با تأکید بر مشترکات اسلام، مسیحیت و یهودیت ثابت کند که اسلام و تشیع، همان ادامۀ منطقی دو دین پیشین است. این کشیش سابق فرقۀ تعمیدی (باپتیست) در سال 1988 مسلمان و شیعه شده و نام «علی حیدر» را برای خود برگزیده است
***
در قسمت پیش با اتمام بررسی مضامین رساله یعقوب حواری، موارد شباهت اسلام و کتابمقدس را به پایان بردیم. از امروز به بررسی نقاط تعارض میان این دو میپردازیم.
بررسی کتابهای مقدس مسیحی از نظر اسلام، بهعنوان مسألهای جانبی، ریشههای عقاید مسیحی همچون تثلیث، الوهیت عیسی(ع)، و مرگ او بر صلیب بهکفاره گناهان بشر در کتابمقدس مورد تردیدهای سنگینی قرار گرفته است. در این مرحله تلاش میکنیم که همین کار را در مورد اسلام انجام دهم. آیا بخشهایی از کتابمقدس هست که با آموزهها و اعمال اسلام در تعارض باشد؟ تا اینجا روشن شد که آموزههای اساسی اسلام را میتوان به همان سادگی و شاید سادهتر و قانعکنندهتر از عقاید مسیحیت، برپایه کتابمقدس توجیه کرد. اما ممکن است بخشهایی از کتابمقدس هم با بخشهایی که تا کنون بررسی کردهایم و در نتیجه با اسلام هم در تضاد باشند. از این گذشته، شاید اعمالی از کتابمقدس باشند که در اسلام جایی نداشته باشند. سرانجام، ممکن است اعمال اسلامی باشند که هنوز ذکر نکردهایم و با کتابمقدس در تضاد باشند. این سه موضوع را بهترتیب بررسی کنیم.
آن بخشهایی از کتابمقدس که بیش از همه برای خواننده مسلمان مشکلآفرین هستند، بخشهای مربوط به تصلیب عیسی(ع) است. اسلام مرگ عیسی(ع) را انکار میکند، چون هیچگونه قربانی انسانی در قبال گناه برایش پذیرفتنی نیست. اسلام آمرزش را فقط در گرو لطف الهی و توبه میداند. هیچ قربانیای نمیتواند چیزی بر لطف خدا بیفزاید یا جای توبه را بگیرد. مسلمانان، قربانی شدن عیسی(ع) بر صلیب را نقصان در لطف بیپایان الهی و مسؤولیت انسان در توبه میدانند.
اسلام بهجای پرداختن مستقیم به این قضیه، به انکار کامل مرگ عیسی(ع) گرایش داشته و بنابراین، کلاً از پرداختن به قضیه پرهیز میکند. اگر عیسی(ع) اصلاً نمرده، به احتمال قوی قربانی شدن بر صلیب هم در میان نبوده است. اسلام این مسأله را به دو صورت توضیح میدهد. پاسخ اکثریت، برگرفته از انجیل برنابا، این است که کسی را به جای عیسی(ع) به صلیب کشیدند که بهطریق معجزه چهرهاش شبیه عیسی(ع) شده بود. پاسخ اقلیت، همان بهاصطلاح نظریه بیهوشی است، که بر اساس آن عیسی(ع) بر صلیب رفت، اما نمرد. او فقط بیهوش شد و در مقبره خود به هوش آمد. بهطور کلی مسلمانان صعود یا بازگشت دوباره عیسی(ع) در آخرالزمان را انکار نمیکنند. با این حال، در این نکته با مسیحیان اختلاف دارند که او را در آخرالزمان تا حدودی تابع شخصیت منتظَر اسلام، یعنی مهدی(عج) میدانند. بسیاری از مسلمانان عقیده دارند که مهمترین دلیل ظهور دوباره عیسی(ع) فراهم آمدن فرصتی برای مردن مانند همه انسانهاست.
تقریباً نمیتوان انکار کرد که عهد جدید مرگ و رستاخیز عیسی(ع) را تعلیم میدهد. برای نظریه بیهوشی استدلالهایی مطرح شده، اما پذیرش این نظریه مستلزم قبول این نکته است که حواریون و نویسندگان اناجیل در آنزمان از حقیقت ماجرا خبر نداشتهاند. در قرآن اشارات چندی به مرگ و از بین رفتن عیسی(ع) شده است، اما همه آنها تفسیرهای مختلفی میپذیرند: «(به یاد آورید) هنگامی را که خدا به عیسی فرمود: من تو را برمیگیرم و بهسوی خود، بالا میبرم...» (آلعمران:55). میر احمد علی در حاشیه این آیه «مُتَوَفّیکَ» را «دورهات را کامل میکنم» معنی کرده است. منظور قرآن از سرنوشت عیسی(ع) در پایان زندگی زمینی و پیش از زنده شدن دوبارهاش (رستاخیز) روشن نیست. «و گفتارشان که ما مسیح عیسیبنمریم پیامبر خدا را کشتیم، درحالیکه نه او را کشتند و نه به دار آویختند. اما امر بر آنها مشتبه شد و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی میکنند و قطعاً او را نکشتند.» (النساء:157) در مریم:33 گفته شده که عیسی(ع) بهاعجاز در گهواره درباره خود پیشگویی کرده است: «و سلام (خدا) بر من آن روز که متولد شدم و آن روز که میمیرم و آن روز که زنده برانگیخته میشوم.» مسیحیان بلافاصله کلمات عیسی(ع) درباره تولد، مرگ و بعث را کاملاً منطبق بر تولد، تصلیب، زنده شدن دوباره و صعود او در انجیل میبینند و در شگفت میشوند که چرا مسلمانان این کلمات را بهصورت ناپدید شدن بدون مرگ و بازگشت برای مرگ در چند هزاره بعد تفسیر میکنند.
۱۶ بهمن ۱۳۹۲ - ۲۳:۳۴
کد مطلب: ۱۸۸۶۶۳
دکتر توماس مکاِلوِین/ ترجمه: احمد عبدا...زاده مهنه - دکتر «توماس مکاِلوِین» (Thomas McElwain) استاد آمریکایی ادیان در دانشگاههای اروپا و آمریکا، در کتاب خود «اسلام در کتابمقدس» (Islam in the Bible) میکوشد تا ...
زمان مطالعه: ۱ دقیقه




نظر شما