تحولات منطقه

قدس آنلاین – حمید رضا بی تقصیر:خواندنی هایی درباره عجیب ترین کلکسیون دنیا،مخربترین عادات برای مغز، شدیدترین درد در زندگی و عجیب ترین راه خوش شانسی در مالزی را مطالعه فرمائید

عجیب ترین راه خوش شانسی/دردسر طبیب رضاخان بر سر ترشی!
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

عجیب ترین کلکسیون دنیا
یکی از سرگرمی های جالبی که بسیاری از مردم علاقه بسیار عجیبی به آن نشان می دهند، اما آجر واقعا برای کلکسیون داری بسیار عجیب است. "نیل بریت بنک" نزدیک به دو دهه است مشغول جمع کردن نایاب ترین آجرهاست. اوبرای تکمیل کلکسیون خود تمام این مدت در حال سفر به نقاط مختلف انگلستان بوده است و حال قصد دارد کلکسیون خود را جهانی کند. او این روزها نزدیک به 1000 آجر در کلکسیون خود دارد که به گفته خودش هر کدام آن ها داستان های خاصی برای گفتن دارند. این پیرمرد 78 ساله می گوید برخی از آجرهایش تاریخی هستند که قدیمی ترین آنها مربوط به سال 1892 است. او برای پیدا کردن این آجرها معمولا به محل هایی که خانه های قدیمی را تخریب می کنند می رود و در میان آجرها به دنبال بهترین آن می گردد تا به کلکسیونش اضافه کند. او می گوید دلیل اصلی علاقه اش به آجر شکل آنها و البته قدمتشان است.
کوتاه ترین داستان جهان
کوتاه ترین داستان جهان توسط "ارنست همینگوی" نوشته شده است.او کوتاه ترین داستان جهان را در یک شرط بندی با یکی از دوستانش که ادعا کرده بود که با 6 کلمه نمی‌توان داستان نوشت، نوشته است.
اگر تا به حال این اثر همینگوی را نخوانده‌اید، آن را به شما پیشنهاد میکنیم. "For Sale: Baby Shoes, Never Worn"برای فروش: «کفش بچه، هرگز پوشیده نشده!!»این نوشته فقط یک جمله نیست, بلکه کوتاه ترین داستان جهان است.گفته میشود «ارنست همینگوی» این داستان 6 کلمه ای را برای شرکت در یک مسابقه داستان کوتاه نوشته است و برنده مسابقه نیز شده است.
شهر بی خودرو
تردد در شهر ونیز فقط با قایق صورت می‌گیرد و هیچ خودرویی در آن نیست.سالانه توریست‌های زیادی به آن سفر می‌کنند تا زندگی بدون ماشین را تجربه کنند، البته ناگفته نماند که زندگی در آن منطقه بسیار سخت و دشوار است، به نظر عده ای این سختی روی آب بی آنکه لحظه ای بتوانی پایت بر روی زمین بگذاری لذت بخش است.جزیره ونیز یک راز بزرگی را در خود دارد که نمی شود آن را وصف بلکه تنها باید آن را درک کرد و فهمید، آن منطقه با بازار های آبیش و مردمان متفاوتش شاید تنها آروزیشان زمینی خشک برای استراحت باشد.در آن جزیره خودرویی وجود ندارد و همه روی آب با قایقی موتوری سفر می‌کنند حتی در مواقع ضروری هم خودروهای اورژانس و آتش نشانی با قایق موتوری به ماموریت می‌روند.شاید خیلی از اهالی این شهر زیبا آن را بخاطر فرو رفتن در آب ترک نمایند اما خیلی از افراد در سراسر دنیا به دنبال ذره‌ای سکوت و دور از زندگی ماشینی هستند..همه درجستجوی آرامشند، آرامشی همراه با سکوت
فاجعه آنتی بیوتیکی چیست؟
مقاومت در برابر آنتی بیوتیک خاصی نشان دهنده یک تهدید فاجعه بار برای پزشکی بحساب می آید.کارشناسان درباره مقاومت در برابر آنتی بیوتیک ها هشدار می دهند و آن را فاجعه بار می خوانند. مقاومت در برابر آنتی بیوتیک خاصی نشان دهنده یک تهدید فاجعه بار برای پزشکی بحساب می آید.این اتفاق ممکن است باعث مرگ بیمارانی که در معرض خطر قرار دارند شود.این بیماران به علت مقاومت باکتری ها در برابر آنتی بیوتیک ها و ماندگاری عفونت در بدن آنها و درمان نشدنشان زندگی خود را از دست می دهند.پزشکان، با توجه به نیاز اقدام جهانی برای مقابله با مقاومت آنتی بیوتیکی و توسعه داروهای جدید برای مبارزه با عفونت های جدید هشدار داد.
مخربترین عادات برای مغز
اولین گام در طول روز برای تخریب مغز،نخوردن صبحانه است. شاید وعده ای ساده به نظر برسد اما مواد مغذی ای که در این وعده وارد بدن می شود باورنکردنی است پس حتما باید صبحانه را جدی بگیرید تا موادغذایی به خوبی به مغز برسد.در کنار نخوردن پر خوری نیز می تواند زیان بار باشد. افرادی که در خوردن غذاهای چرب و پر کالری زیاده روی می کنند در صدد از دست دادن بخش اعظمی از مغزشان هستند.پر خوری همچنین می تواند باعث سفت شدن شریان های خونی شود که کارایی مغز را کاهش می دهد. قند یکی از بزرگترین دشمنان بدن و از جمله مغز انسان است. استفاده بیش از اندازه از قندها باعث می شود تا اختلالاتی در جذب پروتئین برای بدن به وجود آمده و همین در راستای آسیب زدن به مغز حرکت میکند. کم خوابی عامل دیگری است که مانع از استراحت کافی مغز می شود پس شما هر کاری که انحام دهید بازهم ممکن است مغزتان آسیب ببیند. خواب کافی به مدت 7 ساعت باید درست نیز انجام شود. دقت داشته باشید که پوشاندن سر هنگام خواب باعث افزایش دی اکسید کربن و آسیب دیدگی مغز می شود. فکر یکی دیگر از مخربان مغز است البته اگر کار فکری سخت در زمان بیماری انجام دهید. در دوران بیماری مغز نیاز به آرامش دارد پس کار کشیدن از آن می تواند باعث تخریبش شود. در مقابل کم فکر کردن یا بی تحرکی نیز می تواند سلول های مغز را تنبل کند
نقطه بدون جاذبه زمین
در بارسلونا جزیره ای با ویژگی های فضایی در حال احداث است. بارسلونا شهر توریستی اسپانیا که سالانه هزاران توریست را به خودش جذب میکند و برای آثار باستانیش مشهور است. به تازگی جزیره ای با جذابیت های هنری ومعماری و بنا کرده و هم چنین به ساخت یک هتل فضایی پرداخته است. این هتل که 300 مترارتفاع دارد با معماری خاص خود فضایی را با گرانش صفراحداث کرده است. مسافران این جزیره با عبور از کنار دریا به این هتل فضایی می رسند. مسافران می توانند حالت بی وزنی را در یک تونل عمودی بادی در این هتل تجربه کنند و حتی از فروشگاه های بر پا شده در آن جا خرید کنند. این قسمت از هتل طوری طراحی شده که مسافران تصور میکنند به فضا سفر کرده اند. پنجره های شفاف این سفینه ی فضایی مجازی در حین پرواز روشن است و در زمان بازگشت توریستان از سفر فضایی، خاموش است تا پس از یک سفر مجازی فضایی مسافران استراحت کنند.
نوع نگاه باهوش به دنیا
افرادی که در آزمون های بهره هوشی نمرات بالاتری کسب می کنند، تنها باهوش محسوب نمی‌شوند، بلکه پردازش اطلاعات حسی آنها با افراد عادی نیز تفاوت دارد. پژوهشگران دانشگاه روچستر با نمایش تصاویر ویدئویی ثابت و متحرک بر روی صفحه نمایش رایانه، قدرت ادراک بصری افراد باهوش و معمولی را مورد ارزیابی قرار دادند. نتایج بدست آمده نشان می دهد، افراد با بهره هوشی بالاتر در مشاهده اشیاء بزرگتر یا حرکات پس زمینه‌یی دچار ضعف بوده و اغلب این تصاویر را نادیده می‌گیرند، اما برعکس در مشاهده اشیاء کوچک و در حال حرکت از تمرکز بسیار بالاتری برخوردار هستند. توانایی تمرکز برای جلوگیری از حواس پرتی و تفاوت در ادراک بصری برای مشاهده حرکات اشیاء کوچک، علت عملکرد مغزی بهتر افراد باهوش را توضیح می‌دهد.
راز مرگ معمار
در افسانه ها آمده است که یکی از پادشاهان بزرگ برای جاودانه کردن نام و پادشاهی خود تصمیم گرفت که قصری باشکوه بسازد که در دنیا بی نظیر باشد و تالار اصلی ان در عین شکوه و بزرگی و عظمت ستونی نداشته باشد !!!اما پس از سالها و کار وتلاش و محاسبه ، کسی از عهده ساخت سقف تالار اصلی بر نیامد و معماران مدعی زیادی بر سر این کار جان خود را از دست دادند تا اینکه ناکامی پادشاه او را به شدت افسرده و خشمگین ساخت و دست آخر معلوم شد که معمار زبر دست و افسانه ای به نام سنمار وجود دارد که این کار از عهده او بر می آید …و بالاخره او را یافتند و کار را به او سپردند و او طرحی نو در انداخت و کاخ افسانه ای خورنق را تا زیر سقف بالا برد و اعجاب و تحسین همگان را برانگیخت اما درست وقتی که دیواره ها به زیر سقف رسید سنمار ناپدید شد و کار اتمام قصر خورنق نیمه کار ماند …مدتها پی او گشتند ولی اثری از او نجستند و پادشاه خشمگین و ناکام دستور دستگیری و محاکمه و مرگ او را صادر کرد تا پس از هفت سال دوباره سر و کله سنمار پیدا شد .او که با پای خود امده بود دست بسته و در غل و زنجیر به حضور پادشاه آورده شد و شاه دستور داد او را به قتل برسانند اما سنمار درخواست کرد قبل از مرگ به حرفهای او گوش کنند و توضیح داد که علت ناکامی معماران قبلی در برافراشتن سقف تالار بی ستون این بوده است که زمین به دلیل فشار دیواره ها و عوارض طبیعی نشست می کند و اگر پس از بالا رفتن دیواره بلافاصله سقف ساخته شود به دلیل نشست زمین بعدا سقف نیز ترک خورد و فرو می ریزد و قصر جاودانه نخواهد شد…پس لازم بود مدت هفت سال سپری شود تا زمین و دیواره ها نهایت افت و نشست خود را داشته باشند تا هنگام ساخت سقف که موعدش همین حالا است مشکلی پیش نیاید و اگر من در همان موقع این موضوع را به شما می گفتم حمل بر ناتوانی من می کردید و من نیز به سرنوشت دیگر معماران ناکام به کام مرگ می رفتم …پادشاه و وزیران به هوش و ذکاوت او آفرین گفتند و ادامه کار را با پاداش بزرگتری به او سپردند و سنمار ظرف یک سال قصر خورنق را اتمام و آماده افتتاح نمود .مراسم باشکوهی برای افتتاح قصر در نظر گرفته شد و شخصیتهای بزرگ سیاسی آن عصر و سرزمینهای همسایه نیز به جشن دعوت شدند و سنمار با شور و اشتیاق فراون تالارها و سرسراها واطاقها و راهروها و طبقات و پلکانها و ایوانها و چشم اندازهای زیبا و اسرار امیز قصر را به پادشاه و هیات همراه نشان میداد و دست آخر پادشاه را به یک اطاق کوچک مخفی برد و رازی را با در میان گذاشت و به دیواری اشاره کرد و تکه اجری را نشان داد و گفت : کل بنای این قصر به این یک آجر متکی است که اگر آنرا از جای خود در آوری کل قصر به تدریج و آرامی ظرف مدت یک ساعت فرو میریزد و این کار برای این کردم که اگر یک روز کشورت به دست بیگانگان افتاد نتوانند این قصر افسانه ای را تملک کنند شاه خیلی خیلی خوشحال شد و از سر شگفتی سنمار به خاطر هنر و هوش و درایتش تحسین کرد و به او وعده پاداشی بزرگ داد و گفت این راز را باکسی در میان نگذار …تا اینکه در روز موعود قرار شد پاداش سنمار معمار را بدهد . او را با تشریفات تمام به بالاترین ایوان قصر بردند و در برابر چشم تماشا گران دستور داد به پایین پرتابش کنند تا بمیرد!!!سنمار در آخرین لحظات حیات خود به چشمان پادشاه نگاه کرد و با زبان بی زبانی پرسید چرا ؟؟؟!!!و پادشاه گفت برای اینکه جز من کسی راز جاودانگی و فنای قصر نداند و با این جمله او را به پایین پرتاب کرده و راز را برای همیشه از همه مخفی نگاه داشت…!
شدیدترین درد در زندگی
سیستیت‌ بین‌بافتی یکی از بیماری‌های گیج‌کننده‌‌ای است که گاهی تشخیص آن سخت می‌شود.این حالت یک التهاب مزمن دیواره مثانه است که باعث درد لگن و مثانه به‌صورت مزمن می‌شود و همچنین می‌تواند باعث کاهش گنجایش مثانه شده و درنتیجه باعث ‌شود، فرد بیشتر به دستشویی برود. هیچ‌کس نمی‌داند علت این بیماری چیست؛ این حالت با عفونت دستگاه ادراری و عفونت مثانه متفاوت است زیرا در این حالت التهاب ناشی از عفونت نیست و آنتی‌بیوتیک‌ها نمی‌توانند در درمان موثر باشند.بعضی‌اوقات التهاب آن‌قدر شدید و وخیم است که زخم‌هایی در دیواره‌ مثانه ایجاد می‌کند. این حالت در زنان شایع‌تر و در واقع 90 درصد از موارد آن در زنان رخ می‌دهد. بعضی پزشکان معتقدند، این حالت یک بیماری خود ایمن است که پس از یک عفونت مثانه رخ می‌دهد اما برخی دیگر می‌گویند، موادی که در ادرار وجود دارد می‌تواند باعث صدمه‌‌خوردن جداره مثانه شود. برای رفع این مشکل هنوز درمانی کشف نشده اما گاهی ممکن است علائم بدون هیچ‌درمانی برطرف شوند، گاهی هم علائم برای مدتی برطرف می‌شوند اما دوباره پیدا می‌شوند. گاهی حتی ممکن است بین دوره‌های بیماری‌ فاصله‌های چند ساله ای وجود داشته باشد.علائم سیستیت ‌بین‌بافتی شامل درد لگن، احساس فشار، درد در لمس و درد شدید و مداوم در مثانه و کل لگن است. فرد ممکن است، احساس تکرر ادرار و فوریت داشته باشند. زنانی که دچار حالت بسیار شدید این بیماری می‌شوند ممکن است روزی 60 ‌بار به دست شویی بروند. در برخی بیماران پرشدن مثانه و در برخی دیگر خالی‌شدن آن باعث ایجاد درد می‌شود. به‌طور معمول درد طی روزهای دوره ماهانه شدید‌تر می‌شود. تشخیص این حالت به وسیله شیوه‌ای است که سیستوسکوپی نامیده می‌شود که نوعی آندوسکوپی برای دیدن داخل مثانه است.
عجیب ترین راه خوش شانسی در مالزی
در مالزی دریک مکان خاص به نام معبد "لوی ایم سی" عده ای تنها راه خوش شانسی در زندگی را خوابیدن در تابوت می دانند. آنها همچنین اعتقاد دارند خوابیدن در تابوت بالاترین سعادت در زندگی هر فردی می تواند باشد.این عقیده از سال 2007 و در پی یکسری اتفاقات تخیلی رخ داده است که می گویند ارواح صاحب این محل که این روزها به معبد تبدیل شده است در عالم ارواح مواردی از خوش شانسی خود برای خوابیدن در تابوت گفته است و آن ها از این سال دست به کار شده اند.معبد "لوی ایم سی" در سال 2008 به معروفیت رسید و نزدیک به 5 تابوت در آن وجود داشت که تنها افرادی با بیماری های بدشانسی می توانستند داخل این تابوت ها بخوابند. البته تنها یکی از تابوت ها کار می کرد چرا که مابقی آن ها بسیار کوچک بودند.تا به حال کسی از این تابوت ها نتیجه درستی نگرفته است بلکه عده ای بیشتر ترسیده اند اما برخی نیز بوده اند که بیماری هایی مانند دل درد را به کمک این تابوت ها برطرف کرده اند که آن هم ریشه درستی نخواهد داشت.
دردسر طبیب رضاخان بر سر ترشی
وقتی رضاخان دستوری می‌داد، آن دهنی که در مقابل شاه با گفتن (نه) (نمی‌شود) (مقدور نیست) و امثال اینها باز می‌شد تو دهنی می‌خورد.طبیب مخصوص شاه نیز این خاصیت شاه را درک کرده بودو حتی در دستورهای طبی هم مراعات می‌کرد.روزی شاه در حال تب، هوس خوردن ترش‌ای که با سرکه تهیه شده بود کرد و به دکتر گفت. ها! ما این ترشی را می‌توانیم بخوریم؟ دکتر که عادت کرده بود و می‌دانست که نباید به شاه (نه) بگوید اندکی تأمل نموده عرض کرد: اعلیحضرت بهتر می‌دانند که سرکه یکی از مواد مفید است و بدن بدون اسید نمی‌تواند زندگی کند. بنابراین البته که اعلیحضرت می‌توانند ترشی میل فرمایند منتهی وقتی اسید بدن زیاد می‌شود و باید به وسایل گوناگون از اسید بدن کم کرد در آن موقع ترشی خوردن ضرورت ندارد.دکتر تعظیم بلند بالائی کرده گفت: قربان غلام هم می‌داند، برای آدم‌ تب‌دار ترشی بد است، منتها این احکام برای اشخاص عادی است و برای نابغه‌ای مانند اعلیحضرت اراده شاهانه ملاک است نه احکام عمومی؛ بنابراین اگر اراده اعلیحضرت به خوردن ترشی تعلق گرفته باشد غلام سگ کیست با اراده اعلیحضرت مخالفت کند شاه متغیر شده فرمود: چرا برای من فلسفه میگی؟! یک کلمه پوست کنده به من جواب بده؛ بخورم یا نخورم.دکتر دستش را به دستش مالیده ضمن یک تعظیم بلند بالا (چون نمی‌توانست جواب منفی داده باشد و از طرفی هم سرکه برای شاه خوب نبود) گفت: خانه‌زاد... غلام... عرض کردم.... راجع به ترشی.بله .... ترشی.... هم می‌شود خورد... هم نمی‌شود. اگر اراده اعلیحضرت تعلق بگیرد که ترشی بخورند؛ ما بندگان سگ کی هستیم در مقابل اراده اعلیحضرت اظهار وجود کنیم و اگر اعلیحضرت میل نداشته باشند ترشی تناول فرمایند البته میل نمی‌فرمایند.شاه حوصله‌ اش سر رفته فریاد کرد مرتیکه! ترشی بخورم یا نخورم؟!دکتر این مرتبه دیگر دست‌پاچه شده و نمی‌دانست چه جوابی بدهد.وقتی شاه دید دکتر جواب نمی‌دهد گفت: مرده شور ترکیب شما دکترها را ببرد؛....! هر پیره زنی می‌داند که آدم تب‌دار نباید ترشی بخورد.دکتر تعظیم بلند بالائی کرده گفت: قربان غلام هم می‌داند، برای آدم‌ تب‌دار ترشی بد است، منتها این احکام برای اشخاص عادی است و برای نابغه‌ای مانند اعلیحضرت اراده شاهانه ملاک است نه احکام عمومی؛ بنابراین اگر اراده اعلیحضرت به خوردن ترشی تعلق گرفته باشد غلام سگ کیست با اراده اعلیحضرت مخالفت کند.شاه دکتر را مرخص کرد. وقتی دکتر می‌خواست از اطاق بیرون برود. شاه گفت آخرش نگفتی بخورم یا نخورم.دکتر تعظیمی کرده عرض کرد: امر امر مبارک است خانه‌زاد چه عرض کند.
 

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha