فرهنگ وهابیت بر اساس «تکفیر فرقهها و مذاهب اسلامی» و «ایجاد تفرقه میان مسلمانان» و «خشن جلوه دادن تعالیم اسلامی» و «محو آثار رسالت و وحی» و «سازش با تمام جباران و جنایتکاران تاریخ و مستکبران» استوار است. آنان حتی از یزید نیز در عصر حاضر بشدت حمایت کردهاند. این ادعا با مدرک و سند است.
تألیف کتاب در دفاع از یزید
در عربستان کتابی به عنوان متن درسی تألیف و چاپ و انتشار یافته است که سراسر مدح و ثنا برای یزید است. این کتاب را وزارت معارف دولت عربستان سعودی چاپ کرده است. همچنین در عربستان مدارسی هم به نام یزید و معاویه نامگذاری شده است!
دفاع ابن تیمیه از سه جنایت بزرگ یزید
در سر فصلهای جنایتهای یزید در سه سال حکومتش، سه جرم بسیار بزرگ و سنگین و سه جنایت بینظیر وجود دارد که از امور قطعی تاریخی است. ابن تیمیه از این هر سه جنایت دفاع کرده است. او هم در «واقعه کربلا»، هم در «واقعه حره» و هم «تهاجم به کعبه» اقدامهای یزید را ستوده است.
انکار واقعه حره
ابن تیمیه از جنایت یزید در کشتن مردم مدینه دفاع میکند و در انکار این رخداد قطعی تاریخی مینویسد: یزید جمیع اشراف مدینه را نکشت و تعداد کشتهها نیز به 10 هزار نفر نرسید و خونها نیز به قبر پیامبر(ص) و روضه او نرسید و نیز کشتار در مسجد او واقع نشد (منهاج السنه، ج 4، ص 575 و ص 576.)
بیتردید «واقعه حره» رخدادی بس تلخ و زشت و ننگین است که در سال 63 هجری در درگیری میان «لشگر یزید» و «مردم مدینه» به وقوع پیوست. این حادثه از فجایع سیاه تاریخ حاکمیت باند اموی و در شمار دردناکترین حوادث سلطنت سلسله بنی امیه است.
مردم مدینه بر اساس احساسات دینی و درک رنجهای واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع) و نابسامانیهای سیاسی، به رهبری عبدا... بن حنظله در روز اول ماه محرم 63 به پا خاستند. عثمان بن محمد بن ابی سفیان، عامل یزید و حاکم مدینه را عزل و اخراج کردند و مدینه را در اختیار گرفتند. یزید سپاهی را برای سرکوب مردم مدینه و قتل عام آنان فرستاد و خود نیز نیم فرسخ با مسلم بن عقبه فرمانده سپاهش همراهی کرد و آنان را بدرقه کردند. وی به مسلم بن عقبه چنین سفارش کرد: در صورتی که بر آنان پیروز شدی، سه روز آنان را قتل عام کن.
هر چه در آن شهر باشد برای لشگر مباح خواهد بود. اهل شام را از آنچه میخواهند، با دشمن خود انجام دهند بازمدار. چون مدت سه روز گذشت، از ادامه قتل و غارت دست بردار و از مردم بیعت بگیر که برده و بنده یزید باشند! هرگاه از مدینه خارج شدی به سوی مکه حرکت کن (اخبار الطوال دینوری، ص 310، کامل ابن اثیر، ج 4، ص 112- الفتوح، ج 3، ص 180).
ابن قتیبه مینویسد: در واقعه حره 80 مرد از اصحاب پیامبر(ص) کشته شدند و بعد از آن از جنگ بدریها کسی باقی نماند و از قریش و انصار 700 مرد به قتل رسیدند و از سایر مردم از موالی و عرب و تابعین 10 هزار نفر به قتل رسیدند (الامامه و السیاسه، ج 1، ص 216- البدایه و النهایه، ج 8، ص 242).
در هجوم باند اموی به مدینه، هزاران زن هتک حرمت شدند، هزاران کودک زاییده شد که پدرانشان معلوم نبود. از این رو آنان را «اولاد الحره» نامیدند (الامامه و السیاسه، ج 2، ص 10- الفتوح، ج 3، ص 181 و فیات الاعیان، ج 6، ص 276- تاریخ الخلفاء، ص 209).
ابن تیمیه تلاش میکند این واقعیت قطعی و متواتر و مسلم تاریخ زندگانی یزید را از پرونده او پاک کند.
واقعه دردناک حره را همه مورخان اهل سنت گزارش کردهاند و مجرم اصلی را یزید میدانند.
دفاع از یزید در تهاجم به کعبه
از جنایتهای یزید حمله به «مکه مکرمه» و سنگباران «کعبه شریفه» با منجنیق و خراب کردن آن است. ابنتیمیه در دفاع از یزید مینویسد: آری، مقصود آنان محصور کردن ابنزبیر بود و به منجنیق بستن هم به جهت او بود، نه کعبه.
یزید کعبه را خراب نکرد و قصد سوزاندن آن را نیز نداشت، نه او و نه نایبان او و این مورد اتفاق مسلمانان است و این فرزند زبیر بود که کعبه را خراب کرد (منهاج السنه، ج4، ص577).
از نظر تاریخی هیچ تردیدی نیست در اینکه لشکر باند اموی و شامیان به فرماندهی مسلم بن عقبه پس از جنگ با اهل مدینه و قتل و غارت کامل آن، به سوی مکه حرکت کرد تا با ابنزبیر مقابله کند که به درک واصل شد. پس از وی حصین بن نمیر لشکر را به سوی مکه برد و بقیه ماه محرم و تمام ماه صفر و سه روز از ماه ربیعالاول سال 63 هجری را در مکه با فرزند زبیر و طرفدارانش جنگیدند و خانه خدا را به منجنیق بستند و به آتش کشیدند.
از شرارت و شعله آتش آنان پردههای کعبه و سقف آن در آتش سوخت (کامل ابن اثیر، ج3، ص 316- البدایه و النهایه، ج8، ص246- تاریخ طبری، ج4، ص 381 و ص382- الامامه و السیاسه، ج2، ص12- شذرات الذهب ابن عماد حنبلی، ج1، ص287- تاریخ الخلفاء، ص209).
بدیهی است که سپاه یزید برای فتح مکه و سلطه بر آن، این جنایتها را مرتکب شدهاند. حضور ابنزبیر در مکه و حکومت بر آن نیز از روی هوای نفس و ریاستخواهی و قدرت طلبی بود، ولی جنایت تهاجم به مکه و کعبه و تخریب و تحریق کعبه و بیحرمتی به شهر امن الهی و مسجدالحرام و خانه خدا توسط یزیدیان و به فرمان وی انجام شد.
دفاع از یزید در حادثه کربلا و فجایع روز عاشورا و پس از آن
بیتردید مجرم اصلی رخدادهای سرزمین نینوا در روز عاشورای سال 61 هجری تا اربعین تنها شخص یزید است. وقایع روز عاشورا و ادامه آن از وقایع قطعی و غیر قابل انکار تاریخ سلطنت یزید است اما ابنتیمیه در دفاع از یزید مینویسد: یزید اظهار رضایت به قتل حسین نکرد، بلکه اعلان ناراحتی و دردمندی بر قتل او نمود. (منهاج السنه، ج2، ص226- رأس الحسین علیه السلام، ص217).
این ادعا بر خلاف نظر تاریخ است؛ زیرا گزارشهای تاریخی صراحت و وضوح در فرمان یزید بر قتل و خشنودی و رضایت او دارد. او خبر قتل سیدالشهدا(ع) را در قصر خضرای خود شنید و بلند تکبیر و تبریک گفت (تاریخ یعقوبی، ج2، ص 322) اسیران که به شام رسیدند، بزرگان اهل شام را دعوت کرد بر او وارد شوند و به او به جهت پیروزیاش تبریک بگویند (البدایه والنهایه، ج8، ص198- سیر اعلام النبلاء، ج3، ص309).
به سر مبارک امام حسین(ع) در کاخ خویش اهانت و بیادبی کرد و با قضیب بر دندانهای مقدس امام زد و شعر رضایت خواند (الخطط مقریزی، ج2، ص289- سیر اعلام النبلاء، ج3، ص319).
یزید از عبیدا... بن زیاد به جهت قتل اباعبدا... الحسین(ع) تقدیر کرد هدایا و جوایز بسیاری به او داد، و او منزلت و درجه بالایی نزد یزید یافت (کامل ابناثیر، ج3، ص300- تاریخ طبری، ج4، ص388- تاریخ الخلفا، ص208- البدایه و النهایه، ج8، ص 254- الفتوح، ج5، ص252) یک میلیون درهم به ابن زیاد پاداش داد (الفتوح، ج5، ص252).
ابن خلدون درباره شهادت امام حسین(ع) مینویسد: کشتن حسین(ع) از کارهای یزید به شمار میآید و بستر فسق اوست و حسین(ع) در این واقعه شهید در راه خدا بود (مقدمه ابن خلدون، ص181).
در این تردیدی نیست که در پی هلاکت معاویه نخستین اقدام یزید ارسال نامه به ولید بن عتبه ابن ابی سفیان حاکم مدینه بود که از وی درخواست کرد از حسین بن علی برایش بیعت بگیرد و اگر نپذیرفت، امام را به قتل رساند و سر امام را برای او به شام بفرستد (الفتوح ابناعثم، ج3، ص18 و ص89-تاریخ دمشق، ج14، ص208).
وی پس از آن نیز به عبیدا... بن زیاد نیز نامه نوشت و فرمان قتل صادر کرد (تاریخ یعقوبی، ج2، ص242- مختصر تاریخ دمشق، ج28، ص29- الفتوح ابن اعثم، ج5، ص150- مقتل الحسین خوارزمی، ج1، ص140).
انکار به اسارت بردن خاندان رسالت
ابنتیمیه مینویسد: یزید حریمی از حسین را به اسیری نگرفت، بلکه اهل بیت(ع) او را اکرام نمود! (منهاج السنه، ج2، ص226).
بیتردید اسارت اهل بیت(ع) و انتقال آنان به کوفه و سپس شام از جنایتهایی است که به امر یزید انجام شد (کامل ابناثیر، ج3، ص298 و ص301)- تاریخ طبری، ج4، ص252 و ص254- البدایه و النهایه، ج8، ص209).
طعن و لعن و سرزنش یزید از سوی علمای اهل سنت
جنایتهای یزید در واقعه دردناک کربلا و رخدادهای روز عاشورا تا اربعین، از قطعههای متواتر و یقینی و غیر قابل انکار تاریخ سلطنت یزید است.
از این رو بسیاری از دانشمندان عامه، یزید را به دلیل همین کارنامه ننگین سرزنش و نکوهش و حتی لعن کردهاند.
آلوسی در تفسیرش مینویسد: هر کس که بگوید: یزید با عمل قتل حسین(ع) معصیت نکرده و لعن او جایز نیست، باید در زمره انصار یزید قرار گیرد (روح المعانی، ج26، ص73).
تفتازانی میگوید: رضایت یزید به کشتن امام حسین(ع) و خوشحالی او از آن و اهانت او به اهل بیت(ع) از متواترات معنوی است (شرح عقاید نسفی، ص181).
جاحظ میگوید: جنایتهایی که یزید مرتکب آن شد، از قبیل: کشتن حسین، به اسارت بردن اهل بیت او، چوب زدن به دندانها و سر مبارک او، ترساندن اهل مدینه، خراب کردن کعبه، همگی دلالت بر قساوت قلب و نفاق و خروج او از ایمان دارد. پس او فاسق و ملعون است و هر کس از دشنام دادن این ملعون جلوگیری کند، خودش ملعون است (رسائل جاحظ، ص298).
تمجید ابنتیمیه از «یزیدیه»
طائفهای از «یزیدیه» درباره یزید غلو کردهاند. این گروه منسوب به شیخ عدی بن مسافر امویاند. این افراد طائفهای از غلات میباشند که همه مسلمانان بر کفر و خروج آنان از اسلام اجماع دارند؛ زیرا صفت «الوهیت» را به شیطان و «نبوت» را به «یزید» دادهاند.
ابنتیمیه معاصر این طایفه بوده است. وی در نامه به اتباع این فرقه مینویسد: از احمد بن تیمیه بر هر کسی که از مسلمانان منسوب به سنت و جماعت و منسوبین به جماعت شیخ عارف مقتدی ابوالبرکات عدی بن مسافر اموی و هر کس که پیرو اوست و این نامه به او میرسد، میباشد.
خداوند شما را به پیمودن راهش موفق گرداند. درود و رحمت خدا و برکات او بر شما باد! (الوصیه الکبری، ابن تیمیه، ص5).
ابنتیمیه با اظهارات سخیف و اعتقادات باطل خود، رویاروی همه مسلمانان قرار دارد. او آنچه را که مظاهر توحید و طبق قرآن و سنت پیامبر(ص) است، شرک و کفر و مسلمانان را مشرک و کافر نامید.
اکنون نیز جریان وهابیت براساس سخنان بیپایه و اساس ابنتیمیه همه مسلمانان غیر وهابی را مشرک و کافر میشمارد و سزاوار قتل میداند.
«اهل سنت» با «وهابیت» در تعارض و تقابل قرار دارند. وهابیت در برابر اهل سنت پدید آمد و اندیشمندان اهل سنت از آغاز در مقابل وهابیت ایستادند. «عبدالوهاب» پدر مؤسس فرقه وهابیت و برادرش «سلیمان» پیشگامان مخالفت با محمد بن عبدالوهاب و تألیف کتاب علیه وهابیت هستند.
«ابنتیمیه» از سوی علمای بزرگ اهل سنت تکذیب و تفسیق شد و بسیاری از علمای شافعی و حنفی و مالکی با او مناظره کردند و کتاب علیه او نوشتند(ابنتیمیه مؤسس افکار وهابیت، علی اصغر رضوانی، ص39 تا ص46).
با این حال وهابیت تلاش میکند از راه مذهب علیه مذهب کار کند و میخواهد خود را نماینده اهل سنت بنامد و با ایجاد رعب و وحشت کار خود را پیش ببرد. اکنون برای اهل سنت روشن شده است که وهابیت عامل استعمار و صهیونیسم و دشمن اهل بیت است. جنایتهای داعش علیه مردم و علمای اهل سنت در سوریه و عراق نشاندهنده ماهیت ضد اسلامی وهابیت و تکفیریهاست.



نظر شما