پوپولیست به معنی عوامفریب و گول زننده، پرطمطراق و توخالی است. «دونالد ترامپ»، گرت فروبه هنرپیشه فقید، چاق و گردن کلفت و بزرگ شکم آلمانی یا همان قهرمان منفی و آدم بده فیلم جیمز باندی گلدفینگر، از اولین سری فیلمهای جیمز باند، مأمور دو صفر هفت را تداعی میکند. گرت فروبه هنرمند است، اما او نیست.
مجله تایم در 14 مارس 2016 تصویر روی جلد خود را به ترامپ اختصاص داد و از او با الفاظ BULLY، شومن، خودخواه، سخنران جذاب برای عوام الناس و دماگوژ (عوامفریب) یاد کرده و طی مقالهای او را دست انداخته و با کلماتی پرسشگر نوشت: «چهل و پنجمین پرزیدنت ایالات متحده آمریکا، آیا اوست؟»
بیشتر مجلات بزرگ اروپا از جمله اشپیگل و اشترن، پروفیل (آلمان) و اکونومیست (انگلستان) درباره ترامپ صحبت میکنند. تصاویر بزرگ رنگی ترامپ سوار بر هواپیمای شخصیاش که نام او بسیار بزرگ روی بدنه آن نقش بسته، در مجلات این دو سه هفته جهان به چاپ رسیده است. حرفهایش عجیب و پرت و پلاست. مرتب تهدید و تطمیع میکند، چقدر کاخ و هواپیما و کشتی اختصاصی و قصر و خدمتکاران زیبا دارد!
وعده میدهد ساختمان با عظمت سازمان ملل متحد را از طریق بنگاه املاک خود خریداری کرده و به دبیرکل و کارمندان و هیأتهای نمایندگی بیش از دویست کشور جهان که عضو سازمان ملل هستند، از طریق سازمان ثبت اسناد و دادگستری استان نیویورک (نیوجرسی که شهر نیویورک جزو آن ایالت است) اخطار خواهد کرد که هر چه زودتر ساختمان سازمان ملل متحد را تخلیه کنند و به کشورهای خود برگردند. روان شناسان آمریکایی با خواندن متن سخنرانیهای پر از اشتلم و تهدید او، به مطالعه روی روانش پرداختهاند و تاریخ شناسان و جامعهشناسان به این نتیجه رسیدهاند این مهاجرزاده آلمانی، از خانوادهای است که جد بزرگش در سال 1885 از آلمان به آمریکا مهاجرت کرد تا به خدمت سربازی نرود. با پایان دوران مشمولیت نظام وظیفه، جد بزرگ او، فردریش، تصمیم گرفت به آلمان بازگردد، اما دولت امپراتوری آلمان به او تابعیت مجدد اعطا نکرد و ناچار شد به آمریکا بازگردد.
شغل جد بزرگ این خانواده دایر کردن یک مشروب فروشی در ایالت آلاسکا برای جویندگان طلا بوده است، کسانی که شرح زندگی و ماجراجوییهای آنان را جک لندن، نویسنده مشهور آمریکایی در اثر ماندنی خود «تب طلا» آورده است، مردانی خشن، جنجالگر، خطرناک، خسیس، دردسر طلب و غیرقابل مهار و در حقیقت لومپن و لات و لوت. میگویند، جد بزرگ ترامپ در «بار» خود غذا و دختران نیز به مهمانان عرضه میکرده و گاهی دست به ششلول میبرده است. وی خصوصیات خشن ژرمنی را در سرشت خود دارد و دور نیست عاشق هیتلر و نازیسم بوده باشد که البته علنی نمیکند. ترامپ و خانوادهاش هیچ تشخص فرهنگی و نقطه امتیاز و برتری به عوام الناس آمریکا ندارند، مگر اینکه بساز و بفروش و بسیار پولدارند. اطلاعات عمومی ترامپ بسیار ناچیز و در حد افراد بسیار کم اطلاع است و هیچ پست دولتی و سابقه سیاسی نداشته است، اما میتواند مردم عادی را سرگرم و جذب کند. دلالان زیادی در اطراف او جمع شدهاند که در کارهای تبلیغات پوپولیستی و عوامفریبانه تبحر کامل دارند. زن جوان و زیبایش و دختر زیباترش از عوامل جلب توجه عوام الناس به او هستند. مدیران تبلیغات بسیار کارآزمودهای دارد. تصاویر او مرتب روی جلد مجلات بزرگ آمریکا و اروپا چاپ میشود.
مرتب تهدید میکند. بتازگی به عربستان و کشورهای خاورمیانه اخطار کرده است باید هزینههای حمایت نظامی آمریکا از کشورهایشان را بپردازند. این درخواست نشانه بیاطلاعی اوست، زیرا پولهای عربستان و امارات و قطر و کویت پشتوانه بانکهای آمریکاست و همه ساله میلیاردها دلار از خزانه عربستان و امارات و قطر و کویت صرف خرید هواپیماها و رادارها و موشک اندازها و زره پوشها و تانکها و نفربرهای آمریکایی و انگلیسی و فرانسوی و آلمانی میشود و هر زمان لازم باشد کماندوهای آنها در اختیار گارد ملی عربستان قرار میگیرد.
ترامپ میان عوام الناس آمریکایی محبوبیت زیادی به دست آورده است. او از ایران نفرت فراوان دارد و ما را ملت تروریست میخواند. رهبران حزب جمهوریخواه از عامیگری و تندروی او متوحش شدهاند و پیروز شدن او را به نفع آمریکا نمیدانند. او یک تاجر است که در همه رشتهها، حتی سکس سرمایهگذاری کرده است و دور نیست به محض احراز پست ریاست جمهوری، در پس زد و بندهایی که با کارتلها و تراستهای بزرگ تسلیحاتی میکند یا کرده است، یک جنگ بزرگ منطقهای راه بیندازد.
پوتین روش محافظه کارانه قبل را کنار گذاشته و با تردید و شک و بدگمانی به سیاست جدید آمریکا مینگرد و پسروی در برابر تندروها را جایز نمیداند. همه رجال دنیا و همه جمهوریخواهان (هسته مرکزی) نگرانند نکند او با عوامفریبی و وعده ساختن آمریکای بزرگ، چون گذشته آرا را به دست آورد.
هیلاری کلینتون، کاندیدای حزب دموکرات گاهی تندتر از ترامپ سخن میگوید و یک بار تهدید کرد ایران را محو خواهد کرد. البته این زن سالمند سابقه چندان درخشانی از دوران اقامت در کاخ سفید به عنوان بانوی اول و همسر کلینتون ندارد و در آن دوران بسیار خنگ و گول بوده است، زیرا نتوانست دریابد که شوهرش در فاصله بیست متری اتاق محل زندگی مشترکش با هیلاری در کاخ سفید با خانم لوینسکی کارآموز کاخ سفید چه مناسباتی داشته و در ضمن بسیار فحاش و بداخلاق است. در دوران تصدی مقام وزارت خارجه نیز سخنانی در باره خانم هیلاری، بدمستیهای او در یک سفر خاور دور و روابط غیرمتعارفش با یک زن ملوان تفنگدار محافظ وزیر خارجه در جراید بیچفت و بست آمریکا منتشر شد و گویا بخشی از نوشتههای محرمانه او در ویلایش نیز علنی شد. به هر حال کاندیداهای این دوران ریاست جمهوری آمریکا غیر از ساندرز که پیرمرد جا افتاده و معتدلی است و چندان شانسی ندارد، چنگی به دل نمیزنند و هیچ کدامشان نظر مساعدی به ایران ندارند که البته ترامپ در میان آنان از همه خشنتر، گستاختر، عوامفریب تر و جاهلتر است.
آمریکاییها میگویند، راههایی برای حذف او مانند تجربه سال 1920 که هاردینگ در اجتماع هستههای اصلی حزب جمهوریخواه برگزیده شد، وجود دارد، یا تجربه کندی که با اینکه کاتولیک بود، وی را به ریاست جمهوری رساندند تا از بار سرزنشهای دنیا که متوجه آیزنهاور و نیکسون بود، کاسته شود. در هر صورت او بدل گلدواتر در سال 1965 است یا مک کارتی که هر دو تندرو بودند و به ریاست جمهوری نرسیدند.
۱۶ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۷:۴۶
کد مطلب: ۳۸۸۴۲۸
خسرو معتضد
زمان مطالعه: ۱ دقیقه



نظر شما