حضرت خامنه ای، دوره ی شش ساله ی دبیرستان را بطور شبانه خواندند و با موفقیت آن را پشت سر گذاردند، ولی همزمان با طی دوره ی شبانه و خواندن درس های کلاسیک دبیرستان، روزانه هم به تحصیلات طلبگی و علوم دینی در مدرسه ی نواب پرداختند. در این بین یکی از نکات خواندنی زندگی ایشان، ملبس شدن ایشان به لباس روحانیت بود، به نحوی که ایشان از کودکی قبا یا چیزی شبیه قبا می پوشیدند و خود ایشان نیز می گویند: «[من از کودکی] معمم بودم؛ یعنی در بین سنین ده و سیزده سالگی من عمامه سرم بود و قبا تنم بود! قبل از آن هم همینطور، از اوایلی که به مدرسه رفتم، با قبا رفتم؛ منتها تابستان ها با سر برهنه می رفتم. زمستان که می شد، مادرم عمامه به سرم می پیچید. مادرم خودش دختر یک روحانی بود و برادران روحانی هم داشت، از این رو عمامه پیچیدن را خوب بُلُد بود. سر ماها عمامه می پیچید و به مدرسه می رفتیم. البته اسباب زحمت بود که جلوی بچه ها، یکی با قبای بلند و لباس جور دیگر باشد. طبعاً مقداری حالت انگشت نمایی و این ها بود؛ اما ما با بازی و رفاقت و شیطنت و این طور چیزها جبران می کردیم و نمی گذاشتیم که در این زمینه خیلی سخت بگذرد.
پوشیدن لباده ی 20 ساله
در این زمینه آقای خامنه ای به یاد می آورد که یک شب زمستانی هنگامی که پدر گرامیشان از مسجد به خانه برمی گردد، استثنائاً به اتاق خود نمی رود و می آید و لباده اش را درآورده و آویزان می نماید و در همین حال می گوید: این لباده بیست ساله شد. آیت الله خامنه ای در خاطرات خود می گوید: «بعدها آن لباده را من مدتی استفاده کردم از این بَرَک های قدیمی کَت و کلفت بود تا این که آن را دادیم به یک کس دیگر و خودمان را از شرش خلاص کردیم».
منابع:
1- بهبودی، هدایت الله. شرح اسم، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، 1391.
2- جرعه نوش کوثر. موسسه فرهنگی قدر ولایت، تهران: 1382.
3- خاطرات سیدعلی خامنه ای. مرکز اسناد انقلاب اسلامی، شماره بازیاب 1225.



نظر شما