وداع با آقای شهید ایران

۲۰ آبان ۱۳۹۵ - ۱۸:۰۸
کد مطلب: ۴۷۳۹۲۲

از آثار بد هرزه گویی و مسخره کردن دیگران غفلت و بی تفاوتی و از دست دادن احساس مسئولیت است. افرادی که به این بیماری دچار می شوند قهرا از ذکر خدا غافل شده و از عبادت پروردگار لذت نمی برند، یعنی در عبادت حضور قلب ندارند و با اکراه و بی میلی با آن روبرو می شوند.

نگاه تحقیر آمیز به مومنین ممنوع!
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

به گزارش قدس آنلاین به نقل از تبیان ، یکی از محرّمات (که از عوامل غیبت هم به شمار می رود) مسخره کردن و استهزاء است و شک نیست که سخریّه و استهزاء یکی از عواملی است که بسیاری از اوقات انسان های ضعیف الایمان را وادار به غیبت می کند. آری، هستند کسانی که به منظور بی اعتبار کردن دیگران از عامل تمسخر بهره می گیرند و برای مجلس آرایی و خنداندن حاضران از آبرو و حیثیت دیگران مایه می گذارند و با کارهایی از قبیل تقلید در راه رفتن، سخن گفتن، غذا خوردن و خلاصه به هر طریقی از اشاره و کنایه و... دیگران را به مسخره می گیرند و از این راه حس خودپسندی و انتقامجویی خویش را اشباع می کنند و حد اقلّ با خرج کردن آبروی دیگران مستمعان و دوستان خود را راضی می سازند و بدین جهت است که قرآن کریم از این عمل شدیدا نهی کرده و آن را به عنوان ظلم و ستم مورد توبیخ و تهدید قرار داده است و امر به توبه می کند. از این رو هیچ کس حق ندارد دیگری را کوچک بشمرد و با چشم حقارت به او بنگرد، چه بسا همین شخص پیش خدا آبرومند باشد.

بنده مومن بسیار عزیز است!

روایت شده است که رسولخدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم به کعبه نظر افکند و فرمود: آفرین بر تو، خانه ای که چقدر بزرگی و احترام تو چقدر زیاد است سوگند به خدا، احترام مومن نزد خدا از تو بیشتر است، زیرا حرمت تو فقط از یک جهت است (که خونریزی در تو حرام است )، ولی مومن از سه جهت احترام دارد: 1. خون وی محترم است. 2. مال او حرمت دارد. 3. بدگمانی نسبت به او حرام است

بنده مومن نزد خداوند متعال بسیار عزیز و محترم است. خداوند بندگان مومن را دوست می دارد و عزت و سربلندی را از آن مومنان می داند، در احادیث اسلامی آمده است که احترام به مومن احترام به خدا است و اهانت و تحقیر مومن اهانت به ذات اقدس الهی و موجب خشم خداوند سبحان است و در نیز حدیث قدسی آمده است: خداوند به کسانی که مومنان را بیازارند اعلان جنگ می دهد.
روایت شده است که رسولخدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم به کعبه نظر افکند و فرمود: آفرین بر تو، خانه ای که چقدر بزرگی و احترام تو چقدر زیاد است سوگند به خدا، احترام مومن نزد خدا از تو بیشتر است، زیرا حرمت تو فقط از یک جهت است (که خونریزی در تو حرام است )، ولی مومن از سه جهت احترام دارد: 1. خون وی محترم است. 2. مال او حرمت دارد. 3. بدگمانی نسبت به او حرام است.

نکته ای قابل توجه:

آنچه بیش از هر چیز در پیشگاه خدای متعال اهمیت و ارزش دارد تقوا است و سایر امور از قبیل پول و جاه و مقام و منصب و... دلیل بر عظمت و محبوبیت انسان نیست. از این رو نباید در هیچ مومنی به دیده حقارت و پستی نگریست، چرا که ما نمی دانیم اولیای خدا چه کسانی هستند، چون از باطن افراد جز پروردگار هیچ کس آگاه نیست، چنانکه حضرت رسول گرامی اسلام- صلّی اللّه علیه و آله- نیز در ضمن یکی از سخنان خود فرمود: خدای عزّ و جلّ سه چیز را در سه چیز مخفی کرده است:... ولیّ خود را درمیان خلق خویش مخفی داشته است... بنابر این مبادا هیچ یک از شماها احدی از بندگان خدا را کوچک شمرد، زیرا نمی داند کدامیک از آنها ولیّ خدا است.

پیامدهای سوء مسخره کردن

بی تردید، کسی که به مردم اهانت کند و آنها را مورد تمسخر و استهزاء قرار دهد گناه بزرگی را مرتکب شده و باید در انتظار عواقب سوء و آثار بد آن باشد، زیرا هیچ عملی بدون بازتاب نخواهد بود: فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّه خَیْرا یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّه شَرّا یَرَهُ. (سوره زلزله آیه 7 و 8 ) پس در آن روز هر کس به قدر ذرّه ای کار نیک کرده آن را خواهد دید و هر کس به قدر ذره ای کار زشت مرتکب شده آن را خواهد دید.
از آثار بد هرزه گویی و مسخره کردن دیگران غفلت و بی تفاوتی و از دست دادن احساس مسئولیت است. افرادی که به این بیماری دچار می شوند قهرا از ذکر خدا غافل شده و از عبادت پروردگار لذت نمی برند، یعنی در عبادت حضور قلب ندارند و با اکراه و بی میلی با آن روبرو می شوند.
از قرآن کریم استفاده می شود که یکی از موجبات غفلت و فراموشی از یاد خدا استهزاء و تحقیر مومنان است، زیرا بندگان مومن، مظاهر دین و مفاخر شریعت سیّد مرسلین اند و بی اعتنایی به مقام و منزلت آنان موجب سلب توفیق و باعث تاریکی دل می شود و سر انجام انسان را با دوزخیان گمراه، همراه و همنشین می سازد.

یاوه  سرایان زیانکارند

از قرآن کریم استفاده می شود که یکی از موجبات غفلت و فراموشی از یاد خدا استهزاء و تحقیر مومنان است، زیرا بندگان مومن، مظاهر دین و مفاخر شریعت سیّد مرسلین اند و بی اعتنایی به مقام و منزلت آنان موجب سلب توفیق و باعث تاریکی دل می شود و سر انجام انسان را با دوزخیان گمراه، همراه و همنشین می سازد

امام صادق -علیه السلام - فرمود: در شهر مدینه مردی پست و فرومایه بود که کار او فقط هرزه  گویی و خنداندن مردم بود. یک روز گفت که این مرد (یعنی علی بن الحسین) مرا عاجز کرده است زیرا تا کنون نتوانسته  ام او را بخندانم. (منتظر فرصتی بود) تا اینکه روزی امام سجاد علیه السلام به همراه دو تن از خدمتگزاران خود می گذشت. او نیز (فرصتی به دست آورد) و عبای آن حضرت را از دوش مبارکش کشید و رفت.
امام هیچ گونه اعتنایی به او نکرد. کسانی که آنجا بودند رفتند و ردای امام سجاد علیه السلام را از او گرفته و بر دوش مبارک آن بزرگوار انداختند. امام علیه السلام پرسید: این شخص که بود؟ گفتند: او مرد هرزه گو و خوشمزه ای است که مردم مدینه را می خنداند. فرمود: به او بگویید خدا را روزی است که در آن روز یاوه  سرایان زیانکار خواهند شد.
به هر حال، تردیدی نیست که این گونه افراد در روز قیامت گرفتار انواع عذاب و شکنجه خواهند شد و همان گونه که در دنیا مومنان را مسخره می کردند و می خندیدند اهل ایمان نیز در روز قیامت بر آنها می خندند.

نتیجه مسخره کردن:

«مقبل» شاعر، در آغاز شباب، جوانی ظریف و بذله گو بود. روزی در ایام محرم، به جمعی رسید که سینه زنان، به عزاداری شهید کربلا مشغول بودند و اشعار جانگدازی می خواندند. مقبل، از روی استهزاء شعری خواند که همه عزاداران از مضمون شعر او دلگیر و پریشان شدند. پس از چندی مقبل به عقوبت کردار خویش گرفتار آمد و به مرض جذام دچار گردید، به طوری که مردم از او بیزار گردیدند. ناچار، وی در گلخن حمامی مقام گرفت و روزگار می گذرانید. محرم سال بعد فرا رسید و مقبل در همان گلخن حمام نشسته بود که ناگاه آواز جمعی از دوستان و شیعیان ابا عبدالله    علیه السلام    را شنید. پس خودش را از آن گلخن بیرون کشید و پنهانی به طرف آنان آمد. دید باز به قرار سال گذشته، آن گروه عزادار، سینه زنان و گریه کنان این اشعار را می خواندند:
روز عزاست امروز جان در بلاست امروز
افغان و شور محشر در کربلاست امروز
در این لحظه، قلب مقبل از دیدن آن منظرة حزن انگیز و شنیدن آن شعر سوزناک شکست و حالش دگرگون شد و گریه کنان این اشعار را سرود:
چه کربلاست امروز چه پربلاست امروز
سرحسین مظلوم از تن جداست امروز
پس در همان شب، رسول خدا  صلی الله علیه وآله  را در خواب دید که او را نوازش کرد و دست مرحمت بر سر او کشید و از تقصیرش در گذشت و بیماریش برطرف شد و حضرت او را ملقب به«مقبل» نمود. نامش در اصل«محمد شیخا» بود. از آن زمان بود که مقبل، شروع به سرودن اشعاری در مصیبتهای سیدالشهداء نمود.  («ابواب الجنه» محمود استعلامی، ص 193)


منابع: 
داستانهای جوانان / محمد علی کریمی نیا 
آیت الله مهدوی کنی - نقطه های آغاز در اخلاق عملی 
سایت اندیشه قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha