اما وقتی در میان اهالی حاضر میشویم نمی توانیم از دردهایی چشم بپوشیم که شاید تحمل آنها برای ما شهرنشینان خیلی سخت تر از خود اهالی باشد.
اینکه در 5 کیلومتری مشهد زندگی میکنند، اما در برزخ شهر و روستا میسوزند و هیچ کس به داد آنها نمیرسد.
قرار ما با اهالی روستا در مسجد صاحب الزمان(عج) خلقآباد است. شمار زیادی از زنان، مردان و جوانان روستا در مسجد گردهم آمده اند تا از فرصت حضور ما استفاده و از مشکلاتی صحبت کنند که چند سالی است با آن دست و پنجه نرم میکنند.
همه متفق القول از بی آبی مینالند و میگویند: اگر مشکل بی آبی روستا برطرف شود ما خدا را شکر میکنیم و با همه مشکلات دیگر کنار میآییم.
به گفته آنها همه آبی که اهالی با سطل به خانه هایشان میآورند و ذخیره میکنند فقط برای دستشویی بچهها مصرف میشود و حمام رفتن و شست و شو را فراموش کرده اند.
آنها معتقدند چون این روستا آب ندارد، اهالی نیز بهداشت و سلامتی ندارند.
*کمبود آب مشکل اصلی خلقآباد
از همه اهالی خواهش میکنم در این گزارش از مشکل کمبود آب روستا چشم پوشی کنند و سراغ سایر مشکلات بروند، اما مگر دلشان طاقت میدهد لبهای تشنه کودکان معصومشان را فراموش کنند.
یکی از زنان میگوید: وقتی آب و سلامتی نداشته باشیم راه، روشنایی، اتوبوس، دکتر و دارو برای چه میخواهیم؟
از آنها تقاضا میکنم چون در این بخش گزارش فقط قصد بررسی امکانات روستا را داریم به سراغ دیگر مشکلات بروند.
اهالی با اشاره به بزرگی روستا نسبت به روستاهای همجوار میگویند: خلقآباد با جمعیتی بیش از 800 خانوار از روستاهای اطراف خیلی بزرگتر است، اما متاسفانه آب که نیست و بهداشت هم کم لطف شده است.
آنان انباشت زباله را از جمله مشکلات خلقآباد عنوان میکنند و میگویند: چون جمع آوری زباله برای اهالی هزینه بر است برخی ترجیح میدهند زبالهها را در روستا رها کنند، اما زیر بار پرداخت هزینه جمع آوری زباله نروند.
این در حالی است که اغلب بچهها به دلیل آلودگی محیط زیست بیمار شده اند، اما حتی وسیله نقلیه ندارند تا آنها را برای درمان به شهر ببرند.
*نبود اتوبوس و رؤیای زیارت
پیرزنی هم از میان جمعیت با گلایه از نبود خط اتوبوس برای خلقآباد میگوید: دو ماه است به پابوسی علی بن موسی الرضا(ع) نرفتهام، حالا اگر مسؤولان از مردم این روستا شرمنده نیستند ما که از آقا شرمنده هستیم.
او میافزاید: اینجا چون اتوبوس ندارد خیلیها به دلیل ضعف بنیه اقتصادی نمیتوانند زیر بار کرایه آژانس بروند.
زن جوانی هم میگوید: یک خانواده با پنج سر عائله با دستمزد کارگری از کجا برای رفتن به شهر میتواند اینقدر هزینه کند؟
وی با بیان اینکه بیشتر اهالی عطای رفتن به شهر را به لقایش بخشیدهاند، میگوید: فقط صبح جمعه یک اتوبوس به روستا میآید تا اهالی را به شهر ببرد، اما برگشتی در کار نیست و خود اهالی باید با هر مشقتی شده خودشان برگردند.
*یک پزشک برای 800 خانوار
زن جوانی نیز که کودک خردسال بیمارش را در آغوش دارد، میگوید: ما در خلقآباد فقط یک ساعت آن هم از ساعت 7 تا 8 صبح پزشک داریم.
وی با انتقاد از عملکرد شبکه بهداشت و درمان در روستا میگوید: مرکز بهداشت خلقآباد 6 روستا را تحت پوشش دارد، در حالی که برای درمان درد اهالی خود خلقآباد ناتوان است.
وی با بیان اینکه ساختمان مرکز بهداشت خلقآباد متناسب با نیاز کامل یک مرکز بهداشتی در زمین وقف شده توسط یکی از اهالی ساخته شده و برای همه خدمات اتاق مجزا درنظر گرفته شده، میافزاید: اما برای استفاده از این اتاقها به دلیل کمبود نیرو هیچ خبری نیست.
به گفته وی اهالی خلقآباد برای تزریق ساده هم باید به شهر بروند، در حالی که یک خانه بهداشت و یک مرکز بهداشت در روستا را یدک میکشند.
یکی از اهالی هم که روز گذشته به مرکز بهداشت مراجعه کرده، میگوید: مرکز بهداشت اینجا داروی نسخه تجویز شده توسط دکتر خودشان را به دلیل اینکه دفترچه بیمه من تأمین اجتماعی است نمی دهد و فقط داروی دفترچه بیمه روستایی را قبول میکند.
وی با بیان اینکه امثال من باید برای تهیه دارو به شهر مراجعه کنند، میافزاید: این در حالی است که اگر حالم خوب بود که برای درمان نیز به شهر میرفتم و همانجا به پزشک مراجعه میکردم.
به گفته وی دکتر برای درمان من آمپول ویزیت کرده بود، اما چون تزریقات نداریم و برای یک آمپول باید به شهر بروم از دکتر خواهش کرده ام کپسول جایگزین کند.
وی خواستار بازدید کارشناسان بهداشتی از چگونگی انجام تزریق در این روستا میشود و میگوید: تزریقات در این روستا هنوز به شیوه سنتی و غیر بهداشتی انجام میشود، چون همه اهالی توان رفتن به شهر را ندارند.
یکی از جوانان روستا نیز با بیان اینکه بتازگی ویزیت دکتر روستا از هزار و 500 تومان به دو هزار و 400 تومان افزایش پیدا کرده، میگوید: اما این ویزیت در حالی گرفته میشود که خلقآباد یک پزشک عمومی با چند قلم داروی محدود دارد.
وی میافزاید: همین کمبودها سبب شده اغلب از خیر دکتر روستا بگذریم، چون وقتی قرار است برای دارو و تزریق به شهر برویم خوب برای ویزیت نیز به دکتر شهر مراجعه میکنیم.
*افزایش مبتلایان به سالک
یکی از آقایان نیز با اشاره به آمار بالای مبتلایان به سالک در این روستا میگوید: خلقآباد به رغم دارا بودن یک خانه و یک مرکز بهداشت هنوز پزشک متخصص ندارد و عصرها نیز خانه بهداشت و مرکز بهداشت تعطیل میشود!
وی با بیان اینکه اغلب دانش آموزان اینجا به دلیل کمبود آب به کچلی و قارچ مبتلا شده اند و حتی شپش نیز دارند، اظهار میدارد: این شرایط سبب شده خانوادهها با اکراه بچهها را به مدرسه بفرستند.
به گفته وی مدارس خلقآباد هم با مشکل کم آبی مواجه اند و سرویس بهداشتی مدرسه بسته است.
مادری هم که چند فرزند دانش آموز دارد، میگوید: اینجا برخلاف خیلی از روستاهای دوردست، فقط تا مقطع راهنمایی مدرسه دارد و بناچار دختران روستا ترک تحصیل میکنند.
او با اشاره به وضعیت غیربهداشتی دانش آموزان میافزاید: ما به دلیل نداشتن آب، شاید هفته ای یکبار بتوانیم لباسهایمان را بشوییم.
*20 سال انتظار برای اجرای طرح هادی
یکی دیگر از اهالی نیز از خاکی بودن راه اصلی و تمام کوچه های روستا گلایه میکند و میگوید: شاید 20 سال است اهالی روستا در انتظار اجرای طرح هادی هستند.
وی با بیان اینکه خاکی بودن معابر مشکلات بهداشتی روستا را چند برابر کرده است، میافزاید: متاسفانه اهالی اینجا در تابستان خاک میخورند و در زمستان در گل و لای کوچهها فرو میروند.
یکی دیگر هم به تاریکی خلقآباد اشاره میکند و میگوید: کوچه های این روستا به دلیل نبود روشنایی، شبها در تاریکی بسر میبرند.
علی محمدزاده دهیار روستای خلقآباد نیز میگوید: کشف جرایم و دستگیری متخلفان توسط پاسگاه خلقآباد متأسفانه همه جرایم را به این روستا نسبت داده است.
به گفته وی این در حالی است که مجرمان از اهالی خلقآباد نیستند، اما فقط ماموران پاسگاه خلقآباد آنها را دستگیر کرده اند.
وی با بیان اینکه بارها از این موضوع و انتشار این اخبار در رسانهها گلایه کرده ایم، میافزاید: متأسفانه این مسایل سبب شده اینجا به عنوان دالتونهای جاده کلات معروف شود.
وی این گونه برخورد با نام روستای خلقآباد را محکوم میکند و میگوید: این موضوع به ایجاد یک جو روانی علیه خلقآباد و تشدید برخی مسایل منجر میشود.
او در ادامه به مشکل ظرفیت محدود پست مخابرات نیز اشاره میکند و میگوید: چون پست مخابرات روستا پر شده، این اداره از پاسخگویی به متقاضیان جدید خودداری میکند.به گفته وی بارها اهالی این مشکل را پیگیری کردهاند، اما هنوز پاسخی به درخواستها داده نشده است.
به گفته وی رفع خرابی تلفن نیز از دیگر مسایلی است که در این روستا زمان بر شده است، زیرا بین یک هفته تا 10 روز طول میکشد.
پس از ساعتها همصحبتی با اهالی در پایان بنا به اصرار و تقاضای اهالی به همراه شماری از آنها به مرکز بهداشت روستا رفتیم، اما در نهایت کم لطفی پزشک مستقر در روستا برخلاف حس انساندوستانه از مصاحبه و حتی اعلام نامش طفره رفت، در حالی که بیان مشکلات روستا از سوی او به دلیل این فرصت فراهم شده توسط روزنامه شاید میتوانست راهگشای بخشی از مشکلات باشد.





نظر شما