جوان آنلاین در این زمینه نوشت: برای یک تبلیغ تلویزیونی صرفاً در دست داشتن مدت زمان بیشتری از آنتن و پخش و هرچه بیشتر کشدار کردن شعارهای تبلیغاتی کافی نیست؛ تبلیغات اصول و فنونی میخواهد و باید مقید به رعایت مسائلی باشد که اثرات سوءجانبی بر کالبد جامعه بر جای نگذارد. وقتی در برداشتی از یک تبلیغ تلویزیونی متعلق به کرم حلزون، زن جوانی رو به دوربین میگوید که از دیدن خودش در آینه خجالت میکشد یا در تبلیغی دیگر اعضای خانوادهای در نبود دیگری به سراغ کرم حلزونش میروند و دزدکی کرمش را تمام میکنند، هر بیننده سرد و گرم چشیدهای این سؤال را از خود میپرسد که به راستی تبلیغات در تلویزیون ما دارد به کجا پیش میرود؟ شاید بتوان با اطمینان گفت که بخش عمدهای از مشتریان بازار چنین اجناسی را زنان تشکیل میدهند. به تبلیغ و به خصوص تبلیغ اجناسی آرایشی و بهداشتی نیز فی النفسه ایرادی وارد نیست، چراکه تبلیغ جزئی از حقوق تولیدکننده کالا محسوب میشود.
اسلام در کنار آلایش درون برای آلایش ظاهر نیز اهمیت بسیاری قائل است اما تبلیغ هنگامی با مصلحتهای اجتماعی نمیخواند که به مخل ارزشها و آموزههای جامعه تبدیل شود، آن هم ارزشهایی که برای جا انداختنش در میان آحاد جامعه زمان و تلاش زیادی صرف شده یا در همین تلویزیون و در بحث برنامهسازی آموزشی هزینههای زیادی متقبل شده است.
اما زن جوانی که در این تبلیغ تلویزیونی به شکلی تصنعی ابراز تأسف میکند و جملاتی نظیر «از پوست صورتم خجالت میکشم» و «از زمانی که حلزون استفاده میکنم اتکا به نفسم بیشتر شده است» را به کار میبرد، عیناً این طرز تفکر را وارد خانهها میکند که اتکا به نفس در روابط اجتماعی متکی به پوست و زیبایی و ظواهر امر است تا شخصیت و باطن و ارزشهای انسانی فرد. آیا به راستی در سبک مطلوب زندگی که در قالب هزاران جلد کتاب و صدها ساعت برنامهسازی تلویزیونی به جامعه معرفی میشود، چین و چروکهای روی صورت یک زن مخل ارزشهای اجتماعی است؟ تبلیغ همان طور که از ریشهاش پیداست، ابزاری برای رساندن و انتقال پیام است، اما آیا از هر بستری میتوان برای رساندن پیام استفاده کرد؟ بیشک امروز جامعه ایران خواستار آن نیست که تلویزیونش را رختی پهن شده روی بندی ببیند که یک سویش به سرمایه وصل است و سوی دیگرش به سبک زندگی ظاهربین و مصرفگرای غربی؛ رختی که با قطع شدن بند از هر سو ممکن است گل مال زمین شود و صاحب رخت را جا بگذارد.



نظر شما