کمی آن طرف تر میرویم به پارک ملت. قسمت بانوان این پارک که مدتهاست راه افتاده، حالا منظره جالبی دارد . دخترهای پسرنما کنار دوستانشان عکس های مخصوص شبکه های اجتماعی میگیرند.
دخترهای نوجوانی که از آزادی این محیط استفاده کرده اند، با موهای انگلیسی و با پیراهن مردانه و نام پسرانه ادای پسرِها را در میآورد. حتی مادر یکی از همین نوجوانها به خبرنگار ما میگوید: دبیرستان دخترش پر شده از دخترانی که ظاهر و رفتاری پسرانه دارند . هر چند آموزش و پرورش این را معضل نمی داند که اگر میدانست، روی نگرش بچهها کار میکرد، اما ما آن را زیر پوست مان لمس میکنیم. اینکه تغییر ماهیت ظاهری جنسیت در میان جوانان باب شده، امری نیست که بخواهیم آن را نادیده بگیریم . درست است که مسؤولان سعی دارند با مخفی کردن آمار و ارقام و یا انکار، مثلاً قبح موضوع را در جامعه نریزند، اما ما نمی توانیم مثل آنان چشم مان را روی هم بگذاریم و بگوییم نیست و ندیده ایم. ما دیده ایم و دنبال علت هم بوده ایم.
در این خصوص اگر چه مسؤولان بهزیستی راه های فرار از ارایه آمار را بر میگزینند، اما کارشناسان و آسیب شناسان راحت به تجزیه و تحلیل میپردازند.
احتمال وجود ۲۰۰ بیمار مبتلا به اختلال هویت جنسی در مشهد
دکتر ابراهیم ارکانی، متخصص روان پزشکی و عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور با یک حساب سر انگشتی میگوید: در هر ۱۰۰ هزار نفر ۳ تا ۴ نفر دچار اختلال هویت جنسی هستند. بنابر این در هر یک میلیون ۵۰ تا ۱۰۰ نفر به این اختلال مبتلا میباشند و اگر جمعیت مشهد را دو میلیون فرض کنیم، حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ نفر به این اختلال دچارند.
او میگوید: اختلال هویت بدین معناست که کسی شاکله اصل خود را نشناخته و در سن به فرض ۱۵ سالگی دچار گم گشتگی هویت است. چنین فردی حتی گروه مذهبی خود را نیز پیدا نمی کند و جذب گروه هایی چون گروه های موسیقی های عجیب میشود.
وی میافزاید: ۳۰ سال پیش اگر پسری میخواست ادعای بزرگی کند، رفتارهای مردانه بروز میداد، اما حالا این رفتارها بخصوص در گروه های همسن کمرنگ شده به طوری که رفتارهایی از قبیل برداشتن ابرو و رنگ کردن مو و... میان آنها هنجار شده است.
به گفته وی، در حال حاضر پیچیدگی روابط، گذشته از ابعاد فضای مجازی، سبب تغییر رفتارهای عرف میان جوانها شده است.
با این حال دکتر ارکانی به قدس میگوید: پسرهایی که جنسیت خود را با وجود اعمالی چون اصلاح ابرو میپذیرند، دچار اختلال هویت نیستند، بلکه رفتار آنها به خاطر انحراف از نرم اجتماعی به این سو کشیده شده و اعتراضی در قالب لجبازی است.
معاون اجتماعی بهزیستی خراسان رضوی نیز با بیان اینکه آمار دقیقی از این افراد وجود ندارد، میگوید: از آنجا که چنین افرادی از بیان مشکل خود امتناع میکنند ، بنابراین کسب آمار دقیق تقریباً غیر ممکن است و تنها آنچه میتوان به دست آورد، آمار افرادی است که برای درمان خود یا خانواده شان خواستار کمک های حمایتی شده اند.
او آمار افرادی را که برای کمک به بهزیستی استان مراجعه کرده اند، کمتر از ۵۰ نفر اعلام میکند که در حال دریافت خدمات از بهزیستی هستند و اضافه میکند که ۳۰ نفر دیگر هم در حال تشکیل پرونده هستند و هنوز خدماتی دریافت نکرده اند.
وی میافزاید: گروهی که سبب نگرانی جامعه هستند، «ترانس»ها یا دو جنسهها نیستند، بلکه افرادی هستند که در قالب هویت غرب زده ، رفتارهای ضد اجتماعی نشان میدهند.
دکتر ارکانی در خصوص این دسته از افراد با اشاره به تأثیر تربیت خانوادهها میگوید: تحقیقات نشان میدهد، نوع رفتاری که با کودک میشود، بر پذیرش جنسیت او تأثیر دارد.
ژنتیک هم نقش دارد
«ترنس سکشوال»ها جزو آخرین گروه اختلالهای جنسی هستند که تعداد خیلی کمی را در هر جامعه ای شامل میشوند و براساس آمار از هر ۱۰۰ هزار نفر، سه تا چهار نفر مبتلا به این بیماری هستند.
دکتر میرجلالی، جراح تغییر جنسیت که بیش از هزار و ۵۰۰ تغییر جنسیت در ایران انجام داده، درباره این گروه میگوید: «ترانس سکشوال» یا « TS» جزو اختلالهای هویت جنسی محسوب میشود. اختلالهای هویت جنسی؛ یعنی مشکلاتی که یک فرد در باور و پذیرفتن جنسیت خودش دارد و در واقع با رفتار و منش اجتماعی جنس دیگری در اجتماع زندگی میکند.
وی اضافه میکند: این بیماری زمینه ژنتیکی دارد و از زمان جنینی که کودک در بدن مادر است، این اختلالها شکل میگیرد.
در این باره دکتر ارکانی نیز عنوان میکند: تاکنون در پزشکی دلیل قطعی برای بیماری اختلال هویت جنسی یافت نشده، اما علم پزشکی به اینجا رسیده که هنگام جنینی هیپوتالاموس مغز در عملکرد دچار مشکل میشود، به طوری که اگر نطفه دخترانه منعقد شده باشد، هیپوتالاموس برعکس جنسیت نطفه برای مغز برنامه ریزی میکند. بنابراین کودک از سه چهار سالگی که با جنسیت خودش آشنا میشود، دنبال بازیهای جنس خودش نمی رود یا در مدرسه نمی تواند با همکلاسی هایش بجوشد و این موضوع در دوره بلوغ خیلی مشخص تر بروز پیدا میکند، بنابراین در سن بلوغ همین بدنی که مذکر یا مؤنث ساخته شده، از خودش عوارض و علایم جنسی نشان میدهد.
وی خاطر نشان میکند: جامعه، این افراد را اشتباهی با همجنس گرایان اشتباه میگیرند، اما این افراد با همجنس گرایان متفاوتند، چنانکه هم جنس گراها از جنسیت خود ناراضی نیستند، اما «ترانس»ها با جنسیت خود مشکل دارند.
رفتارهای ناهنجارگرایانه
پروفسور حسین باهر، بنیانگذار رفتارشناسی در ایران، رفتار پسرهای دخترنما را پدیده ناهنجاری عنوان میکند که جدا از تهاجم فرهنگی عامل ژنتیکی دارد.
وی میگوید: از نظر علمی در کشورهای جهان سوم بر اثر مشکلات تغذیهای و معضلاتی شبیه به جاهطلبی و بیکاری، ژن « x y» مردان شبیه به ژن « xx» زنان عمل میکند و در این صورت حتی خواهیم دید مردان شبیه زنان عمل میکنند و در این صورت از لوازم آرایشی و بهداشتی زنان نیز استفاده میکنند!
آرایش پسران
در این زمینه دکتر مجید ابهری، آسیب شناس اجتماعی هم عنوان میدارد: استفاده از لوازم آرایشی برای پسران پیش از اینکه یک رفتار ضداجتماعی باشد، یک بیماری شخصیتی به نام «TF» است که باید مورد روانکاوی و مشاوره و درمان قرار گیرد.
این آسیبشناس اجتماعی معتقد است: ۹۵ درصد پسران دخترنما که ظاهری غیر متعارف دارند، متعلق به خانوادههای مرفهاند و ۹۷ درصد از این پسران در خانوادههایی بزرگ شدهاند که در دوران کودکی همبازی پسر نداشته و در محیط زنانه رشد کردهاند و همین طور الگوی رفتاری مردانه در خانواده آنان یا وجود نداشته یا ضعیف بوده است.
استعدادیابی ب ه جای برخوردهای قهری
فرحناز بابکی، کارشناس ارشد روانشناسی و مشاور در همین زمینه به خبرنگار ما میگوید: متأسفانه مسؤولان هنگام مواجهه با چنین مشکلی که اکتسابی و برگرفته از محیط است، به جای استعدادیابی در بچه ها، به تحکم و سرزنش میپردازند که به جبهه گرفتن بچهها منجر میشود و این رفتار ضد اجتماعی را در آنان پایدار میکند . در حالی که بسادگی از طریق کشف استعدادها و توانایی های آنان میتوان بُعد شخصیتی قوی شان را به آنان نشان داد و از این طریق به تقویت هویت آنان پرداخت.
این کارشناس معتقد است: این بچهها دچار ضعف شخصیت هستند و نیاز دارند از طریق برجسته کردن توانایی هایشان به آنان بباورانیم که آنچه در حال حاضر هستند، ارزشمندتر از آن چیزی است که مایلند برای خود بسازند.
پروژه های محققان کمک کننده است
در این خصوص مدیر کل روابط عمومی آموزش و پرورش خراسان رضوی به خبرنگار ما میگوید: برای حل چنین مشکلاتی در دانش آموزان کمیته پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در آموزش و پرورش تشکیل میشود که متشکل از پلیس و بهزیستی و دادگستری با حضور مدیرکل آموزش و پرورش استان است .
اما یکی از منابعی که نخواست نامش فاش شود، به خبرنگار ما میگوید: در جلساتی از این قبیل بحثها بسیاری تئوری و گذرا مطرح میشود و در واقع هیچ راه حلی به میان نمی آید. از این رو برگزاری این جلسات اتلاف وقت است، نه حل مشکل.
وی میافزاید: به این جلسات بودجهای تخصیص مییابد و و برنامه ای مطرح میشود و هزینه ای که برای طرحها صرف میشود، فقط میان خود ادارات رد و بدل میگردد. در حالی که اگر دلسوزانه انجام شود، از پروژه های محققانی که به خاطر مواجهه با این چالشها طرح و برنامه میدهند و فکرهای نو دارند، همکاری میکردند، نه اینکه با سنگ اندازی پیش پای آنها راه حلها را به بایگانی بسپارند و باز مشغول برگزاری جلسات بی هدف با گردش هزینه پروژهها میان خودشان باشند.
***
آنچه از بیان متخصصان و مسؤولان در خصوص این مشکل مطرح شد، افزون بر جنبه اخلاقی و اکتسابی بودن این معضل، مبحث ژنتیکی موضوع هم بود. البته ناگفته نماند، موضوع مورد توجه ما نه ژنتیک که بیان این رفتار به عنوان یک رفتار نابهنجار اجتماعی است و البته نیازمند مداخله ارگانهای دولتی و برنامه ریزی جامع میباشد.
از آنجا که آموزش و پرورش بــه عنوان یک نهاد مـــرتبط با ســطح ســنی خاصی از بچه هاست، میتواند با برنامه ریزی، تأثیر مناسب تری بر دانش آموزان که نوجوانان و جوانان آینده ما هستند، بگذارند. البته نه اینکه سایر نهادها و ارگانها، آموزش و پرورش را در این امر خطیر تنها بگذارند، در این مورد بهزیستی، رسانهها و روانشناسان و محققان میتوانند با برنامه ریزی صحیح راه حل مؤثری بیابند و دادگستری یا پلیس که برخورد تهاجمی با موضوع میکنند، باید در مراحل حاد وارد موضوع شوند .
اما میبینیم که حتی پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در آموزش و پرورش نیز به جای برخورد روانشناسانه با موضوع، با استفاده از دادگستری و پلیس و مشارکت ندادن مشاوران و روانکاوان، مسیر را به سوی برخوردهای قهری می کشاند!
خبرنگار: هنگامه طاهری




نظر شما