به گزارش قدس آنلاین، در پی اقدام تروریستی داعش در فرانسه که به کشته و زخمی شدن صدها نفر انجامید و به منظور بررسی جامعه شناسی سیاسی این گروهک تروریستی با یک کارشناس بین الملل و استاد دانشگاه به گفت و گو پرداخته ایم که مشروح آن را می خوانید:
مهدی مطهرنیا، کارشناس مسائل سیاسی و بین الملل در تحلیل جامعه شناسیِ سیاسی از رفتار گروه های تروریستی همچون داعش و جنایاتی که آنها اعمال می کنند، گفت: از منظر جامعه شناسیِ سیاسی که وظیفه خود را بررسی تغییر و تحولات نیروهای اجتماعی در گستره حیات سیاسی می داند و اساسا نیروهای اجتماعی را متغیر اصلی و نیروهای سیاسی را تابعی از آن مفروض می دارد باید به جهت گیری های مختلف توجه داشت.
وی اظهار کرد: در جامعه شناسی سیاسی مطالعه رفتار انسان در زمینه اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرد لذا جامعه واحدِ اساسی تحلیل است. جامعه را می توان گروه بندی متمایز و به هم پیوسته افراد انسانی فرض کرد که در مجاورت یکدیگر زندگی کرده و رفتارشان با هنجارها و اعتقادات مشترک فراوانی مشخص می شود لذا می توان آنها را از گروه بندی های دیگر که عادات، هنجارها و رفتارهای متفاوتی دارند، متمایز کرد.
مطهرنیا با بیان اینکه از این جهت چهار مکتب عمده در جامعه شناسیِ سیاسی وجود دارد، ادامه داد: این مکاتب به طور کلاسیک تلاش دارند تا ایجادکننده نظام تجزیه و تحلیل رفتار فرد در حوزه اجتماع و تاثیر جامعه بر حوزه رفتار فردی باشند و عبارتند از: پوزیتیویسم، مارکسیسم، فونکسیونالیسم و در کنار آن مکتب تفهمی ماکس وبر آلمانی یا وبریسم.
به گفته این کارشناس مسائل بین الملل در چنین اوضاع و احوالی دیدگاه های متفاوتی در باب نگرش های هر یک از اینها به نیروهای اجتماعی و تاثیر آنها بر حوزه قدرت سیاسی وجود دارد و لذا باید در بحث جامعه شناسی سیاسیِ تروریسم و رفتار تروریست ها در حیات اجتماعی دریچه نگرش مشخص شود.
وی تاکید کرد: اکنون در جامعه شناسی مدرن بیشتر به نقش نیروهای اجتماعی در حیات سیاسی بشر توجه می شود و جمعیت ها، جماعت ها و در نهایت اجتماعات گوناگونی که در حیات جامعه به عنوان نیروهای موثر وارد عمل می شوند در بخشی از این جماعت ها جهت گیری های تروریستی بروز می دهند که به مطالعه این جهت گیری به عنوان یک مکتب در حوزه جامعه شناسیِ سیاسی علاقه نشان داده می شود.
مطهرنیا در تعریف مفهوم تروریست بیان کرد: تروریست اساسا به فرد و گروهی اطلاق می شود که از مکتب ترور تبعیت می کند اما تروریسم به عنوان یک مکتب نه به عنوان یک رفتار که اساس آن به فرد باز می گردد ریشه اجتماعی دارد لذا بحث از ترور و تروریست ها به روانشناسی و بحث از تروریست به عنوان یک مکتب به جامع شناسی به ویژه جامعه شناسی سیاسی باز می گردد، از این رو، باید آن را در این دیدگاه مورد مطالعه قرار داد.
معاون سیاسی سابق وزیر دفاع تاکید کرد: تروریست معمولا برای تبلیغ ایدئولوژی خود و مقابله به مثل کردن با جماعت های آماج و کشورهای هدف خود، دست به کشتار و ترور مردم در گسترده غیرسیاسی می زند و با ایجاد ترس و وحشت در جامعه، ستون فقرات حصول به خواسته های این مکتب را از نظر اجرایی تشکیل می دهد. از این رو، ترور اساس یک رفتار اجبارآفرینِ فردی در راستای حرکتی دسته جمعی و بکارگیری استراتژی هایِ خشونت بار و همراه با ترس و وحشت است که تلاش دارد یک هدف و یا مجموعه اهداف سیاسی قدرت طلبانه را دنبال کند. یعنی ترور تلاشِ مفهومی بسیار موسع است و می تواند هر نوع رفتار اجبارآمیزی را شامل شود.
مطهرنیا داعش را یک تروریسم دگرساخته استراتژیک خواند و گفت: باید پذیرفت که داعش خود در پازل وسیع تر نبردِ قدرت میان جناح ها و کنشگران رسمی قدرت در نظام منطقه ای و بین المللی مطرح است، به عبارت دیگر داعش خود بخش آشکاری از یک ترور پنهان است که به صورت عملیاتی از آن بهره برداری می شود. داعش دگرساخته است و به عبارت دیگر موسس آن سازمان های امنیتی و اطلاعاتی منطقه خاورمیانه و مولف آن قدرت های فرامنطقه ای اند که از موجودیت آن برای گسترش قدرت محورانه خود در هارتلند بزرگ (شامل هارتلند نو یعنی خاورمیانه عربی، نوهارتلند یعنی فلات ایران و خلیج فارس و هارتلند عُلیا یعنی تبت) بهره می برند.
این تحلیل گر مسائل بین الملل افزود: از این رو، داعش شدت بخش جریان شکل دهی به محتوا و صورت آینده قدرت در هارتلند بزرگ است که از مصر تا هند و چین را در بر می گیرد اما پرسش این است که اکنون در اروپا چه می کند؟!
وی در ادامه تاکید کرد: به نظر می رسد هیچ گاه نباید بین روسیه و اتحادیه اروپا پیوندی از منظر سناریوی مطلوبِ آمریکایی در جهان ایجاد شود، برای همین روسیه به آوردگاه سوریه کشیده می شود و در آن سوی میز اروپای متحد قرار دارد. در هر دو سوی میز شرکای منطقه ای اند و جبهه نشسته آینده ایران در کنار روسیه و عربستان در کنار اروپای متحد و این ایالات متحده آمریکا است که رهبری امنیتی و مدیرت آن را توامان بر عهده دارد.
مطهرنیا بیان کرد: در این چارچوب هر گاه که قرار است جغرافیای عملیاتی داعش تغییر کند ما شاهد ایجاد فضای ترور التهابی با اهداف مندرج در جغرافیای غربی هستیم. به نظر می رسد که استفاده از گروه های تروریستی در سوریه رو به پایان است و جغرافیای عملیات تروریستی باید از سوریه به سمت آسیای شرقی برود و اهداف استراتژیک دیگری را دنبال کند و دگرآفرینیِ استراژیک را از خاورمیانه به سمت آسیای خاوری جهت دهی کند.
وی با بیان اینکه در این میان باید اصطحکاک میان اروپا و روسیه از یک سو و وحدت آنها علیه تروریسم از سوی دیگر حفظ شود، تصریح کرد: هدف قرار دادن روسیه از یک سو و هدف قرار دادن فرانسه از سوی دیگر زمینه ساز همین معنا است؛ به نظر می رسد آنچه داعش انجام می دهد و هدف گذاری هایی که در این مسیر سامان می بخشد، سناریوهای معناداری را دنبال می کند. به عبارت دیگر هواپیمای روسی، فرانسه و سپس در آینده روسیه؛ که این معنای اساسی را نباید از نظر دور داشت.
مطهرنیا درباره تاثیر جنایت داعش در فرانسه بر ثابت کردن اینکه دشمنی آنها صرفا مذهبی و دینی نیست، گفت: داعش یک ابزار است و بیش از آنکه کلونی مذهبی باشد در چارچوب یک ابزار سیاسی در حوزه حیات اجتماعی برای توجیه پذیر بودنِ حضور عینی قدرت های بزرگ در منطقه هدف یعنی هارتلند بزرگ به کار می رود.
وی افزود: طراحِ طرح تروریسم به عنوان دشمن ایالات متحده آمریکا در قرن بیست و یکم تِنِت، رییس اسبق سیا است لذا در این چارچوب نیز اگر نیک بنگریم هنوز کارکرد خود را دارا است. تروریسم ابزاری برای طراحی دگراستراتژیک آمریکا در آستانه قرن بیست و یکم میلادی بود و آمریکایی ها به خوبی توانستند دنیا را نسبت به این تهدید بین المللی مُجاب کنند و زودتر از دیگر رقبای خود آن را پیش بینی و در ایجاد فضای اجتماعی سیاسی و روانی مبارزه با آن فضاسازی کنند.
مطهرنیا در پایان خاطرنشان کرد: تمام گزارش های تِنِت، رییس اسبق سیا که در دولت های کلینتون و بوش حضور داشت، زمینه های طرح تروریسم از سال 1995 به بعد را مهیا کرد. تمام گزارش های او به کنگره آمریکا و به روسای جمهور وقت ایالات متحده مبتنی بر معرفی تروریسم به عنوان دشمن اصلی ایالات متحده است. این معنا در جغرافیای زمانی بعد از 11 سپتامبر تعریف عملیاتی پیدا کرد و زمینه ساز حضور آمریکا در هارتلند بزرگ شد.
انتهای خبر/



نظر شما