وداع با آقای شهید ایران

قدس آنلاین - صابر افشارزاده : زنگ نوشتن این یادداشت وقتی به صدا در آمد که با نمایش « سفارش برای اشتراک 138» مواجه شدم . این نمایش به شدت سعی میکرد خود را پهلو به پهلوی سبک رئالیسم جلو ببرد...

اضمحلال رئالیسم یا روی صحنه رفتن به هر قیمتی
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

در طول یک سال گذشته آثار رئالیستی بسیاری روی صحنه تئاتر کشور رفته است و نکته ای که در همه ی این آثار به وضوح به چشم میخورد نبود شناخت واقعی از این مکتب هنری در نزد هنرمندان عرصه تئاتر کشور است . به همین منظور بد نیست ابتدا تعریف مشخصی از رئالیسم ارائه شود .

این اصطلاح نخستین بار در نقاشی و برای تمایز بین عده ای از نقشان که از سبک امپرسیونیسم جدا شده بودند ، به کار رفت . دلمشغولی اکسپرسیونیت ها بیان تصورات ، احساسات و رویاهاشان بود . همین رویکرد نیز در تئاتر آلمان سالهای پیش از جنگ جهانی اول رواج یافت . شیوه ها و مضامین این نوع نمایش اغلب تکان دهنده و پر تضاد بود .

در واقع هنرمندان رئالیست می کوشند تا زندگی را آن چنان که هست نمایش دهند . ساختمان نمایشنامه های رئالیستی بر قوانین طبیعت و جامعه استوار است و پدیده های روانی انسان را در موقعیت های محیطی و ویژگی های فردی می جوید . هنرمند رئالیست اجتماع را همچون موجودی زنده و پویا مینگرد و انسان را نیز نه از جنبه های زیست شناسانه بلکه انسان اجتماعی میداند و در جستجوی چیزهایی است که زیر لایه های زندگی پنهان است .

رئالیسم یعنی اصالت واقعیت خارجی . نقطه ی مقابل ایده آلیسم . باید گفت در واقع همه انسان ها رئالیست هستند ، زیرا همه به وجود دنیای خارج اعتقاد دارند . حتی ایده آلیست ها نیز در زندگی و رفتار ، رئالیست هستند زیرا باید جهان خارج را موجود دانست تا بتوان کاری کرد و یا سخنی گفت .

زنگ نوشتن چنین یادداشتی وقتی به صدا در آمد که با نمایش « سفارش برای اشتراک 138» مواجه شدم . این نمایش به شدت سعی میکرد خود را پهلو به پهلوی سبک رئالیسم جلو ببرد . تلاشی که باید گفت به صورت مطلق شکست خورد .

رئالیسم نوعی واقع گرایی است . در رمان و نمایشنامه خیال پردازی و فرد گرایی رومانتیسم از بین میرود و به مشاهده واقعیت های زندگی و تشخیص درست علل و عوامل و بیان تشریح و تجسم آنها می پردازد .

باید گفت هدف حقیقی رئالیسم تشخیص تأثیر محیط و اجتماع در واقعیت های زندگی و تحلیل و شناساندن دقیق تیپهایی است که در اجتماع معینی به وجود آمده است . سعی نویسندگان رئالیسم بر این است که جامعه خود را تشریح کنند ! و تیپهای مجود در آن را نمایش دهند .

حال در انبوه آثار اجرا شده اخیر تئاتر کشور فقط میتوان به چند اثر نیم بند اشاره کرد که به واقع رگه های رئالیسم را میتوان در آن به سختی دید . ماضی استمراری ، خشکسالی و دروغ ، ترانه های قدیمی ، لندن رم تهران آمستردام ، ملودی آن شب بارانی ، فصلی دیگر ، در همین نزدیکی و ... .

اگر بخواهیم به چرایی رفتن بسیاری از نویسندگان و کارگردانان تئاتر به سمت اجرای آثار رئالیستی بپردازیم قطعا ً در حوصله مطلب نمی گنجد . اما همین بس که باور عوامانه ای در میان اهالی تئاتر وجود دارد که اصطلاحا ً اثر رئال کار ساده ای است . اجرای آثار سورئال و فیکشن انرژی بیشتری از گروه گرفته و آن آثار فاخر به حساب می آیند . در حالی که تئاتر دنیا آثار رئالیستی را بسیار سخت به حساب آورده و نگاه کنجکاوانه ای به آن دارد .

در تئاتر شهرستان علی الخصوص مشهد در سالهای اخیر بیشتر آثار رئالیستی بوده که میتوان دلیل این فراوانی را تکثر همان باور عوامانه در میان اهالی تئاتر دانست . آثاری همچون : نکات مهم خانه داری ، تو با همه فرق داری ، خروس ، دو – یک به نفع بارسلونا ، روزی روزگاری آبادان و سفارش برای اشتراک 138 ... که هیچکدام به معنای دقیق مفهوم رئالیسم در آن به چشم نمی خورد بلکه برشی از روزمره آدم هایی است که صرفا ً با یک اتفاق سر و کار دارند .

دوره نقد آثار فوق گذشته و کیفیت آنها به هیچ وجه در درجه ی اهمیت قرار ندارد اما مورد آخر یعنی « سفارش برای اشتراک 138» چیزی است که به وضوح عقب گرد تئاتر مشهد در یک ساله ی اخیر به خصوص در حوزه ی آموزش جوانان را به رخ میکشد .

اینکه گروهی جوان مستعد و علاقه مند به تئاتر که عنصر تجربه ی فردی دیگر را در کنار خود حس میکنند اثری را شروع به تمرین و تولید می کنند ، اتفاق بدی نیست . اما اینکه به هر قیمتی با شعار اثر رئالیستی روی صحنه آمده و کیفیت نازل به خورد تماشاچی داده شود ، عمل پسندیده ای نیست.

موضوع « اشتراک برای سفارش 138» پیرامون فردی است که به تازگی از کار بیکار شده و با زنی اشنا شده است . این فرد پیشتر به دلیل برخی بدبینی ها همسر خود را به قتل رسانده و اکنون در مرحله ی از دست دادن زن تازه ورود یافته است . شاید طرح اولیه تا حدی جذاب به نظر رسد اما پرداخت و نگارش آن را به دره ای عمیق پرتاب کرده است .

تماشاچی با تیپ هایی روبرو می شود که قرار بوده شخصیت باشند در حالیکه هیچ ریشه ای درون داستان ندارند و اصلا ً پرداخت نشده اند . آدمهایی که قرار بوده در لحظاتی حساس به تماشاچی ضربه بزنند توانایی چنین عملی را نداشته و فقط باعث پس زدن تصادف از سوی تماشاچی می شوند . شاید به جرأت بتوان گفت که نقص عمیق نمایشنامه و روبرو شدن بازیگران با متنی اصطلاحا ً "بیات" به وضوح دیده می شوند .

به زبان ساده تر اثر فوق در ساده ترین شکل مفهوم رئالیسم را به اضمحلال و درک مخاطب عام را از چنین آثاری نابود کرد . فکر درستی نیست که به هر قیمت و با هر کیفیت تولید کرد و صرفا ً روی صحنه رفت .

در حوزه ی بازیگری نیز اثر فوق حرف خاصی برای گفتن ندارد . اینجا ما فقط به داشتن یک تناقض متمایل نیستیم بلکه به یک تصویر سه گانه می رسیم و آن اینکه : ما یک بازیگر ، در حال بازی یک شخصیت نمایشی را می بینیم که آن شخصیت نمایشی نقطه ی مقابل و متضاد عقیده و مفهومی است که ما در ذهن داریم. اگر ما تجربه ی رفتن به تئاتر را با حاضر بودن در هر نوع اجرای هنری یا سرگرمی مقایسه کنیم مشکلی که در مورد بازیگری وجود دارد واضح تر خواهد شد. بازیگری به طور قطع داستان گفتن است . افراد همین ساده ترین و اصل اولیه بازیگری را نمی دانند و قادر به رعایت آن نیستند .

جان هروپ در فصلی از کتاب مقدمات بازیگری می گوید : راه رفتن بازیگر تئاتر روی صحنه باید متفاوت از قدم زدن یک انسان عادی باشد . آنچنان که به نظر بیاید او در حال بازی کردن یک شخصیت است .

اینکه اثر فوق یارای نقد شدن با مفاهیم تئوریک و واقعی تئاتر را دارد ، سوال بیهوده ای است . واضح که چنین امری ممکن نیست . در این میان فقط جای گلایه از افراد فعال در انجمن نمایش مشهد باقی می ماند که چطور به چنین اثری مجوز اجرای عمومی داده می شود در حالی که اثار بهتر از این باید به سالنهای دانشجویی تبعید شده و پس از مدتی اجرایشان توسط همان افراد لغو شود. این سؤال و سوالهای دیگر مدتها است که در ذهن خانواده تئاتر خود نمایی می کند در حالی که هیچ پاسخگویی در میان نیست .

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha