تحولات منطقه

قدس : ترویج عرفانهای کاذب در مقطع فعلی بخشی از پروژه جنگ نرم دشمنان علیه اعتقادها و باورهای اسلامی مردم است که هر روز در شکل و شمایلی تازه به منصه ظهور می آید.

«عرفان حلقه» کشکولی از عرفانهای کاذب است
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

عرفان حلقه نیز یکی از این نوع عرفانهاست که البته به دلیل استفاده از برخی عبارتها و ظاهرهای دینی سعی دارد تا بخشی از جوانان را به خود جلب کند، در حالی که این عرفان در اعتقادات با چالشها و تناقضهای متعددی مواجه است. از همین رو، گفتگویی را با حجة الاسلام و المسلمین حمزه شریفی دوست، معاون پژوهشی مرکز مطالعات بهداشت معنوی، داشته ایم که حاصل آن پیش روی شماست.

*عرفان حلقه در ایران چگونه شکل گرفت؟
**این جریان ابتدا نام خاصی نداشت و بنیانگذار این فرقه گاهی جلساتی را برگزار می کرد ولی به مرور تشکیلاتی را راه انداخت. ازشکل گیری رسمی عرفان کیهانی حدود یک دهه می گذرد که اوج فعالیت این فرقه به چهار، پنج سال گذشته باز می گردد.
*آیا خدا شناسی در عرفان حلقه همان خداشناسی در متون اسلامی است؟
**متاسفانه این جریان به خاطر حساسیت مردم به توحید باوری، از همان ابتدا خود را یک جریان خدا محور معرفی کرد، در حالی که خدا باوری با شعار درست نمی شود. یکی از تناقضهای اساسی در باب عرفان حلقه همین مسأله توحید است. آنها از یک طرف شعار خدا گرایی سر می دهند و از طرف دیگر آموزه ها و مبانی معرفتی آنها کاملاً مادی گرایانه و ضد توحیدی است. در عرفان حلقه، آنچه مطرح است، تأکید بر شعور مندی موجودات به جای تأکید بر خداگرایی است.
به عبارت دیگر، چندان بر خدا تأکید نمی شود و تمامی کارکردهایی که از خدا انتظار می رود، به پدیده ای به نام شعور کیهانی نسبت داده می شود. که این امر همانند ادعای مادی گرایان و دهریون است که ماده را صاحب شعور و بی نیاز از خالق و آن را ازلی و ابدی معرفی می کردند، چنانکه به این امر در آیه 24 سوره جاثیه اشاره شده است. بنیانگذار این فرقه صریحاً می گوید که انسان نمی تواند عاشق خدا شود، چرا که از نظر وی راه فهم خدا مسدود است و انسان فقط باید با مخلوقات کار داشته باشد نه با خود خدا.
این در حالی است که قرآن کریم در آیه 165 سوره بقره صریحاً می فرماید: انسانهای با ایمان به طور عمیق عاشق خدایند. خدایی که در عرفان حلقه معرفی می شود، آن خدای متعالی که در متون اسلامی و قرآن کریم ذکر شده است، نیست؛ بلکه خدایی است که اولاً نمی توان با او ارتباط گرفت. دوم اینکه ارتباط با حلقه های شعور کیهانی برای عارف شدن کافی است و اگر کسی سودای خدا در سر دارد، باید به فرادرمانی بپردازد یا اینکه به خدمت مخلوقاتش اکتفا کند. در نتیجه، در عرفان حلقه خداشناسی در پرداختن به مخلوقات متوقف می شود و تعالی معنوی اساسا با خدای متعال گره نمی خورد.
*در فرقه حلقه، دین و مذهب چه جایگاهی دارد؟
**متاسفانه هر چند مفاهیم مقدسی به نام دین و شریعت و خدا در نوشته ها و گفته های سران عرفان حلقه ذکر شده است؛ اما این حقایق هیچ کدام در ناحیه باورها و اعتقادهای زیربنایی جا نمی گیرد و دستورهای دینی و رسالت الهی به کنار گذاشته می شود، که این یکی از تناقضهای معرفت شناسانه در عرفان حلقه می باشد. چرا که از یک طرف به وجود دین و شریعت اذعان می شود و از طرف دیگر تمامی باورها و اعتقادهای اساسی در ادیان الهی، جزو رنگ و لعابهای غیر لازم معرفی می شود.
تمامی آنچه در دین الهی اسلام، به عنوان اساس دینداری و اصول دین معرفی شده است، همگی از نظر سردمداران عرفان حلقه در درجه دوم اهمیت قرار دارند. در عرفان حلقه، به جای زیربناهای اعتقادی و اصول دین، مفهوم «شبکه شعور کیهانی» جعل گردیده است؛ بدین معنا که کسی که به شعور کیهانی ایمان داشته باشد در حقیقت اصول عقیدتی اش کامل است ولو اینکه به معصومین(ع) اعتقادی نداشته باشد و اگر کسی به این شبکه شعورمند معتقد نباشد، به هر چه ولو خدا، باور داشته باشد، سودی به حالش ندارد. بنیانگذار عرفان حلقه، در رابطه انسان با خدا، فقط شبکه شعور کیهانی را به عنوان رابط و واسطه ذکر می کند و نه ولایت اولیای الهی و شریعت الهی. چنانکه رهبر عرفان حلقه تصریح کرده است :«داشتن ایمان و اعتقاد برای حضور در حلقه لازم نیست و تنها شرط لازم، شاهد بودن است.»
*محمد علی طاهری، شیطان را موحد می داند نه کافر...
** وی صریحاً در یکی از صحبت هایش که الان کلیپش هم در اینترنت موجود است، شیطان را اول موحد عالم و حتی معلم حضرت آدم می داند.این مطلب جزو نکات قابل توجه در فرقه عرفان کیهانی است که با متون اسلامی و خصوصا تعلیمات قرآن نه فقط همخوانی ندارد، بلکه کاملا ناسازگار است.
در قرآن، شیطان به عنوان موجود رجیم و دشمن انسان معرفی شده است که البته حیله هایش ضعیف است و تسلطی بر انسانهای مومن ندارد، اما در گفته های طاهری دقیقا خلاف این گفته ها در مورد شیطان به چشم می خورد. وی تمرد شیطان را به عنوان نشانه ایمان وی برمی شمارد، در حالی که خداوند در آیه 44 سوره مریم، عصیان شیطان را گوشزد می کند و صریحاً انگشت روی کفر شیطان می گذارد.
بنیانگذار این فرقه حتی ادعا می کندکه تمرد شیطان، مأموریت و نقشه خداوند بوده است و حتی عملِ دیگر ملایک را نکوهش می کند. در حالی که قرآن کار دیگر ملایک را با تعظیم و تکریم یاد می کند و سرپیچی شیطان را ناشی از تکبر او می داند نه ناشی از ایمان او.از همه اینها بالاتر نقشی که وی به شیطان می دهد و قدرتها و نیروهایی که برای شیطان می شمارد؛ دقیقاً همان اعتقاد شیطان پرستان مدرن است؛ یعنی همان نگرشی که امروزه در فیلمهای هالیوودی به تصویر کشیده می شود و در کتاب مقدس شیطان پرستان توسط «آنتوان لاوی» به آن تصریح شده است؛ توسط طاهری و همفکرانش به نام عرفان اسلامی تبلیغ می شود. شیطان پرستان برای شیطان قدرتهای شگرف و نیروهای بی بدیل قایلند، در حالی که قرآن به ناکارآمدی قدرتهای شیطان اشاره و تصریح می کند شیطان کید ضعیفی دارد.
متأسفانه، بینشی را که هالیوود نتوانسته در میان جوانان ما جا بیندازد و ابزار هنر نتوانسته به آن جامه عمل بپوشاند، که همان ترویج تلقی شیطان پرستان از موجودی به نام شیطان است، توسط یک فرقه به ظاهر اسلامی الان دارد در کشور ترویج می شود. شیطان در نگاه عرفان حلقه چنان بزرگ است که در عرض خدا ظاهر می شود و نظام عالم را به نظام دوقطبی تبدیل می کند و روشن است این عقیده با مفهوم تضاد در هستی که مورد تأیید متون اسلامی و عرفانی است، زمین تا آسمان متفاوت است.
*آیا آموزه های عرفان حلقه کاملا بومی است یا اینکه از جریانهای دیگر هم نقش پذیرفته است؟
**مفاهیمی مانند واقعیت وجودی و حقیقت وجودی که در عرفان حلقه آمده است، ارتباطی با مفاهیم وحدت وجود و ظهورات و تجلیات خداوند که در عرفان اسلامی آمده است ندارد؛ بلکه همان مفاهیمی است که در عرفان سرخپوستی با عنوان تونال و ناوال مطرح است. آموزه هایی مانند کالبدهای مختلف و چاکراها همه از یوگا برگرفته شده اند و یا شعور کیهانی هم در عرفانهای شرقی از جمله هندو و آیین یوگا مطرح است و هم ریشه در نظر یونگ دارد. شفاگری روح القدس هم ریشه در کتاب مقدس دارد. نظام دوقطبی که در حلقه تصویر می شود، ریشه در نگاه کابالیستی دارد و اساسا استفاده از قدرتهای شر و اتصال به مبدا شرور برای پیشبرد هدفهای دنیوی، همان خمیرمایه معناگرایی در کابالاست. بنابراین، عرفان حلقه ملغمه ای از دیگرعرفان هاست.
*بعضی معتقدند درمانی که در عرفان حلقه ادعا می شود، همان جن گیری است. آیا شما این گفته را می پذیرید؟
**اولا بخشی از فیلمهایی که مریدان عرفان حلقه دارند، همان انرژی درمانی است که هیچ ارتباطی با عرفان و معنویت ندارد. اما آنچه تحت عنوان تشعشع دفاعی یا اصطلاحاتی از این قبیل ادعا می شود، از نظر ما نمونه ای از تصرف قدرتهای شیطانی است که بهتر است اسم آن را تصرف گذاشت نه درمانگری.
*آیا شیطان قدرت درمانگری دارد؟
**منظور از قدرتهای شیطانی تمام فنون و روشهایی است که از نظر شرعی جواز تحصیل و جواز اِعمال ندارد مانند سحر، جادو، شعبده بازی، استفاده از جن و ارواح. عمل درمان که در عرفان حلقه اجرا می شود، با انرژی درمانی رایج تفاوت دارد. در فرادرمانی عرفان حلقه، بعضی افراد به مرز اختلال و پریشانی روان و هذیان گویی هایی مداوم می رسند، به گونه ای که اطرافیان جنون ایشان را می بینند. بعضی از افرادی که در عرفان حلقه تحت درمان رفته اند، نه فقط به سلامتی دست نیافته اند، بلکه بعد از مدتی دچار امراض دیگر شده و از نظر روانی آسیبهای جدی دیده اند.
*ارتباط درمان با عرفان در این جریان چیست؟
**طاهری در مصاحبه ها و کتابهایش گفته درمان قدم اول در عرفان است؛ چرا که با فرادرمانی، انسان با مبدأ درمان و شفا مرتبط می شود و به قدرت خدا پی می برد. مطلب اول این است که اولا درمان صحیح و واقعی در درمانگری عرفان حلقه اتفاق نمی افتد. به علاوه، اگر به هر دلیلی درمان صورت پذیرد، درمان چه ارتباطی با عرفان دارد؟ اگر قرار باشد هر کسی که مریضی را مداوا نمود، باید تمامی پزشکانی که بیمار خود را درمان می کنند، یک شبکه عرفانی راه بیندازند و تمامی روان پزشکان و مشاوران که افراد را بهبود می بخشند، از این به بعد با تمسک به همین شعار دستگاه مرید و مریدپروری راه بیندازند! اتفاقاً طاهری قدمهای بعدی عرفانش را نمی گوید. چون مرحله بعدی اساسا در کار نیست و همه عرفانش همین ارتباط با اجنه و ارواح است. عرفان به معنای راهی است که انسان را به خدا پیوند می دهد و در آن تجربه وحدت با مبدأ هستی اتفاق می افتد و هیچ ارتباط مستقیمی با درمان جسم ندارد.
*راهکار اساسی مواجهه با عرفانهای بدلی را چه می دانید؟
**اساسی ترین راه، عرضه معنویت اسلامی است؛ یعنی بازتولید آموزه های معنوی در معارف اهل بیت(ع)، البته متناسب با نیاز مخاطب. از طرف دیگر، از آنجا که این امر در کوتاه مدت ممکن نیست، نباید نسبت به آسیب زدایی از فضای فرهنگی کشور غفلت کرد. الان، متأسفانه بسیاری از متولیان و مجریان فرهنگی اطلاعی از جریان وسیع عرفانهای کاذب در کشور ندارند.
لازم است به صورت ضربتی و در قالب کارگاه های فشرده، خواص جامعه از عمق این هجمه که با نام عرفان، نفوذ قابل توجهی داشته است، مطلع شوند؛ یعنی دست کم برای گروه های خاص مانند مسؤولان شهرستانها و معلمان و جوانان فعال فرهنگی در کانونهای مساجد و هیأتها اطلاع رسانی و ایمن سازی صورت گیرد. در قدم بعد، در سطح عموم برای خانواده ها اطلاع رسانی مفید و سازنده انجام پذیرد. 
 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha