبک زندگی مشترک حضرت زهرا(س) است که به دنبال آن بودند که ایدهآل خدا در زندگی مشترک، چه چیزی است. انس واقعی با قرآن به عنوان کتاب زندگی، اصل دیگری در زندگی آن حضرت(س) است.
همسر خود را به عنوان بهترین همسر شناختن، اصل مهمی در سبک زندگی حضرت زهرا(س) بود که هرچند طرف مقابلش حضرت علی(ع) است، اما این طرف هم حضرت زهرای مرضیه(س) قرار دارند که همکفو ایشان هستند.
تقاضای مقدور یکی از مؤلفههای اساسی زندگی مشترک حضرت است. زیبایی اسلام به این است که مرد را به فراهم نمودن امکانات برای همسر به بهترین وجه توصیه میکند، اما در مقابل زن را به تقاضا نکردن امور غیرمقدور و مشکل توصیه میکند. احترام متقابل از دیگر وجوهی است که در زندگی زهرا(س) پررنگ میباشد. هر چند عدهای استناد میکنند در زندگی زناشویی باید با یکدیگر راحت باشیم، اما حفظ احترام و تکریم انسانی، امری فطری برای بشر است که ذاتاً میل به تکریم دارد. تقسیم کار میان زن و شوهر، از دیگر جلوههای مهم زندگی حضرت زهرا(س) است که توسط پیامبر(ص) انجام گرفت. سادهزیستی، محبت به همسر، پرورش فرزند صالح، شکر و سپاس الهی، صبر، شناخت تفاوت روحیات مرد و زن، ظرفیتشناسی همسر، رغبت شناسی همسر و شناخت امیال و علاقهمندیهای همسر، رعایت حقوق متقابل و غیره از جمله امور دیگری است که در زندگی مشترک حضرت زهرا(س) برجسته بوده و میتوان در سبک زندگی اسلامی از آن بهره جست.
با توجه به ظرفیت غنی و بالای زندگی حضرت زهرا(س)، چه ابزارهایی را برای پیاده کردن سبک زندگی آن حضرت(س) در جامعه اسلامی، توصیه میکنید؟
برای استفاده از سیره و سبک زندگی آن حضرت، چند امر لازم و ضروری است. اولاً شناخت شخصیت آن حضرت(س) بسیار ضروری است. دوم سیره و رفتار آن حضرت باید بخوبی شناخته شود تا به درستی به آن عمل شود. سوم، تمرین و ممارست در عمل به آن سیره ضروری است، زیرا صرف علم کفایت نمیکند و باید برای عمل به آن تلاش و کوشش صورت بگیرد. چنانچه در امور مادی باید تمرین و ممارست صورت بگیرد، در امور معنوی نیز چنین است. مسأله دیگر، استمرار در عمل به سیره آن حضرت است که صرفاً برای دورانی گذرا و موقتی نباشد. اصل دیگر، ارزیابی خودمان با توجه به سیره فاطمه(س) است که ببینیم چقدر بر اساس سیره آن حضرت عمل کردهایم.
آنچه مسلم است سبک زندگی اسلامی که بسیار مورد تأکید مقام معظم رهبری قرار دارد، برای نهادینه شدن و تبدیل شدن به فرهنگ جامعه، باید بسیار مورد تأکید و تذکر قرار بگیرد، همانطور که ما قوانین راهنمایی و رانندگی را با تکرار زیاد، نهادینه کردیم، در این امر نیز باید، چنین کرد.




نظر شما