جیمی کارتر، دشمن شماره یک انقلاب اسلامی و پشتیبان شاه در خاطراتش می نویسد:
روز شنبه، بیستم اکتبر من به «کمپ دیوید» [مصر] رفتم؛ در آنجا یادداشتی «بسیار مهم» از معاون وزارت خارجه- وارن کریستوفر- دریافت کردم. مضمون یادداشت چنین بود: هم اکنون اطلاع حاصل کردیم که بیماری شاه نوعی پیش رفته از سرطان بدخیم لنفاوی است که احتمالاً با انسداد داخلی که موجب یرقان شدید شده است، همراه است. وقتی چند ماه پیش درمان شیمیایی به کار برده شد، واکنش لنفی رضایت بخش بوده، ولی اخیراً روش درمانی شیمیایی کمتر مؤثر واقع شده است. آزمایش های لازم برای تعیین نحوه درمان صحیح انجام نیافته و شیوه های درمان شیمیایی پیشرفته تر نیز امکان پذیر نبوده است. دکتر «بنجامین کین» از دانشکده پزشکی کرنل که روز قبل شاه را معاینه کرده بود، اظهار کرده است که آزمایش های لازم برای تشخیص نحوه درمان را در مکزیک نمی توان انجام داد و توصیه وی این است که این آزمایش ها در ایالات متحده امریکا صورت پذیرد. دیوید راکفلر از ما خواسته بود که شاه را در بیمارستان «سلون کیترینگ» در شهر نیویورک برای تشخیص و درمان بپذیریم. رئیس بخش پزشکی وزارت امور خارجه نظر دکتر کین را مورد تأیید قرار داده است.
من به برژینسکی گفتم با این ترتیب شاه می تواند برای درمان بیماری اش به نیویورک بیاید و بهتر است که این موضوع به اطلاع سفارتمان در تهران برسد. همزمان به وزارت خارجه دستور دادم که مقامات ایرانی را در جریان امر قرار دهند، البته نه به منظور کسب اجازه یا تأیید از سوی آن ها. در تاریخ 22 اکتبر ونس به من گزارش داد که واکنش دولت ایران [به نخست وزیری بازرگان] متعادل بوده است و ما به آن ها گفته ایم که نه شاه و نه ملکه، که امشب وارد نیویورک می شوند، هیچگونه فعالیت سیاسی نخواهند داشت. روز دوشنبه [30 مهرماه سال 1358] شاه وارد نیویورک شد. در ایران اعتراضاتی صورت گرفت، ولی دلیلی برای نگرانی ما در زمینه حفظ جان امریکاییان مقیم ایران وجود نداشت. من از طریق وزارت خارجه چندین گزارش در مورد وضع شاه دریافت کردم. دارودسته راکفلر اطلاع دادند که سرطان لنف شاه از نوع درجه 3 بدخیم است که احتمالاً به حدی پیش رفته است که با اشعه درمانی قابل کنترل نیست و روش درمانی شیمیایی نیز حداقل 8 ماه باید ادامه پیدا کند.
پزشک او به ما گفت شانس زنده ماندن شاه در 18 ماه آینده پنجاه درصد است و اگر زنده بماند، خواهد توانست برای چندین سال دیگر هم به حیات خود ادامه دهد. در عین حال دوره نقاهت او پس از عمل جراحی 2 تا 3 هفته است که باید در بیمارستان بستری شود.
بیماری شاه، بازی سیاسی
این در حالی بود که به اعتراف خود امریکایی ها (که بعداً اذعان کردند) ورود شاه به امریکا بیش از آنکه جنبه انسانی داشته و به خاطر معالجه بیماری شاه باشد جنبه سیاسی داشت. چنانکه ترنس اسمیت خبرنگار و مفسر سیاسی مجله امریکایی تایم می نویسد:
اغلب چنین وانمود شده که این تصمیم [اجازه ورود شاه به امریکا] در حقیقت به خاطر اضطرار پزشکی اتخاذ شده است، ولی بعداً آن طوری که از محتوای مصاحبه با 50 نفری که در این تصمیم نقش داشته اند برآمده، موضوع به این سادگی نبوده و مسائل بسیار پیچیده تر بوده است. این تصمیم در حقیقت یک قمار سیاسی حساب شده بود در جواب فشارهایی که از داخل و خارج دولت کارتر بر او وارد می آمد؛ همچنین او در ادامه می گوید:
نشریه نیویورک تایمز مطلع شد که مابین آنچه از وضعیت پزشکی شاه به کارتر گفته شده، با حقایقی که پزشک خصوصی، یعنی تنها منبع اطلاعاتی دولت درباره وضعیت شاه می دانسته اختلاف فاحشی وجود داشته است.
دکتر لارنس کی التمن گزارشگر طبی مجله تایمز امریکا نیز در مقاله ای تحت عنوان «سلامتی شاه، یک قمار سیاسی» می نویسد:
مأموران دولت امریکا هم اکنون اعتراف می کنند که امکان معالجه شاه در مکزیک نیز وجود داشت. آن ها اکنون تأیید می کنند که شاه در بیمارستان امریکا پذیرفته شد بدون اینکه امریکا اصولاً سعی کرده باشد به وسیله آزمایش از وضعیت پزشکی شاه و یا بررسی تجهیزات پزشکی مورد نیاز شاه در مکزیک تشخیص دهد که آیا امکان معالجه شاه در مکزیک وجود داشت یا نه؟ اما بسیاری از پزشکان اظهار می کردند که مراقبت های لازم پزشکی برای شاه نه تنها در مکزیک بلکه در هر کشور پیشرفته جهان وجود داشته است.
پس باید پرسید وقتی که امکان معالجه شاه در کشورهای دیگر از جمله مکزیک (به استناد گفته دکتر التمن، از پزشکان امریکایی شاه و به استناد مدارک دیگر) می توانست فراهم باشد پس چرا کارتر اجازه ورود شاه را به امریکا صادر کرد؟! 
در حالی که مردم ایران پس از انتقال شاه به امریکا شدیداً به این اقدام معترض بودند که شعارهای تند آن ها و انتقادات فزاینده حضرت امام و دیگر بزرگان انقلاب گویای این حقیقت است. از طرف دیگر اگر ورود شاه به امریکا واقعاً یک بازی سیاسی و فریبنده و بر ضد انقلاب اسلامی نبود، چرا امکان معاینه شاه توسط پزشکی ایرانی به منظور اطمینان خاطر از صحت ادعای امریکا، فراهم نشد؟! چنانکه هنری پرشت مسئول و مأمور ارشد گروه ایران در وزارت خارجه امریکا که آن موقع در تهران بود، می گوید:
انسان احساس می کرد که ایرانی ها که همیشه به امریکا سوءظن داشتند اکنون مطمئن شده بودند که فریب خورده اند و می پنداشتند که شاه به امریکا آمده نه برای اینکه تحت معالجه پزشکی قرار گیرد بلکه به این خاطر که مراکز ضدانقلابی در آنجا دایر کند؛ لذا ایرانیان می خواستند تا پزشکان ایرانی، شاه را معاینه کنند ولی شاه چنین اجازه ای را به آن ها نداد. بنابر گفته نیوسام، وزارت امور خارجه امریکا در آن زمان از دکتر کین و دکتر ویلیامز خواست تا وضع شاه را با پزشکان منتخب مقامات ایرانی در میان بگذارند، اما حتی این کار نیز هیچگاه انجام نشد[!]
منابع:
1- کارتر، جیمی. چهارصد و چهل و چهار روز، ترجمه احمد باقری، تهران: هفته.
* خارکوهی، غلامرضا. روزهای پرمشقت یک دیکتاتور، نشریه پانزده خرداد، 1388.




نظر شما