تحولات منطقه

دکتر عماد افروغ - بسیاری از ما ایرانیان در مورد موضوعات گوناگون و بدون آنکه در آن تخصصی داشته باشیم، اظهارنظر می‌کنیم.

بوریا باف اگر چه بافنده است نبرندش به کارگاه حریر
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

 

همه چیزدانی در وهله اول گریبان علوم انسانی و مسایل فرهنگی را گرفته است. معمولاً کسانی که در رشته‌های علوم انسانی تخصص دارند، به خود اجازه نمی‌دهند به راحتی در رشته‌های دیگر و بویژه در علوم فنی اظهارنظر کنند. اما بر خلاف این رویه‌ای که در عالمان انسانی سراغ داریم، عالمان علم ابزاری یا علوم فنی براحتی در مقوله‌های انسانی آن هم در حد یک نظر کارشناسی و نه در حد یک دیدگاه اظهارنظر می‌کنند.
اشکالی در اینکه همگان در خصوص مسایل مختلفی که با آن سر و کار دارند و امور روزمره‌شان است، یک معرفت عملی داشته باشند و اظهارنظر در این مسایل کنند، نیست. حتی این را هم صواب می‌دانیم که یک نگاه مجموعه نگر همان طور که قرآن دارد، داشته باشیم. در قرآن یک هماهنگی میان وقایع تاریخی، طبیعت شناسی و پند و اندرزهایش وجود دارد. وقتی از آینده خبر می‌دهد، بلافاصله نصیحت می‌‌کند و وقتی از وقایع تاریخی می‌گوید بلافاصله تبشیر و تنذیر را به میان می‌کشد.بنابراین داشتن درک اجمالی از مسایل اشکالی به وجود نمی‌آورد، ولی مشکل آنجا شروع می‌شود که کسی که یک درک اجمالی دارد، در مقام یک مسؤول و یک متخصص اظهار نظر می‌کند یا حتی افراد متخصص در امور فنی و مهندسی و یا پزشکی وارد مقوله‌هایی می‌‌شوند که جزو تخصصشان نیست و سبب آزردگی خاطر عالمان انسانی و اختلال در کار می‌شوند.
افلاطون بر این نکته تأکید داشت که آنهایی که سوفسطایی مسلک هستند، ادعای همه چیزدانی دارند، در حالی که هیچ چیز نمی‌دانند. بنابراین در درک اجمالی داشتن اشکالی نیست، اما در اظهارنظرهای تخصصی که فرد مربوطه نگرش ظریف و ژرف ندارد نباید شاهد اظهارنظرهای کارشناسی و تخصصی باشیم. افزون بر اینکه گاه کسانی عهده دار مقامی می‌شوند که نیاز به تخصص لازم را دارد و متأسفانه این تخصص در آنها دیده نمی‌شود. به قول سعدی ندهد هوشمند روشن‌ضمیر/به فرومایه کارهای خطیر/ بوریا باف اگر چه بافنده است/ نبرندش به کارگاه حریر/ این مسأله‌ای است که در عزل و نصبها رعایت نمی‌شود.
یکی از دلایل این همه چیزدانی به لحاظ جامعه شناسی عدم تحقق فرایند تفکیک و تخصصی شدن است . ما هنوز متوجه نیستیم که جامعه وقتی رشد کمی پیدا می‌کند، خواه ناخواه ضروری است که فرایندی به نام تفکیک و تخصصی شدن در آن رخ بدهد. مشکل اصلی جامعه ما این است که شاهد دو فرایند همزمان تفکیک و انسجام نیست. یا به سمت تفکیک در شرایط احساسی و هیجانی می‌رود یا به سمت انسجام می‌رود. مهم این است که هر دو را با هم داشته باشد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • پوريا IR ۰۰:۰۴ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۰
    0 0
    خوب نبود