وداع با آقای شهید ایران

۱۵ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۰:۳۳
کد مطلب: ۳۶۶۲۵

باران باستانی :حمید لولایی و علی صادقی بازهم مقابل یکدیگر قرار گرفته اند تا در نقش پدر و پسر داستانی را روایت کنند.وقتی این دو نفر کنار هم قرار می گیرند، یعنی قرار است، سریال یا فیلمی که در حال پخش است کمدی باشد.<BR>

نقطه سر خط ؛ تکرار ادامه دارد
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

 

اما سعید آقاخانی که این دو بازیگر را مقابل هم قرار داده، این بار هوشمندی به خرج داده و عنوان خوبی را برای سریالش که از شبکه 3 سیما پخش می شود، انتخاب کرده است؛ «نقطه سر خط»! از این واژه در دو زمان استفاده می شود، یکی وقتی مبحثی تمام شده و « نقطه» مشخص کننده این پایان است.«سر خط» یعنی این که نویسنده به موضوعی جدید وارد می شود و یا موضوع مورد نظر را از زاویه جدید بررسی می کند. اما گاهی از این واژه از زاویه طنز هم می توان نگاه کرد. وقتی موضوعی تکراری می شود، گوینده به طنز می گوید: نقطه سر خط...! و آغاز دوباره ماجرا...
نقطه سر خط دقیقا تکرار همه سریال هایی است که سعید آقاخانی در چند سال گذشته ساخته و یا پیش از آن کارگردانان دیگری مانند رضا عطاران آن را مقابل دوربین برده اند.اما در آن زمان آن سریال به دلیل بِکر بودن موضوع و ساختار جدید مورد استقبال مردم قرار گرفته اما اکنون همان موضوع آنقدر نخ نما شده که دیگر به دل مخاطب نمی نشیند و او را ترغیب نمی کند که آن را تماشا کند.

خانه به دوشی ادامه دارد

چند سال پیش، رضا عطاران سریالی به نام «خانه به دوش» برای شبکه 3 سیما ساخت.در آن سریال حمید لولایی،علی صادقی و مریم امیرجلالی نقشهای اصلی را بازی می کردند.در خانه به دوش، حمید لولایی مردی از طبقه متوسط رو به پایین جامعه بود که برای تامین مخارج زندگی به خانواده اش اعلام کرده بود برای کار به خارج از کشور می رود، اما مسائلی او را در ایران ماندگار کرده بود و او پنهانی از خانواده اش در یک کفاشی کار می کرد.
در سریال چهارخونه هم که سروش صحت آن را بازهم برای شبکه 3 سیما کارگردانی کرد، حمید لولایی، کارمندی از طبقه متوسط جامعه بود که در محل کار و خانواده اش با هزار جور مسأله روبه رو بود.علی صادقی اما در چهارخونه بازی نداشت.
سال گذشته اما هم علی صادقی و هم لولایی را در سریال خوش نشین ها در کنار هم دیدیم.در این سریال حمید لولایی، مرد تاجری بود که ورشکسته شده بود و خانواده او باید با هزار بدبختی زندگی و امور روزانه خود را سپری می کردند.در خوش نشین ها مرجانه گلچین نقش همسر حمید لولایی را بازی می کرد.
حالا در سریال نقطه سرخط، نقش همسر لولایی را مریم سعادت بازی می کند و مرجانه گلچین نقش یکی از مسافران آژانسی را که لولایی در آن کار می کند، به عهده دارد.مسافری که به مرور به یکی از شخصیتهای کلیدی سریال تبدیل شده است.
در چند سریال اخیر آقاخانی، مرجانه گلچین کار سوپاپ اطمینان را به عهده گرفته است.آقاخانی با سپردن یکی از نقشهای اصلی سریال به او تلاش می کند تا مخاطب را پای اثر نگه دارد اما انگار دنیای این کارگردان با دنیای واقعی و دنیایی که مردم و مخاطبان تلویزیون در آن زندگی می کنند، فاصله نجومی دارد.
آقاخانی اگر حتی نقدهای سریال هایش را در مطبوعات پیگیری کند و یا جمع بندی آن ها را مطالعه کند، به این نتیجه خواهد رسید که مثلث لولایی، صادقی و گلچین دیگر جواب نمی دهد و این سه بازیگر با تکرار رفتارها و گفتارهای خود دیگر نمی توانند حتی لبخندی به لب مخاطب بیاورند چه برسد به این که خواسته باشند او را به خنده وادار کنند و یا در کنار این خنداندن پیام جدیدی را به او بدهند.

تکرارهای درآمدزا

مرجانه گلچین با سریال «بزنگاه» به کارگردانی رضا عطاران نشان داد که می تواند نقش های کمدی را هم بازی کند.بزنگاه برای گلچین به یک الگو تبدیل شد و هم این بازیگر و هم کارگردانانی مانند آقاخانی در کارهای بعد از بزنگاه از این الگو آنقدر استفاده کردند که نوع بازی گلچین به کارگاه های سری دوزی تبدیل شد!
گلچین در سالهای اخیر فقط در یک سریال کمی متفاوت تر از بزنگاه ظاهر شد و آن هم سریال «شمس العماره» بود که سامان مقدم آن را کارگردانی کرد.در این سریال گلچین مقابل فرهاد آئیش بازی می کرد و مسلما وقتی بازیگری مقابل کسی ظاهر می شود که سبک و سیاق خاص خودش را در آثار کمدی دارد، نباید مقابل او کم بیاورد و باید ثابت کند که قابلیت این را دارد که مقابل کسی بازی می کند که یکی از استادان کمدی است.
البته سامان مقدم هم کارگردانی نبود که به سادگی از کنار بازی بازیگران بگذرد و اجازه بدهد که آن ها هر طور که دوست دارند، مقابل دوربین ایفای نقش کنند.همه این ها گلچین را وادار کرد تا نقش خود را بهتر از همیشه بازی کند اما بعد از شمس العماره گلچین مدام خود، تکرار می کند وانگار هم کسی نیست که از او بخواهد که این تکرارها را پایان دهد.
علی صادقی، بازیگر بانمکی است، او تا کنون در برخی از کارها نشان داده که استعداد این را دارد که متفاوت باشد.برای مثال می توان به فیلم بعد از ظهر سگی، اشاره کرد. اما صادقی آنقدر در کلیشه های تکراری خود، تکراری ظاهر شده که بیننده از او «دلزده» می شود.
جالب این جاست که این تکرارها خود این بازیگر را «ملول» نکرده است.آدمی طبق ذاتی که دارد، اگر هر روز حتی یک غذا را بخورد، بعد از مدتی از این غذا دلزده می شود و آن را رها می کند، حتی اگر چند روزی گرسنه بماند و یا این که مجبور شود نان خالی بخورد، اما علی صادقی، سالهاست یک جور غذا را در یک نوع ظرف می خورد، اما هنوز هم به اصطلاح از این مرصع پلویی که می خورد، خسته نشده و انگارفقط از نام «پر طمطراق» مرصع پلو لذت می برد و این که بدون زحمت همیشه در آسودگی زندگی می کند، راضی است.در این شرایط چرا باید خود را به زحمت بیندازد و خلاقیت به خرج دهد و راه یا راه های نو را تجربه کند؟

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha