در این میان آنچه در بقا و یا اتخاذ تدابیر صحیح در این میدان موثرتر است برخورداری از آگاهیهای بیشتر در این عرصه است.در دنیای امروز که از هر سو توسط رسانههای مختلف احاطه شده است و در شرایطی که نظام تبلیغ از رسانههای گروهی به عنوان اهرمی برای تاثیرگذاری بیشتر بر مخاطبان استفاده میکند، آگاهی بیشتر میتواند به درک وسیع تری از محیط اجتماعی ، سیاسی و یا اقتصادی منجر شود.
در این میان عده ای معتقدند نبود عدالت اقتصادی در میان گروههای مختلف اجتماعی به ایجاد شکافی عمیق در برخورداری از آگاهی دامن میزند که این فاصله خود تعیین کننده موفقیت افراد در زندگی فردی و اجتماعی آنهاست، یعنی به همان میزان که اوضاع اقتصادی گروهی از جامعه افزایش مییابد، امکان برخورداری از اطلاعات و بهره مندی آنها از رسانههای توزیع کننده اطلاعات نیز بیشتر خواهد شد. این موضوع که نخستین بار از سوی تیکنور، دونوهو و اولین در نظریه ای با عنوان «شکاف آگاهی» مطرح شد معتقد است همزمان با افزایش انتشار اطلاعات در جامعه توسط رسانههای جمعی بخشهایی که پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی بالاتری دارند این اطلاعات را سریع تر از بخشهای دارای پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی پایین کسب کرده و بنابر این شکاف آگاهی بین این دو بخش به جای کاهش افزایش مییابد؛ بعدها راجرز و عده ای دیگر با اصلاح این نظریه تصریح کردند شکافهای ایجاد شده به سبب ارتباط ، به شکاف آگاهی محدود نیستند و نگرشها و رفتارها را نیز در بر میگیرند و به علاوه، این شکاف به افراد دارای پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی بالا یا پایین محدود نمی شود، بلکه شکافهای مهمی نیز میان نسلهای جدید و قدیم رخ میدهد.
گرچه عده ای معتقدند امروزه افراد بسیار زیادی را در جامعه میتوان سراغ گرفت که حتی با وجود داشتن مدارک تحصیلی و برخورداری از موقعیت اقتصادی بهتر نسبت به سایر طبقات اجتماعی همانند سایر گروههای اجتماعی از پیامهای وسایل ارتباط جمعی بهره مند شده و از آن تاثیر میپذیرند.
البته دکتر علیرضا دهقان استادیاردانشگاه تهران برخلاف عده ای که جایگاه مطلق و منحصر به فردی برای تاثیر رسانه در ایجاد شکاف آگاهی قایل اند، معتقد است: در نابرابری اطلاعات، عنصر اصلی رسانه نیست. البته رسانهها میتوانند در توزیع اطلاعات در میان بخشهایی از جامعه که قبل ازگسترش رسانهها به اطلاعات دسترسی نداشتند کمک کنند و تسریع کننده باشند، اما مسأله اصلی در نظریه شکاف آگاهی آن است که در بحث برابرسازی افراد در زمینه اطلاعات و دسترسی به آن، متغیر کلیدی پایگاه اجتماعی- اقتصادی افراد است. حتی اگر بتوانیم سرعت انتشار اطلاعات را زیاد و هزینه دسترسی را هم ارزان کنیم، مانند وضعیتی که اکنون به وجود آمده است، باز پایگاه اجتماعی- اقتصادی افراد مانعی است تا برابری اتفاق نیفتد.
وی عنصر انگیزه و یا علاقه را نیز در این مهم مؤثر میداند و میگوید: در ابتدای طرح نظریه «شکاف آگاهی» یک رابطه ساده میان پایگاه اجتماعی- اقتصادی افراد و میزان شکاف آگاهی در بین گروههای متفاوت مطرح بود، یعنی تصور میشد هرچقدر پایگاه اجتماعی- اقتصادی افراد پایین تر باشد دسترسی آنها به اطلاعات کمتر میشود و برعکس. اما بعد انتقاداتی به آن مطرح شد، پژوهشهایی صورت گرفت و نتایج جدیدی به دست آمد. بر اساس نتایج جدید گفته شد که فقط پایگاه اجتماعی- اقتصادی نیست که تعیین کننده دسترسی افراد به اطلاعات است، بلکه میزان آگاهیهای آنها در مورد مسایل مهم و مسایل مربوط به گروههای اجتماعی میتواند تحت تاثیر متغیرهای دیگری نیز باشد، متغیرهایی مانند علاقه یا نیاز افراد به اطلاعات.
این علاقه میتواند شخصی یا اجتماعی باشد. منظور از علاقه این است که بپرسیم این اطلاعات خاص به چه دردی میخورد. وی به موضوع انتشار اطلاعات مربوط به یارانهها اشاره میکند و میگوید: اینکه اطلاعات مربوط به اینکه چه گروههایی مشمول دریافت یارانه میشوند در این بررسی مهم است؛ این اطلاعات ممکن است برای گروههای گوناگون اجتماعی اهمیت متفاوتی داشته باشد. گروههای پایین ممکن است که خیلی به این اطلاعات نیاز داشته باشند و گروههای با درآمد بالا از آنجا که این یارانهها خیلی در زندگی آنها سهم ندارد علاقهای به دانستن آن نداشته باشند، بنابراین علاقه میتواند تعیین کننده باشد که ما دنبال اطلاعات برویم یا نرویم.
امروزه یکی از مؤلفههای قابل مشاهده در خصوص شکاف آگاهی و آثار آن را میتوان در میان نسلهای گوناگون اجتماعی دید.شکاف نسلی به عنوان اختلافی در نگرش یا رفتار جوانان و افراد سالمند تعریف شده که موجب نبود فهم متقابل آنان از یکدیگر و فاصله بین نسلها و گاه طغیان نسل جدید در برابر نسل قدیم میشود .
حوریه بزرگی دانشجوی ارشد تبلیغ و ارتباطات فرهنگی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به همین نکته پیامدهای این شکاف را اینگونه عنوان میکند: این امر میتواند در تلاش نوجوانان و جوانان در گسستن پیوندهای وابستگی خود از والدین یا نسل بالغ متجلی شود ؛ با توجه به اینکه هر جامعه مجموعه ای از خانواده هاست پس از یک منظر میتوان گفت تغییرات ایجاد شده در هرجامعه برآیندی از تغییرات خانوادههای آن جامعه است ؛ حال هر خانواده را با دو طبقه در نظر میگیریم: طبقه والدین با میزان آگاهی پایین و طبقه فرزندان که به واسطه دسترسی زود هنگام و گاه آسان به رسانههای جمعی نسبت به والدینشان از آگاهی بیشتری برخوردارند، فرزندانی که به واسطه سرعت بالای پیشرفت فناوری در دنیایی متفاوت از والدینشان چشم به جهان میگشایند و بتدریج با افزایش تعاملات اجتماعی شان میزان استفاده آنها از رسانه و در نتیجه میزان آگاهی شان افزایش مییابد و این در حالی است که بسیاری از والدین در سالهای متمادی سطح دسترسی وآگاهی شان افزایش چشمگیری ندارد، به عنوان مثال در حالی که والدین برای آگاهی از اخبار به خواندن مطبوعات و یا دیدن تلویزیون بسنده میکنند، نوجوانان وجوانان به کسب اطلاعات از منابع گوناگون در فضای مجازی و شبکههای متفاوت تلویزیونی و ماهوارهای تمایل دارند. در واقع با فراگیر شدن آموزش متوسطه و تا حدى آموزش عالى در کشور، سطح سواد آموزش نسل جدید در مقایسه با نسل گذشته بسیار افزایش یافته است، به گونهای که اکنون بسیارى از پدران و مادران باید اطلاعات و دانش جدیدتر را از فرزندان خود فرا بگیرند،این وضعیت سبب از دست رفتن اقتدار والدین و سلب اعتماد فرزندان از کارآمدى و مفید بودن دانش و اطلاعات و ارزشها و هنجارهاى آنان و در نتیجه ایجاد نوعی شکاف میشود.
۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۱:۱۲
کد مطلب: ۶۱۱۶۹
گروه فرهنگی - جوامع گوناگون هر روز بیش از روز پیش رشد کرده و دایره تکامل خود را کاملتر میکنند.صاحبان بنگاههای تولیدی و خدماتی برای کسب منافع بیشتر به تولید و ارایه خدمات متنوع دست میزنند تا از قافله رقابت در این عرصه عقب نمانند.
زمان مطالعه: ۱ دقیقه



نظر شما