قدس انلاین- زمانیان: 21 ژون 1899روزی است که «ارنست همینگوی» متولد شد. او یکی از نویسندگان برجستهٔ معاصر ایالات متحده آمریکا و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات است. ارنست همینگوی همه عمرش سرگرم ماجراجویی بود. از زخمیشدن در ایتالیا بر اثر اصابت 200 تکه ترکشگلوله نیروهای اتریشی در خلال جنگ جهانی اول تا شرکت در خط مقدم جبهههای جنگ داخلی اسپانیا یا سفرهای توریستی به حیاتوحش آفریقا تا ماهیگیری و شکار حیوانات وحشی و زندگی در کوبا. این روحیه ماجراجویی البته جایی امانش را برید٬ برای همین هم روزی تپانچهای برداشت و به مغزش شلیک کرد.
از مهمترین رمانهای او کتاب «پیرمرد و دریا» است. این کتاب میگوید: «یک مرد را می توان نابود کرد ولی نمی توان شکست داد». «پیرمرد و دریا» روایت داستان پیرمردی است که با ماهی بزرگی مبارزه می کند. برخی ار نقادان گفته اند ارزش پیامی و داستان با ارزش تر از اختراع پیل بوده است. از روی آثار همینگوی فیلمهای زیادی ساخته شده است. کتابهایش مورد علاقه کارگردانان هالیوودی قرار گرفت و چند فیلم بر اساس چند اثرش ساخته شد. «وداع با اسلحه» (1932)،«زنگ ها برای که به صدا در می آیند» (1940)،«پیرمرد و دریا» (1958)،«برف های کلیمانجارو» (1952)،«خورشید همچنان می درخشد» (1984)
و «قاتلین» (1946) آثاری هستند که مورد اقتباس کارگردانان قرار گرفته است.
***
در سالروز تولد این نویسنده و در خصوص علت توجه سینماگران به آثار داستانی این نویسنده گفتگویی با «مهدی غبرایی» مترجم پرکار سالهای اخیر، انجام داده ایم که می خوانید.
* چرا آثار همینگوی مورد توجه و اقتباس سینماگران قرار گرفته است؟
** سبک همینگوی سبکی سر راست و بی شیله پیله است که با پرهیز از صفت و قید همراه شده . همینگوی مرد عمل بوده و همانطور که همه می دانیم و با آثارش از جوانی آشنا بوده ایم تجربه های مستقیم خودش را در زندگی در آثارش هم منعکس کرده . او تجربه ماهیگیری و شکار دارد و سالهایی از عمرش را در میادین جنگ گذرانده است و همه این ها را در داستان هایش آورده است. البته در نوشتن هم به اصول و مبانی پایبند بوده است مثلا تاثیر از نویسندگان پیشکسوتی مثل مارک تواین و استیون کرین او سعی کرده سبکش را به کمک تجربه های نوشتاری این نویسندگان بازآفرینی کند. علاوه بر اینکه همینگوی از کودکی و نوجوانی در محیطی می زیسته که آسیب پذیری فراوانی دیده چون با انواع خلافکاران روبرو شده و از جوانی با دنیایی پر از خشونت و سرخوردگی رودررو بوده که انعکاس همه این ها در آثارش وجود دارد. حتی در جنگ جهانی اول به عنوان خبرنگار حضور داشته است وهمین اهل قلم بودن، خبرنگاری و نوشتن گزارش ها هم به او کمک کرده که سبکش ساده و روان باشد . تا امروز نویسندگان زیادی خواسته اند از او تقلید کنند اما چون از یک طرف آن مایه های ذهنی و فکری او را ند اشته اند و از طرفی متکی بر تجربه ها و متکی بر پشتوانه های ادبی و هنری نبوده اند موفق نشده اند جای او را بگیرد. همه این ها باعث شده نوشته های او شاخصه هایی داشته باشد که مورد علاقه سینماگران باشد و قابلیت بازسازی فیلم هم داشته باشد.
* خودش از اقتباس هایی که بر آثارش شده راضی بوده است؟
** در پروسه ساخت بعضی از فیلم هایش حضور داشته است. اما در نهایت ماحصل کار به گونه ای بوده است که رضایت همینگوی را در بر نداشته است. تا جایی که من می دانم تنها فیلمی که از روی آثارش تهیه شده و همینگوی از آن راضی بوده فیلم «قاتل ها» بوده که از روی داستان کوتاه او با همین عنوان اقتباس شده و اما فیلم هایی مثل «داشتن و نداشتن»، «وداع با اسلحه» و فیلمهای دیگر رضایت او را حاصل نکرده در واقع بسیاری از آن ها با اینکه پشتوانه کارگردانی مثل «هاوارد هاکس» را داشته اما نتوانسته آنطور که همینگوی می خواسته رضایتش را جلب کند.
* پس به عبارتی مستند بودن آثار این نویسنده باعث شده ویژگی های بصری آثارش مورد توجه کارگردانان هم باشد.
** بله هر نویسنده اصیلی از تجربه های زندگی و از آنچه دیده و شنیده در آثارش مایه می گذارد. همان طور که گفتم زخم دیدگی و آسیب خوردگی که همینگوی از دوران کودکی داشته در اغلب قهرمان های داستان های او دیده می شود . مرگ و خشونت در آثار او موج می زند او معتقد است که انسان ها در برابر مرگ شکست خوردنی هستند پس انسان باید با سعی و کوشش خودش به زندگی غنا ببخشد تا در زمان مرگ با دست پر از جهان برود. به طور کلی نسلی که همینگوی نماینده آن بوده بر اثر فجایع جنگ از اصول انسانی، خیرخواهی و نیکی سرخورده می شوند و دچار سرگشتگی می شوند در نتیجه رو می کنند به معنا دادن به زندگی خودشان که همینگوی از طریق ادبیات یا گاوبازی، ماهیگیری و شکار سعی می کند به زندگی اش معنا دهد. همین نگاه او حسی را در آثارش پدید آورده که یکی از مایه های بسیار غنی برای فیلم ساختن می شود و آثارش را به پرده سینما می آورد.




نظر شما