در گذر زمان و بتدریج قوام یافته است. در ایران نیز قدمت ادبیات دینی، به زمانهای بسیار کهن میرسد. ادبیات مذهبی باید به گونهای تدوین و خلق گردد که جهانشمول باشد. به عبارت دیگر، به اقتضای یک دورة خاص، تولید نشده باشد. این ادبیات، باید پاسخگوی بسیاری از نیازهای مردم در جوامع گوناگون باشد. از این رو، توقع میرود که نویسندگان بسیار زبردست و توانمند، که هم بر تکنیک و هم مضمون احاطه داشته باشند، به این وادی گام نهند. باید پذیرفت که در این میان، ادبیات داستانی، ژرفترین و پیچیدهترین شکل و قالب بیان مضامین الهی و مذهبی است؛ و هیچیک از ژانرهای ادبی، چون شعر، قطعة ادبی و مقاله، توان طرح مسایل دینی و الهی را از زوایای گوناگون ندارند. آنچنان که در قرآن کریم، بسیاری از مسایل و تعالیم و رهنمودهای الهی، با زبان داستانی و در این قالب، مطرح گشته است. اینْ در حالی است که امروزه، بسیاری از متخصصین علوم انسانی دریافتهاند که با زبان داستان، بهتر میتوانند آرا و اندیشههای تخصصی خود را به خواننده تفهیم کنند و باعث ماندگاری دیدگاهها در ذهن مخاطبان خود باشند. خالق داستان دینی، باید جدا از در نظر گرفتن مضامین جذاب، به مسایل مهمی چون زیباشناسی، فضاسازی، و حالت تعلیق، توجه داشته باشد؛ این در حالی است که بسیاری از نظریهپردازان غربی، حضور عنصر زیبایی در اثر را منوط به حضور اخلاق و معنویت میدانند؛ و بر این اصل پافشاری دارند که هر کجا اخلاق و معنویت وجود داشته باشد، زیبایی هم وجود دارد.
به زعم بسیاری از صاحب نظران در این حوزه مهمترین مسأله ای که نویسندگان این گونه ادبی باید مورد توجه قرار بدهند، آشنایی با قرآن مجید است. منظور این نیست که تمام داستانهای دینی باید بر گرفته از قصص قرآن یا کلام الهی باشد .مطالعه عمیق قرآن کریم میتواند کمک کند تا زیر ساخت داستانها قوام یابد و نویسنده هم از این کتاب بینظیر بهرهها ببرد. در عین حال که طرح داستانهای بدیع و دوری جستن از حوادث و مضامین تکراری و کلیشه ای کمک میکند تا مخاطبان بیشتری جذب این گونه ادبی شوند.لذا در شرایط کنونی میطلبد تا جدای طرح مضامین بدیع در این حوزه به عناصر داستانی چون حالت تعلیق ،هیجان،حقیقت مانندی، زیباشناسی، شخصیت پردازی اصولی نیز توجه نشان داد. ادبیات دینی میتواند مانند یک نهاد ارگانیک عمل کند و مقولات مختلف فرهنگی، سنن، باورهای مردم، روابط اجتماعی و ... را در کنار مضامین دینی مطرح سازد. در این راستا ادبیات باید وظیفه اصلی خود بداند تا شأن و منزلت دین را رعایت کند و حریم و حرمتها را حفظ کند. ادبیات دینی، این توانایی را دارد تا به سرعت در جهان گسترده شود، و به همه جا راه یابد و تأثیرگذار باشد.این ژانر ادبی، همچنین، میتواند وحدتبخش باشد، و مسلمانان جهان را همصدا و یکدل کند. این، درست همان جنبه از ادبیات دینی است که استعمارگران از آن میهراسند. در بسیاری از آثار ادبی دینی، عشق به خداوند، رعایت احکام شریعت، حرمت، دوستی، پیروی از استاد و ... مورد تأکید قرار گرفته است. در این ادبیات، همچنین میتوان رد پای فرهنگ، تمدن و باورهای مردم را پیدا کرد.
دراین راستا میتوان به خلق آثار ارزشمندی با مضمون و درونمایههای تازه و بدیع امیدوار بود، چرا که مضامین روز متاسفانه تا کنون به صورت حرفه ای در وادی ادبیات داستانی طرح موضوع نشده است. منتها باید با طرح و اسکلت بندی منسجم و استوار وارد این عرصه شد. مضامین مورد نظر باید در لایههای زیرین داستان نهفته باشد و مخاطب بدون آنکه متوجه هدف نهایی نویسنده بشود، به طور غیر مستقیم مضامین مورد نظر را درک و احساس کند.
۱۸ اسفند ۱۳۹۲ - ۲۳:۱۱
کد مطلب: ۱۹۵۹۲۳
«ادبیات دینی» یا «ادبیات مذهبی»، پیشینهای به قدمت تمدن و فرهنگ بشری دارد. هرچند بنیاد و زیرساخت این گونه ادبی به مفهومی که امروزه به ذهن متبادر میگردد،...
زمان مطالعه: ۱ دقیقه




نظر شما