دکتر «توماس مکاِلوِین» (Thomas McElwain)، استاد آمریکایی ادیان در دانشگاههای اروپا و آمریکا، در کتاب خود «اسلام در کتاب مقدس» (Islam in the Bible) رویکرد تازهای به این گفتوگو دارد. او میکوشد با تأکید بر مشترکات این سه دین، ثابت کند که اسلام و تشیع، همان ادامه منطقی ادیان یهود و مسیحیت است. این کشیش سابق فرقه تعمیدی (باپتیست) که به زبانهای کتاب مقدس نیز تسلط دارد، در سال 1988 مسلمان و شیعه شده و نام «علی حیدر» را برای خود برگزیده است.
نهتنها دین یهود در اشکال گوناگون خود، بلکه صدها فرقه مختلف مسیحی همه ادعا میکنند که عقاید و اعمال خود را از کتاب مقدس گرفتهاند. وقتی کتاب مقدس میتواند اینهمه ادیان مختلف را تصدیق کند، چرا نتواند اسلام را مورد تصدیق قرار دهد؟(1)
بیشتر مسیحیان اعتبار کتاب مقدس، متشکل از متون عبری و یونانی، را قبول دارند. البته بر سر جای دادن برخی متون در کتاب مقدس و میزان اعتبار آنها بحثهایی وجود دارد، اما اصولاً مسیحیان کتاب مقدس را معتبر میدانند. همه اشکال یهودیت هم تورات و دیگر متون «تَنَخ»، یعنی همان «عهد عتیق» مسیحیان، را معتبر میدانند. اسلام در درجه اول به قرآن کریم متوسل میشود، اما اصولاً کتاب مقدس را قبول دارد. البته مسلمانان در عمل کتاب مقدس را قبول ندارند، چون معتقدند که این کتاب تحریف شده است.
مشکل وقتی بروز می کند که عقاید و اعمال هر یک از این سه گروه دینی را با کتاب آسمانیشان مقایسه میکنیم. در این زمینه بهناچار نگاههای گزینشی و تأویلات زیادی صورت گرفته است، اما فراتر از آن، این حقیقت عریان باقی میماند که کتاب هرگز تنها منبع استخراج عقاید و احکامِ عملی نیست. اگر قرار باشد همه عقاید و احکام مسیحیت را از کتاب مقدس اخذ کنیم، آنگاه با اعیاد مذهبی، آیین عبادی کلیسا و انبوهی از عقاید و اعمال مسیحی که در کتاب مقدس ذکر نشده چه باید کرد؟ با کمال تأسف باید بسیاری از آنها را کنار گذاشت.
ناهمخوانی عقاید و اعمال کنونی این سه دین با کتابهای آسمانیشان نخستین بار وقتی به نظرم جالب توجه آمد که چند سال پیش به موضع این کتابها درباره روز عبادی هفته دقت کردم. کتاب مقدس عبری (عهد عتیق) آشکارا بر رعایت «سَبَّت/شبّات» یا هفتمین روز هفته تأکید میکند و یهودیان نیز دقیقاً این اعتقاد را به کار میبندند. رعایت حرمت روز یکشنبه از ویژگیهای مسیحیت است، اما در کتاب مقدس یونانی، یا بهاصطلاح عهد جدید، نمیتوان توجیه چندانی برای آن یافت. برعکس، در عهد جدید از سبّت بسیار سخن رفته و گاه از آن به نیکی یاد شده است. من این مسأله را در قرآن هم بررسی کردم و متوجه شدم که قرآن نیز در شش مورد حرمت سبّت (سَبْت) را ذکر کرده است. حرمت نماز جمعه هم در قرآن محقق شده است، برخلاف وضعیت یکشنبه در عهد جدید که تنها با نقض آموزههای این کتاب میتوان از حرمت روز یکشنبه دفاع کرد. ولی برای رعایت حرمت روز جمعه بهعنوان مقطعی خاص از غروب پنجشنبه، چنانکه گویا برخی مسلمانان چنین عقیده دارند، توجیه قرآنی نمیتوان یافت.(2) بنابراین درمییابیم که «سبّت» مشخصهای مشترک میان همه این کتابهای آسمانی است. در مقابل، پیروان این ادیان درباره چگونگی ارتباط خود با سبّت رویکردهای متفاوتی دارند.
من بهطور آزمایشی شروع به بررسی این مسأله کردم که بین کتابهای آسمانی و عقاید و اعمال پیروان آنها چقدر هماهنگی وجود دارد. قرآن در چند مورد به رعایت حرمت روز شنبه اشاره کرده است و علاوه بر این، میتوان در قرآن نشانههای دیگری هم در تأیید یهودیت یافت. از سوی دیگر، کتاب مقدس هم جمعه، روز مذهبی مسلمانان، را بهطور خاص به رسمیت میشناسد و علاوه بر آن، در این کتاب هم میتوان نشانههای دیگری در تأیید اسلام پیدا کرد. از آنجا که مسلمانان عموماً آشنایی چندانی با کتاب مقدس ندارند، به هزارویک دلیل میتوان گفت که پندارشان مبنی بر تأیید مسیحیت کنونی در کتاب مقدس ممکن است اشتباه باشد. در مجموع، این پرسش همچنان بیپاسخ مانده است: عقاید و احکام اسلام چقدر با متون دینی یهود و مسیحیت، یعنی کتاب مقدس، تطابق دارد؟
اولین بار هنگام بررسی «موعظه مسیح(ع) بر فراز کوه» (متی 5-7) بود که پی بردم شاید بتوان رد پای آموزههای اسلام را به شیوهای غیرمنتظره در کتاب مقدس بازجست.(3) نگاهی دقیقتر به این قطعه از انجیل مشخص میکند که چقدر میتوان کتاب مقدس را بیانگر ارزشهای اسلامی و حتی ارزشهای بنیادین اسلام دانست. این قطعه حاوی جملاتی است که تقریباً همه مسیحیان آنها را از حفظ دارند. برخی فرقههای مسیحی، بویژه فرقههای منشعب از آناباپتیستها، تقریباً همه عقاید خود را فقط بر این موعظه بنا نهادهاند. مسیحیان و نیز غیرمسیحیان، به موعظه مسیح(ع) بر فراز کوه علاقه شدیدی دارند. افراد غیرمذهبی در جوامع مسیحی هم بارها به کلمات این موعظه متوسل میشوند. میگویند گاندی هم اصول مبارزه منفی خود را از این موعظه گرفته است.
چون این موعظه بیتردید یکی از مهمترین متون مسیحی است، پس باید عقاید اساسی مسیحیت را کاملاً تأیید کند. برخی از مهمترین عقاید مسیحیت این سه مورد هستند: خدا یکی است و تا ابد در سه نفر یعنی خدای پدر، خدای پسر و خدای روحالقدس وجود دارد؛ عیسی(ع) همچنان و همزمان که انسان است، کاملاً و تماماً خدای قادر متعال هم هست و با خدای پدر، یکی و برابر است؛ و دست آخر اینکه نجات یا رستگاری و به همین ترتیب، آمرزش گناهان در گروی مرگ عیسی(ع) بر صلیب به کفاره گناهان بشر است. در مقابل، پنج رکن معروف اسلام عبارتاند از شهادت به یگانگی خدا (توحید)، نماز، زکات، روزه و حج.(4)
موعظه مسیح(ع) بر فراز کوه در جایجای خود بر این نکته دلالت میکند که فقط یک وجود هست که خداست، وجودی که عیسی(ع) او را «پدر ما» میخواند. چون در روزگار ما پدرها تحکم و قاطعیت گذشته را ندارند، یادمان میرود که رابطه پدروفرزندی مورد نظر در این عبارت، از جنس تسلیم و اطاعت فرزند در برابر پدر است. خدایِ موعظه بر فراز کوه، خدایی است که انسانها زیر بار تسلیم و اطاعت او هستند. در این موعظه اصلاً هیچ خبری از تثلیث نیست. عیسی(ع) در هیچجای باب پنجم تا هفتم انجیل متّی حتی بهتلویح هم خود را خدای متعال ندانسته است.
از دیدگاه مسیحیت، فدا شدن عیسی(ع) بر صلیب برای آمرزش گناهان بشر، جان کلام انجیل است. البته عیسی(ع) برای آمرزش گناهان شرطی را مطرح میکند، اما این شرط، مرگ او بر صلیب به کفاره گناهان بشر نیست. او میگوید که انسان چنانکه خود خطای دیگران را میبخشد، بخشیده خواهد شد (متی 15:6)، و چنانکه درباره دیگران قضاوت میکند، درباره او هم قضاوت خواهد شد (متی 2:7).
در قسمت بعد، بررسی موعظه مسیح(ع) بر فراز کوه را ادامه خواهیم داد.
پینوشت
1. «کتاب مقدس» (Bible) از دو بخش اصلی «عهد عتیق» و «عهد جدید» تشکیل میشود. عهد عتیق (Old Testament) شامل «تورات» و دیگر نوشتههای مقدس یهودیان است که مسیحیان نیز آنها را قبول دارند. عهد جدید (New Testament) شامل چهار انجیل متی، مَرقُس، لوقا و یوحنّا و دیگر نوشتههای مقدس مسیحیان است که تنها مسیحیان آن را قبول دارند. مسیحیان، عهد عتیق و عهد جدید را در یک مجلد منتشر میکنند و به کل این مجموعه «کتاب مقدس» میگویند.
2. از آنجا که نویسنده مسأله روز عبادی هفته را فقط در کتابهای آسمانی این سه دین بررسی میکند، به روایات اسلامی مراجعه نکرده است. درحالیکه جایگاه معنوی شب و روز جمعه در سیره عملی و روایی پیامبر(ص) و اهلبیت(ع) کاملاً روشن شده است. اما در متن قرآن کریم، فقط آیات پایانی سوره جمعه بر اهمیت این روز تأکید میکنند.
3. شیوه ارجاع به کتاب مقدس بدینصورت است که از راست به چپ، ابتدا نام کتاب، سپس شماره باب (فصل) و در آخر، شماره آیات میآید. بدینترتیب، متی 5-7 یعنی انجیل متی، بابهای 5 تا 7، و خروج 20: 3-17 یعنی کتاب خروج، باب 20، آیات 3 تا 17.
4. البته اصول دین اسلام، توحید، نبوت و معاد است و فروع دین نیز مواردی چند را در بر میگیرد. اما پنج موردی که نویسنده در اینجا نام برده، در فضای غیرمسلمانان به ارکان اسلام (Pillars of Islam) معروفاند.




نظر شما