وداع با آقای شهید ایران

۱۳ آذر ۱۳۹۱ - ۰۱:۴۳
کد مطلب: ۸۸۳۰۸

بهمن معتمدنیا: سالهاست در حوزه خدمت رسانی به مجروحان و جانبازان آسیب دیده در جنگ و انقلاب، موضوع مهمی وجود دارد که تعیین کننده و ملاکی برای خدمت رساندن و یا خدمت نرساندن به این قشر محسوب می‌شود.

ضرورت‌های حذف درصد جانبازی
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

 «درصدجانبازی» نشانگر و علامتی است برای پی بردن به مقدار آسیبی که به شخص در جنگ وارد شده است.این آسیب، گاه آشکار است و گاه از دیده پنهان و بر اساس مستنداتی مانند اقدامات پزشکی حکم به بود یا نبود آن می‌شود و بر اساس شدت یا ضعف این آسیب‌ها به مشخص کردن درصد آسیب دیدگی و یا همان «تعیین درصد» اقدام می‌شود.البته تعیین درصد، برای مقدار آسیب وارد شده و کیفیت از کار افتادگی به منظور تعیین « نوع » و روش خدمت رسانی خوب است، اما مشکل اینجاست که همین مقدار درصد، موجب «خدمت رساندن» و یا «خدمت نرساندن» می‌شود و این درصد، به بنیاد شهید و یا سایر ادارات و مراجع، اجازه ارائه کردن یا ارایه نکردن خدمات و توجه کردن یا نکردن به شخص مجروح را صادر می‌کند. مشکل اینجاست این «مقدار درصد»، آن هم بصورت «قانونی»، ملاکی می‌شود برای دسته بندی کردن «ایثارگران».در جریان ارائه خدمات، حتی در برخی امور حیاتی، گاه یک درصد پایین بودن مانعی می‌شود برای ارایه نکردن خدمت و البته وقتی که در متن ضوابط قانونی و دستورالعمل‌های مصوب جاری، چنین مرزبندی‌هایی قائل شده اند، گناهی متوجه کارمندان و شاغلین ادارات و بویژه نهادهای مرتبط مانند بنیادشهیدوامور ایثارگران نمی‌شود؛ چه بسا خود نیز از قرارگرفتن در موقعیت‌هایی این گونه که یک درصد کمتر بودن، موجب رنجش خاطر ایثارگری می‌شود، خرسند نیستند اما چه می‌توان کرد که «قانون» آن را حکم کرده است.البته ناگفته نماند میان فرد جانباز25 درصد و جانبازی که یک یا دو پای خود، یا چشم، و یا هر عضو دیگری از بدن خود را از دست داده است تفاوت بسیار است و شخص قطع عضو نیازمند خدمات و بخصوص پروتزهایی است که جانباز 25 درصد نیازمند آن نیست، اما جای نگرانی اینست که همین «میزان» درصدها، تفاوتها را بیش از حد ملموس کرده است.
در بسیاری موارد، مرزی میان شخص «ایثارگر» با افراد «غیر ایثارگر» مشاهده نمی‌شود و تشخیص این دو مشکل می‌شود! حال آن که این دو نفر، تفاوتی بسیار مهم با هم دیگر دارند و آن هم این که یکی از آنها ایثارگر است و دیگری نیست... و به همین گونه هم هست حکایت «رزمندگان»، یعنی کسانی که در دوران دفاع مقدس، در جبهه‌های نبرد حضور یافته‌اند و از میهن و مردم دفاع کرده اند، و به این دلیل که در برابر انبوه تیر و ترکش و مین و... جای خالی داده و دشمن را ناکام گذاشته‌اند و اینک، نشان و نقصانی بر پیکر عزیزشان مشاهده نمی‌شود، «صفردرصد» محسوب می‌شوند و مشمول هیچ خدمتی هم نیستند .نکته جالب توجه هم این است که بخشی از مجروحان و جانبازان که دارای جراحاتی هستند و شاید تیر و ترکشی از زمان جنگ تاکنون به همراه داشته و دارند، قابل معالجه و مداوا هستند اما همه نگرانند که اگر جراحت را درمان کنند، ممکن است در کمیسیون بعدی به دلیل درمان اثر جراحت، با کاهش درصد رو به رو شوند و به بیان دیگر، بهبودی جانباز مساوی می‌شود با کم شدن درصد او! و کاهش درصد هم به منزله کاهش و یا قطع امکانات و امتیازها و خدماتی است که تاکنون دریافت می‌کرده است. به همین دلیل ترجیح می‌دهند از ادامه درمان صرف نظر کنند و تحمل درد و مرارت و شب نخوابی و گرفتاری‌های خانواده و مصرف دارو را به کاهش «درصد» ترجیح می‌دهند و قید سلامت و آرامش را می‌زنند.
نکته دیگر این که بسیاری از آسیب دیدگان افرادی هستند که بنا بر دلایل شخصی، اعتقادی و ایمانی و مناعت طبعی که دارند و یا به دلیل مسوولیتهای اجتماعی که بر عهده دارند، از حضور در کمیسیونهای پزشکی و تعیین یا پیگیری افزایش درصد خود داری می‌کنند.در چنین شرایطی، چنین افرادی از دید متولیان خدمت رسانی مخفی می‌مانند و در گذر زمان، زمینه خدمتگذاری به این بزرگواران فراهم نمی شود. همچنین در بسیاری موارد مشاهده می‌شود، شخص مجروح و جانباز، در بیان و انتقال کامل مشکل و جراحت‌های جسمی و روحی خود ناتوان است و یا مستندات کامل و گویا (مستندات پزشکی و سوابق درمانی) را ندارد که در چنین شرایطی نیز پزشکان کمیسیون از تعیین درصد واقعی از کار افتادگی شخص غافل می‌مانند و تعیین درصد، نتیجه برداشت شخصی پزشک است، حال آنکه واقعیت چیز دیگریست.بنابراین، به نظر می‌رسد «درصد» برای تشخیص بسیاری از خدمات، شیوه و ملاک کارآمد و عادلانه‌ای نیست و با رویکرد کنونی، معیار عادلانه و منصفانه‌ای برای رسیدگی به ایثارگران محسوب نمی‌شود. چه بسیار دردهای نهانی که هیچگاه بر زبان آورده نشده‌اند و چه بسیار جراحت‌هایی که در قالب هیچ «درصدی» نمی‌گنجند. و چه بسیار «جانبازانی» که به علت نداشتن درصد (به هر دلیل)، هنوز هم «رزمنده» باقی مانده‌اند و هیچگاه صاحب پرونده جانبازی نمی‌شوند. امید است بازنگری دولت و نمایندگان مجلس نسبت به قانون خدمات رسانی به ایثارگران و استفاده از تجربه‌ها و راهکارهای مدیران و متولیان امور ایثارگران، به ویژه بنیادشهید و امور ایثارگران در این خصوص راهگشا باشد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • هموطن IR ۱۶:۳۴ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۷
    1 0
    سلام لطفا سيد بزرگوار و روحاني جانباز گمنام بدون حقوق و مزاياي جانبازي و بي توقع يعني (آسيداحمدآقا) که بيش از 22 سال است که بعلت شدت کسالات ناشي از عوارض جبهه و جنگ، ترکش و موج انفجار و شيميايي، در زادگاهش : دهستان آسياب - شهرستان اميديه - استان خوزستان کاملا زمينگير شده و شبانه روزي چندين بار ميميرد و زنده ميشود و با مناعت طبع و عزت نفس زندگي را ميگذراند تا در قيد حيات هست ايشان را دريابيد و فراموشش نکنيد؛ به وبلاگي که اندر معرفي معظم له ساخته ام سري بزنيد http://seventhmir.blogfa.com
  • محمد IR ۱۲:۲۵ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۸
    0 0
    با سلام تا کي بايدصبر کنند که مسئولين محترم به رزمندگان 8 سال دفاع مقدس خدمات رساني شود