تاریخ نفوذ بیگانگان در ایران مربوط به چند سال اخیر یا دشمنی با انقلاب اسلامی نمیشود. از زمانی که چشم طمع دولتهای غربی متوجه سرزمینهای غنی و پرمنفعت شرقی شد؛ سیاستهای پنهان و آشکار آنها با نیت تصاحب بر این منطقه از جهان آنان را لحظهای آرام نگذاشته است و ایران به عنوان محور اصلی برای دسترسی به دیگر نقاط خاورمیانه و قلب تپنده این جریان و سوژه اصلی رقابت و کشمکشهای سیاسی در دورههای گوناگون بوده است.
اگرچه این رقابتهای بین المللی موجب شد، حضور آنان در شرق، هر روز رنگ تازهای به خود بگیرد و در هر دورهای شاهد قدرت گیری یکی از آنها در ایران بودهایم. با پایان یافتن حکومت رضاشاه، دوره استعمار کهن و منفعت طلبانی چون انگلیس و روسیه به افق نزدیک شد و دولت جدید آمریکا عرصه را بر خود هموار دید تا این دولت نیز چند صباحی در میدان فراخ ذخایر ایران جولان دهد.
نفوذ گسترده آمریکا و البته همچنان انگلیس در دوره پهلوی در تمام حوزهها پراکنده بود و میتوان گفت کشور را توسط عروسکهایی که جان خود را از طریق بندهایی که در دست صاحبان آمریکایی و انگلیسیشان بود، اداره میکردند. وابستگی گستردهای که در کشور به این قدرتها وجود داشت، به معنای واقعی کلمه ایران را مستعمره قرار داده بود تا آنان از خونی که از شریانهای ایران میمکیدند، هر روز بر قدرت و نفوذ خود در منطقه بیفزایند.
موقعیت راهبردی که ایران از آن بهرهمند بوده است، اجازه نمیداد که به این راحتی دولتی خارجی از آن چشم بپوشد؛ از این رو هر زمان که شرایط بر خلاف میل آنها و به زیانشان پیش میرفت، یا ندای ملی گرایی به گوش میرسید با زور نظامی و با چنگ و دندان وارد صحنه میشدند تا هرگونه اعتراض و مخالفتی را در نطفه خفه کنند. کودتای 28 مرداد 1332 نمونه عینی از دست و پا زدن آمریکاییان است تا اجازه نفس کشیدن به نیروهای داخلی برای مدیریت کشور را ندهد.
پس از این جریان و زنگ خطری که برای آمریکاییان به صدا درآمد؛ شدت عمل در برخورد با هرگونه اعتراض و مخالف، از برنامههای اصلی آنان شد، ولی با این سیاست، گور خود را نیز به دست خودشان کندند و با کشتار خونینی که در سال 1342 در مدرسه فیضیه توسط عوامل رژیم پهلوی صورت گرفت، نفسهای آنان نیز به شماره افتاد.
با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه سال 1357 سردمداران آمریکا تصور کردند که دراین حکومت نیز همچون گذشته، جایی برای عرض اندام دارند، ولی «مرگ بر آمریکا» جزو راهبردهای اصلی نظام جمهوری اسلامی بود. اگرچه آمریکاییان ظاهرا خود را متمایل به انقلاب ایران نشان میدادند، ولی چون میدانستند یک حکومت مردمی تن به ذلت معامله کشورش نمیدهد؛ از سیاستهای مکر و نیرنگ و تفرقه نیز غافل نبودند و با ایجاد اختلاف و تشنج در مرزها و در بین اقوام مختلف و تلاش برای ناامن کردن داخلی و ایجاد جو روانی درصحنه بین المللی- در شرایطی که کشور هنوز در شرایط انقلابی قرار داشت و به طور کامل بر اوضاع و اداره کشور مسلط نشده بود- امید داشتند همان طور که در جریان کودتای 28 مرداد، شاه را به کشور بازگرداندند؛ این بار نیز همان روند تکرار شود.
زمانی که در پاییز سال 1358 محمدرضا پهلوی به پیشنهاد راکفلر و برای درمان به آمریکا منتقل شد، خشم مردم ایران نیز بالا گرفت و امام خمینی(ره) در سخنرانیهای خود این اقدام آمریکا را مورد انتقاد قرار دادند و از دانشجویان و طلاب خواستند که منافع این کشور در ایران را در تنگنا بگذارند تا آمریکا را وادار به تحویل شاه به ایران کنند.
در داخل کشور نیز اعضای دولت موقت سیاست سازش با آمریکا را در پیش گرفته و تمایل به حفظ رابطه با این کشور داشتند، ولی سخنان رهبر کبیر انقلاب اسلامی که منشأ حرکتهای مردمی و نهادهای انقلابی بود، با توجه به سابقه طولانی سوء استفاده آمریکاییان از ایران، به این کشور کاملاً بیاعتماد بود و بر اتخاذ تدابیر محکم و انقلابیتر پافشاری میکردند. آمریکاییان هم که با اخراج بیش از 40 هزار نفراز مستشاران نظامی و غیرنظامی خود پس از پیروزی انقلاب اسلامی عرصه را بر خود تنگ دیده بودند، تنها به سفارت و اعضای آن برای جاسوسی وکسب اطلاعات از داخل ایران امید بسته بودند تا حیات انقلاب را متزلزل کنند. اعضای این سفارتخانه نیز با استفاده از شیوههای مختلف همچون نفوذ در ارتش و هماهنگی با لیبرالها و جبهه ضد انقلاب سعی داشتند علیه انقلابیون مذهبی و انحراف افکار عمومی فعالیت کنند و اقدامات دولت موقت همچون دیدار مهدی بازرگان با برژینسکی، مشاور امنیت ملی آمریکا روزنه امیدی برای حضور مجدد آمریکاییها در ایران و چراغ سبزی برای آنها بود، ولی اعلام مواضع امام خمینی(ره) در آبان ماه سال 58 در اعتراض به پذیرش شاه از سوی این رژیم و تأکید به دانشگاهیان و طلاب و دانش آموزان برای مبارزه با آمریکا، حجت را بر نیروهای انقلابی تمام کرد.
امام خمینی(ره) حمایت از شاه را به معنای تصاحب اموال ملی میدانستند که مشخص نبود شاه چگونه آن را صرف کرده یا از کشور خارج کرده است و اصرار برای بازگرداندن وی را نه از این جهت که شخص شاه برای انقلاب و ملت ایران مهم باشد، بلکه از این جهت که نسبت به خیانتهای مالی و انسانی که در طول سالهای حکومت خود انجام داده باشد به ملت ایران توضیح دهد، خواستار بودند و هرگونه حمایت از وی را دشمنی آشکار با نظام جمهوری اسلامی و انقلاب ایران قلمداد میکردند.
سخنرانیهای امام خمینی(ره) موجب شد تکلیف برای ملت انقلابی معین شود و پس از این موضعگیری آشکار امام(ره) نسبت به آمریکا، دانشجویان دانشگاههای امیرکبیر، تهران، شهید بهشتی و صنعتی شریف تصمیم گرفتند تنها روزنه امید برای نفوذ آمریکاییها را نیز کور کنند و با ایجاد هماهنگی و برنامه ریزی لازم، در روز 13 آبان وارد سفارت آمریکا شدند و با خارج کردن مراجعان، کارکنان اصلی را در همان محل زندانی کردند تا از این طریق مخالفت ملت ایران را با سیاستهای حمایتی از محمدرضا پهلوی نشان دهند.
۱۳ آبان ۱۳۹۵ - ۰۸:۱۹
کد مطلب: ۴۷۱۳۶۸
زمان مطالعه: ۴ دقیقه




نظر شما