وداع با آقای شهید ایران

۲۵ اسفند ۱۳۹۲ - ۲۰:۲۴
کد مطلب: ۱۹۷۲۰۷

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری:25 اسفند برابر است با سالروز تولد پروین اعتصامی؛ شاعره ی قرن ما، چنانچه کمتر کسی است که او را نشناسد و با آثارش آشنا نباشد، بویژه علاقمندان به شعر و شاعری که ارادتی تام و تمام به این بانوی شعر و ادبِ عرفان دارند.

زنان در نگاه پروین اعتصامی
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

 پروین اعتصامی شاعرِ ایرانی، فرزند میرزا یوسف خان آشتیانی اعتصام دفتر (بعدها اعتصام الملک) در 25 اسفند 1285 شمسی هفت ماه و دو روز پس از اعلان فرمان مشروطیت ایران (24 جمادی الثانی 1324 ق، 14 مرداد 1285 ش/ 5 اوت 1906 م) در تبریز چشم به جهان گشود.

وی در کودکی با پدر به تهران رفت و بقیه عمر کوتاه را در این شهر گذراند. ادب پارسی و عربی را نزد پدر آموخت. از کودکی شعر گفتن آغازید. خانه پدرش میعادگاه ارباب فضل و دانش بود. پروین همواره آنان را با قریحه سرشار و استعداد خارق العاده خود دچار حیرت می ساخت. پروین در خرداد 1303 شمسی از مدرسه دخترانه آمریکایی تهران فارغ التحصیل شد و قطعه ای در این باب سرود و نیز در جشن فارغ التحصیلی، خطابه «زن و تاریخ» را ایراد کرد. پروین در همان مدرسه چند سالی به تدریس پرداخت و در آن دوران، پیشنهاد ورود به دربار را نپذیرفت.

پروین در تمام سفرهایی که پدرش در داخل و خارج کشور داشت، وی را همراهی می کرد. او در 19 تیرماه 1313 شمسی با پسرعموی پدر خود، فضل الله آرتا که رئیس شهربانی کرمانشاه بود ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقدِ ازدواج به کرمانشاه و به خانه شوی رفت اما از آنجا که شوهرش با عوالم ذوقی و اندیشگی پروین سخت بیگانه بود، این ازدواج دیری نپایید و به جدایی انجامید. پروین پس از دو ماه و نیم اقامت در خانه شوهر خود از کرمانشاه به تهران و به خانه پدری بازگشت و در 11 مرداد م1314 شمسی با گذشتن از مهریه خویش، برای همیشه از همسرش جدا گردید و با این پیشامد را با خونسردی و متانت برخورد نمود و تا پایان عمر از آن ماجرا سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی نکرد و درباره دوره کوتاه زناشویی خود فقط سه بیت سرود. پیش از ازدواج پروین، اعتصام الملک، به انتشار دیوان پروین رضایت نمی داد، زیرا بیمناک بود که مبادا کوته نظران و بدخواهان، نشر دیوان پروین را وسیله تبلیغ برای ازدواج تلقی یا قلمداد کنند ولی پس از ازدواج و جدایی پروین و از میان رفتن احتمال تعبیرات بداندیشان، اعتصام الملک در 1314 شمسی به چاپ و نشر دیوان پروین رضایت داد.

از 2/3/1315 پروین به عنوان کارمند کتابخانه دانشسرای عالی استخدام شد و تا پایان سال مذکور در این سمت باقی بود، ولی برابر گزارش معاون دانشسرای عالی از ابتدای سال 1316 شمسی به محل کار حضور نیافت و به ظاهر علت این امر را باید بیماری اعتصام الملک و پرستاری پروین از پدر سراغ گرفت. در 1315 وزارت معارف ایران، نشان درجه سه علمی به پروین اعطا کرد، و سرانجام در روز سوم فروردین ماه 1320 پروین اعتصامی بدون هیچ سابقه کسالت، در بستر بیماری خفت و شب شنبه شانزدهم آن ماه، نیمه شب بدرود زندگی گفت و در اوج جوانی و شهرت و محبوبیت به ابدیت پیوست. وی را در آستانه مبارکه قم، در مقبره خانوادگی در جوار مزار پدرش به خاک سپردند. قطعه ای به خط شاعر پس از درگذشت او، بین اوراقش به دست آمد و بر سنگ مزارش حک گردید. همه کسانی که پروین را دیده اند و شماری اندک از آنان هنوز در میان ما می زیند، وی را به داشتن ویژگی های ممتاز اخلاقی ستوده اند و از او به عنوان زنی آزرمگین، خوددار، کم گوی و گزیده گوی و اندیشه ور یاد کرده اند.

 صفات پسندیده زن از دیدگاه پروین
یکی از طبقات اجتماع که همواره مورد توجه پروین اعتصامی قرار داشت، زنان و شان آن ها بود، به نحوی که وی در سرتاسر آثارش به این موضوع اشاراتی داشته است که شاید ذکر گوشه ای از آن ها خالی از لطف نباشد.
عفیف و پاکدامن و به دور از آلودگی، مایه آرامش خانواده، صبور و شکیبا، تسلیم و راضی در برابر امر الهی، متقی و دارای عصمت و استواری، غم خوار، مهرورز به دیگران، پیروی نکردن از هوی و هوس، علم اندوز، دارای عزت نفس و ساده و متین، از جمله صفات پسندیده زن از دیدگاه پروین اعتصامی است، زیرا اشعار پروین مملو از این مضامین عالی و انسانی است.
مایه آرامش
در آن سرایی که زن نیست، انس و شفقت نیست
در آن سرای که دل مرده، مرده است روان

صبور و شکیبا
در این دو روزه هستی همین فضیلت ماست
که جور می کند ایام و شکیباییم
ز سرد و گرم تنور قضا نمی ترسیم
برای سوختن و ساختن مهیاییم
رضا و تسلیم در برابر امر الهی
پرده اشک را براند از میان
تا ببینی سود کردی یا زیان
ما گرفتیم آن چه را انداختی
دست حق را دیدی و نشناختی
در تو تنها عشق و مهر مادریست
شیوه ما عدل و بنده پروریست
نیست بازی کار حق، خود را مباز
آن چه بردیم از تو باز آریم، باز

مظهر تقوا
فرشته بود زن آن ساعتی که چهره نمود
فرشته بین که بر او طعنه می زند شیطان
و یا
چو آب و رنگ فضیلت به چهره نیست چه سود
ز رنگ جامه زربفت و زیور رخشان
برای گردن و دست زن نکو، پروین
سزاست گوهر دانش نه گوهر الوان
رکن اصلی و تحکیم بخش اساس خانواده
زن از نخست بود رکن خانه هستی
که ساخت خانه بی پای بست و بنیان؟

قانع و بی نیاز
حساب خود نه کم گیر و نه افزون
مَنِه پای از گلیم خویش بیرون
اگر زین شهر، کوته داری انگشت
نکوبد هیچ دستی بر سرت مشت
و یا
قناعت کن اگر در آرزوی گنج قارونی
گدای خویش باش ار طالب ملک سلیمانی
پیروی نکردن از هوا و هوس
نفس، جان دزدد، نه گاو و گوسفند
جز به بام دل نیندازد کمند
تا نیفتادی در این ظلمت ز پای
روشنی خواه از چراغ عقل و رأی
آدمی خوار است حرص خودپرست
دست او بربند تا دستیت هست
گرگ راه است این سیه دل رهنمای
بشکنش سر، تا تو را نشکسته پای

پاک و ساده
جلوه صد پرنیان چون یک قبای ساده نیست
عزت از شایستگی بود از هوسرانی نبود
سادگی و پاکی و پرهیز یک، یک گوهرند
گوهر تابنده تنها گوهر کانی نبود
زن سبکساری نبیند تا گران سنگ است و پاک
پاک را آسیبی از آلوده دامانی نبود
پا به راه راست باید داشت کاندر راه کج
توشه ای و رهنمودی جز پشیمانی نبود

دارای عزت نفس
اگر روی طلب ز آیینه معنی نگردانی
فساد از دل فروشویی، غبار از جان برافشانی
هنر شد خواسته تمیز بازار و تو بازرگان
طمع زندان شد و پندار زندانیان، تو زندانی
یکی دیوار نااستوار بی پایه است خودکامی
اگر بادی وزد ناگه گذارد رو به ویرانی
در این دریا بسی کشتی برفت و گشت ناپیدا
تُرا اندیشه باید کرد زین دریای طوفانی
قناعت کُن اگر در آرزوی گنج قارونی
گدای خوش باشی ار طالب ملک سلیمانی
مترس از جان فشانی گر طریق عشق می پویی
چو اسماعیل باید سر نهادن روز قربانی.

منابع:
1- اعتصامی، پروین. دیوان پروین اعتصامی، به کوشش محمدتقی بابایی. تهران: 1374، نمونه.
2- رضوی، رضوان. زن از نگاه پروین اعتصامی، نشریه رشد آموزش، 1390.
3- درودیان، ولی الله. پرتوی به زندگی و شعر پروین اعتصامی، کتاب ماه ادبیات و فلسفه، 1386.
4- فخری، آذر. سالشمار پروین اعتصامی، کتاب ماه ادبیات و فلسفه، 1386.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha