وداع با آقای شهید ایران

دادگاه اختلاس سه هزار میلیاردی که با نام فساد بزرگ مالی نیز از آن یاد می شود همچنان ادامه دارد و مردم هم با کنجکاوی ، مسائل مربوط به این پرونده را پیگیری می کنند.

اولین رئیس بانک ملی هم دزد بود
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

اما شاید بد نباشد که در این میان نقبی به تاریخ بزنیم و به یکی از قدیمی ترین پرونده های فساد بانکی در ایران نگاهی بیندازیم.

 برای این منظور باید داستان را از زمان سلطنت قاجارها و از عهد ناصری آغاز کرد.در آن سالها پیشنهاد تاسیس بانک در کشور از سوی عداه ای نظیر حاج محمدحسن امین دارالضرب اصفهانی به پادشاه داده شد ولی متاسفانه گوشی شنوای این صحبتها نبود و این طرح ره به جایی نبرد.چندسال بعد یعنی درسال 1268 انگلیسی ها برای بسط قدرت و تسلط بیشترشان بر سرنوشت کشور ایران اقدام به تاسیس بانک شاهنشاهی کردند.روس ها نیز برای اینکه از قافله استعمار عقب نمانند یک سال بعد یعنی در سال 1269 بانک استقراضی ایران و روس را افتتاح کردند.

دولتین روس و انگلیس از طریق همین بانکها توانسته بودند گلوی مردم ایران را سخت تر بفشارند و بندهای پیچیده شده به دست و پای مردم کشورمان را محکم تر سازند لذا در سال 1285 برای خلاصی از این وضعیت، پیشنهاد ایجاد بانک ملی داده شد.

ولی متاسفانه با زبانه کشیدن شعله های جنگ جهانی اول ، علی رغم اعلام بیطرفی ایران ، دول متخاصم جنگ بین الملل، دامنه جدال خود را به ایران نیز کشیدند و آتش جنگ به جان مردم ما هم افتاد و به دلیل هرج و مرج ناشی از همین مساله مجددا طرح ایجاد بانک ملی به بوته فراموشی سپرده شد.

در سال 1304 اولین بانک ایرانی که البته تنها به امور ویژه نظامیها میپرداخت افتتاح شد.این بانک ، بانک قشون پهلوی نام داشت که بعدها به نام بانک سپه تغییر نام یافت.

در سال 1306 قانون تاسیس بانک ملی از سوی مجلس صادر شد و در روز سه شنبه بیست شهریور 1307 این بانک رسما کار خود را آغاز کرد.

برای ریاست بانک ملی آقای" دکتر کورت لیندن بلات (Kurt Lindenblatt)" آلمانی که پیش از این ریاست بانک اعتبارات صوفیه بلغارستان را داشت به پیشنهاد "محمد علی فرزین وزیرمختار ایران در آلمان" انتخاب شد.

برای اولین بار چاپ اسکناس ایران از دست بانک شاهنشاهی که متعلق به انگلیسها بود خارج و به بانک ملی ایران سپرده شد (بانک ملی در آن زمان به منزله بانک مرکزی هم بود-بانک مرکزی در سال 1339 تاسیس شد.)

 آلمانی ها معمولا در تاریخ ایران نقش منفی ندارند و تقریبا میتوان گفت در ایران خوشنام بودند ولی متاسفانه آقای لیندن بلات از زمره آلمانی های پاک دست نبود و به پشتیبانی مرد شماره دوی قدرت در آن زمان یعنی تیمورتاش وزیر دربار شروع به اختلاس از بانک کرد.

 تیمورتاش

لو رفتن قضیه اختلاس حوادث زیادی را در کشور باعث شد به نحوی که رضا شاه که به دلایل مختلف با تیمورتاش اختلاف پیدا کرده بود(علی الخصوص ارتباط تیمورتاش با شوروی و نگرانی رضاخان از قدرت گیری بیش از حد تیمورتاش و همینطور تلاش انگلیسیها برای حذف تیمورتاش)، او را از سمتش عزل و راهی زندان کرد و در آخر هم در سال 1312 تیمورتاش به دست پزشک احمدی در زندان قصر به قتل رسید.

لیندن بلات و معاونش فوگل از کشور متواری شدند.فوگل که در بیروت به سر میبرد وقتی مجبور به برگشتن به ایران برای محاکمه شد در بیروت خودکشی کرد ولی بلات به ایران آورده شد و به حبس و جریمه محکوم شد.مهدی قلی خان هدایت مخبرالسلطنة نخست وزیر وقت در کتاب خاطرات و خطرات خود این واقعه را چنین شرح میدهد:

"معلوم شد معاملاتی بدون وثیقه کافی شده و خساراتی وارد آمده است، لیندن بلات رئیس بانک زیاد مقید به رعایت نظرات هیئت نظارت نبوده است و شاید متکی به تیمور تاش ،در هر حال اختلاساتی مسلم شد.

لیندن بلات به خیال گریز می افتد به بهانه مرض و معالجه با اجازه مسافرت میکند (اتو) فوگل نایب رئیس چاره در فرار میبیند شاه شخصا به بانک رفته و طلای وثیقه را بازدید میفرماید نقصی نداشته است .

فوگل مفقودالاثر میشود ، (سرتیپ) ایرم (رئیس کل تشکیلا ت نظمیه مملکتی) در گاراژها معلوم میکند که دندانسازی به دعوتی به بغداد رفته است تفحص میکند هیچ جا او را در اتومبیل نمیباید بعدها کاشف به عمل آمد که در صندوق پشت اتومبیل پنهان بوده است به این تدبیر از سرحد میگذرد در بغداد معطل نشده به بیروت میرود . دولت ، فوگل را از حکومت شام می خواهد وی ناچار انتحار میکند. این واقعه از برای المان نهایت اهمیت را داشت عده کثیری متخصصین المانی در ادارات ما کار میکنند بطوریکه میشود گفت سیاست آلمان در ایران روبه غلبه دارد و بانک ملی قلب اقتصاد است لیندن بلات از راه قانونی ملجاء شد با وکیل مدافعی به تهران آمد به 18 ماه حبس و 7000 لیره و 46 هزار ریال محکوم شد (63هزار تومان) دولت باز یک نفر آلمانی را بتوسط سفارت خودمان در برلن به ریاست بانک اجیر کرد ،هرست نامی معین شد"

کورت لیندن بلات در جریان انتقال دارایی های حاصل از فروش نفت از حساب دولت به حساب شخصی رضاخان نیز به دستورات دولت عمل میکرد.

در ماهنامه الکترونیک دوران جریان انتقال دارایی های ملی به حساب شخصی رضاخان بدین شکل تشریح شده است:

در سال 1931، «چارلز. سی. هارت»، وزیرمختار آمریکا در تهران، گزارش داد که رضاشاه شخصاً بیش از ‏یک میلیون پوند در لندن به حساب خود واریز کرده است. بر اساس تعدادی از اسناد بانکی که پهلوی‌ها ‏به هنگام فرار دسته‌جمعی‌شان از ایران در سال 1978 از خود باقی گذاشتند معلوم می‌شود که اظهارات ‏نیشدار «هارت» درباره حساب‌های بانکی رضاشاه در لندن از روی حدس و گمان نبوده است. آنچه هارت ‏نمی‌دانست این بود که رضاشاه حساب‌های دلاری متعددی در لندن، ژنو و برلین دارد. اسناد باقیمانده ‏حاکی از انحراف مسیر درآمدهای نفتی ایران به حساب‌های شخصی رضاشاه است.‏
سرهنگ رضاقلی امیرخسروی، مدیرکل بانک پهلوی، در تاریخ 17 اوت 1931 طی نامه‌ای محرمانه به دکتر ‏کورت لیندن بلات، رئیس بانک ملی ایران نوشت: «عالیجناب، بنا به دستور اعلیحضرت، خواهشمند است ‏با ارسال دستورالعمل تلگرافی به بانک میدلند در لندن دستور واریز 150 هزار دلار به حساب اعلیحضرت ‏نزد بانک وست مینیستر را صادر و مراتب را با تلگراف تأیید فرمایید. با احترام فراوان آقای رئیس، مدیر ‏کل، سرهنگ امیرخسروی.»(نامه امیرخسروی به لیندنبلات، مورخ 17 اوت 1931.‏)

لیندن بلات در پاسخ نوشت: «عالیجناب، عطف به دستورالعمل شماره ‏‏5170 مورخ 17 اوت حضرتعالی، احتراماً به عرض می‌رساند که روز گذشته به محض دریافت نامه شما، ‏دستورالعمل تلگرافی برای واریز 150 هزار دلار به حساب اعلیحضرت در بانک وست مینیستر با مسئولیت ‏محدود در لندن به بانک میدلند با مسئولیت محدود در لندن ارسال شد. بانک وست مینیستر دستورالعمل ‏تلگرافی ما را دریافت کرده و شما را از رسید پول مطلع خواهد ساخت. با احترام و سپاس فراوان ‏عالیجناب، دکتر لیندن بلات، بانک ملی ایران.»(نامه لیندنبلات به امیرخسروی، مورخ 18 اوت 1931)

انشا الله که فساد مالی اخیر آخرین پرونده اختلاسهای این چنینی در تاریخ کشورمان باشد و ای کاش مختلسین به هنگام وسوسه برای اختلاس نگاهی هم به تاریخ بیندازند،تاریخی که حضرت امام خمینی(ره) به زیبایی فرموده اند "تاریخ معلم انسان هاست" و به عاقبت شوم این کار بیندیشند که یا محاکمه و زندان در انتظار آنهاست یا دربدری و ننگ وبدنامی و در آخر هم روزی پیشگاه عدل الهی را در پیش رو دارند.

در این بازار اگر سودیست با درویش خرسنداست/خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی.حافظ

نقل از :عروه الوثقی
 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha