تحولات منطقه

خدیجه زمانیان: به نظر می رسد در سالهای اخیر با روند رو به رشد کتابهای ترجمه در حوزه کودکان مواجه بوده ایم. شاید عده ای بر این باور باشند که کودکان بیشتر از بزرگسالان دوست دارند با دنیاهای جدید آشنا شوند و ذهن سیال خود را در جهانی متفاوت و مغایر با آنچه در واقع به چشم می بینند به حرکت در آورند.

 دلایل بی اعتنایی به آثار ایرانی در داستان کودک و نوجوان
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

 

 به همین دلیل ترجمه آثار گوناگون در واقع پاسخی به این میل کودکان است. اما اگر به این مساله هم باور داشته باشیم که در همین کودکی شخصیت هر انسان شکل پیدا می کند، پس با افزایش ترجمه ها باید در انتظار گسترش و نفوذ فرهنگ بیگانه در روح و جان کودک و بیگانگی او با فرهنگ خودی باشیم. اما چرا درحوزه کتابهای کودک، ترجمه بر تالیف پیشی گرفته است؟برای پاسخ به این سوال نظر چند نویسنده و مترجم را می خوانیم:

عدم عضویت ایران در کپی رایت آسیب زاست
فرهادحسن زاده معتقد است: ادبیات کودک و نوجوان ما از بیماری رنج می برد و علل مختلفی باعث پدید آمدن این بیماری شده اند. شاید مهم ترین مساله این باشد که ایران عضو معاهده کپی رایت نیست. و ناشران بدون اینکه حق مولف را بپردازند، به راحتی از آثار جهان استفاده می کنند به این صورت چاپ کتاب ترجمه ای هزینه ناشران را کاهش می دهد.
نویسنده کتاب «هستی» ادامه می دهد: وقتی ترجمه تقویت می شود تألیف تضعیف می شود. من مخالف چاپ و ترجمه آثار نیستم، اتفاقاً ترجمه باعث می شود، تألیف هم رشد بهتری داشته باشد. اما این طور حمایت از آثار ترجمه شده باعث می شود، هزینه ها به سمت تولید این نوع آثار سرازیر شود ، ناشر از تالیف حمایت نکند نویسنده ها در این قضیه متضرر می شوند.این نویسنده کودک و نوجوان با اشاره به اینکه نویسنده های ایرانی در بیشتر موارد دچار خودسانسوری می شوند می گوید:در این حالت قصه از حالت رئال و واقعی بودن خارج می شود. طبیعی است که مخاطب این آثار که کودکان هستند، نمی توانند با این نوع آثار ارتباط برقرار کنند.
اما نویسنده خارجی خودش را درگیر این محدودیتها نمی کند، در نتیجه قصه هایش فضای واقعی تری دارد و نوجوان هم با شخصیتهای این نوع داستانها همذات پنداری پیدا می کند، مثلاً من به عنوان یک نویسنده نمی توانم یک دختر و پسر را در کنار و همراه هم در داستانم قرار دهم تا ماجرای کتاب از دریچه این دو شخصیت پیش برود، در حالی که این اتفاق در داستان نویسنده های خارجی رخ می دهد و هیچ منعی هم برای آنها وجود ندارد. در این جا مخاطب است که انتخاب می کند او به دنبال اثری می رود که جذاب تر باشد و بتواند با شخصیتها همذات پنداری بهتری داشته باشد.
وی ضمن اشاره به موضوع رمان «هستی» می گوید: بعضی به من می گفتند موضوع رمان «هستی» جسارت آمیز است. ماجرای داستان من روایت دختری است که کارهای پسرانه می کند، این مضمون هیچ وقت وارد ادبیات ما نشده بود، نویسندگان به خاطر ترس از چاپ نشدن اثر هیچ وقت به دنبال نوشتن این سوژه نرفته بودند، در حالی که خیلی از دخترهای کوچک جامعه ما چنین کارهایی می کنند. برای همین نویسنده های ما خود سانسوری می کنند و به همین دلیل خلاقیت شان در سوژه آفرینی از بین می رود.
ناشران هم مقصرند
ابراهیم زاهدی مطلق معتقد است: اول باید دید که چرا این ترجمه ها زیاد شده اند. یکی از دلایل آن این است که ناشران ما به کارهای راحت و کم ریسک روی آورده اند؛ ترجمه برای ناشران نه هزینه تصویرسازی دارد و نه حق تألیف چندانی بابت آن پرداخت می کنند.
او در ادامه افزود: پول کمی به مترجمی که لازم نیست اسمی هم باشد، می دهند و یک نفر هم ترجمه را ویراستاری می کند. این کتاب برای ناشران درآمد زاست و جواب ارشاد را نیز لازم نیست بدهند.
زاهدی مطلق همچنین گفت: از سوی دیگر، نویسندگانی که در دهه 60 در حوزه ادبیات کودک کار می کردند، کم شده اند و برخی به حوزه ادبیات بزرگسال رفته اند. داستان نویسان خوب ما کم شده و نویسندگان خوب کمی جایگزین شده اند و عملا جا برای ترجمه خالی شده است. خانواده ها هم متأسفانه جنس خارجی را ترجیح می دهند و آثار ترجمه را بیشتر برای کودکان خود می خرند.
این نویسنده درباره این که محتوای کتابهای ترجمه شده تا چه اندازه برای کودکان ما مناسب است، گفت: ادبیات و هنر روحیه می سازند. بچه های ما «هری پاتر» می خوانند و با او زندگی می کنند حتی قهرمان های داستان ها سلیقه غذایی بچه ها را شکل می دهند و فرهنگ و ذائقه برای آن ها ایجاد می کنند، در نتیجه ما باید هوشیار باشیم.
او افزود: این داستانها حوزه اندیشه و تفکر ما را متعلق به خود می کنند و کودک ما را آن گونه که می خواهند، شکل می دهند.
زاهدی مطلق همچنین اذعان کرد: ترجمه روندی است که همواره وجود داشته است؛ اما چیزی که ما باید مراقب آن باشیم، غلبه ترجمه بر تألیف و شکل دهی سیر ذهنی بچه های ماست.
او یکی از دلایل روی آوردن مخاطبان کودک به آثار ترجمه را کم دانشی نویسندگان داخلی خواند و گفت: نویسندگی و نوشتن در وهله اول به دانش و تخیل نیاز دارد. تخیل بدون دانش مثل بادامی پوک می ماند. آن چیزی که ما را به آثار ترجمه متمایل می کند، این است که داستانهای آنها داستانهای پوکی نیست و نویسندگان آنها بادانش و باسواد هستند؛ تنها داستان سرایی نمی کنند و داستانهای پرمغز می نویسند.
محدودیتهای نویسنده و اعمال سلیقه های مختلف
محمودبرآبادی، دبیر انجمن نویسندگان کودک و نوجوان در پاسخ به این سوال می گوید: نویسندگان ما دچار محدودیتهای زیادی هستند. این موضوع از خودسانسوری شروع می شود. نویسنده زمانی که کتاب می نویسد، به این فکر می کند که این صحنه را، این گفتگو را در داستان بیاورد یا نه؟ آیا این حذف نمی شود؟
محدودیتهایی را هم ناشران اعمال می کنند. یعنی شما داستانی را می نویسی و قبل از این که اثر برای دریافت مجوز برود، ناشر حذف هایی را اعمال می کند و می گوید غیر از این باشد، کتاب مجوز نمی گیرد و هزینه های من هدر می رود. یک ممیزی دیگر هم وجود دارد و آن از سوی نهادهای فرهنگی اعمال می شود که به نشر کتاب کمک می کنند و یا جوایزی را به کتاب ها می دهند. این نهاد ها با انتخاب کتابهای خاص و داستانهای خاص به نوعی اعمال سلیقه می کنند و می گویند شما باید این گونه بنویسید تا ما شما را انتخاب کنیم.
این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان گفت: گزینشگران کتاب برای مدارس هم به نوعی اعمال سلیقه می کنند و در این صورت اگر نویسنده و ناشر جرأت کنند کتاب متفاوتی را چاپ کنند و ارشاد هم به کتاب مجوز بدهد، باز هم ممکن است کتاب مورد بی مهری قرار گیرد.
ادبیات کودک ما رشد داشته است
مسلم ناصری، نویسنده کودک و نوجوان معتقد است: ادبیات کودک و نوجوان در سالهای گذشته رشد چشمگیری داشته است. این ادبیات هم نویسنده و هم تصویرگر خوب دارد اما در همه جای دنیا نویسندگان خوب وجود دارند که کتاب های خوبی هم می نویسند برای ناشر هم هیچ منعی وجود ندارد که از آن کتابها استفاده کند.
وی به معضلی در بین نویسندگان کودک و نوجوان اشاره می کند و می گوید: البته در کنار نویسندگان خوب عده ای از نویسندگان کودک و نوجوان ما هم به نوشتن آثار سفارشی و بازاری روی آورده اند و شاید به همین علت است که بعضی خانواده ها ترجیح می دهند، آثار ترجمه و خارجی را برای مطالعه کودکشان تهیه کنند.
یک اثر ادبی اصلا تاثیر سوء بر مخاطبش نمی گذارد
اما رضی هیرمندی مترجمی که ترجمه آثار بسیاری از نویسندگان مطرح کودک و نوجوان در کارنامه کاری اش دیده می شود، در خصوص توجه به آثار ترجمه شده برای گروه سنی کودک و نوجوان گفت: دلیل توجه واقبال جامعه به خرید و مطالعه آثار ترجمه شده و خارجی بسیار ساده است.رمان به معنا و مفهوم جدیدش یک پدیده غربی است.
آنها خالق نوع ادبی رمان هستند و آبشخور رمان در غرب است. حالا اگر عده ای معتقدند ما قبلا رمان داشتیم و هزارو یکشب را مثال می زنند، بحث دیگری است. رمان به مفهوم جدید، محصول جامعه مدرن است. نوع ادبی رمان در غرب به وجود آمده و در آن جا هم نشو، نما و گسترش پیدا کرده و طبیعی است که هم رمان بزرگسال و هم کودک در آن دیار رشد و بالندگی داشته باشد.
مترجم اثر تحسین شده «اختراع هوگو کابره» ادامه می دهد: شرایط اجتماعی و فرهنگی کنونی غرب اجازه داده نوع ادبی رمان در آن جا رشد بیشتری داشته باشد. ما باید بپذیریم که اگر در جامعه ای فضای بازتری برای دیدن، اندیشیدن، خلق کردن و نوشتن به وجود آید رمان رشد بیشتری خواهد کرد. وقتی محدودیتها کم تر باشد، نقد و نظر، تنوع نگاه و بیان و خلاقیت هم بیشتر می شود.
این مترجم به ویژگی رمان نو اشاره می کند و می گوید: اگر در یک مرحله رمان نویسی همان اشکال مرحله قبلی بیان شود، دیگر رمان نو خلق نمی شود. چون ویژگی رمان و هنر تکرارناپذیری آن است و برای تکرار ناپذیری باید فضایی باشد تا نظرات نو را بتواند تحمل کند و من فکر می کنم این فضا در غرب وجود دارد.
هیرمندی به توانایی نویسندگان ایرانی اشاره می کند و می گوید: نویسندگان ما به طور بالقوه ناتوان نیستند اما باید قبول کنیم به همان دلایلی که اشاره کردم، در فعلیت هنوز به مرحله توانایی نویسندگان غربی نرسیده اند و علیرغم رشدی که آثار کودک و نوجوان ما در سال های اخیر داشته است اما به لحاظ تنوع، تکثر و حتی محتوا قابل مقایسه با آثار خارجی نیست.
مترجم آثار« شل سیلور استاین» با نگاهی آسیب شناسانه به آثار ترجمه شده در گروه سنی کودک و نوجوان ادامه می دهد: وقتی گرایش به طرف رمان خوانی غربی بیشتر باشد و وقتی کفه مطالعاتی ما به آن سمت سنگین شود، آثار بی ارزش و حتی آثار مبتذل هم مجال بروز بیشتری پیدا می کنند . اما اگر ما به همان اندازه آثار خارجی در میدان داخلی هم به نویسندگان مجال بروز می دادیم و آثاری همسنگ آثار خارجی خلق می شد، قطعاً این آسیب ها کم تر می بود و جوان ایرانی به طور متعادل سیراب می شد.وی ضمن اشاره به تاثیر آثار خارجی بر نوجوانان علیرغم نظر دیگر کارشناسان و نویسندگان اثر این آثار را سوء نمی داند و می گوید: شکی نیست که هر کالایی که وارد می شود( کالای مصرفی و کالای فرهنگی ) تأثیر خودش را دارد .
کالای فرهنگی هم با رنگ و ویژگی های یک فرهنگ وارد می شود، در حقیقت یک اثر ادبی هم فرهنگ ، سبک و سیاق زندگی مردمانی که این رمان درباره آن ها نوشته شده است را همراه خودش می آورد . یک اثر ادبی به همان اندازه که تاثیر زیباشناسانه خودش را بر خواننده اش می گذارد، بر نگاه و سبک زندگی او هم می تواند تاثیر بگذارد.
اما نکته ای وجود دارد، تأثیر مثبت یک اثر ادبی و هنری قابل مقایسه با تاثیر منفی آن نیست و من معتقدم که یک اثر ادبی اگر واقعا ادبی و هنری باشد، اصلاً اثر سوء بر مخاطبش نمی گذارد. هیرمندی به آثار سوء رسانه های دیداری اشاره می کند و توضیح می دهد: در واقع ما برای ورود ارزشهای فرهنگی خارج فقط کانال ادبیات را نداریم رسانه های تصویری مثل تلویزیون ، ماهواره ، اینترنت و روزنامه های خارجی هم هستند که با توجه به تسلط نسل جوان به زبان خارجی به تاثیر مخرب این رسانه ها بی توجه هستیم. در حال حاضر بسیاری از مقالات و تحلیل های سیاسی ما از جایی ترجمه می شوند، من انگشت اتهام را به سمت ادبیات نشانه نمی گیرم، چون ادبیات در پالایش روحی و در خالص کردن رفتاری انسانها خیلی می تواند کمک کند. در ادبیات صحبت از روح مشترک و دردهای مشترک انسانی و صحبت از معیارهای والای رفتاری و دیداری است.

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha