مطلب چاپ نشد. تا این که در آذر سال 91 این خبراز بیمارستانی در تهران مخابره شد که جانباز و پژوهشگر دفاع مقدس نادر دریابان شربت شهادت نوشید. پس از شنیدن خبر مطلب ارسالی این شهید را ذخیره کردیم تا امسال به مناسبت آزاد سازی سوسنگرد چاپ کنیم. ناگفته نماند این نوع گزارش از سوسنگرد را تنها یک فرد محلی مانند نادر دریابان می تواند بنویسد.
نادر دریابان در «عملیات محرم» (1361) به درجه جانبازی رسید. او از تلاشگران رسانهای حوزه دفاع مقدس و خوزستان بهشمار میرفت و با رسانههای زیادی در این حوزه همکاری کرد.
نادر دریابان، خبرنگار جانباز روزنامه قدس در خوزستان بود که در آذر سال 92 به وصل یار رسید. این شهید که از پژوهشگران دفاع مقدس بود، نوشته ای را درباره سوسنگرد برای صفحه عشقستان فرستاد که ما آن را برای گرامیداشت روز آزادسازی سوسنگرد نگه داشتیم. اکنون با چاپ این مطلب، یاد این خبرنگار جانباز و همه رزمندگان و شهدای سوسنگرد را گرامی میداریم.
یک لقمه آسان!
در استراتژی ارتش بعثی عراق، جبهه دشت آزادگان به مانند یک لقمه آسان تعریف شده بود. نادر دریابان، پژوهشگر دفاع مقدس در این خصوص میگوید: نبردهای حساس در خوزستان در ارتش بعثی صدامی در 3 جبهه تعریف و برنامه ریزی شده بود . براساس اسناد به دست آمده از ارتش عراق، دشت آزادگان یک دست ترین منطقه خوزستان به لحاظ ترکیب جمعیتی از عرب زبانها و عشایر عرب بود. عراق پیش از آغاز جنگ به کمک ضد انقلاب وابسته به خود و قاچاقچیان اسلحه و مشروب، که عوامل اصلی بمب گذاریها در خطوط نفتی خوزستان نیز در سالهای پس از انقلاب به شمار میرفتند، سرپلی هموار و آسان برای حضور ارتش عراق در این منطقه بودند، اما آنچه در حوادث روزهای آغاز جنگ در این منطقه گذشت، نشان داد محاسبات ارتش عراق چقدر اشتباه بوده است، زیرا آنان محاسبه مقاومت مردمی و نیروهای نامنظم شهید چمران و مردانی مانند مرحوم حجت الاسلام والمسلمین ابوترابی را بویژه در سوسنگرد نکرده بودند.
بازهم مقاومت مانع پیشروی دشمن شد
دشمن بعثی پس از اشغال بستان در حالی که سعی داشت از دو سمت شمال کرخه و جاده بستان به سوسنگرد پیش روی کند یک واحد خود را صبح روز 23 مهر 1359 از شمال کرخه نور(کور) به طرف جاده حمیدیه به سوسنگرد پیش برد و آن را مسدود کرد. اما با اجرای آتش توپخانه نیروهای ایرانی واحدهای عمل کننده دشمن عقب نشینی کردند و پس از چندی دشمن دوباره آماده پیشروی شد که نیروهای سپاه پاسداران به مقابله با آنان پرداختند. با انهدام 6 دستگاه تانک دشمن، متجاوزان بعثی مجبور به عقب نشینی دوباره شدند؛ در این درگیری 4 تن از نیروهای مدافع سپاه به شرف شهادت رسیدند. دشمن که قصد داشت، بجز شمال و غرب از سمت شرق، سوسنگرد را هم تهدید کند، به تلاش خود برای تصرف جاده حمیدیه به سوسنگرد ادامه داد و در تاریخ 27 مهر 1359 دوباره به سوی این جاده هجوم برد، اما بازهم مقاومت مانع پیشروی دشمن شد و با دادن تلفات سنگین ناچار به عقب نشینی شدند.
عراقیها که موفق نشده بودند، جاده را اشغال کنند به فشار و پیشروی خود از سمت شمال و غرب سوسنگرد ادامه دادند، طوری که از ساعت 18 همین روز (27) نیروهای بعثی از تپههای «ا...اکبر» به طرف سوسنگرد حرکت کردند و در کنار رود کرخه و در فاصله 2 کیلومتری شمال سوسنگرد مستقر شدند. از سمت غرب هم نیز دشمن از منطقه سابله حرکت کردند و در روز بعد (28 مهرماه) تا منطقه دهلاویه (12 کیلومتری سوسنگرد) پیشروی کردند؛ ساعاتی پس از آن نیروهای مدافع جمهوری اسلامی ایران با حمله به قوای تا دندان مسلح دشمن مستقر در شمال سوسنگرد تعدادی از نیروها و بخشی از تجهیزات آنها را منهدم کردند.
پل سابله
دشمن در روز 29 مهرماه با پشتیبانی 20 تانک از سمت تپههای «ا... اکبر» به طرف مواضع نیروهای خودی هجوم آوردند و آنها را با آتش سنگین مجبور به عقب نشینی کردند، این روند با پیشروی دشمن از 15 آبان 1359 به سمت سوسنگرد آغاز شد.
دشمن از سمت غرب با استعداد 7 دستگاه تانک به همراه نیروهای پیاده از طریق پل سابله قصد تصرف دهلاویه و پیشروی به سوی سوسنگرد را داشت که با مقاومت مدافعان این منطقه مجبور به عقب نشینی شد. در شرق سوسنگرد نیز نیروهای پیاده بعثی با حمایت 15 دستگاه تانک و نفربر از سمت «حمودی سعدون» به طرف جاده حمیدیه به سوسنگرد حرکت کردند. این اقدامهای دشمن همزمان با زیر آتش قرار دادن جاده در حوالی کوت سید نعیم صورت پذیرفت که نتیجه آن باعث جلوگیری از هرگونه تردد بود. از سوی دیگر مقاومت سخت رزمندگان اسلام و آتش پشتیبانی نیروهای خودی که از منطقه حمیدیه صورت میپذیرفت، مانع از ادامه پیشروی دشمن شد.
در همین حال بعثیهای متجاوز با آگاهی از حضور جمعی پرشکوه مدافعان در شهر سوسنگرد به گلوله باران این منطقه پرداخت که تعدادی از خانههای مسکونی مردم بی گناه و عرب سوسنگرد طعمه تجاوز طلبی و تخریب دشمن شد.
این گلوله باران باعث شد تا مردم اقدام به تخلیه شهر کنند، چرا که دشمن اصرار در کشتن مردم بیدفاع در شهر به وسیله آتش توپخانه را داشت؛ ورق این جنگ نابرابر با حضور تیزپروازان نیروی هوایی و هوانیروز و بمباران اهداف و جنگ افزارهای دشمن در این منطقه برگشت و تلفات سنگینی به بعثی وارد آمد تا آنها بدانند که فتح سوسنگرد به راحتی آب خوردن نیست. حملات متجاوزان بعثی در روزهای بعد نیز ادامه پیدا میکند؛ در جریان یکی از این حملات که در تاریخ 19 مهر 1359 انجام شد، نیروهای پیاده ارتش صدام معدوم با حمایت 20 دستگاه تانک و نفربر از طرف سابله هجوم تازه ای را آغاز میکنند، که با مقاومت حماسی نیروهای خودی در روستای دهلاویه روبه رو میشوند و بازهم با تحمل تلفات مجبور به عقب نشینی میشوند؛ در این عملیات دشمن 100 کشته و 8 دستگاه تانک انهدام شده را برجای میگذارد، از مدافعان شهر نیز 10 تن به شهادت میرسند. دشمن شکست خورده نیز به تلافی تلفات سنگین خود، سوسنگرد را زیر آتش شدید قرار میدهد. پس از این واقعه از روز 22 آبان 1359 فعالیت متجاوز بعثی در جبهه سوسنگرد شدت مییابد و یگانهای پیاده دشمن با حمایت قوای زرهی، در پناه آتش توپخانه که از فراز تپههای ا...اکبر اجرا میشد، از طرف رودخانه سابله به طرف دهلاویه پیشروی میکردند که نفوذ آنان با مقاومت مدافعان سوسنگرد متوقف میشود و سپس مجبور به عقب نشینی برخی از ادوات آنها به آن سوی رودخانه کرخه میشود.
مدافعان سوسنگرد در خون میغلتیدند
از ساعتهای اول 23 آبان 1359 بعثیها با آتش سنگین توپخانه و بمباران هوایی، سوسنگرد را به شدت کوبیدند و با وجود مقاومت شدید مدافعان، دشمن نزدیک ظهر از سمت جنوب خود را به جاده حمیدیه به سوسنگرد میرساند و پس از آن تا حوالی روستای ابوحمیظه در 3 کیلومتری سوسنگرد پیش میآید.
دشمن بعثی وقتی به نزدیکی روستا میرسد، ابتدا با تانک و نفربر آن را به محاصره در میآورد؛ سپس با یورش به روستا، در حدود 50 نفر از مدافعان رزمنده را به اسارت و روستا را به صورت کامل به تصرف خود در می آورد.
مقاومت 6 تن از مدافعان در این روستا در یک کمین که منجر به هدف قرار گرفتن چند دستگاه تانک دشمن شد، دشمن را متوجه کمین این مدافعان میکند و با حجم آتش شدید خود این سرافرازان را به شهادت میرسانند.
در همین حال که مدافعان با ایثار و از جان گذشتگی در تمام محورهای سوسنگرد مقاومت میکردند، بعثیهای متجاوز با تجهیزات کامل و آتش پشتیبانی توپخانه و بالگردهای تهاجمی به پیشروی خود ادامه میدهد.
قوای بعثیها در سمت غرب سوسنگرد از دو سوی سابله تهاجم خود را آغاز کردند و با حمایت 40 دستگاه تانک و خودرو از طرف دهلاویه که در این زمان خط مقدم مدافعان سوسنگرد و دشمن بعثی بود، به سمت سوسنگرد پیش میآیند.
در روزی که تعدادی از مدافعان سوسنگرد در خون خود میغلتند با فرا رسیدن شب و کاهش حملات دشمن، رزمندگان جان برکف با برجای گذاشتن تعدادی از پیکرهای شهدا به سمت سوسنگرد عقب نشینی میکنند و به این صورت سوسنگرد از همه سو (دهلاویه، تپههای ا...اکبر و ابوحمیظه) محاصره میشود.
سپاه پاسداران دشت آزادگان در این نبرد نابرابر اعلام میکند، هم اکنون هیچ راهی برای نجات زخمیها و تخلیه پیکرهای شهیدان وجود ندارد، مگر از طریق رودخانه که باید قایق در اختیار باشد.
آتش دشمن سنگین تر از همیشه بر پیکره سوسنگرد شلیک میکند و هیچ گونه امکان نقل و انتقالی وجود ندارد؛ در مقابل هرگلوله نیروهای مدافع شهر، دشمن متجاوز صدها گلوله به سوی شهر شلیک میکند.
قوای عراقی سرمست از این آتش و حمله ددمنشانه به سمت سوسنگرد پیشروی میکند تا این که در ساعت16(4 بعدازظهر) روز 24 آبان 1359 تعدادی از نیروهای عراقی با حمایت 10 دستگاه تانک وارد بخش شرقی شهر میشوند.
در سمت غرب نیز نیروهای عراقی برخلاف توقفهای ناشی از مقاومت مدافعان ایرانی به سمت سوسنگرد پیش میآیند و این درحالی است که مدافعان شهر با کمبود مهمات رو به رو میشوند و رزمندگانی که برای کمک به منطقه اعزام شده بودند، در منطقه گلبهار در 12 کیلومتری شرق سوسنگرد مستقر میشوند.
سوسنگرد از ساعت 4 تا 9 بامداد آبان سال 59
نظامیان عراقی در ساعت 17 روز 24 آبان از سمت غرب به 4 کیلومتری شهر رسیده اند؛ با پیشروی دشمن از سمت جنوب، جاده هویزه نیز مسدود میشود و این در حالی است که لحظه به لحظه تعداد شهدا افزایش مییابد.
در تمام روز حتی یک بالگرد نمی توانست برای انتقال زخمیها در شهر سوسنگرد فرود بیاید؛ در تمام مدت شهر با انواع خمپاره و توپخانه دشمن متجاوز در هم کوبیده میشود.
فرماندهان عراقی خوشحال از فتح جدیدی که در پیش دارند، لبخندهای خود را به خندههای شیطانی تبدیل میکنند و منتظرند چکمههای تجاوز خود را روی خاک و آسفالت خیابانهای سوسنگرد بکوبند و مرتب خبرهای پیشروی خود را به ستاد مرکزی ارتش عراق مخابره کنند. مدافعان بلند همت سوسنگرد برای انتقال مجروحان مجبور بودند با تحمل مشکلات فراوان، آنان را به کنار رودخانه حمل کنند و از آنجا با قایق عبور داده، از طریق جاده خاکی به حمیدیه و سپس اهواز منتقل کنند. از همین راه تعدادی از نیروهای محاصره شده که تحمل فشار را از دست داده بودند، شهر را ترک کردند؛ در این بین در آ خرین ساعتهای روز، نیروهای پراکنده در داخل و خارج شهر جمع آوری و سازماندهی شدند و مرکز فرماندهی به یکی از مساجد منتقل شد.
مدافعان سوسنگرد پس از سازماندهی از ساعت 4 بامداد 25 آبان 1359 در گروههای 9 نفری در نقاط حساس شهر استقرار یافتند.
در ساعت 6 بامداد وضعیت سوسنگرد این گونه گزارش و توصیف میشود: نیروهای دشمن از سمت بستان (شمال غربی شهر) در 2 کیلومتری مستقر شده اند؛ از سمت شمال نیز 15 دستگاه تانک در ورودی شهر به کوبیدن مواضع مدافعان شهر مشغولاند و جنگ تن به تن به جنگ تن به تانک تبدیل شده است و بشدت جریان دارد. دروازه شرقی سوسنگرد نیز به دست دشمن افتاده است.
مدافعان شهر هم از محل ورودی شهر به طرف ساختمانهای داخل شهر عقب نشینی کردهاند.
در ساعت 9 صبح همین روز نیروهای عراقی وارد شهر شده، خیابان به خیابان جلو میآیند و چند خیابان را در اختیار گرفته اند؛ اکنون 200 رزمنده در شهر در برابر بعثیهای متجاوز مقاومت میکنند، در حالی که تعداد زیادی از آنها شهید و مجروح شده اند. یک گزارش تکان دهنده از وضعیت شهر میگوید، دیوار فولادینی از تانکهای دشمن اطراف سوسنگرد را محاصره کردهاند.
این گزارش همچنین از درگیری تانکهای عراقی با تعدادی از نیروهای ژاندارمری، سپاه، ارتش و بسیج خبر میدهد که نتیجه آن انهدام 6 دستگاه تانک بوده است که منجر به عقب نشینی نیروهای زرهی و دشمن و سپس ورود نیروهای پیاده بعثی به سوسنگرد میشود.از سوی دیگر خبر از تلفات سنگین دشمن میرسد و 12 عراقی نیز اسیر شده اند که بیرون بردن آنها ممکن نیست، در حالی که لحظه به لحظه بر تعداد شهدا، مجروحان و مدافعان نیز افزوده میشود.
طرح شکستن محاصره سوسنگرد
سوسنگرد به لحاظ تدارکات و امکانات اولیه در مضیقه و تنگناست، با فرا رسیدن شب، دشمن بخشی از نقاط اشغالی شهر را ترک و تمام توان خود را برای گلوله باران سنگین شهر میکند.
نبرد در ساختمانهای ورودی سوسنگرد حتی
هنگام شب، سنگین گزارش میشود. شب هنگام دشمن برای تحکیم قدرت خود و تنگ تر کردن محاصره سوسنگرد، 80 دستگاه تانک و خودرو به ظرفیت نظامی خود در این منطقه اضافه میکند.
در همین حال چند تانک عراقی به خود جرأت می دهند و تا 10 متری مسجد جامع شهر که مقر نظامی مدافعان سوسنگرد است، پیشروی میکند؛ انهدام 2 دستگاه تانک دشمن، پیشروی دیگر تانکها را متوقف میکند و این در حالی است که بسیاری از مدافعان احتمال زنده ماندن خود را نمی دهند، پس به یکدیگر آخرین وصایا را میکنند.
تعدادی نیز منتظر نیروهای کمکی هستند، اما در آن سوی میدان نبرد سنگین سوسنگرد، طرح شکستن محاصره سوسنگرد در جلسه ای با شرکت فرماندهان ارتش، سپاه و ستاد جنگهای نامنظم و نماینده حضرت امام در شورای عالی دفاع و استاندار خوزستان آماده میشود و براساس این طرح حرکت اصلی از گلبهار به سوسنگرد (در دو طرف جاده) و حرکت فرعی از سمت سبحانیه انجام خواهد شد.
در این طرح، مقاومت نیروهای محاصره شده نیز که بخشی از توان نیروهای عمل کننده به حساب میآید، قرار شد در تک اصلی تیپ 2 لشکر 92 زرهی خوزستان، نیروهای پاسدار و نیروهای ستاد جنگهای نامنظم وارد عمل شوند. تک فرعی و پشتیبانی نیز برعهده تیپ سوم لشکر 92 زرهی گذاشته شد؛ این عملیات با استفاده از 2 گردان از لشکر 92 زرهی ارتش، 2 گردان از نیروهای سپاه پاسداران و یک گردان از نیروهای ستاد جنگهای نامنظم شهید چمران در ساعت 6 و 30 دقیقه روز 26 آبان ماه 1359 آغاز میشود.
نیروهای خسته از خوشحالی گریه میکردند
در محور جاده حمیدیه به سوسنگرد همزمان با اجرای آتش توپخانه روی عقبه دشمن، نیروهای عمل کننده با پیشروی به موازات جاده، روستای ابوحمیظه را آزاد کردند و با حمایت دلاوران هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران تانکهای عراقی را که مدافعان شهر را تحت فشار قرار میدادند، منهدم کردند. در نتیجه محاصره جنوب و شرق شهر شکسته شد و در ساعت 11 اولین دسته از تانکهای عراقی به سمت جنوب گریختند. در محور سبحانیه نیز رزمندگان اسلام موفق شدند، دشمن را عقب برانند؛ حالا ورق برگشته بود و سوسنگرد به پاس پایداری مدافعان اندکش نفس تازه میکرد.
نیروهای خسته از درگیری مداوم با دیدن رزمندگان تازه نفس از خوشحالی گریه میکردند و همدیگر را در آغوش میکشیدند و خدا را با سجده شکر، تسبیح میگفتند. رزمندگان پرتوان اسلام به پاک سازی شهر مشغول شدند؛ علاوه بر مقرهای نظامی، به بازار شهر، بیمارستان، ساختمان جهاد سازندگی و بسیاری از منازل مسکونی خسارت دیده وارد شدند. پیکرهای مطهر 8 تن از نیروهای سپاه پاسداران که در جریان نبردهای سنگین سوسنگرد تانکهای دشمن از روی آنها عبور کرده بودند، گویای نبردهای خونین و ددمنشی دشمن بعثی بود. در این میدان مقاومت 80 تن از نیروهای مدافع سوسنگرد در دفاع جانانه و خانه به خانه و خیابان به خیابان و در جنگی نابرابر به شهادت رسیده بودند.
نبردهای خونین
حالا دشمن از جنوب سوسنگرد حدود 10 کیلومتر و از غرب در حدود 2 کیلومتر به عقب رانده شده بود؛ دشمن از همین مواضع شهر را با تانک و خمپاره و توپخانه هدف قرار میداد.
دشمن بعثی با وجود این شکست که انتظار آن را هم نداشت، باز هم از تحرک باز نماند و تعدادی از تانکهای خود را از جبهه اهواز و کرخه کور به طرف سوسنگرد حرکت داد. آنها قصد داشتند با تجمع و تقویت نیروهایشان دست به حمله مجدد بزنند، از این رو قوای خودی نیز مواضع بعثیهای کافر را در ناحیه حمودی سعدون زیر آتش گرفتند.
سرود پایداری سوسنگرد
با پایان یافتن برخی درگیریهای پراکنده جاده حمیدیه به سوسنگرد از وجود دشمن پاک و راه تدارکاتی قوای اسلام نیز باز شد. دشمن در جریان نبردهای خونین سوسنگرد 750 کشته و مجروح و 45 اسیر داد. 40 دستگاه تانک و خودروی نظامیاش منهدم شد و 2 فروند هواپیما و بالگرد تهاجمی را هم از دست داد. رزمندگان اسلام همچنین 25 دستگاه تانک و خودروی دشمن را نیز به غنیمت خود درآوردند.
دشمن مستأصل شده، پس از شکست خفت بار در سوسنگرد و ناکامی در تصرف شهر بارها تلاش کرد بار دیگر با سازماندهی عملیات، سوسنگرد را به محاصره و سپس اشغال در بیاورد، اما هیچ گاه نتوانست مقاومت مدافعان شهر را در هم بشکند و سوسنگرد سرود پایداری را تا پایان جنگ تحمیلی با عزت زمزمه میکرد.
اسناد ارتش عراق پس از ناکامی در تصرف سوسنگرد به صورت مستقیم از شکست و مقاومت عجیب ایرانیها میگوید. آنها از مقاومت اعراب منطقه در برابر صدامیان به عنوان خیانت به امت خیالی عربی یاد میکنند.
شهدای به نام سوسنگرد
مقاومت سوسنگرد در حالی در صفحههای زرین دفاع مقدس ماندگار شد که یاد سردار سرافراز جنگهای نامنظم «شهید دکتر چمران» و مقاومت دلیرانه او و نیروهایش همیشه در خاطره هاست و جای تجلیل دارد. در راه دفاع از سوسنگرد مردانی حماسه آفریدند که نامشان بر تارک افتخارات ملت ایران میدرخشد.
مردانی چون شهیدان رضا کشاورزیان، ربیعی، بسطامی، اسماعیل دقایقی، علی غیور اصلی، اصغر گندمکار، جلیل شرفی و حبیب ا... ترابی و بسیاری از گمنامان حماسه سوسنگرد در دفاع جانانه برابر دشمن بعثی متجاوز، جان بر کف در برابر تانکهای روسی بعثیهای عراق از مرزهای اعتقادی و جغرافیایی این سرزمین پرگهر دفاع کردند.
در سالروز شکست حصر و آزادی سوسنگرد، یاد وخاطره این سرافرازان بویژه شهید چمران و شهیده 11ساله «سهام خیام» که با دستان کوچکش و با سنگ به مقابله تانکهای بعثی رفت و مردم عرب زبان بیدفاعی را که قربانی خوی توحش فرزند جنون، صدام ملعون شدند، گرامی میداریم. توقف ماشین جنگی صدام در 2 ماه اول جنگ پشت دروازههای خرمشهر و سوسنگرد که موجب نجات خوزستان این نقطه استراتژیک شد. بعدها یکی از فرماندهان فراری ارتش صدام معدوم گفته بود که نبردهای سوسنگرد و خرمشهر نشان داد، ما حتی درک درستی از عربهای این مناطق نداشتیم و مقاومت همین افراد باعث باخت ارتش عراق در 8 سال جنگ با ایرانیها شد. فتح سوسنگرد بعدها مقدمه فتح بستان و سپس هویزه تا مناطق مرزی شد.
سالها پس از جنگ عشایر عرب دشت آزادگان در دیدار با مقام معظم رهبری در شهادتگاه شهید چمران در دهلاویه شادی روز فتح سوسنگرد را با لبیک یا خامنه ای جشن گرفتند و آمادگی خود را در پاسداری خط اول مقاومت ملت ایران در برابر استکبار اعلام کردند. سوسنگرد در سالروز حماسهاش با یاد شهیدان، خاطرات مقاومت خود را مرور میکند.




نظر شما