مدتی است آموزش و پرورش کشورمان در مدارس پایه ابتدایی از شیوه ارزشیابی توصیفی استفاده می کند.در این شیوه علاوه بر این که مردودی حذف شده، از نمره هم خبری نیست و فعالیت بچه ها بر اساس رتبه هایی چون خوب، متوسط ، عالی یا...مشخص می شود. با این که گفته می شود در اجرای این طرح آزمایشهای متعددی صورت گرفته اما هنوز هم نه تنها سطح معلومات دانش آموزان برای والدین نامفهوم است بلکه تعدادی از معلمان و مدیران هم نسبت به آن معترضند. چنانکه حسن منتظری مدیر و موسس مدارس غیر انتفاعی عرفان با 35 سال سابقه در همین زمینه می گوید:من معتقدم اگر زیر ساختها و بستر نظام توصیفی با اهدافی که طراحی شده و همانطور که سایر کشورها انجام می دهند اجرا می شد خیلی موفق تر بود .به این معنا ظرفیت کلاسها باید با اجرای طرح توصیفی همخوانی داشته باشد، دانش آموز در حین یادگیری آموزش ببیند و ارزشیابی و یادگیری و آموزش در آْن واحد اتفاق بیفتد . ضمن این که معلم باید بتواند با امکانات و فضای موجود کلاس و ظرفیت آن آموزش را کنترل کند که اینطور نیست.
وی می افزاید: الان ظرفیت کلاسها بالاست و بسترها و امکاناتی که معلم باید به آنها دسترسی داشته باشد که در حین یادگیری و آموزش ارزش گذاری بکند وجود ندارد. لذا حیران و سرگردان می شود و نتیجه این می شود که بعضی معلمان به این نتیجه رسیده اند که دوباره نمره گذاری کنند. چون با این بسترها ارزشیابی توصیفی عملا اجرایی نمی شود و چون بنیه علمی و اخلاقی و اهداف طراحی شده مقطع ابتدایی به هیچ وجه قابل اندازه گیری نیست به همین خاطر دانش آموزان به مقاطع بالاتر که می روند از سواد و بنیه علمی کمی برخوردارند مگر تعدادی که نخبه اند .
به گفته منتظری در شیوه ارزشیابی توصیفی بنیه علمی دانش آموزان درست و صحیح اندازه گیری نمی شود البته در ارزشیابی کمی هم بیست گرایی غوغا می کرد و این از مشکلات ارزشیابی کمی بود .
او خاطر نشان می کند: الان رکن اصلی در ارزشیابی معلم است حال آنکه طبق طراحی ارزشیابی توصیفی ، دانش آموز در این شیوه باید در حین آموزش توانایی به کار بردن، فهمیدن و خلاق بودن را با فرصتهایی که معلم برایش فراهم می کند داشته باشد ولی با فضاهای نامناسب و امکاناتی که باید از قبل طراحی شود و در اختیار معلم قرار بگیرد و مهم تر از آن عدم توجیه و آموزش خود معلم باعث شده این طرح ناقص اجرا بشود و طوری شده که معلم و اولیا حیران بمانند که خلاصه وضعیت علمی دانش آموز چگونه است و چقدر سواد دارد؟
او تاکید می کند:من معتقدم مطلقا نباید نظام نمره گذاری را حذف می کردند بلکه باید دست معلم را در ارزشیابی کمی و توصیفی باز بگذارند تا هرجا لازم بود از نمره و هر جا لازم بود از ارزشیابی توصیفی استفاده کند تا ارزشیابی دانش آموز برای اولیا و معلم و جامعه مدون و قابل درک و فهم باشد. باید معیاری باشد تا به عنوان خط کش روی یادگیری بچه گذاشته شود و مشخص شود این ملاک واقعی است در حالیکه" توصیفی" یعنی برداشتهای متفاوت .
در همین زمینه حتی خانم ف . ز مدیر یک دبستان دخترانه هم ادعا می کند که قبلا بچه ها سر نیم نمره با هم رقابت می کردند و انگیزه بیشتری برای درس خواندن داشتند اما حالا دانش آموزان چون می دانند نمره ای در کار نیست و مردودی هم وجود ندارد دروس را از سر یاز می کنند و انگیزه ای برای رقابت ندارند.
فرآیند نظام توصیفی در مدارس ابتدایی
در مقابل "دکتر مرتضی شکوهی" معاون آموزش و خلاقیت دفتر آموزش دبستانی وزارت آموزش و پرورش نظر دیگری دارد.
وی درباره فرآیند انجام این نظام می گوید: در حال حاضر ده سال است که نظام توصیفی دارد در مدارس اجرا می شود و وارد یازدهمین سالش شده که در این نظام مرحله مطالعاتی، طراحی، اجرای آزمایشی اول ،دو م و سوم آن طی حدود 5 سال به صورت قطعی در حال اجراست. از سال 81 کار مطالعاتی این برنامه بنا به دستور شورای عالی آموزش و پرورش به آموزش و پرورش وقت ابلاغ شد. شورا از مسوولین آموزش و پروش درخواست کرد مطالعاتی در خصوص شیوه های ارزشیابی تحصیلی دوره ابتدایی علل ناکارآمدی ،کاستیها و نواقص و ضعفهایی که وجود دارد انجام دهد و گزارشش را به شورای عالی ارایه بدهد و همچنین درخواست کرد معیار ارزشیابی صفر تا 20 را به یک مقیاس بهتری متناسب با ویژگیهای این دوره سنی تغییر بدهد . لذا مسوولین آموزش و پرورش آن زمان تحقیقات خود را انجام و نتایج اش را به شورای عالی ارایه دادند. شورای عالی در خواست ارایه طرح اجرایی را داد . طرح اجرایی هم ارایه شد و در سال 82 در تعداد محدودی از کلاسها و مدارس در سراسر کشور ، مدارسی با ویژگیهای مختلف به عنوان نمونه انتخاب شدند و به مدت سه سال از پایه اول تا پایه سوم این برنامه به اجرا در آمد .
وی می افزاید: بنا به مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش در واقع باید پژوهشگاه آموزش و پرورش پس از سه سال اجرا از این کار ارزشیابی به عمل می آورد که این ارزشیابی به عمل آمد ودر سال 85 نتایج اش در اختیار شورای عالی قرار گرفت و شورا هم نتایج را با حضور کارشناسان مورد تحلیل قرار داد .
نتیجه مثبت پژوهشها
دکتر شکوهی اظهار می دارد: در همین گزارش اشاره شده بود که انگیزه تحصیلی دانش آموزان بهبود پیدا کرده ، نگرش دانش آموزان به تحصیل مثبت تر شده و نگرش اولیا نسبت به فعالیت دانش آموزان بهبود یافته و جالب این که عملکرد دانش آموزان نظام توصیفی نسبت به دانش آموزانی که مشمول این نظام نشده بودند به ویژه در دروسی مثل علوم ، ریاضی و فارسی بهبود یافته بود. اما این بهبود در واقع اطلاعاتش در آن پژوهش مکفی نبود تا بتوانند در مورد توسعه آن نظر بدهند. بنابراین پژوهشگران از شورای عالی خواستند که یک دوره دو ساله دیگر به آنها فرصت داده شود تا این مطاله را باز هم انجام بدهند. بر همین اساس از سال 85 تا 87 این فرایند ادامه پیدا کرد و در سطح ملی دوباره پژوهش انجام شد و نتایج آن منتشر شد. باز شورای عالی نتایج را مورد بررسی قرار داد و در این گزارش ضمن این که تمام نتایج مثبت پژوهش قبلی تایید شده بود عملکرد درسی دانش آموزان مشمول نظام کیفی – توصیفی در مقایسه با دانش آموزان غیر مشمول بسیار بالاتر گزارش شده بود و این تفاوت از نظر پژوهشی معنا دار بود.
وی یادآور شد: وقتی شورا به قطعیت رسید که این برنامه فرآیند علمی خودش را طی کرده و موفقیت آن بر اساس پژوهشها تایید شده آن را به تصویب رساند و اجرای آن را از سال 87 خواستار شد . از آن سال آموزش و پرورش موظف شد به تدریج هر سال از پایه اول تا پایه پنجم ، یک پایه را تحت پوشش این برنامه قرار بدهد.
او همچنین می گوید: چون آن سال این نگرانی وجود داشت که تمام مدارس سطح کشور آمادگی اجرای این طرح را نداشته باشند اجازه دادند که سال اول، استانها به میزان آمادگی شان این طرح را اجرا کنند. خلاصه حدود 35 درصد کلاسهای اول در سال 87 تحت پوشش این برنامه قرار گرفت. از سال 88 صد در صد کلاسهای اول تحت پوشش قرار گرفتند سال 89 صد در صد پایه دوم تحت پوشش بود سال 90 پایه سوم سال 91 پایه چهارم و سال 92 که امسال است سال پنجم مان صد در صد مشمول این برنامه قرار گرفته است.
او درباره اجرای این طرح در پایه ششم می گوید: البته پایه ششم بخاطر این که جدید التاسیس است ، شرایطش متفاوت است و مصوبات خاص خودش را دارد و البته مراحل آزمایشی اش را هم دارد طی می کند گر چه آن تعداد محدودی که در دوران آزمایشی مشمول نظام کیفی توصیفی بودند سال گذشته در پایه ششم علاوه بر این که در آزمون هماهنگ شرکت کردند از نتایج ارزشیابی کیفی و توصیفی هم استفاده کردند.
به گفته او : علاوه بر این پژوهشهای کارشناسی دکتر ا و کارشناسی ارشد و بالغ بر 90 پژوهش، موفقیت این نظام را به تایید رساندند .البته در پژوهشها به مشکلات اجرایی از قبیل فرهنگ سازی در جامعه، آموزش بیشتر معلمان و آگاهی بیشتر مدیران جهت بالا بردن آگاهی والدین و کاهش تعداد تراکم دانش آموزان اشاره شده اما به طور کلی بر موفقیت آن صحه گذاشتند وآموزش و پرورش از آن به عنوان یک برنامه تحولی موفق یاد می کند.
حذف نمره به نفع دانش آموزان است
معاون آموزش و خلاقیت دفتر آموزش دبستانی وزارت آموزش و پرورش در اعتراض به کسانی که نسبت به حذف نمره در ارزشیابی توصیفی معترضند اظهار می دارد: در واقع ارزشیابی توصیفی یک نظام است که دارای اهداف مشخص، روشهای جمع آوری اطلاعات مشخص، ابزارهای جمع آوری اطلاعات مشخص، شیوه های ثبت و نگهداری اطلاعات، روشهای جمع بندی و تحلیل و تفسیر تعریف شده، الگوهای مناسب ارایه بازخورد به دانش آموز ،معلم، اولیا و مدیر و سایر افراد و نحوه تنظیم کارنامه و گزارش پایانی است. بنابراین فقط محدود کردن این نظام به این که نمره را حذف کند نبوده بلکه دراین نظام این اعتقاد وجود داشته که اهدافی که در ارزشیابی تحصیلی قبلی دانش آموزان وجود داشته یادگیری دانش آموزان را مد نظر قرار نمیداده و بیشتر معلومات سطحی از طریق آزمونهای غیر استاندارد را می سنجیده.در حالیکه هدف ما شناسایی ضعفها و کاستیهای و توانمدیهای دانش آموز و شناسایی موانع یادگیری دانش آموز در کلاس ، مدرسه و منزل وشناسایی کاستیهای آموزش معلم است . همه اینها باید مورد توجه قرار بگیرد تا فقط دانش آموز در فرآیند ارزشیابی محکوم نباشد.
توانمندیها برجسته، ضعفها مشخص
وی تصریح می کند: ما نباید وقتی دانش آموز مطلبی را نمی آموزد همه گناه ها را به گردن دانش آموز بیندازیم بلکه وقتی ارزشیابی انجام می دهیم علل متفاوتی در این رخداد ممکن است وجود داشته باشد. و فقط یک جا ممکن است دانش آموز واقعا یاد نگرفته باشد و آن وقتی است که دانش آموز از سطح هوشی پایینی برخوردار باشد.در حالیکه دانش آموزان ما به جز استثناییها ، با هوش عادی وارد مدارس می شوند. پس باید پس از مشخص کردن ضعفهای دانش آموز برای رفع آن ها راهی پیدا کنیم علاوه بر این که روی توانمندیهایش نیز زوم کنیم .اصلا نظام ارزشیابی توصیفی روی ضعفها چشم نبسته بلکه می خواهد پس از برجسته کردن توانمندیها، ضعفها را هم مشخص کند تا آنها را هم برطرف نماید .
او یاد آور می شود: قبلا در دانش آموز دنبال غلطها می گشتند تا از بیست کم کنند و بعد نمره بدهند اما حالا ما گفته ایم دنبال مثبتها بگردید و اگر خطاهایی هم دارد آنها را هم معلوم کنید و راه رفع آن خطا را هم به دانش آموز گوشزد کنید . بنابراین در ارزشیابی توصیفی توجه معلم و عملکرد دانش آموز چه در امتحان چه در فعالیتهای کلاسی چه در انجام تکالیف، اول توجه به توانمندیهاست.
وی خاطر نشان می کند: ما تا حالا تعدادی سوال طراحی می کردیم تا دانش آموز پاسخ بدهد و بر حسب آن نمره میدادیم و به تکالیف کلاسی و خانه و رفتار دانش آموز کاری نداشتیم . اما در نظام جدید ضمن این که آزمون جایگاه خودش را دارد - البته با شیوه های صحیح اش - تاکید بر این است که آزمونها مبتنی بر اهداف یادگیری تنظیم شوند. ببینید دانش آموز باید به کجا می رسیده و هدف چه بوده؟ مثلا در فارسی هدف روان خوانی و صحیح خواندن است . اما یک سری کارها و فعالیتهایی دانش آموز انجام میدهد که با کمک امتحان نمی شود ارزشیابی کرد. آن موقع باید مشاهده کرد. چگونه؟ مثلا مساله ای که پای تخته حل می کند یا سوال تحلیلی که در درس اجتماعی پاسخ می دهد یا کار فردی یا گروهی که انجام می دهد مجموعه عملکرد دانش آموز است که باید مورد توجه واقع شود تا بر حسب شناختی که از دانش آموز صورت می گیرد، کمک شود تا دانش آموز مجموعه عملکردش را بهبود ببخشد.
بازخورد به جای نمره بنشیند
وی می گوید: معلم در این نظام یک دفتر شخصی دارد که عملکرد واقعی مربوط به دانش آموز را در آن دفتر ثبت می کند و در هر ماه بر حسب مشاهدات و امتحانات یک رتبه به دانش آموز میدهد. بعد می رسیم به اینجایی که معلم می خواهد به دانش آموز بازخورد بدهد یعنی به دانش آموز یاد بدهد به کدام اهداف رسیده و چه چیزهایی را یاد گرفته و کجاها اشتباه داشته. اینجا ست که خیلی از معلمان ما مساله را گم می کنند و بجای توجه به بازخوردهای واقعی مبتنی بر عملکرد واقعی بچه ها که متمایز کننده هم هست متاسفانه از رتبه استفاده می کنند. ما بارها گفتیم معلم نباید از رتبه استفاده کند بلکه باید از بازخورد های دقیق استفاده کند مثلا اگر یک دیکته بدون غلط یک دانش آموز نوشته باید بازخورد متناسب با این عملکرد بدهد تا او متوجه شود غلط نداشته و اگر یک دانش آموز یک غلط داشته ما می گوییم حتی از این غفلت نکند، علامت بزند و از دانش آموز بخواهد درست آن را یاد داشت کند.
او تاکید می کند: این تصور که معلم ما نسبت به دانش آموزان ضعیف و قوی در ارزشیابی توصیفی بی توجه است صحیح نیست. رتبه باعث می شود چند دانش آموز نزدیک به هم در یک سطح قرار بگیرند . رتبه فقط مال پایان سال است.
اولیا اصرار به دانستن نمره نداشته باشند
او در خصوص اصرار والدین برای دانستن نمره دانش آموز نیز اظهار داشت: اولیا بدون این که بدانند این برنامه چقدر به نفع فرزندشان است، معلم را تحت فشار قرار می دهند که چرا به بچه ما نمره نمی دهی؟ اولیا دنبال چه هستند ؟ ولی با نمره می خواهد به چه نتیجه ای برسد ؟این وضیفه معلم است که بگوید ضعف بچه کجاست و در این زمینه مهم ترین جایی که باید اولیا را توجیه کنند مدرسه است یعنی مدیر و معلم .باید به آنها شناخت بدهیم تا بدانند از ضعف بچه چشم پوشی نمی کنیم. در بخشنامه تاکید شده که معلم و مدیر اولیا را گروهی به مدرسه دعوت کنند و تغییرات کتابهای درسی و ارزشیابی تحصیلی را به اطلاع اولیا برسانند. نارضایتی اولیا بخاطر عدم شناخت آنها از این نظام است و باید بدانند معلم لازم نیست جزئیات را برای اولیا توضیح بدهند اطلاع یافتن از کلیات برای آنها کافی است.
به بچه ها رفاقت بیاموزید، رقابت را خودشان خواهند آموخت
وی حتی در خصوص اعتراض به حذف رقابت به دنبال عدم ارایه رتبه به دانش آموزان خاطر نشان می نماید: ما در آموزش و پرورش و در فرآیند تربیت و آموزش وظیفه داریم تفاوتهای فردی بچه ها را در نظر بگیریم و کمک کنیم که تواناییهای خود را شکوفا کنند و علاقه و انگیزه لازم برای پیشرفت پیدا کنند. رقابت با روح یادگیری و تربیت سازگاری ندارد و باعث می شود یک نفر برنده شود و بقیه بازنده و دیدگاه برنده و بازنده را تبلیغ می کند. در در حالیکه در فرآیند آموزشی ِ ما همه دانش آموزان برنده اند. البته یک حد اقلهایی در نظر گرفته ایم که همه باید به آن حد اقلها برسند . ما به بچه ها رفاقت، همدلی، احترام متقابل، یاری رساندن را یاد می دهیم . رقابت را خودشان در بزرگسالی خواهند آموخت و اتفاقا یکی از مشکلات اجتماعی ما از همین رقابتهاست . در دوره ابتدایی که دارد بنیادهای شخصیتی و اساس مهارتهای زندگی در بچه ها شکل می گیرد نباید به آنها بیاموزیم که دیگران را پس بزنند تا خودشان پیش بیفتند و پدیده تقلب و دیگر آزاری را در آنها شکل بدهیم. پس باید انگیزه را با نشان دادن اهداف یادگیری به بچه ها ، با برجسته کردن توانمندیهای آنها و با بیان موفقیتهای آنها بالا ببریم نه با رقابت.
دکتر شکوهی تصریح می کند: ما با نظام توصیفی حذف اظطراب نکردیم بلکه ما دنبال حذف اضطرابهای نادرست از دانش آموز بودیم . میزانی از اضطراب و دغدغه که به دانش آموز انگیزه تلاش بدهد در ارزشیابی توصیفی جایگاه دارد.
پس اگر این نظام جدید به همان شکلی که در دستورالعملها آمده اجرا شود و معلم به عنوان یک فرد حرفه ای وظایف اش را انجام بدهد نه تنها انگیزه پایین نمی آید بلکه بالا هم می رود .
نظام توصیفی دانش آموز محور است
وی تاکید می کند: اگر بتوانیم به کمک رسانه ها مسوولان این برنامه ارزشمند را خوب به اولیا عرضه کنیم آنها یکی از بزرگترین مدافعان این برنامه خواهند بود چون به اولیا می گوید نظام توصیفی، دانش آموز محور است و فقط بچه شما در عدم یادگیری مقصر نیست بلکه معلم هم در نرسیدن به اهداف مقصر است و تا حالا کمتر معلم باور داشت مردودی دانش آموزان به او هم مربوط است. این نظام به معلم می گوید تو رهبر کلاسی پس دانش آموز را مقصر اعلام نکن.
دکتر شکوهی در پایان می گوید:به هر حال تغییر باید از یک نقطه ای آغاز شود و تا آغاز نشود نقاط قوت و ضعف آن معلوم نمی شود مهم این است که کاستیهایش مشخص شود و تلاش شود که آن کاستیها شناسایی و برطرف شود .
ما از هر کسی که ما را در شناخت این کاستیها و ضعفها کمک کند استقبال می کنیم اما توصیه بازگشت به گذشته در واقع عدم درک شرایط فعلی جامعه ماست و عدم باور به این که انسان همیشه در حال رشد و کمال و پیشرفت است.
***
درست است که ارزشیابی توصیفی به گفته دکتر شکوهی با اجرای آزمایشی و پژوهشهای مکرر به مرحله اجرا رسید اما همانطور که خوداش نیز اشاره کرده هنوز نه تنها معلمان ، بلکه والدین نیز در چگونگی وضعیت درسی دانش آموزان سرگردانند. با وجودیکه گفته می شود معلمان در چگونگی ارزشیابی توصیفی تحت آموزش قرار گرفته اند اما خود معلمان هنوز دقیقا نمی دانند چگونه باید دانش آموز را مورد ارزشیابی قرار بدهند که به او اجحاف نشده باشد و تاثیر نامطلوب بر دانش آموز نگذارد. چرا که وقتی قرار است برخی موارد همچون کارهای کلاسی و تکالیف منزل به نوعی ارزشیابی شوند و خود دانش آموز در کلاس مورد مشاهده قرار بگیرد ، با توجه به تفاوتهای فردی ، واقعا چه چیزی به عنوان معیار می تواند مشخص کند کدام دانش آموز عالیست و کدام خوب یا متوسط؟اما ناگفته نماند والدین و معلمان از نسلی هستند که بر اساس ورقه امتحانی و سوال طراحی شده نمره می گرفتند . لذا برای شان دشوار است بدون داشتن خط کش میزان یادگیری دانش آموز را محک بزنند. در هر حال 11 سال از اجرای نظام توصیفی می گذرد و انتظار می رود آنچه در این مرحله به اجرا در می آید نه تنها با توجیه معلمان باشد بلکه والدین را نیز توجیه کرده باشد تا بدون دغدغه از چگونگی فرآیند یادگیری فرزندشان اطمینان حاصل کنند.




نظر شما