این منطقه نیز مانند بسیاری از روستاهای همجوار با کلانشهری همچون مشهد از کمبودهای زیادی در رنج است.
به منظور بررسی مشکلات این روستا به سمت قرقی حرکت میکنیم و پس از عبور از چند خیابان شلوغ و پرترافیک وارد جاده سیمان میشویم. جادهای که فقط نیمی از آن آسفالت دارد و قسمتی که به روستای قرقی ختم میشود خاکی است.
در بدو ورود به روستا اولین منظرهای که نظر ما را جلب میکند پیادهروهای خاکی، ناهموار و پر از آشغال است که با وزش مختصر نسیمی مقدار زیادی گرد و خاک را به هوا بلند میکند؛ وضعیت کوچهها نیز بدتر از آن است.
جای خالی پلهای هوایی
رضا افشار دلخواه، مسؤول شورای اسلامی روستای حسینآباد قرقی به خبرنگار ما میگوید: مشکل اساسی ما همین جاده خراب و بدون آسفالت است.
وی میافزاید: ما روستاییان مردم کم توقعی هستیم، همین اندازه که از نعمت آب و برق و گاز بهرهمند شدهایم، خدا را شکر میکنیم، ولی من وقتی میبینم در شهر بیشتر خیابانها مخصوصاً مقابل مدارس دارای پل هوایی است حسرت میخورم و از خود میپرسم، چرا مسؤولان به فکر ما روستاییان نیستند، آخر بچههای ما نیز فرزندان این آب و خاکند، مگر احداث یک پل هوایی مقابل مدارس روستاها چقدر هزینه دارد که بچههای ما برای عبور از وسط این جاده خراب بدون آسفالت هر روز با جان خود بازی میکنند!
سالی یک کیلومتر آسفالت
این مسؤول شورا ادامه میدهد: از سال 79 که پرده زدند و قرار شد جاده سیمان را آسفالت کنند تاکنون 11 سال است که فقط سالی یک کیلومتر آن را آسفالت کردهاند! کوچههای روستاها هم که همه فاقد آسفالت است. بتازگی بودجهای در حدود 200 هزار تومان برای دهیارها در نظر گرفتهاند و قرار است کوچهها را آسفالت کنند، اما این بودجه کفاف آسفالت همه کوچهها را نمیدهد.
وی میافزاید: به نظر من اگر هر سال بودجه چند روستا را به یک روستا اختصاص دهند و آن را آباد کنند و سال بعد نوبت را به روستای دیگری بدهند، بهتر است در این صورت هم بودجه حیف و میل نمیشود و هم روستاها بهتر و سریعتر آباد میشوند.
کشاورزی نابود شده است
وی بیکاری جوانان را مهمترین معضل روستاها میداند و ضمن تأسف از اینکه کشاورزی از بین رفته است، میگوید: در قدیم این روستا بسیار سرسبز و آباد بود؛ من در قرقی متولد شدهام، پدر و مادرم نیز در قرقی زندگی میکردند، اهالی قرقی همه کشاورز بودند، ما تا همین چند سال پیش از قرقی علیا سالی چند تن چغندر و انواع میوه به شهر میفرستادیم، اما در حال حاضر آب برای کشاورزی نداریم به همین دلیل همه زمینهای خود را برای ساخت و ساز به فروش رساندهایم متأسفانه مرغداریهای ما نیز تعطیل شده است، در نتیجه جوانهای ما همه بیکارند.
پای درد دل اهالی
بعد از شنیدن صحبتهای رضا افشار به سراغ سایر اهالی قرقی میرویم. طبق معمول چند جوان مقابل یک بنگاه معاملات ملکی نشستهاند، همین که از منظور ما آگاه میشوند شروع میکنند به درد دل کردن و شکوه از وضعیت نامناسب روستا... بابلی که جوانی ورزشکار است، از همان ابتدا به نبود مراکز ورزشی اشاره میکند و میگوید: ما نه سالن ورزشی داریم و نه پارک و فضای سبز و مراکز تفریحی، جوانهای روستا برای استفاده از سالن ورزشی باید به منطقه خواجهربیع بروند آن هم به شرطی که عضو بسیج باشند، در غیر این صورت نمیتوانند از اماکن ورزشی خواجهربیع استفاده کنند!
جوان دیگری میگوید: معلوم نیست بودجهای که به روستاها تعلق میگیرد، صرف چه کاری میشود. ما از مسؤولان میخواهیم این بودجه را در اختیار اهالی بگذارند، زمینش را داریم، خودمان ورزشگاه میسازیم.
یکی دیگر از ساکنان روستا میگوید: مشکل بهداشت هم داریم. بهداری هیچ کاری برای ما انجام نمیدهد؛ اگر دندان درد داشته باشیم به جای معالجه ما را به شهر میفرستند.
صمدی میافزاید: فقر فرهنگی مشکل دیگر اهالی این روستاست. با اینکه برای جمعآوری زباله از هر خانواده مبلغی میگیرند زبالهها مرتب جمعآوری نمیشود و مردم به نظافت کوچهها و پیادهرو اهمیت نمیدهند! به طوری که همه جا را آشغال و نخاله های ساختمانی فرا گرفته و به جای هوای پاک روستا باید گرد و خاک بخوریم.
دبیرستان نداریم
کمکم جوانهای روستا اطراف ما جمع میشوند؛ یکی شکوه میکند که این روستا دبیرستان ندارد پسرهای روستا برای ادامه تحصیل هر طور باشد میتوانند به شهر بروند، اما دختران ما در این مورد مشکل دارند و بیشتر آنها ترک تحصیل میکنند.
یکی دیگر از اهالی روستا مشکل کم آبی را مطرح میکند و میگوید: تا موقعی که شهرک مهرگان ساخته نشده بود مشکل کم آبی نداشتیم، ولی پس از راهاندازی این شهرک مشکل کم آبی به مشکلات دیگرمان افزوده شده به طوری که تابستان بیشتر منازل از پمپ استفاده میکردند، ولی کسانی که وضع مالی خوبی نداشتند بیشتر اوقات روز را بیآب بودند. شکوه و شکایت زیاد است یکی از مغازهدارها هم میگوید: کوچههای ما را شهرک مهرگان بنبست کرده و این درست نیست.
به مهرگان میرویم
برای آگاهی از کم و کیف قضیه سری هم به شهرک مهرگان میزنیم. یکی از مسؤولان شرکت «علاقهمند سازان» در مورد مشکل کمآبی قرقی میگوید: مشکل کم آبی فقط مربوط به روستای قرقی و شهرک مهرگان نمیشود. در مشهد 20 منطقه داریم که تابستان در این مناطق آب کم فشار میشود. به هر حال مشکل کمبود آب قرقی یا شهرک مهرگان به سازمان آب و فاضلاب مربوط میشود که باید تمهیداتی اندیشیده شود تا مشکل آب این منطقه برطرف گردد، البته در شهرک یک منبع زدند که هم آب قرقی را تأمین میکند و هم آب شهرک مهرگان را. تعدادی تانکر کمکی نیز گذاشتهاند که به صورت 24 ساعته مستقر است، ولی به دلیل اینکه باز هم کفاف مصرف هر دو منطقه را نمیدهد، قرار است از شهر کمک بگیرند؛ لولهگذاری هم شده است. لولههای انتظار را هم کار گذاشتهاند حال تا به وسیله خط کمکی آب از سمت شهر وارد شهرک شود زمان میبرد، ولی بزودی مشکل حل میشود.
رضا حقیقی درباره بنبست کردن کوچههای قرقی توضیح میدهد: این اقدام به دلیل طرحی است که خود شهرک داشته چون قسمت شرقی شهرک به روستای قرقی منتهی میشد همان قسمت را به صورت زیبایی بستهاند. فکر نمیکنم این طرح آسیبی به روستای قرقی رسانده باشد.





نظر شما