درباره فرهنگ مهمان و مهمان نوازی در فرهنگ ایرانی گفتوگویی با دکتر مصطفی خلعتبری لیماکی، نویسنده و محقق فرهنگ عامه داشتیم که از نظر میگذرانید.
جایگاه میهمان و میهمان نوازی در فرهنگ ما به چه صورت است؟
در دین اسلام به میهمان نوازی توصیه بسیار شده و در فرهنگ و ادبیات ما این سنت جایگاه ویژهای دارد. تاکید و تایید سیاحان در سفرنامههایشان هم دلیلی بر اهمیت و رواج این سنت از قدیم در کشورمان است. در برخی از شهرهای ایران هنوز هم آثاری از این میهمان نوازی وجود دارد. خانههای قدیمی بخشی به نام میهمانخانه داشتند. اتاقی که مخصوص میهمان بود، با ظروفی که فقط مخصوص میهمان یا رختخوابی که صرفاً مخصوص استفاده برای میهمان بود. اتاقی که در همه خانهها وجود داشت و هنوز هم در بعضی مناطق این رسم وجود دارد که یک اتاق را برای میهمان نگه میدارند.متاسفانه زندگی شهری معادلات فرهنگی مردم را به هم زده است و دچار تغییر و تحول شدهایم. در قدیم زندگیها با صفاتر و مردم صمیمیتر بودند و سعی میکردند نانی که سر سفره داشتند با هم شریک شوند. روایات ائمه علیهمالسلام هم در این زمینه زیاد است. برای نمونه آمده است که حضرت علی(ع) روزی که میهمان به خانهاش نیامده بود، غمگین بود و سراغ میهمان را میگرفتند. میهماننوازی هم در فرهنگ اسلامی و دینی و هم در فرهنگ ایرانی ما هست و با آیینهای ایرانی و اسلامی پیوند خورده است.
به اهمیت میهمان در روایات اشاره کردید. این توجه به میهمان بین مردم چگونه دیده میشد؟
در مورد اهمیت میهمان و میهمان نوازی مَثلهای زیادی داریم. در ادبیات عامه نیز به همین شکل است. به طور نمونه صایب تبریزی گفته است: رزق ما با پای میهمان میرسد از خوان غیب/میزبان ماست هر کس میشود میهمان ما. که نشان از جایگاه ویژه میهمان در فرهنگ مردم دارد.
در گذشته همانطور که خانهها برای میزبانی شرایط خاصی داشتند، میهمان هم شرایطی داشت و باید آداب و رسومی را رعایت میکرد.آداب و رسومی که به مَثلهای فراوان ما در زمینه میهمانی رفتن راه یافته است.به طور مثال میهمان به جایی که میرود نباید بیش از دو روز بماند. حتی به طنز هم در مورد میهمانی و میهمانداری مثلهایی آورده شده است.
میهمانی رفتن و استقبال از میهمان هم تعارفات و تشریفاتی خاص داشت. تشریفاتی که بسته به شخصیت و اعتبار مهمان و توانایی میزبان انجام می شد.در نقاط مختلف معمولاً وقتی مهمان مرد وارد خانه می شد، صاحبخانه و آقای خانه به استقبالش میآمد و اگر میهمان خانم بود، خانم خانه به استقبالش میرفت. تعارفاتی که در میهمانیها بود، بسیار جالب توجه است. تعارفاتی که از همان ابتدای ورود میهمان شروع میشد و تا زمان خروجش از در خانه ادامه پیدا میکرد. از خوش آمدید صاحب خانه گرفته، تا خوش باشید میهمان.
از این آداب بیشتر برایمان بگویید.
در گذشته وقتی میهمان وارد خانهای می شد که صاحب خانه نبود، نشانی میگذاشت، مثلاً اگر درِ حیاط باز بود، فرش یا حصیر پهن شده در حیاط را بر میگرداندند یا چوب دستی روی آن میگذاشتند تا صاحبخانه متوجه شود که میهمان به خانه آمده و احتمالاً بر میگردد. در روایتهای فرهنگ مردم آداب خاصی هم در مورد نشست و برخاست مهمان وجود داشت که نشان از ریشه دار بودن فرهنگ میهمان نوازی در کشور ما است. سفره میهمانی هم ویژگیهای خاص خودش را داشت. این سفره در اتاق جداگانهای پهن میشد و از آنها پذیرایی میشد. رسم بود آخرین نفری که از سر سفره بلند می شود، میزبان باشد، تا میهمان خجالت نکشد.
این رسم و رسوم ها در شهرهای مختلف، متفاوت بود؟
در شهرهای مختلف آداب و رسوم مختلفی هم وجود داشت و با توجه به نوع منطقه جغرافیایی و اقلیمی آن منطقه پذیرایی و اولین چیزی که به میهمان داده میشد، با هم متفاوت بود. مثلاً در سیستان و بلوچستان اولین چیزی که به میهمان تعارف میشد، آب بود. چون آب در آن منطقه خشک و کویری اهمیت ویژهای داشت. در بعضی نقاط ایران مثل شمال کشور رسم بود که وقتی میهمان از راه دور می رسید، برایش آبگوشت درست میکردند. چون معتقد بودند بهترین غذا برای مسافر آبگوشت است. یا به طور مثال در ترکمن صحرا آداب خاصی وجود داشت و صمیمیت مردم ترکمن صحرا بین خاص و عام هنوز هم مثال زدنی است. آن ها آنچه در خانه هست، بر روی سفره قرار میدهند. خانههای آن ها آلاچیق بود و در آن چیزی به نام پستو نداشتند و از همه وسایل برای پذیرایی از میهمانان استفاده میشد.
در کرمان هم همین مطلب وجود داشت. دو بیتی معروف: خوشا امشو که مهمون شماییم، کبوتر بر لب بوم شماییم،ترش رویی نکن مهمون عزیزه،خدا دونه که فردا شو کجاییم هم نشان از صفت زیبای میهمان نوازی مردم کرمان است. آن ها که در کویر و با سختی زندگی میکنند اما وقتی میهمانی وارد خانه شان میشود، سعی میکنند بهترین پذیرایی را انجام دهند تا میهمان با خاطرهای خوش از خانه برود.وجود درکوب ها قدیمی بر خانههای مردم کرمان، نشان از پیشینه این فرهنگ در میان آنان است.
یعنی باز کردن در ورودی هم آداب و رسومی برای خود داشته است؟ از آن ها هم برای ما بگویید.
بله. آن زمان مانند این روزها نبود که با فشار دادن یک انگشت روی زنگ و با کمترین حرکتی صاحبخانه متوجه حضور مهمان پشت در خانه شده و در ورودی را باز کند. تا همین چند سال قبل هنگام ورود به منزل باید درکوبهای خانهها را میکوبیدیم تا صاحبخانه بشنود و در را باز کند. درکوبهایی که بر روی درهای چوبی نصب میشدند و به اشکال مختلفی دیده میشدند. اشکالی مانند کوبهای یا چکشی و تنوعی از درکوبهای حلقهای که رایج ترین آن ها هستند. اغلب در زیر قسمت کوبیدن درکوب یک قطعه فلزی قرار میدادند. درکوبها در مواردی بسیار ساده و شامل یک حلقه و در مواردی دارای اشکال و زیباییهای هنری بود. یکی از موارد اصلی که در درکوبهای قدیمی وجود داشت دو نوع درکوب متفاوت بر روی دو لنگه در است. درکوبهایی که یکی مردانه و یکی زنانه بوده است. آن هایی که حالت چکشی و صدای بم داشتند برای مردان و درکوبهایی که حلقهای یا مشابه حلقه هستند و صدای زیر داشتند زنانه بودند. وجود این دو نوع متفاوت درکوب بسیار اهمیت داشت زیرا فردی که از داخل منزل تصمیم به باز کردن در داشت، می توانست زن یا مرد بودن شخص پشت در را حدس بزند و بنابراین در صورت نیاز با پوشش مناسب پشت در حاضر شود، یا در صورت لزوم کودکی را برای باز کردن در بفرستد.
چرا سنت های زیبای میهمانی و میهمان نوازی اینقدر کم رنگ شده است؟
خوشبختانه میهمانیها در روستاها هنوز هم به همان شکل برگزار میشود. در بعضی مناطق مانند شمال کشور هنوز هم وقتی میهمانی وارد خانهای میشود، خیلی ساده و بی پیرایه از مرغ و خروسهای داخل حیاط یکی را سربریده و از میهمان پذیرایی میکنند. در گذشتهای نه چندان دور بهخاطر نبود تلفن و امکانات مهمانی به میزبان اطلاعی برای تدارک داده نمیشد و بیشتر میهمانیها سرزده بود. اما این روزها برای رفتن به خانه نزدیکترین فرد خانواده، باید از چند روز قبل تماس گرفت و اعلام کرد. این موضوع نشان از راحت بودن زندگی در آن زمان داشت. چشم و همچشمی و سفرههای رنگین مهمانیها را دگرگون کرده است، اما در روستاهای تمام ایران هنوز هم میهمانی رفتن، میزبانی و پذیرایی از میهمان ساده و آسان برگزار میشود. در مناطق شهری بخاطر مناسبات اجتماعی، رشد فناوری و مدرنیسم، تصوری که از میهمان و میهماننوازی داریم به هم خورده و بسیار با تعاریف گذشته متفاوت است.



نظر شما