گویا شمار میهمانان افغانستانی در کشور قابل شمارش نیست، زیرا بنا به اظهار یکی از مسؤولان، کم و بیش روزی 1500 تن به وسیله قاچاقچیان انسان و گاهی شانزده نفر داخل یک خودرو سواری پژو و صندوق عقب آن از مرز می گذرند و به خیل کارجویان می پیوندند.
در «قدس آنلاین» گزارش مبسوطی از ورود روز افزون کارگران چینی و اشتغال آنان در پروژههایی که شرکتهای چینی تصدی آنها را برعهده دارند آورده شده بود که لابد خوانندگان قدس آن را خواندهاند.
ورود روز افزون کارگران چینی به بهانه اینکه تخصص بیشتری از کارگران ایرانی دارند و در عین حال کاستن از شمار جویندگان کار در کشور پرجمعیت چین به زیان مصالح کشور، گامی در جهت اشتغال زدایی از کارگران ایرانی، میدان دادن به بیگانگان و افزایش شمار بیکاران است. مسؤولان وزارتخانههایی که برای جلب رضایت دولت چین و حمایت آن دولت از ایران در مجامع جهانی این گونه دست و دلبازانه کارگران چینی را به کشور وارد می کنند، از تاریخ ایران هیچ نمی دانند و کسب سود عاجل در دولت کنونی بر همه انگیزهها و عوامل راهبردی و سیاسی غلبه کرده است.
در سالهای 1305 هـ.ش به بعد که طرح احداث راه آهن سراسری ایران آغاز شد، فقط سرمهندسان و مهندسان و تکنسینهایی که در داخل کشور، همگنان آنان یافت نمی شد وارد کشور شدند و کارگران غیرماهر زیر نظر سرکارگران و سرعملهها به کار دعوت شدند و به تدریج به مهارت دست یافتند.
شرکت سهامی نفت انگلیس و ایران در سالهای اولیه قرن بیستم تأسیس شد و 51 درصد سهام آن از آن دریاداری انگلستان بود طبق قرارداد دارسی آن هم در روزگار صدراعظم ایران و بیشتر وزیران مظفرالدین شاه هیچ کدام به دانشگاه نرفته بودند، عناصر ایرانی امضاکننده قرارداد دارسی شرط کرده بودند کارگران ساده باید از اتباع ایران باشند. (زیرا در آن زمان هیچ مهندس راه و ساختمانی در ایران از اتباع ایرانی یافت نمی شد).
استفاده از کارگران ساده و غیرماهر و ایرانی سیل کارجویان را به خوزستان سرازیر کرد و حتی بعضی از افراد ناباب تفنگ و چماق را کنار گذاشته برای نان خوردن از راه حلال به خدمت شرکت نفت انگلیس و ایران درآمدند و به تدریج تخصص و تجربه یافتند.
در سالهای 1312 هـ.ش به بعد با گنجاندن مادهای در قرارداد 1933 هم آموزشگاه عالی نفت در آبادان تأسیس شد (که در سال 1333 به دانشکده نفت تبدیل شد) و هم بورسیههایی در اختیار جوانان ایران گذاشته شد که به انگلستان رفتند و در رشته نفت تحصیلات عالی کردند. چرا دولت از شرکتهای چینی نمی خواهد به جای کارگران، معلمان و مدرسان فنی به ایران اعزام کند؟
جمعیت چین میلیاردی است و نیروی انسانی بیکار در آن کشور فراوان. اگر چینیها مانند افغانستان چند میلیون کارگر به ایران فرستادند چه؟ چرا باید 60 برند پوشاک ترک کارگاههای تولید پوشاک ایران را تعطیل کند؟ مگر در سالهای قدیم که پارچههای کازرونی وطن و مقدم و جهان و ممتاز تنپوش بیشتر ایرانیان بود مردم ایران کلاس و آبرو نداشتند؟
در دوران ابتدایی و متوسطه ما پارچه کازرونی میپوشیدیم و همه دانشآموزان مانند همدیگر بودند و در مدرسه امتیاز و طبقات مفهومی نداشت. پارچههای ایرانی بسیار محکم و عالی بود. صد و بیست هزار سرباز پارچه ایرانی می پوشیدند و ده بیست هزار افسر نیز از پارچههای ایرانی استفاده می کردند. من نمی دانم این تأسی به کالاهای بیگانه مانند ویروسی تباه کننده از کی به جان اقتصاد ایران و ایرانیها افتاد؟ مردم گنهکار نیستند. این بازاریهای منفعت دوست هستند که برای سود بیشتر چادر سیاه را از چین و کره جنوبی و تایلند و تایوان وارد میکنند.
دیدم در تلویزیون برنامهای در نکوهش پورشه سواری گذاردهاند چرا کسی یقه وزارت صنعت و تجارت را نمیگیرد که مجوز ورود این آهن قراضهها را میدهد. آمدیم تحریم به این زودیها حل نشد، آیا دولت برای کسب سود بازرگانی از محل واردات اتومبیل حق دارد هزاران پورشه یک میلیارد تومانی وارد کند؟
در جراید خواندم سه خانواده گردن کلفت ایرانی امتیاز و انحصار ورود خودروهای ژاپنی و کرهای و چینی را دربست در اختیار دارند و از وارد کردن هر خودرو پانصد درصد استفاده حلال و شرعی می برند! این سه خانواده را همه مردم ایران می شناسند، اما کسی جرأت ندارد به تریج قبای آنان چپ نگاه کند. شرکتهای کوچکتر دیگر در برابر این سه دودمان جرأت نفس کشیدن ندارند.
خوانندهای در قدس پرسیده بود چرا پس از 36 سال میهمانان افغانستانی به کشور خود که اوضاع آن تا حدی آرام شده برنمیگردند که ایرانیان این قدر بیکار نمانند؟
راستی چه عیبی دارد دولت ما در افغانستان چند کارخانه یا مزرعه بسازد و افغانهای جویای کار را در همان کشور سرکار بگمارد؟
در هر حال پشت درهای بسته با چین قراردادهایی بسته شده و سیل کارگران چینی به کشورمان سرازیر شده که پیامدهای بدی دارد و اینان سالها و دههها ماندگار خواهند شد. چرا هیچ کس در دولت به این مسایل نمیاندیشد؟ چرا اقتصاد دیگران به بهای نابودی اقتصاد ملی ما باید شکوفا شود؟



نظر شما