وداع با آقای شهید ایران

گروه فرهنگی- ملیحه پژمان - همه دهه چهل و پنجاهی‌ها خاطرات نوستالژیک سخنرانی مرحوم شیخ احمد کافی را در مهدیه تهران و سایر محافل عمومی به یاد دارند که یک خاطره مشترک هم در ذهن همه پررنگ شده، ...

 روایت پسر از نوارهای سخنرانی پدر
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

 آن هم نوارهای کاست سخنرانی شیخ است که به صورت خودجوش از سوی مردم و روی نوارهای دایره شکل گرام یا کاست‌های ساده، ضبط می‌شد.

حجت الاسلام محسن کافی، فرزند شیخ احمد اگر چه در زمان فوت پدر 10 سال بیشتر نداشته اما در کاغذ کاهی امروز، به یادآوری خاطرات ریزو درشت پدرش پرداخته که نوستالژیک‌های بیشتر را از زبان او می‌خوانیم:

آقای کافی، نوجوانی و رسیدن به کمال شیخ احمد چگونه سپری شد؟

مرحوم پدر در هجده سالگی راهی نجف شد و تا سال ۱۳۳۸ شمسی در آنجا دروس سطح را نزد استادان معروف حوزه علمیه نجف گذراند و سپس به قم آمد و تا سال ۱۳۴۰ در قم ساکن بود. ایشان برخلاف کشمکش‌ها و احضارهای مکرر از سوی نیروهای امنیتی حکومت پهلوی با حضور فعال خود به ارایه خدمات دینی، ارشادی و تبلیغی برای مبارزه با رژیم می‌پرداخت. پدر زمانی احضار و زمانی دیگر در بازداشت و گاهی تبعید می‌شد، اما این فشارها و محدودیت‌ها، باعث نشد دست از فعالیت و مبارزه بردارد.

دوران کودکی شما در کنار شیخ احمد، چطور گذشت؟

من 10 ساله بودم که پدرم به دیار باقی شتافت اما در همین مدت کوتاه هم خاطرات بسیار زیادی از ایشان در ذهنم ثبت شده که هر کدام از آنها یک کتاب مفصل است، خوب یادم هست که ایشان همیشه سخنرانی و منبر داشتند اما با همان مشغله‌ها که خسته به منزل می‌آمدند باز هم به من و همه اهل خانواده توجه بسیار داشتند، مدتی را با ما سپری می‌کردند و بعد از آن سراغ مطالعه می‌رفتند.

مهمترین ویژگی پدر چه بود؟

ایشان شخصیتی متفاوت داشت که منشأ آن توجه به ائمه هدی(ع) و توسل ویژه به امام زمان(عج) بود که من در همان سن کم هم متوجه می‌شدم که پدر همیشه در صحبتهایشان بیش از همه حضرت مهدی(عج) را یاد می‌کنند.

زیباترین خاطره‌ای که از ایشان به یاد دارید، چیست؟

ایشان به زیبایی تمام مسأله نماز و ادای این فریضه را در ذهن و جان من نشاند که هنوز هم آن زیبایی ها را به یاد دارم، بخصوص در مورد نماز صبح که با محبت تمام می‌گفتند، اگر نماز صبح قضا شود حضرت زهرا(س) ناراحت می‌شوند و قطعاً افرادی که به نماز توجه ندارند در زمره سربازان امام زمان(عج) هم نخواهند بود.

با توجه به این که در ماه رمضان هستیم، ایشان در مورد روزه داری چه دیدگاهی داشتند؟

روزه‌داری را پل عبور از سختی‌های دنیا معرفی می‌کردند و می‌گفتند هر که روزه بگیرد در زندگی جایگاه متفاوتی خواهد داشت، البته من هنوز به سن تکلیف نرسیده بودم ولی با حرفهای پدر به این فریضه اشتیاق یافتم.

رمز موفقیت شیخ احمد کافی؟

اعتقاد به نماز اول وقت و توسل به امام زمان(عج).

مهمترین خاطره‌ای که دیگران در مورد ویژگی‌های شیخ احمد کافی تعریف کرده‌اند؟

خاطرات در این زمینه زیاد است اما یکی از مهمترین آنها به خاطره راننده‌ای  در سالهای 45 تا 47 اختصاص دارد، این راننده که امروز سن و سال زیادی دارد یک روز تعریف می‌کرد که با پدرم سفری به کاشان داشته است تا ایشان منبر بروند، آن قدیم‌ها در منازل کاشان سرداب‌هایی وجود داشت که این راننده می‌گفت پدرم هر شب دو ساعت قبل از منبر به داخل این سرداب می‌رفته و آنجا به وجود مقدس امام عصر(عج) متوسل می‌شده تا ایشان را برای منبر یاری کند. راننده تعریف می‌کرد که شیخ احمد خیلی ناله می‌کرد و آقا را به این نام خطاب می‌کرد یا اباصالح المهدی ادرکنی.

اما خاطره نوستالژیک دهه چهل و پنجاهی‌ها به تبادل نوارهای کاست سخنرانی‌های مرحوم کافی اختصاص دارد، این نوارها چطور ضبط و تکثیر می‌شد؟

پدرم در ضبط نوارها دخالتی نداشتند و معمولاً در منابر صاحب مجلس خودش اقدام به ضبط سخنرانی روی نوارهای دایره‌ای شکل گرام یا نوارهای کاست می‌کرد؛ چون آن دوره همه یک ضبط صوت در منزل داشتند و این طور بود که به صورت خودجوش توسط مردم نوار سخنرانی‌های ایشان در همه جا توزیع می‌شد.

آیا سخنرانی پخش نشده‌ای هم از مرحوم پدر دارید؟

خیر، همه سخنرانی‌های ایشان پخش شده و بیشتر مردم این نوارها را شنیده‌اند.

زیباترین بخش وصیت شیخ احمد کافی...؟

در وصیتنامه نوشته بود، وقتی من مُردم، اگر بین هفته بود، جنازه مرا بگذارید در سردخانه باشد تا صبح جمعه مردم کنار جنازه‌ام دعای ندبه بخوانند و چند یا صاحب‌الزمان بگویند که مُرده‌ام هم این ناله‌هایشان را بشنود.

فکر می‌کنید علت آن همه استقبال عمومی از سخنرانی‌های پدرتان چه بود؟

سادگی کلام و گفتن حرف حق و البته بخش اعظم اقبال مردم هم به عنایت ویژه امام عصر(عج) اختصاص داشت؛ چون همیشه به حضرت متوسل می‌شدند و به همین دلیل هم مهدیه شکل گرفت. نکته دیگر این که پدر دست به خیر بودند و از هر کار خیری دریغ نمی‌کردند. با ایده ایشان صندوق قرض الحسنه تأسیس شد و این برنامه‌های خیرخواهانه شیخ احمد کافی را در اذهان و دلها ماندگار کرد.

این واژه‌ها چه چیزی را در ذهنتان تداعی می‌کند؟

شیخ احمد کافی؟

پدر ایتام و فقرا.

مهدیه؟

پدر برای تأسیس مهدیه خیلی تلاش کردند.

پدر؟

ستون زندگی.

نوار کاست؟

خاطره شیرین همه مردم.

صبح جمعه؟

ذکر یا صاحب الزمان(عج) پدر.

کاغذ کاهی؟

قدیمی‌ها آن را خوب می‌شناسند، چون آن دوره کاغذ سفید نبود و خیلی نوستالژیک است.

انتظار فرج؟

بهترین و برترین اعمال.

ماشین پژو؟

همسفر آخرین سفر پدر.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha