به گزارش خبرگزاری فارس، این بازیگر 46 ساله اوایل دهه نود میلادی فعالیت بازیگری خود را شروع کرد. وی در ابتدای کار بازیگری با حضور در فیلمهای اکشن پر فروش و موفقی مثل سریع و آتشی و سه ایکس تبدیل به یک هنرپیشه موفق شد. او این موفقیت را با حضور در فیلمهایی مثل وقایعنگاری ریدیک و پاسیفیر ادامه داد و در همان زمان در چند فیلم مستقل هم بازی کرد. دیزل به خاطر بازی در قسمتهای مختلف چند فیلم موفق خود، تبدیل به بازیگر فیلمهای دنبالهدار و چند قسمتی شده است.
او پس از نمایش عمومی قسمت پنجم سریع و آتشی در سال 2011، در فیلم سینمایی دیگری بازی نکرد و پس از دو سال غیبت از روی پرده سینما، تابستان امسال با ششمین قسمت این اکشن ماجراجویانه و ورزشی برگشت. امسال برای وین دیزل سال خوبی بوده است، زیرا اکشن علمی تخیلی او ریدیک هم چند روز قبل به روی پرده سینماهای جهان رفت. به این ترتیب، وی که در دو سال گذشته حضوری در دنیای سینما نداشت، سال 2013 را با دو فیلم موفق و پرفروش به پایان می رساند.
تهیهکنندگان سریع و آتشی 7 گفتهاند این فیلم را برای نمایش عمومی در فصل تابستان 2014 آماده میکنند. دیزل هم اکنون مشغول همکاری با اکشن کمپک استریبی نگهبانان کهکشان محصول جدید شرکت فیلمسازی مارول است. او در این فیلم زنده که برای نمایش عمومی در سال آینده میلادی آماده میشود، به جای یکی از دو شخصیت کارتونی و غیرانسانی قصه صحبت میکند. دیزل قرارداد بازی در فیلمهای ماشین و آخرین شکارچی جادوگر را هم دارد. هر دو فیلم در سال 2014 جلوی دوربین میروند. او در گفتوگوی اینترنتی خود با آسوشیتدپرس درباره بازیگری برای فیلمهای اکشن، تهیهکنندگی، هالیوود و زندگی خانوادگی صحبت میکند.
به عنوان تهیهکننده هم با فیلمهای سینمایی همکاری دارید. برایتان بازیگری مهمتر است یا تهیهکنندگی؟
تا به حال فقط در فیلمهایی سرمایهگذاری کرده ام که خودم بازیگر آنها بودهام. یک دلیل مهم این است که به این ترتیب میتوانم تا حدودی آزادی عمل داشته باشم و آن کارهایی را انجام دهم که خودم میخواهم. وقتی در تولید فیلمی سرمایهگذاری میکنم، مجبور نیستم هرچه را که مسئولان کمپانیهای فیلمسازی میگویند چشم و گوش بسته انجام دهم. من حق رای دارم و میتوانم نظر بدهم و این خیلی خوب است. با سرمایهگذاری بر روی فیلمهای سینمایی، فضا و محیطی را خلق میکنم که میتوانم در آن راحتتر کار کنم و دغدغههای ذهنی کمتری داشته باشم. در این حالت، صحنه فیلمبرداری قابل تحمل میشود و تو میدانی که زور بالای سرت نیست و میتوانی از خودت چیزهایی ارائه بدهی.
بازی در نقشهای اکشن راحت است؟
خیلیها فکر میکنند بازی در فیلمهای اکشن کار سختی نیست و بازیگر به راحتی جلوی دوربین آمده، کارش را انجام میدهد و میرود. اما اینطور نیست. بازی در نقشهای اکشن هم مثل بقیه نقشها، وقت و کار میبرد. در کنار آمادگی جسمانی، شما باید کاراکتر موردنظر را درک کرده و بتوانید آن را به شکل شایستهای در جلوی دوربین ارائه دهید. وقتی کلید دوربین فیلمبرداری زده میشود، شما وارد یک دنیای تازه شده و در قالب آدم دیگری فرو میروید. حالا در این شرایط، باید بتوانید انعکاس خوب و درستی از او را ارائه کنید، تا تماشاچی باور کند که شما همان کسی هستید که دارید قصهاش را روی پرده سینما تعریف میکنید.
بازی در کنار ورزشکارانی مثل دواین جانسن (راک) و دیو بائوتیستا چگونه بوده است؟
نکته بسیار مهم در همکاری با چنین افرادی که عمرشان را در رشتههای ورزشی مثل کشتی و هنرهای رزمی گذراندهاند، این است که شما از تخصصهای ویژه و خاص آنها بهره میگیرید.با قرار گرفتن در کنار آنها، یک سری چیزهایی را یاد میگیرید که شاید در شرایط عادی نتوانید به یک دهم آنها دست پیدا کنید. تمام تجربه کاری حرفهای آنها در اختیار شما قرار میگیرد و این چیز بسیار خوبی است. وقتی بازیگر فیلمهای اکشن هستی، لازم است که چنین تجاربی را داشته باشی. در عین حال، حضور چنین کسانی در فیلمهای تو، باعث موفقیت بیشتر این فیلمها در جدول گیشه نمایش سینماها میشود.
بازی در چه نوع فیلمهایی را بیشتر دوست دارید؟
دوست دارم در تعداد بیشتری فیلم علمی تخیلی بازی کنم. این ژانر سینمایی را خیلی دوست دارم. قرار است یک فیلم جدید با کمپانی یونیورسال به نام سربازان آفتاب کار کنم. قصه زیبایی دارد و فرصت خوبی برایم فراهم میکند تا فیلم جذابی را در ژانر علمی تخیلی بازی کنم. پرسش خیلی خوبی را مطرح کردید، زیرا این اواخر ذهن خود مرا هم به خودش مشغول کرده بود. می دانید، در هالیوود وقتی در یک ژانر موفق شدید و فیلمتان فروش خوبی کرد، کمپانیهای فیلمسازی از شما میخواهند فقط همان راه را ادامه دهید و فقط در آن نوع خاص فیلم بازی کنید.
ذر این حالت،شما را برای بازی در پروژههای متفاوت دیگر دعوت به همکاری نمیکنند. به این ترتیب، پس از مدتی تبدیل به کلیشه میشوید و همه فیلمهایتان شبیه هم میشود، یکی از دلایلی که وارد حرفه تهیهکنندگی شدم همین است. میخواهم بتوانم در ژانرهای مختلف کار و فعالیت کنم و محدود به یک ژانر نباشم. امیدارم طرفدارانم هم همین احساس را داشته باشند و بخواهند که در ژانرهای مختلف و متفاوت بازی کنم.
نمیخواهید بازی در فیلمهای مستقل و غیر متعارف را هم تجربه کنید؟
تجربه کردهام! ولی موفقیت زیادی در آن کسب نکردم. من با درام ضد جنگ نجات سرباز رایان (1998) به تماشاگران معرفی شدم و در همان سالها که با سریع و آتشی (2000) و سه ایکس (2001) به صورت یک چهره مطرح درآمدم، در فیلمهای مستقلی مثل مرد جدا افتاده (2003) ساخته اف گری گری و مرا مقصر بدان (2006) ساخته سیدنی لومت بازی کردم. ولی این فیلمها موفقیتی بدست نیاوردند و منتقدان سینمایی توجهی به این تلاش متفاوت و غیر متعارف من نشان ندادند. من هم توجهم را به صورت کامل معطوف به ژانر اکشن کردم و تبدیل به یک قهرمان جدید اکشن شدم.
حتی برخی از منتقدان هم به حضورم در فیلمهای غیرمتعارف و مستقل ایراد گرفتند و گفتند وین دیزل بهتر است در همان نقشهای اکشن بازی کند تا این که تلاش داشته باشد کار غیر متعارف انجام دهد! البته آن دوران من تازه وارد میدان شده بودم و هنوز شهرت بالای امروزم را نداشتم. قصد دارم دوباره تجربهای در سینمای مستقل داشته باشم و به دنبال فیلمنامه خوبی هستم که بازی در آن را قبول کنم. ولی یک نکته مهم این است که فیلم سازان مستقل هم باید برای فیلمهای خود از من دعوت به همکاری کنند.
به شما لقب آرنولد جدید سینما را دادند. نظرتان در این باره چیست؟
رسانههای گروهی عادت دارند که به بازیگران لقبهای مختلف بدهند و آنها را با بازیگران قدیمیتر مقایسه کنند. برای آرنولد احترام قائلم، اما نوع کار من با شیوه کار او تفاوت دارد و نمیتوان ما را در یک صف قرار داد. شما با نگاهی به کارنامه سینمایی ما دو نفر به راحتی میتوانید متوجه این موضوع شوید.
از قرار معلوم «سه ایکس» شما هم قرار است عمر تازهای پیدا کند و صاحب قسمت تازهای شود؟
بله، قرار است قسمت جدید فیلم با نام سه ایکس: بازگشت خاویر کیج ساخته شود، که اشارهای به نام کاراکتر من در این فیلم است. در قصه فیلم، یک تصادف مرگبار میکنم که مرا تا یک قدمی مرگ میبرد.پس از آن که جان سالم به در میبرم، راهی یک ماموریت غیر ممکن میشوم. اما هنوز معلوم نیست این فیلم چه زمانی وارد مرحله تولید خواهد شد. فکر نمیکنم این اتفاق تا زودتر از دو سال دیگر صورت گیرد. قبل از آن قرارداد بازی در حداقل 4 فیلم را داریم که یکی از آنها سریع و آتشی 7 است.
برای این که یک بازیگر اکشن بود،بایدآمادگی کامل بدنی داشت؟
صددرصد. بازیگری که در فیلمهای اکشن بازی میکند باید این را بداند که کار سختی را پیش رو دارد. درست است که او نیازمند یک بازی زیرپوستی نیست، ولی باید کاملاً آمادگی بدنی داشته باشد. اگر بازیگران این ژانر از چنین ظرفیتی برخوردار نباشند، نمیتوانند بازیگر خوبی در این ژانر باشند. به همین دلیل است که شما میبینید عموم بازیگران موفق ژانر اکشن، ورزشکار هستند و در یک رشته ورزشی فعالیت دارند.
از جمله بازیگرانی هستید که چند فیلمتان صاحب دنباله و قسمتهای بعدی شدهاند. میتوانید فرق بین بازیگر یک مجموعه فیلم دنبالهدار بودن با بازیگر یک تک فیلم را برایمان بگوئید؟
وقتی در فیلمی بازی میکنید که تک است و قرار نیست دنبالهای داشته باشد، شما فقط برای یک بار نگران کاراکتری هستید که میخواهید در جلوی دوربین به تصویر بکشید. آن فیلم که تمام شد، کار شما هم با کاراکتر مورد نظر تمام است و او را به حال خودش رها میکنید. ولی وقتی با پروژهای همکاری دارید که یک فیلم چند قسمتی و دنبالهدار است، مجبورید به این مسئله فکر کنید که کاراکترتان در آن فیلم در یک دوره و پروسه طولانی زمانی چکار میکند و تبدیل به چه چیزی میشود.
شما وقتی به متدها و شیوههای بازیگری نگاه میکنید، میبینید در هیچ یک از آنها در این باره بحث نمیشود که یک بازیگر در یک دوره زمانی طولانی و دنبالهدار، کاراکتر مورد نظر خود را چگونه باید به تصویر بکشد. در این حالت، هر بار که قسمت تازهای از آن فیلم ساخته میشود، چگونه باید دوباره به آن کاراکتر برگشت و در حال و هوای او قرار گرفت؟ این نکته جالب توجهی است که توجه مرا در زمان بازی در مجموعه فیلمهای دنبالهداری که بازی میکنم به خود جلب میکند و فکر مرا به خودش مشغول میکند. به عنوان یک بازیگر احساس میکنم چیزی در دل بازی در این نقشها و کاراکترها وجود دارد که باید ان را کشف کرد و به نمایش گذاشت.
در «ریدیک» با موجودات بیگانه قضایی ترسناک مبارزه میکنید. آیا در زندگی واقعی چیزی هست که شما را بترساند؟
بله. دایناسورها!
نظورم موجودات واقعی و زنده است!
خب، کینگ کونگ! اما او هم خیلی ترسناک نیست. راستش پاسخ دادن به این سوال کمی مشکل است.
یعنی میخواهید بگوئید از چیزی نمیترسید؟
اصلاً. این چیزی نیست که میخواستم بگویم. آن چه که مرا میترساند، تاثیری در کار حرفهایام نمیگذارد. ولی پیدا کردن یک فیلم خوب برای کار، نگرانیهای خاص خودش را دارد. خیلی وقتها ترس آن را دارم که فیلمی را که برای بازی انتخاب کردهام، فیلم خوبی نیست و انتخاب غلطی کردهام. ترس من در رابطه با این مسائل است.
در صحنهای از «ریدیک» میگویید هر آدمی روزهای بد خودش را دارد. جمله بسیار زیبا و پر مفهومی است. خودتان هم در زندگی روزهای بدی داشتهاید!؟
بله. اما سعی میکنم به این روزهای بد فکر نکنم و ذهنم را درگیر فکرهای خوب و همچنین روزهای خوبی کنم که میتوانم داشته باشم.
روز خوب برای شما چگونه روزی است؟
روزی که فارغ از درگیریهای کاری بتوانم با خانواده و فرزندانم باشم و اوقات خوشی را در کنار آنها بگذرانم. روزی که با بچههایم باشم، بهترین روز زندگیام به حساب میآید.
در چنین روزی چکار میکنید؟
هرکاری که یک پدر میکند و هر اتفاقی که در چنین اوقاتی در دل جمع خانواده رخ میدهد. به پارک میریم.آنها بازی میکنند و من از تماشای بازی و خنده آنها لذت میبرم. خیلی وقتها به بازی شطرنج میپردازیم. دختر پنج سالهام عاشق بازی شطرنج است و با پدرش بازیهای خیلی خوب و هوشمندانهای میکند.
پس زندگی شخصی و خانوادگیتان هیچ شباهتی به فیلمهای اکشنی که بازی میکنید ندارد؟
خیر، اصلاً. بیشتر شبیه کمدیهای خانوادگی و رمانتیک کلاسیک دهه پنجاه میلادی است! ما در یک سیاره عجیب و غریب زندگی نمیکنیم. خانه ما روی کره زمین است و زندگیمان خیلی شبیه بقیه مردم عادی است و تلاشم این است که چنین هم باشد. البته من یک بازیگرم و شرایط خاص مربوط به این کار و حرفه را دارم. ولی سعی میکنم خیلی درگیر مسائل حاشیهای این حرفه نشوم و زندگیام را از دنیای پر سر و صدای سینما و صنعت هنر و سرگرمی دور نگه دارم.
مدتی قبل اثر انگشت دست و پای خود را روی پیاده روی هالیوود گذاشتید. چه حس و حالی داشت؟
سوررئال بود. روز خیلی خوبی برایم بود. افتخار آن متعلق به خانوادهام، پدر و مادرم و بچههایم است. پدر هشتاد ساله و پسر سه ساله ام خیلی خوشحال و هیجان زده بودند. وقتی به اسامی هنرمندانی که نامم در کنارشان قرار گرفته بود نگاه کردم، احساس غرور داشتم. اما این جور تقدیرها مرا شیفته خودش نمیکند و تحت تاثیر قرار نمیدهد. این روی خوشهالیوود و بخش دلگرم کننده آن است.
روی دیگر هالیوود بی رحمی آن در ارتباط با بازیگران و هنرمندان است. خیلی خوب میدانم حالا که توان بازی دارم و فیلمهایم با استقبال روبرو میشوند، مرا روی دست بلند میکنند. ولی معلوم نیست فردا چه خواهد شد و در زمان عدم موفقیت، چه رفتاری با من خواهند داشت. خوشبختانه بازیگران قدیمی مثل یک آینه روراست و صادق روبروی ما هستند و ما با نگاه کردن به آنها میتوانیم فردای خودمان را ببینیم.



نظر شما