وداع با آقای شهید ایران

صدیقه رضوانی نیا - حرف نخست / بیستم فروردین، سالروز شهادت سید شهیدان اهل قلم سیدمرتضی آوینی است.<BR>

 هنرآوینی این بود که به درون آدم‌های جنگ نفوذ کرد
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

در ظهر چنین روزی، او در قتلگاه فکه به کاروان شهدایی پیوست که سالها در روایت فتح، راوی مجاهدتهای آنها بود.به همین مناسبت، نگاهی گذرا به مهم ترین یادگار برجای مانده از او یعنی سلسله مستند ماندگار «روایت فتح» داریم.
این نوشتار، چکیده مقاله پژوهشی بررسی مستند «روایت فتح» با تکیه بر ارزشهای دینی است که نسخه اصلی آن در46 صفحه تألیف شده است و شاید بتوان گفت، تنها مقاله تألیفی درباره ماناترین مستند جنگی تاریخ سینمای ایران است که تاکنون انجام شده است.
این مقاله، دستاورد ساعتها گفت و گوی نویسنده با عوامل مستند روایت فتح از جمله مهدی همایون فر تهیه کننده، مصطفی دالایی، محمدعلی فارسی، قاسم بخشی و مرتضی شعبانی از تصویربرداران روایت فتح، نادر طالب زاده دوست و همکار مرتضی آوینی، محمدعلی فارسی تدوینگر این مستند و افراد دیگر است. همچنین در این مقاله از کتابهای شهید آوینی مانند آینه جادو و گنجینه آسمانی و مستندهای روایت فتح بهره برده شده است. علاقه‌مندان برای استفاده از متن کامل این مقاله می توانند با گروه عشقستان روزنامه قدس یا با نویسنده مقاله و نشانی ایمیل s.rezvaninia@gmail.com تماس بگیرند.
چکیده این تحقیق، هم اینک پیش روی شماست.

 


ساخت نخستین مستندهای جنگی ایران

آمریکایی‌ها پیشگامان اولیه برای بهره‌برداری از سینما در قالب مستند جنگی بودند. سال 1898 میلادی، همزمان با جنگ آمریکا و اسپانیا فیلمهای تبلیغاتی در آمریکا به نمایش درآمد که شور و اشتیاق میهن‌پرستی را در نزد تماشاگران در سراسر آمریکا برمی‌انگیخت و نشان می‌داد، یک مستند تصویری می‌تواند به مخاطبان بباوراند که یک سرباز آمریکایی چگونه دریاها و خشکی‌ها را در می‌نوردد تا افتخار و سربلندی برای ملتش به ارمغان بیاورد.
در جنگهای جهانی اول و دوم، دوربینها به شکل گسترده‌ای در جبهه‌های متحدین و متفقین به کار گرفته شد و دوران شکوفایی سینمای مستند جنگ از همان زمان مسیر ترقی را پیمود و در جنگ جهانی دوم به شکل کامل خود رسید.
اما در ایران از زمانی که سینماتوگراف وارد کشور شد تا اولین روز نیمه دوم سال 1359 شمسی یعنی صد و هشتاد سال، هیچ جنگی به طور رسمی و گسترده رخ نداد. به همین علت، می‌توان روزهای آغازین مهر 1359 خورشیدی را که همزمان با شروع هشت سال دفاع مقدس بود، روزهای تولد سینمای مستند جنگی در ایران دانست.
وقتی جنگ آغاز شد، برخلاف سایر جنگهای مرسوم در دنیا، نه فیلمسازان غربی برای ضبط تصاویر و گرفتن فیلم و گزارش به ایران آمدند و نه فیلمسازان شرقی، بله گروهی از هنرمندان متعهد انقلاب اسلامی فقط به موجب احساس تکلیف وارد میدان جنگ شدند و آنها پیش از آن که خود را فیلمساز بنامند، به رزمنده بودن‌شان افتخار می‌کردند.
پخش مستندهای جنگی در گروه تلویزیونی جهاد از همان روزهای آغاز جنگ (مهر 59) شروع شد و از فروردین 1365 با نام روایت فتح ادامه یافت و بدون وقفه تا پایان جنگ پخش شد.
مجموعه مستند روایت فتح به نویسندگی، کارگردانی و گویندگی شهید «سیدمرتضی آوینی» و به تهیه کنندگی مهدی همایونفر، تهیه و پخش می‌شد.
با پایان جنگ، فاصله‌ای سه ساله در کارگروه روایت فتح پیش آمد، اما بار دیگر در اواخر سال 1370 به توصیه رهبر معظم انقلاب اسلامی، گروه روایت فتح تشکیل شد.
کار تولید و پخش 6 برنامه از اولین مجموعه با نام «شهری در آسمان» پایان یافته بود که سیدمرتضی آوینی، راوی فتح در جست و جوی قتلگاه فکه به شهادت رسید.

 


ثبت لحظه‌های گریزپا

شهید آوینی می‌خواست حقایق نهفته در جنگ را بیان کند. پس گشت و راه خودش را برگزید.
او قالب مستند را دستمایه قرار داد، زیرا از نگاه او، مستندسازی بهترین شیوه برای روایت واقعیتهای جاری در جبهه‌های جنگ بود.
او بی‌آنکه در حصار محدودیتهای سینما و تکنیک‌های فیلمسازی گرفتار آید، به تجربه‌های تازه‌ای در عرصه مستندسازی جنگی دست یافت.
از این رو در روایت فتح، ضرباهنگی را برگزید که تناسب بیشتری با حس و حال جبهه‌ها داشته باشد. او لحظات گریز پا و تکرار ناشدنی و غیرقابل بازسازی جنگ را هوشمندانه و با اخلاص و صداقتی که داشت، ضبط و ثبت کرد و بهترین تصاویر را برای نسلهای پس از خود به یادگار گذاشت.
آوینی همواره کوشید ابزارهای فیلمسازی را در خدمت بیان باورهایش قرار دهد و با زبان مستند، بخصوص با گفتار متنی که برای فیلمهای روایت فتح می‌نوشت و نگاهی که نسبت به موضوعات داشت، مؤلفه‌هایی از مستندسازی ارایه کرد که می‌توان از آن به نام سینمای آوینی یاد کرد.
او می‌گوید: «معمولاً بیان سینمایی از آن چنان عظمتی برخوردار نیست که بتواند حماسه‌های شگفت‌آور جبهه های نبرد را با بلاغت و فصاحت کافی در خود بگنجاند و ما مجبور شدیم از گفتار متن استفاده کنیم. در برخی موارد هم عوامل به گونه‌ای جمع نمی‌آمدند که ما بتوانیم در لحظه‌های حساس و استثنایی حضور داشته باشیم و اگر هم حضور داشتیم، معمولاً دستپاچگی مانع آن می‌شد که مهارت کافی در فیلمبرداری و کارگردانی به کار رود. در این موارد برای پر کردن خلأها از گفتار متن استفاده کردیم. ما گفتار متن را افزودیم تا تأثیر و عمق تصاویر را دو چندان کند».
او در مستند روایت فتح کوشید بر معنویت مستتر در جبهه‌ها تأکید کند، چنان که خودش می‌گوید: «ما در ساخت روایت فتح غالباً بر وجود تمایز جبهه‌های جنگ خود با دیگر جنگها و ابعاد عرفانی جنگ تکیه داریم و معتقدیم که ریشه پیروزیهای ما نیز در همین جاست.»


مستند به شیوه اشراقی

آوینی در مستندسازی، شیوه منحصر به فردی را دنبال می‌کرد که خود آن را شیوه «اشراقی» در فیلمسازی می‌خواند، زیرا او با رزمنده ها و فضای جبهه ها مواجهه‌ای عارفانه و حقیقت‌جویانه داشت و روایتگر عرفان و معنویت فضای جبهه ها بود.
«ابراهیم حاتمی‌کیا» در این باره می‌گوید: «آوینی همواره به من می‌گفت، من به شیوه اشراقی فیلم می‌سازم، گویا این شیوه‌ای بود که خودش آن را ابداع کرده بود و تنها خودش آن را می‌شناخت، چرا که او در صورت نمی‌ماند، همواره عالم ظاهر را تأویل می‌کرد، او تأویلی می‌اندیشید، تأویلی می‌زیست و تأویلی فیلم می‌ساخت، فیلمسازی‌اش نوعی ذوق درونی و اشراق شهودی بود».
«محمدعلی فارسی» ‌همکار شهید آوینی در روایت فتح درباره شیوه اشراقی شهید آوینی در فیلمسازی می‌گوید: «به نظرم روایت فتح یک مؤلفه مهم داشت. چیزی که خود مرتضی از آن به عنوان شیوه اشراقی یاد می‌کرد، تعریف و تحلیل آن کار سختی است. به زبان ساده بخواهم بگویم، این است که هر آدمی برای خودش عالمی دارد، یک جهان‌بینی دارد. نگاه خاصی دارد که ناخودآگاه در اثر او تأثیر می‌گذارد و هیچ هنرمندی نمی‌تواند در اثرش خود را حذف کند. یادم هست که مرتضی می‌گفت، من از فیلمها متوجه می‌شوم که کدام فیلمبردار می‌ترسد یا کدام نمی‌ترسد. یعنی او از طریق این فیلمها به درون آدمها پی‌ می‌برد. حتی شجاعت و ترس را متوجه می‌شد، چون تصویر و فیلم ‌صاحب خود را لو می‌دهد. به طور کلی عرصه هنر این‌گونه است که هنرمند هر شخصیتی که داشته باشد در اثر هنری خود را فاش می‌کند».


ظهور حقیقت هستی در سینما

شیوه اشراقی را خود آوینی، عمیق تر از هر کسی توضیح می دهد و می گوید: جنگ هشت ساله‌ای که ما از سرگذراندیم واقعیتی است که بسیاری درباره آن فیلم ساخته‌اند، اما در کدام یک از این فیلمها حقیقت آن انکشاف یافته است. هر فیلم جهان خاص خویش را دارد. یک بار فیلمسازی، در جنگ، عوالم درونی خویش را می‌جوید و یک بار هست که فیلمساز دل به انکشاف حقیقت می‌سپارد و خود را همچون آیینه‌ای صادق در برابر آن چه هست قرار می‌دهد نه در برابر آن چه می‌خواهد باشد و البته هیچ کس نمی‌تواند آیینه مطلق باشد و خواه ناخواه رشحاتی از درون او نیز در اثرش پیدا خواهد آمد.
ما در گروه روایت فتح شیوه مستندسازی خودمان را اشراقی می‌خواندیم، زیرا ما به تجربه دریافته بودیم که حقیقت هستی امکان ظهور در سینما را دارد، منتها باید تکنیک و تکنولوژی سینما را که همواره مانع و حجاب این تقرب هستند را اهلی کرد. و این اهلیت اگرچه با مهارت فنی نسبتی غیرقابل انکار دارد، اما بیش از هر چیز به نسبتی رجوع دارد که فیلمساز با عالم وجود خود برقرار می‌کند... ما آموخته بودیم که برای آن که قابلیت این اشراق در کارمان فراهم آید، باید اجازه ندهیم عالم درونی (سوبژکتیویه) ما در کارمان اصالت پیدا کند. بنابراین خودمان را یکسره تسلیم واقعیتی می‌کردیم که در جبهه‌ها وجود داشت.
ما بیشتر بر وجوه تمایز جبهه‌های جنگ خود با دیگر جنگها و ابعاد عرفانی جنگ تکیه داریم و معتقدیم که ریشه پیروزی‌های ما نیز در همین جاست. آنچه که باعث تقویت ایمانی مردم شود، خواه‌ناخواه باعث تقویت جنگ خواهد شد.


روایت فتح، فتح روایت

شهید آوینی شیوه روایتگری حماسه بزرگ دفاع مقدس را متحول کرد و به چارچوبهای نو در عرصه‌ روایتگری دست یافت.
روایت و روایتگری یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های هنرمندان در تاریخ بوده است، آنان پیوسته کوشیده‌اند تا برای حسن تأثیر در مخاطبان خود مبادرت به آفرینش شیوه‌های جدیدی از روایت کنند.
تشریح خام و بی‌دغدغه رویدادهای درونی و یا بیرونی نمی‌تواند توجیه هنرمندانه داشته باشد، زیرا که هنرمندان موضوعات مورد نظر خود را با ظرفیتهای زیباشناسانه وجود خویش آکنده می‌سازند و از پنجره ذوق به جهان می‌نگرند، برای همین است که هنر را باید حکمت معنوی دانست و هنرمند عارفی است که به معرفت انسی با موضوع مورد نظرش می‌رسد و از آن پایگاه شروع به روایت می‌کند.
در واقع روایت فتح می‌تواند به عنوان یکی از بارزترین، جلوه‌های اقتدار روایتگری در هنر معاصر ایران تلقی شود، شهید آوینی با درک بالایی که از مفهوم جهاد فی سبیل‌ا... داشت کوشید گونه جدید از روایت را که متناسب با عرصه‌های معنوی دفاع مقدس است، ارایه کند. او به جای پرداختن به شیوه‌های مستعمل و نخ نما شده روایتگری، به روشهای جدیدی که مبتنی بر حکمت و ذوق و به قول خودش اشراقی بود، رو آورد.
مجموعه برنامه‌های روایت فتح اگرچه مصالح اصلی روایی خود را از صحنه‌های جنگ تحمیلی می‌گیرد، اما وقتی با ظرفیتهای هنرمند عارف شهید آوینی درمی‌آمیزد در وسعت درونی وجود مخاطب به جریان می‌افتد، پس بر این اساس باید گفت که روایت فتح به نوعی فتح روایت به مفهوم سنتی و کهن آن نیز هست.

 

 

رزمندگان فیلمساز

فیلمسازان روایت فتح پیش از این که فیلمساز باشند، رزمنده بودند و فضای معنوی جبهه را درک کرده بودند.
شهید آوینی در‌باره ویژگی های گروه فیلمسازی اش می‌گوید: «اگر در میان گروه ما آمادگی برای شهادت نمی‌بود، نمی‌توانستیم موفق باشیم، جبهه و جنگ عرصه‌ای نبود که فقط پای تکنیک و هنر در میان باشد. بزرگترین کارگردانهای سینما هم اگر آماد‌گی برای مرگ نمی‌داشتند نمی‌توانستند موفق باشند، هیچ کدام از ما تجربه فیلمسازی نداشتیم، اما آمادگی برای مرگ داشتیم و این کافی بود وقتی عملیات نزدیک می‌شد بچه‌ها را در نمازخانه واحد جهاد جمع می‌کردیم و آنان داوطلبانه به میدان می‌آمدند و توفیق ما هم در همین بود که انگیزه ما اعتقادی بود، از سال 65 ابراهیم حاتمی‌کیا هم به ما پیوست. او تنها کسی بود که از پیشتر تجربه فیلمسازی داشت، اما او هم اگر عاشق شهادت نمی‌بود، در میان ما جایی نداشت».
ابراهیم حاتمی کیا در بیان خاطراتی، از آشنایی‌اش با روایت فتح این‌گونه یاد می‌کند: «وقتی با روایت فتح آشنا شدم، به یکباره دل سپردم به آدمهایی که نیمه شب برمی‌خاستند و نماز شب می‌خواندند و اشک می‌ریختند».
شهید آوینی بهترین زمان تهیه برنامه را شبهای عملیات می‌دانست، چرا که معتقد بود در زمانهای دیگر رزمندگان در حالت طبیعی هستند.
فضا آرام است و آنان به حیات روزمره بازگشته‌اند، بنابراین سخنانی که رد و بدل می‌شود، کلیشه‌ای ا‌ست، اما در زمان عملیات غیر نمایشی‌ترین حالات انسان بروز می‌یابد. هنر آوینی این بود که به درون آدمهای جنگ نفوذ کرد و به درون کاوی درون آنان پرداخت. او و همکارانش خط مقدم می‌رفتند، می‌دیدند و با کوله‌باری از خاطرات باز می‌گشتند، آوینی شب‌ها پشت میز موویلا(میز تدوین) می‌نشست و تذکره اصحاب جنگ را مرور می‌کرد. آن‌گاه زبانش داغ داغ می‌تافت که «بسیجی عاشق کربلاست و کربلا را تو مپندار که شهری است در میان شهرها و نامی است در میان نامها، کربلا حرم حق است و هیچ کس را جز یاران عاشورایی سیدالشهدا راهی به سوی آن نیست».
آوینی، رزمنده‌ای بود که با جنگ پیوندی ناگسستنی داشت و موفقیت او هم از همین بود که با فضای جبهه ها مأنوس بود. ابراهیم حاتمی کیا می‌گوید: شهید آوینی به من می‌گفت؛ «برای ساختن مستند باید رابطه قلبی با فضا داشته باشی اگر آن فضا و شرایط را باور نداشته باشی، تصاویر به سراغ تو نخواهند آمد، تو باید خود را مهیا کنی، آن گاه به جبهه بروی و ضابط آن فضا باشی، وقتی شرایط درونی تو فراهم شد، آن موقع تصاویر به سراغ تو می‌آیند و در کادرت قرار می‌گیرند».
آوینی و همکارانش از بیرون به جنگ نگاه نمی‌کردند، بلکه خودشان رزمنده بودند، اما به جای اسلحه دوربین بر دوش داشتند. حضور اینچنینی رخداد مهمی بود که برای بقیه دوربینها رخ نداد، چون با موضوع فاصله داشتند. بسیاری اگر در جبهه حضور داشتند، به خاطر این بود که رفته بودند فیلم بسازند، اما در روایت فتح، فیلمساز در درون موضوع حضور دارد و از بیرون حرف نمی‌زند، همان احساسی که مخاطب هم دارد.
دوربین با گروه رزمندگان راه می‌رود، چیزهایی که آنها می‌بینند، دوربین هم می‌بیند و این همراهی با موضوع در مستندهای روایت فتح منحصر به فرد است.
آوینی هیچ گاه در برابر سینما منفعل نشد و با اقتضائات آن کنار نیامد بلکه همواره کوشید تا بر سینما سیطره یابد و آن را در خدمت بیان اعتقاداتش قرار دهد.

 

 

روز عاشورا به پایان نرسیده است

در مستندهای روایت فتح ارتباط و پیوند تنگاتنگی بین انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با صدر اسلام و نهضت بزرگ عاشورا برقرار است.
کربلا و حادثه عاشورا در روایت فتح حضور محوری و اساسی دارند، زیرا ذهن آوینی سخت درگیر موضوع عاشورا بود او هماره تلاش می‌کند ذهن مخاطبان خود را نیز به سمت این موضوع جلب کند تا بیشتر درباره آن فکر کنند و درک بهتری از قضایا داشته باشند، تصاویر، متنها، موسیقی، مونتاژ و ... همه عناصر برنامه در تلاش ‌بودند تا مخاطبان جدی‌تر و عمیق‌تر در مورد کربلا و آن نهضت بزرگ اندیشه کنند و نگاه ژرف‌تر و همه جانبه‌تری نسبت به آن رخداد داشته باشند. روایت فتح از مخاطبان خود می‌خواهد به عنوان مسلمان در همه لحظات با عاشورا، امام حسین، آن هفتاد و دو نفر و راه و سلوک آنها زندگی کنند و آن مفاهیم را رها نکنند.
«نادر طالب‌زاده» دوست شهید آوینی در این باره می‌گوید: «دو موضوع برای آوینی خیلی مهم و جدی بود، یکی کربلا، که در آثار او موج می‌زند و خون امام حسین(ع) ماجرای مهمی برای مرتضی بود و دوم بحثهای آخرالزمان و اینکه ما قدم در آخرالزمان نهاده‌ایم».
آوینی خود می‌گوید: «حماسه کربلا بزرگترین واقعه تاریخ است که همه مبارزات شیعه در سایه آن معنا می‌گیرد. کربلا یک نام است و یک شهر، اما آنچه که به آن امتیاز می‌بخشد عشق است. در حقیقت در میان یاران کربلایی امام عشق حسین بن علی (ع) هفتاد و دو دل سوخته باقی ماندند و دیگران تاب سوختن در شراره‌های عشق را نداشتند و جبهه‌های ما هم کعبه دل‌سوختگان است. پس عجیب نیست اگر نام کربلا بر آن بگذاریم، حقیقت آن است که روز عاشورا هنوز به پایان نرسیده، کاروان تاریخ روانه است و یاران عاشورایی سیدالشهداء را به کاروان تاریخ می‌رساند، کربلا تنها آن نیست که سال شصت و یک هجری اتفاق افتاد همان کربلای سال شصت و یک اگر معرفت داشته باشی وجود دارد همین جا در جبهه‌های جنگ.
«مصطفی دالایی»، فیلمبردار روایت فتح هم درباره علاقه شهید آوینی نسبت به کربلا و عاشورا می گوید: مرتضی عاشق امام حسین(ع) و ماجرای کربلا بود. وقتی بحث سیدالشهداء(ع) می شد مرتضی یک جور دیگر می شد، حال مرتضی، صدایش، لحن گفتارش، چهره‌اش، همه چیزش عوض می‌شد، او عاشق امام حسین(ع) و شهادت بود.

 

 

زبان فطرت تأثیرگذارترین زبان است

زبان فطرت یگانه زبان جهانی و مشترک است که برای همه انسانها قابل ادراک و دریافت است. اگر فیلمسازی مبتنی بر فطرت پاک و خداجوی انسانی اثری را ارایه کند، مورد پذیرش قرار می‌گیرد. سازندگان برنامه روایت فتح ایجاد تحول عمیق درونی در انسانها را رسالت اصلی خویش می‌دانستند و این جز از طریق فطرت امکان ندارد و راه فطرت هم به اعتقاد شهید آوینی حصولی و اکتسابی نیست، بلکه نوعی ذوق قلبی و شهود معرفتی است که در قلب حاصل می‌آید.
کارگردان روایت فتح معتقد بود:«انسانها در عمق وجود خویش دارای فطرتی الهی هستند و دیر یا زود جذبه‌ای قدرتمند از درون انسانها آنها را به جانب حقیقت یگانه عالم می‌کشاند.»
روایت فتح رسالت پاسخگویی به این جذبه قدرتمند را برعهده گرفته بود و فطرت انسانها را مخاطب قرار داده بود تا همگان را علی‌رغم اختلاف در بینشها و عقاید به افقی از حقیقت رهنمون کند.
آوینی معتقد بود:«ما اگر امکانات تکنولوژی غرب را در اختیار نداریم، باید تلاش کنیم هر چه بیشتر انسانها را به فطرت الهی و انسانی‌شان‌ نزدیک کنیم که در آن صورت به هدف خود که رهنمون کردن انسانها به سوی حقیقت است، رسیده‌ایم. بنابراین در برنامه‌سازی باید بیش از هر چیز دیگر بر ریشه‌های فطری آن تأکید کنیم. فیلمهای روایت فتح به گونه‌ای ساخته و تدوین گشته‌اند که بتوانند انسانها را به فطرت الهی خود رجوع دهند. ما معتقدیم که فطرت الهی بشرلاجرم در مقابل حق خاضع است و آن را خوب می‌شناسد، بنابراین سعی می‌کنیم که هرگز از جاده عفاف و بیان حقیقت خارج نشویم و دروغ نگوییم. کار ما از نظر روان‌شناسی فیلم همین فطرت است».
روایت فتح در پی آن بود تا انسانها ماهیت انسانی و آسمانی‌شان را که ممکن است در پیچ و خم زندگی روزمره به فراموشی سپرده شود، زنده کند و پیوند میان انسان و آسمان برقرار کند و انسانها را در بازگشت به درونشان و به فطرتشان یاری رساند و به او تذکر دهد که وصول به حقیقت و معنویت راهی جز بازگشت به فطرت ندارد. چنان که آوینی می‌گوید: «قرن حاضر در محاصره حقیقت و معنویت و بازگشت به فطرت است و در جهان امروزی کسی جز ما حرفی برای گفتن ندارد. عصر تمدن غرب پایان یافته است و اسلام دینی است منطبق بر فطرت بشری و تابع زمان و مکان نیست و خواهیم دید که چگونه سخنان ما که آوای اصیل فطرت الهی است، قلبها و فردای جهان را تسخیر خواهد کرد و علم عدالت برفراز این ظلم آباد برخواهد افراشت.»

 

 

مستندهای آوینی به قول فرانسویها آوانگارد دارد

«نادر طالب‌زاده» می‌گوید: اولین ‌باری که روایت فتح را دیدم احساس کردم این مدرن‌ترین کاری است که در این زمینه انجام شده است. همان موقع فیلم «پاتک روز چهارم» را به «گافری رجیو» که فیلمساز بود و به ایران آمده بود، نشان دادم.
نگاه مدرن آوینی برای او هم جذاب بود.
همان زمان این احساس را داشتم که آوینی بهترین فیلمساز مستند است و اصرار داشتم که فیلمهای او زیرنویس انگلیسی بشود و در خارج از ایران پخش شود، اما نشد! فیلمهای آوینی، ساختاری قوی و پیشتاز و به قول فرانسوی‌ها آوانگارد دارد. متنها، صداها و صداگذاری‌ها همه ساختاری نو دارند. یادم هست سال 1367 به هر کس می‌رسیدم، می‌گفتم، بهترین فیلمساز ایران آوینی‌ است، در حالی که آن زمان کسی اسم آوینی را نشنیده بود. آوینی یک فیلم ‌داستانی ساخته بود، اما برجسته‌ترین کارهای تصویری او در روایت فتح نمود داشت.


هیچکس آوینی نمی شود

«نادر طالب زاده» می گوید: این اغراق نیست که من آوینی را بهترین فیلمساز می‌دانم. کلام مسؤولیت می‌آورد و من در برابر کلامم ایستاده‌ام و دفاع می‌کنم. هیچ کس نبود که بگوید حقیقت این جنگ چیست، اما آوینی حقیقت را فهمیده بود، کاری کرد که هیچ کس نمی‌توانست آن را انجام دهد و حتی کسی درصدد رقابت با او هم بر نیامد، چون می‌دانست که با او نمی‌شود رقابت کرد. او جماعتی را روایت کرد و نشان داد که همه جور فداکاری کرده بودند. او با زبان مستند به بهترین شکل ممکن اینها را بیان کرد، چون عمق آن اتفاقات و حوادث را دریافته بود و در عین حال چون کارش را خوب بلد بود، همه در برابرش تسلیم بودند.
طالب زاده در ادامه می‌گوید: کسانی که تکنیک را خوب بلدند و زبان سینما را می‌شناسند و هم اعتقاد دارند و متقی هستند، خیلی کم‌اند و آوینی از این گروه بود. او به درستی کاری که می‌کرد یقین داشت. در انقلاب اسلامی و جبهه ذوب شده بود، هر چه داشت حتی جانش را برای انقلاب و جنگ گذاشت، هیچ کس، آوینی نمی‌شود او خصوصیات فوق‌العاده و منحصر به فردی داشت که در کس دیگری ندیده‌ام، شبیه او را هم ندیده‌ام. پس از شهادتش خیلی گشته‌ام و هنوز هم دارم می‌گردم، اما مانند او دیگر وجود ندارد. کسی هم نمی‌تواند جای او را بگیرد.
طالب زاده معتقد است: بین کاری که آوینی انجام می‌داد با کاری که ما انجام می‌دهیم، خیلی فاصله است. او با کارش خیلی قدیسانه برخورد می‌کرد. من همیشه غبطه می‌خوردم به دانش، بینش و به حال او! مرتضی حال خیلی خوبی داشت. او همه ابزارها را به کار گرفت تا حقیقت را بیان کند، همه اینها سبب شد که ما امروز افتخار کنیم که روایت فتح یکی از بهترین مستندهای جنگی تاریخ سینمای جهان است».

 

 

آدمهای مستندهای آوینی، تک بعدی نبودند

آوینی با نگاهی شهودی که نسبت به جنگ داشت، جهان نامکشوف و غیر نمایشی آدمهای درگیر جنگ را نشان می‌داد.او تصاویر ماندگاری را از حقیقت جنگ ثبت و ضبط کرد تا فیلمهایش ظهور حقیقتی باشد که در جنگ امکان بروز و ظهور یافته بود.
روایت فتح به دنبال حقیقت نهفته در جنگ بود و در این‌باره، آینه‌سان رفتار می‌کرد. دوربین روایت فتح هرچه که در جبهه می‌گذشت را بدون دخل و تصرف می‌گرفت و نشان می‌داد. در این باره خیلی هم موفق عمل کرد. همگان اذعان دارند که روحی که بر جنگ ما حاکم بود، همان چیزی است که در تصاویر روایت فتح دیده‌ایم و مرتضی آوینی موفق شد حال و هوای جنگ را دقیق‌تر از هر فیلمساز دیگری به تصویر بکشد.
برخی از آوینی و مجموعه روایت فتح انتقاد می‌کنند مبنی بر اینکه آدمهای ارایه شده در این برنامه تک بعدی‌اند، هیچ ضعفی ندارند، همه عارف و شیدایند، در حالی که در جنگ آدمهای مختلفی از طیفهای گوناگون حضور داشتند. این درست، اما همگان می پذیرند کسانی که برای باورهایشان به جبهه آمده بودند و می‌جنگیدند بر دیگران غالب بودند و اکثریت با آنان بود. پس منطقی و عقلانی است که در روایت فتح اکثریت مطرح شوند. افزون بر اینکه به اعتراف همه، روحی که بر جنگ حاکم بود، همان چیزی است که در آثار آوینی دیده‌ایم و حتی کسانی که با او مخالف هستند بر این نکته اتفاق نظر دارند. رزمندگانی که روایت فتح نشان داد همان کسانی بودند که ما در زندگی عادی هم با آنها مواجه بودیم. پدران و برادران خودمان. آدمهایی که تک بعدی نبودند، همین آدمهای اطرافمان بودند که احساس تکلیف دینی پای آنها را به جبهه باز کرده بود. حال که سالها از جنگ گذشته و بیش از دو دهه است که آوینی از میان ما رفته وقتی ما مستنهای آن سالهای آوینی را می‌بینیم، همان احساسی را پیدا می‌کنیم که مردم ما در سالهای جنگ پیدا می‌کردند و این به موقعیت‌شناسی آوینی برمی‌گردد که او زمانه را خوب دریافته بود و می‌دانست در آن مقطع چه حرفی را و چگونه بیان کند. حتی نسل امروز هم با دیدن روایت فتح به عنوان سند زنده آن روزها، با حال و هوای آن سالها ارتباط تنگاتنگی برقرار می‌کند و با دیدن آن، سفری به آن سالها می‌کند، می‌خندد، می‌گرید و گاه از اعماق وجود آرزو می‌کند، کاش نفسی در آن هوا کشیده بود.

 

 

مردم ایران صحنه های جنگ را مانند مسابقه فوتبال از تلویزیون تماشا می کردند

«محمدعلی فارسی» درباره جایگاه روایت فتح در میان مستندهای جنگ جهانی می‌گوید: «بار اولی که فیلم «‌سرباز رایان» اسپیلبرگ را دیدم با بچه‌های روایت فتح بودیم. آن جا بحث شد که وقتی این فیلم را برای سناتورهای آمریکا پخش کرده‌اند، چند تا از سناتورها گفته‌اند که ما شبیه این تصاویر را هیچ جا جز تصاویر جنگ ایران و عراق ندیده‌ایم. بعد معلوم شد منظورشان از آن تصاویر برنامه روایت فتح بوده است چون در مورد جنگ ما نه غربی‌ها کار کردند و نه شرقی‌ها، فقط برنامه‌های روایت فتح پخش و دیده شده بود. طوری که یکی از شبکه‌های معروف تلویزیون آمریکا گفته بود، مردم ایران صحنه‌های جنگ را مثل مسابقه فوتبال از تلویزیون تماشا می‌کنند، یعنی این قدر صحنه‌ها حقیقی تازه و بکر است.
خود کارگردان «سرباز رایان» اعتراف می‌کند که برخی از صحنه‌های فیلمش را به تقلید از روایت فتح ساخته، مانند برنامه پاتک روز چهارم، گلستان در آتش».
«مرتضی شعبانی»، عضو دیگر گروه روایت فتح هم در این باره می‌گوید: «جایگاه روایت فتح در جهان بی‌نظیر است. این را براساس واکنش آدمهایی که از آن طرف آمدند، عرض می‌کنم. از شبکه ZDF آلمان یک کارگردان با مجموعه‌اش آمده بود برای تحقیق در مورد جنگ. وقتی برخی از برنامه‌های روایت فتح را دیده بود، ذوق زده شده بود و تعجب می‌کرد که چنین فیلمهایی درباره جنگ ایران و عراق ساخته شده، اما نکته‌ این است که در برخی برنامه‌ها تعابیر خاصی به کار رفته که منطبق با فرهنگ شیعی است و غیر مسلمان آن رادرک نمی‌کند. مثل شب عاشورایی یا از این کربلا تا آن کربلا و... بنابراین فهم برنامه را برای آنها سخت می‌کند.
بنابراین جایگاه رفیعی که آنها برای روایت فتح قایل‌اند، بدون گفتار متن برنامه ‌است و اگر آنها می‌توانستند برنامه را با گفتار متن ببینند، تأثیرش به مراتب بیشتر بود».

 

 

فرمانروایی عشق

روایت فتح، روایت عاشقانه‌ عاشقانی است که عشق قلبشان را تا آنجا انباشته بود که ترس از مرگ جایی برای ماندن نمی‌بیند.
آوینی در این زمینه می‌گوید: «من در روایت فتح رودر بایستی را کنار گذاشتم و آن‌گاه حرف زدن را آغاز کردم که عجب شجاعتی می‌خواهد این طور حرف زدن و با عقل‌اندیشی و حتی ژورنالیسم جور در نمی‌آید، اما من باید عالم بسیجیانی را روایت می‌کردم که عاشق بودند و با قلبشان در عالم می‌زیستند، عالم آنان ظاهر نبود، آنان اهل باطن و حقیقت و معنا بودند».
او که خود در مکاشفه فردی خویش دلی عاشق و سوخته به چنگ آورده بود، چه زیبا می‌گفت که «عقل ما را به خاک می‌چسباند، اما عشق سراغ از خانه دوست می‌گیرد» او عقل را وا نهاد و گوش به ندای دلش سپرد و راوی مجاهدتهای مردانی شد که عقل مصلحت‌اندیش را کنار گذاشته ‌بودند و با عشق کاری می‌کردند که هیچ عقلی را یارای انجام آن نیست.
آوینی می‌گوید: «این کارهایی که ما می‌کردیم از پول، بروکراسی یا سیستمهای نظامی یا هر چیز دیگر برنمی‌آید، عشق می‌خواهد و انگیزش و ریشه هر انگیزش هم در عشق است. اکنون دیگر امکان تشکیل چنین مجامعی وجود ندارد. این سخن را به معنای انتقاد از وضع موجود نگیرید - گرچه من هرگز دل به اکنون نمی‌سپارم - اما آنچه اکنون جریان دارد، صورت متعارف و طبیعی این عالم است و حال آن که آن روزها همه چیز خلاف امر متعارف وقوع می‌یافت.
در روایت فتح بسیارصحنه‌هایی وجود دارند که عاقلانه نیستند وعقل مصلحت‌اندیش ما در تفسیر آن در می‌ماند، اما اگر متوجه دل بود و نگرش عاشقانه داشت، می‌توان دریافت این صحنه‌ها که می‌بینیم افسانه نیستند، بلکه عین حقیقت عالمند اگر راهی به سوی آسمان بیابیم.
اگر لحظه‌ای از زمین جدا شویم و اتصالی با آسمان پیدا کنیم، آنگاه باور می‌کنیم که مردانی دست از وجود شستند تا عاشق باشند و مصداق آن سخن پروردگارشان که «اگر کسی مرا دوست بدارد، من او را دوست می‌دارم و کسی که من او را دوست بدارم، او را عاشق خود می‌کنم و کسی که عاشق من شد، من هم عاشق او می‌شوم و کسی را که من عاشقش شدم، او را می‌کشم و کسی را که من بکشم، خون او از آن من است.

 

 

حرف آخر
وصیت نامه شهید مرتضی آوینی

زندگی زیباست، اما شهادت از آن زیباتر است؛ سلامت تن زیباست، اما پرنده عشق، تن را قفسی می‌بیند که در باغ نهاده باشند.
و مگر نه آنکه گردنها را باریک آفریده‌اند، تا در مقتل کربلای عشق، آسانتر بریده شوند.
و مگر نه آن‌که از پسر آدم، عهدی ازلی ستانده‌اند که حسین را از سر خویش، بیشتر دوست داشته باشد.
و مگر نه آن‌که خانه تن، راه فرسودگی می‌پیماید تا خانه روح، آباد شود.
و مگر این عاشق بی‌قرار را بر این سفینه سرگردان آسمانی، که کره زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریده‌اند.
و مگر از درون این خاک، اگر نردبانی به آسمان نباشد، جز کرمهایی فربه و تن‌پرور برمی‌آید.
ای شهید! ای آن‌که بر کرانه ازلی و ابدی وجود بر نشسته‌ای، دستی برار و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز، از این منجلاب بیرون کش».

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha