بخشش لباس به دعبل
ابوجعفر، دعبل بن علی بن زرین خزائی (متولد 148 ق و متوفای 249 ق) در سن 97 سالگی درگذشت. او یکی از نوابع ادبیات عرب به شمار می رود. وی مورد لطف و عنایت و کرم امام رضا (عَلیه السَلام) قرار داشت. مدائنی می گوید: هنگامی که امام رضا (عَلیه السَلام) در مقام ولایتعهدی قرار گرفتند، شاعران و خطیبان و سخنرانان برخاستند و در آن باره اشعاری خواندند، یکی از آنان دعبل بود که نزد امام آمد و گفت: قصیده ای سروده ام و عهد کرده ام پیش از شما برای هیچ کس نخوانم.
امام فرمود بنشین! وقتی مجلس قدری آرام شد، فرمودند: آن قصیده را بخوان، دعبل شروع به خواندن کرد و آن قصیده را تا پایانش خواند، هنگامی که تمام کرد. امام فرمود: ششصد دینار طلا به وی دادند، آنگاه فرمود: آن را هزینه سفر خود بنما. گرچه برخی گفته اند آن مبلغ ده هزار درهم بوده است.
دعبل از جامه حضرت درخواست کرد که امام جامه خود را به وی بخشید. دعبل روانه قم شد، اهل قم آن را به هزار دینار خریدند، وی نداد، اما در میان راه مردم به زور آن را از وی گرفتند و قسمتی از آن را همراه هزار دینار طلا به وی دادند. در روایت دیگری نقل شده که امام رضا (عَلیه السَلام) صد دینار به دعبل داد، دعبل آن سکه ها را هر دیناری به صد درهم به شیعیان عراق فروخت، به گونه ای که وضع زندگی خود را سامان داد.
سید محسن امین گوید: امام رضا (عَلیه السَلام) هنگامی که لباس خود را به دعبل بخشید فرمود: این لباس را حفظ نما، زیرا در آن هزار شب، هر شب هزار رکعت نماز با آن خوانده ام و هزار ختم قرآن را با آن انجام داده ام!
بخشش به ابونواس
ابونواس یکی از ادیبان و شاعران زمان امام رضا (عَلیه السَلام) بود. از این رو، هنگامی که در مرو، ورود امام رضا (عَلیه السَلام) را دید، در قصیده ای که سرود چنین گفت:
امامان معصوم، پاکیزگان و پاکدامنان هستند که هرگاه نامی از ایشان به میان آید، بر آنان درود و تحیت فرستاده خواهد شد. کسی که انتسابش به سلاله پاک علی (عَلیه السَلام) نرسد، در روزگاران دارای مجد و افتخار نیست. به راستی که شما در جایگاه بلندی قرار دارید و علم کتاب و مضامین سوره های قرآن نزد شماست.
روزی امام رضا (عَلیه السَلام) از نزد مامون بیرون رفت، ابونراس به دنبال مرکب آن حضرت روانه شد، و گفت: ای پسر رسول خدا (ص) بیتی چند درباره شما سروده ام، آیا اجازه می دهی بخوانم تا شما بشنوید؟
حضرت فرمودند: بخوان. ابونراس آن ها را در حضور امام خواند. حضرت فرمود: اشعاری درباره ما گفته ای که تاکنون کسی چیزی نگفته است!
سپس امام به غلام خود فرمودند: آنچه داری به وی بده.
غلام گفت: سیصد دینار دارم، سپس آن ها را به ابونراس داد.
آنگاه امام فرمودند: شاید او را کفایت نماید.
کمک به ابراهیم صولی
ابراهیم بن عباس صولی نویسنده و منشی فضل بن سهل و خواهر زاده عباس بن احنف در سال 243 ق در سامرا درگذشت. وی در جوانی شاعر بود و از همین راه زندگی می کرد، تا این که پیش فضل بن سهل وزیر مامون به خراسان رفت و در آنجا به وسیله وی یکی از نویسندگان لشگر شد.
نقل شده هنگامی که امام رضا (عَلیه السَلام) به ولایتعهدی انتخاب گردید، وی همراه دعبل و دیگر شاعران بر امام رضا (عَلیه السَلام) وارد شد و این شعر را خواند:
اَزالَت عَزاءَ القَلبِ بَعدَ التَّجَلُّدِ مَصارعُ اَولادِ النَّبیِ مُحَمَّدٍ
از نهایت تحمل و شکیبایی صبر و قرار از من رفته است؛ از جهت اندوه بر کشته شدن فرزندان پیامبر (ص).
حضرت رضا (عَلیه السَلام) بیست هزار درهم از همان پول هایی که با نام آن حضرت چاپ شده بود به دعبل و ابراهیم صولی بخشید، دعبل ده هزار درهم خود را به قم برد و هر درهمی را به ده برابر فروخت که صد هزار درهم برای وی جمع گردید.
اما ابراهیم موصلی همان پول ها را نگهداشت مقداری را هم هدیه کرد و مقداری را در میان خانواده خودش تقسیم کرد. تا این که در گذشت، آنگاه وی را از همان پول کفن و تجهیز کردند.
منابع:
1-شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج2: 266.
2-امین، اعیان الشیعه، ج2: 15، 107.
3-ابن جوزی، تذکره الخواص: 321.
4-ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، 9: 47.
5-علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 49: 143.
*محمد علی چنارانی، رفتارهای اخلاقی و اجتماعی امام رضا(ع): 133-135.




نظر شما