تحولات منطقه

قدس انلاین: یکی از ویژگی های دوران حیات پیامبر (ص)، مراجعه عالمان ادیان گوناگون و به ویژه یهودیت نزد ایشان و بیان پرسش های خود بوده است، به نحوی که بسیاری از آنان پس از وقوف از بر حق بودن حضرت محمد (ص) به دین اسلام می گرویدند.

اعتراف عالم یهودی به ذکر فضایل حضرت محمد (ص) در تورات
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

به گزارش قدس انلاین، در این باره از امام حسین (ع) نقل شده است كه فرمودند: مردى یهودى خدمت پیامبراكرم (ص) آمد و عرض كرد: اى محمّد! آیا باور دارى كه فرستاده خدایى و به تو وحى مى‏شود، همانگونه كه به موسى بن عمران وحى مى‏شد؟ حضرت فرمود: آرى، من سرور فرزندان آدمم و فخر نمى‏ورزم، من خاتم پیامبران و امام پارسایان و رسول پروردگار عالمیانم. مرد یهود عرض كرد: اى محمّد! آیا به سوى عرب فرستاده شده ‏اى یا به سوى عجم یا به سوى ما؟ حضرت فرمود: من فرستاده خدا به سوى همه مردمم. یهودی عرض كرد: من، پیرامون ده سخن از شما مى‏پرسم كه خداى متعال آنها را در بقعه مباركه در آن زمان كه موسى بن عمران با او مناجات مى‏كرد، به او عطا فرمود و آنها را جز پیامبر مرسل و فرشته مقّرب او نداند. پیامبراكرم (ص) فرمود: هر چه خواهى بپرس.

عرض كرد: اى محمّد! به من خبر ده از آن كلماتى كه خداى متعال، آنها را در آن زمان كه ابراهیم كعبه را مى‏ساخت، براى او برگزید؟ حضرت فرمود: آرى، آنها «سُبحانَ اللَّهِ وَ الحَمدِللَّهِ وَ لا إلهَ إلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكبَر» است. عرض كرد: اكنون از تفسیر «سُبحانَ اللَّهِ وَ الحَمدِللَّهِ وَ لا إلهَ إلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أكبَر» به من خبر ده. حضرت فرمود: خدا مى‏داند كه آدمى زادگان و جنّیان به خدا دروغ گویند و نسبت ناروا دهند،از این رو فرمود: سبحان‏اللَّه، یعنى خدا و آنچه درباره او مى‏پندارند و مى‏گویند، پاك و منزّه است و اینكه فرمود: الحمدللَّه، براى این است كه خدا مى‏داند، بندگان او سپاس نعمت بیكران او را ادا نكنند، از این رو او خود را -پیش از آنكه خلایق بستایند- ستود و آن آغاز هر كلام است. اگر آن نباشد او به هیچكس، نعمتى نخواهد داد؛ و لا اله الاّ اللَّه، حاكى از یگانگى خداست، خداى سبحان هیچ عملى را جز با آن نپذیرد و هیچ كس جز با آن، به بهشت نرود و آن است كلمه تقوى. این كلمه، تقوى نامیده شد به سبب آن كه در میزان قیامت، سنگین و گرانبها است و اللَّه اكبر كلمه‏اى است كه سخنى برتر از آن نیست و محبوبترین سخن نزد خداست، یعنى هیچ چیز بزرگتر از او نیست و چون نزد خدا كرامت دارد، نمازها با آن آغاز مى‏شود و از بزرگترین نامهاى خداوند است.

عرض كرد: راست فرمودى اى محمّد! پاداش گوینده آن چیست؟ فرمود: هرگاه بنده‏اى بگوید: سبحان‏اللَّه، همه آنچه پایین تر از عرش است با او تسبیح مى‏گویند. سپس ده برابر این همه به گوینده، پاداش مى‏دهند و هرگاه بگوید: الحمدللَّه، خداى متعال او را نعمت دنیا انعام فرماید تا او را با نعمت اخروى، ملاقات كند و آن، سخنى است كه هرگاه بهشتیان به بهشت در آیند، آن را مى‏گویند و امّا پاداش گوینده لا إلهَ إلَّا اللَّهُ، بهشت است و امّا پاداش گوینده اللَّه اكبر، بالاترین درجات بهشت و برترین منزل آن، نزد خداست.

یهودى عرض كرد: راست فرمودى اى محمّد! از ده سؤال، یكى را پاسخ فرمودى آیا اجازه است دومین سؤال را مطرح كنم؟ فرمود: هر چه خواهى بپرس. پس این را فرمود که در حالى كه جبرئیل از جانب راست و میكائیل از جانب چپ او پاسخها را به پیامبر (ص) تلقین مى‏كردند. یهودى پرسید: چرا شما «محمّد و احمد و ابوالقاسم و بشیر و نذیر و داعى» نام گرفته‏اى؟ حضرت فرمود: امّا محمّد، زیرا من در آسمان ستود ه‏ام. امّا احمد، زیرا من در زمین ستوده‏ام. امّا ابوالقاسم، زیرا خداى متعال آتش را میان پیشینیان و پسینیان از كافران و تكذیب كنندگان من، تقسیم كند. امّا داعى، زیرا من آدمیان را به دین پروردگارم، یعنى آیین اسلام فرا مى‏خوانم. امّا نذیر، زیرا هر كه را نافرمانیم كند به آتشش بیم دهم و امّا بشیر، زیرا هر كه را فرمانم برد به بهشتش مژده دهم.

عرض كرد: راست فرمودى اى محمّد! اكنون سومین سؤال را پاسخ بده، چرا خداى سبحان، این نمازهاى پنجگانه را در میان ساعات شب و روز و در پنج وقت، بر امّت تو، مقرّر فرموده است؟ حضرت فرمود: هرگاه وقت زوال رسد، آفتاب در حلقه [نصف‏النهار] خود در آید، چون در آن داخل شد، آفتاب زوال یابد و همه خلایقِ مادون عرش، پروردگارم را تسبیح گویند و آن، ساعتى است كه پروردگارم بر من رحمت فرستد، از این رو خداى متعال نماز آن وقت را بر من و بر امّت من واجب و فرمود: «نماز را از زوال آفتاب، بپاى دار» و آن ساعتى است كه در قیامت جهنم را حاضر مى‏كنند، از این رو هیچ مؤمنى در آن لحظه در نماز، به حال سجده یا ركوع یا ایستاده نخواهد بود، مگر آنكه خداى متعال، تن او را بر آتش حرام فرماید. امّا نماز عصر، آن ساعتى است كه آدم (ع) از آن درخت نهى شده، خورد و او را از بهشت پایین آورد. پس خداى متعال نسل او را تا روز قیامت به این نماز، فرمان داد. این نماز از محبوب‏ترین نمازها نزد خداى سبحان است، از این رو پروردگارم به من سفارش فرمود تا آن را در میان همه نمازها مراعات كنم. امّا نماز مغرب، آن ساعتى است كه خداى سبحان، توبه آدم را پذیرفت. پس میان خوردن از درخت نهى شده و توبه آدم، سیصد سال از روزهاى دنیا فاصله بوده -و یك روز از ایّام آخرت، چون هزار سال دنیا است- پس آدم (ع) سه ركعت نماز گزارد. یك ركعت براى گناه خودش و یك ركعت براى گناه حوّا و یك ركعت براى توبه خود. از این رو خدا توبه او را پذیرفت و برامّت من، این نماز سه ركعتى را واجب فرمود و آن ساعتى است كه دعا در آن، مستجاب است و پروردگارم به من وعده داده كه سؤال كننده خود را در آن وقت ناامید ننماید. امّا نماز عشا، پس چون قبر را تاریكى ویژه و قیامت را تاریكى ویژه ‏اى است، خداى متعال این نماز را به من و امّتم فرمان داد و هیچ گامى به سوى نماز عشا برداشته نمى‏شود، مگر آنكه خداى سبحان گودالهاى آتش را بر او، حرام فرماید و قبرش را روشن كند و در روز قیامت، نورى كه با آن از صراط بگذرد به او بخشد. نماز عشا نمازى است كه خداى سبحان آن را براى پیامبران پیش از من برگزید. امّا نماز صبح، از آن روایت كه: آفتاب هنگام طلوع از شاخ شیطان سر مى‏زند و خداى سبحان به من فرمان داده است تا پیش از طلوع آفتاب، نماز فجر گزارم و امّتم پیش از آنكه كفّار سجده بر خورشید آرند، براى خداى متعال سجده كنند و شتاب به آن، نزد خدا محبوبتر است و آن نمازى است كه فرشتگان شب و فرشتگان روز [هر دو] آن را گواهى مى‏دهند.

یهودى عرض كرد: راست فرمودى اى محمّد! اكنون چهارمین سؤال را پاسخ فرما: چرا خداى متعال فرمان داده تا این چهار عضو -كه نظیف‏ترین مواضع بدن آدمى ‏اند-  شسته شوند؟ حضرت فرمود: زیرا همین كه شیطان به وسوسه برخاست و آدم (ع) را به آن درخت نهى شده، نزدیك كرد و آدم به آن نگریست و طراوت صورتش برفت، پس باز ایستاد و این، اولین گامى بود كه به سوى گناه برداشته شد. سپس درخت را گرفت و آن را شكافت و از آن خورد، چون از آن خورد، لباس‏ها از او پریدند و نور از بدنش برفت، اینجا بود كه آدم پشیمان شده دست خویش بر سر نهاد و گریست. چون خدا توبه او را پذیرفت، بر او و فرزندان او واجب فرمود كه این چهار عضو را بشویند. دستور داد كه صورت را بشویند، زیرا آدم به آن درخت نگریست. دستها را تا آرنج بشویند، زیرا دستان خویش به سوى گناه دراز كرد. سر را مسح كنند، زیرا دست خویش هنگام پشیمانى و پیش از پذیرش توبه بر فرق سر نهاد و پاها را مسح كنند، زیرا به سوى گناه رفتند.

 یهودی عرض كرد: راست فرمودى اى محمّد! اكنون بگو: پاداش كسى كه طبق فرمان شما وضو بسازد چیست؟ فرمود: اولین بار كه آب وضو را مس كند، شیطان از او دور شود و هرگاه مضمضه كند، خدا زبان و دلش را با نور حكمت درخشان سازد و هرگاه استنشاق كند، خدا او را از عذابهاى قبر و آزارهاى آتش ایمن دارد، پس چون صورت خود را بشوید، خدا چهره او را -در آن روز كه چهره‏ها سیاه شوند- سپید كند و هرگاه دستان خویش را تا آرنج بشوید، خدا طوقهاى آتش را بر او حرام كند و هرگاه سر خود را مسح كند، خدا گناهان او را پاك سازد و هرگاه پاهاى خود را مسح كند، خدا قدمهاى او را -در آن روز كه گامها بلغزند- از صراط بگذراند.

عرض كرد: اكنون - اى محمّد! - پرسش پنجم را پاسخ فرما: آن هشت فرمان كه در تورات آمده و خداى متعال به بنى اسرائیل، دستور داده تا در آنها -پس از موسى- از وى پیروى كنند، كدامند؟ پیامبر فرمود: تو را به خدا سوگند اگر پاسخ گویم، آیا به آن اقرار مى‏كنى؟ عرض كرد: آرى اى محمّد! حضرت فرمود: نخستین نوشته تورات، «محمّد رسول‏اللَّه» است و محمّد به زبان عبرانى «طاب» است. امّا دومین و سومین و چهارمین و پنجمین نوشته تورات، علىّ بن ابى طالب و فاطمه و دو فرزند آنان حسن و حسین‏ است. در تورات نام آنان به زبان عبرى ایلیا، و شبر و شبیر و هلیون است. یهودی عرض كرد: راست فرمودى اى محمّد! اكنون از برترى خود بر پیامبران و فضیلت دودمان خود بر مردم به عنوان ششمین نوشته سخن بگو. فرمود: امّا فضیلت من بر پیامبران دیگر هیچ پیامبرى نیست مگر آنكه قوم خود را نفرین كرده است و من، خواسته خود را شفاعت امّت خود در قیامت گزیده‏ام، امّا فضیلت كسان و اهل بیت و نسل من، همانند فضیلت آب بر چیزهاى دیگر است. هر چیزى با آب پایدار و زنده است، چنانكه پروردگار متعال فرمود: «و هر موجود زنده‏اى را از آب پدید آوردیم، آیا ایمان نمى‏آورند» و محبّت اهل بیت و كسان و ذریه من، دین را كامل كند.

عرض كرد: راست فرمودى اى محمّد! اكنون سؤال ششم را پاسخ فرما: چرا خداى متعال بر امّت تو، [تنها] سى روز روزه، واجب فرمود و بر امّت‏هاى دیگر بیش از آن؟ حضرتفرمود: آدم (ع) چون از آن درخت نهى شده خورد، آثار آن تا سى روز در بدن او ماند. از این رو خداى متعال براى نسل او، سى روز گرسنگى و تشنگى را مقرر فرمود -و آنچه كه در شب مى‏خورند، تفضّلى است از خدا بر بندگان خود- و این چنین براى آدم سى روز روزه واجب بود، چنانكه بر امّت من نیز. عرض كرد: راست فرمودى اى محمّد! پاداش كسى كه آن را روزه بدارد چیست؟ فرمود: هیچ مؤمنى یك روز از ماه رمضان را با توجه و مراقبت روزه نمى‏گیرد، مگر آنكه خداى متعال هفت نیكى، برایش مقرر دارد: اوّل آنكه حرام را از بدنش ذوب كند و ببرد. دوم آنكه به رحمت خدا نزدیك شود. سوم آنكه گناهانش را بپوشاند. آیا نمى‏دانى كه كفارات روزه، گناهان را مى‏پوشاند. چهارم آنكه سكرات مرگ را بر او آسان سازد. پنجم آنكه از گرسنگى و تشنگى روز قیامت امانش بخشد. ششم آنكه برائت از آتش عطایش كند. هفتم آنكه از غذاهاى گواراى بهشتى اطعامش فرماید.

عرض كرد: راست فرمودى اى محمّد! حال از سؤال هفتم پاسخ فرما: چرا خداى متعال فرمان داده تا بعد از عصر در عرفات وقوف كنند؟ حضرت فرمود: زیرا پس از عصر، ساعتى است كه در آن آدم (ع) پروردگارش را نافرمانى كرد. از این رو خداى متعال به امّت من در این ساعت و در محبوب‏ترین مكانها نزد خود -كه عرفات است- وقوف و تضرّع و نیایش را واجب و اجابت دعاها را تكفل فرمود. ساعتى كه مردم از عرفات بر مى‏گردند، همان ساعتى است كه آدم از پروردگار خود، كلماتى را دریافت و توبه كرد كه خدا توبه پذیر و مهربان است. عرض كرد: راست فرمودى اى محمّد! اكنون بیان فرما: ثواب كسى كه در عرفات وقوف كند و نیایش و تضرّع و زارى به درگاه خدا داشته باشد چیست؟ پیامبراكرم (ص) فرمود: سوگند به خدایى كه مرا بحق، بشیر و نذیر بنى آدم مبعوث فرمود! همانا خدا را در آسمان هفت در است: در توبه، در رحمت، در تفضّل، در احسان، در جود، در كرم و در عفو. كسى در عرفات گرد نیاید، مگر آنكه شایستگى ورود از این درها را پیدا كند و از خداى متعال این ویژگیها را دریافت نماید، زیرا خداى سبحان را صد هزار فرشته است كه با هر یك، صد و بیست هزار فرشته باشد و براى خدا، صد رحمت است كه آن را در این وقت بر اهل عرفات فرو فرستد، چون از عرفات بازگردند، خداى متعال آن فرشتگان را گواه گیرد كه اهل عرفات را از دوزخ آزاد فرماید. آرى، چون بازگردند، خداى متعال آن فرشتگان را گواه گیرد كه بهشت را بر آنان، واجب فرمود و ندا كننده‏اى ندا دهد: اى اهل عرفات! آمرزیده برگردید كه مرا خشنود كردید و من از شما راضى‏ام.

مرد یهودی عرض كرد: راست فرمودى اى محمّد! از هشتمین سؤال پاسخم فرما: آن نُه خصلتى كه خداى متعال در میان همه پیامبران، تنها به تو بخشیده و در میان امّتها، به امّت تو داده است چیست؟ فرمود: فاتحة الكتاب، اذان، اقامه، جماعت در مساجد مسلمانان، روز جمعه، بلند خواندن حمد و سوره در سه نماز مغرب و عشا و صبح، رخصت به امّتم هنگام بیماریها و سفر، نماز بر جنازه‏ها و شفاعت براى اهل كبائر امّتم. عرض كرد: راست فرمودى اى محمّد! ثواب كسى كه فاتحة الكتاب بخواند چیست؟ فرمود: هر كه آن را بخواند، خداى متعال پاداشى به شماره قرائت همه كتب آسمانى به او عطا كند. امّا اذان، مؤذن امّتم با پیامبران و صدیقان و شهیدان، محشور شود. امّا جماعت، صفوف جماعت امّتم، چون صفوف فرشتگان آسمان چهارم است و یك ركعت در جماعت، برابر بیست و چهار ركعت باشد كه هر ركعتى نزد خدا، محبوب‏تر از عبادت چهل سال است. امّا روز جمعه، روزى است كه خداى متعال در آن، اولین و آخرین را براى حساب گرد آورد. هیچ مؤمنى با گامهاى خود به نماز جمعه نمى‏رود، مگر آنكه خداى متعال هراسهاى روز قیامتش را بعد از خطبه ‏هاى امام تخفیف مى‏دهد و آن ساعتى است كه خداى متعال به همه مردان و زنان با ایمان، رحم فرماید. امّا بلند خواندن آن سه نماز، هر آینه به اندازه‏ اى كه صدایش برسد، حرارت آتش از او دور شود و صراط بر او فراخ گردد و نورى به او بخشند تا به بهشت در آید. امّا رخصت به وقت بیمارى و سفر، هر آینه خداى متعال هراسهاى قیامت را بر رخصت داران امتم تخفیف داده، چنانكه در قرآن این رخصت را فرموده است. امّا نماز بر جنازه‏ها، هیچ مؤمنى بر جنازه ‏اى نماز نخواند، مگر آنكه در قیامت شفاعت كننده باشد یا شفاعت شده. امّا شفاعت من، پس درباره مرتكبین گناه كبیره از امّتم باشد، مگر شرك و مظلمه ‏ها و حقوق مردم كه شفاعت ندارند.

یهودی عرض كرد: راست فرمودى اى محمّد! اكنون به پیامبرى تو ایمان آورده، گواهى مى‏دهم كه هیچ معبود به حقى، جز خداى یگانه بى‏شریك نیست و محمّد، بنده و رسول اوست و تو، خاتم پیامبران و پیشواى پارسایان و فرستاده پروردگار عالمیانى. سپس برگه سفیدى را از آستینش بیرون آورد كه همه آنچه را پیامبراكرم صلى الله علیه وآله فرموده بود، به درستى در آن نوشته بود. پس عرض كرد: اى رسول خدا! سوگند به آن خدایى كه تو را به راستى به پیامبرى مبعوث كرد! اینها را جز از روى الواحى كه خداى متعال، براى موسى بن عمران نوشته، ننگاشته ‏ام و من در تورات، صد هزار آیه را قرائت كردم و هیچ آیه ‏اى را نخواندم، مگر آنكه تو را در آن، نوشته یافتم و در تورات، فضایل تو را تا آنجا خواندم كه به تردید و حیرت افتادم.

منابع:

1-بحرانی، تفسیر البرهان،  ج3: 59.

2-شیخ صدوق، امالی: 157.

3-شیخ صدوق، علل الشرایع: 337.

4-شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج3: 8.

5-علامه مجلسی، بحار الأنوار،  ج9: 294.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha