امام رضا علیهالسلام از شیعه فقط محبت نمیخواهد؛ میخواهد این محبت در زندگی او دیده شود.
میشود ارتباط ما با امام را در سه مرحله دید: زائر بودن، خادم بودن و در معیت امام بودن. زائر حقیقی فقط کسی نیست که جسمش به حرم برسد؛ کسی است که دلش هم به امام برسد. زیارت یعنی من با امام ارتباط بگیرم، او را بشناسم و بفهمم از من چه میخواهد. اگر آدم از زیارت برگردد و همان آدم قبلی باشد، هنوز اتفاق اصلی نیفتاده است. زیارت باید انسان را یک قدم به امام نزدیکتر کند.
اما این ارتباط نباید در زیارت متوقف شود. مرحله بعد، خدمت به امام است. یعنی محبت من باید تبدیل به عمل شود. اگر امام رضا علیهالسلام را دوست دارم، باید ببینم برای دین او، برای مردم او، برای جبهه حق و برای تحقق آرمانهای او چه کاری میتوانم انجام بدهم. خادم امام بودن فقط یک عنوان یا خدمت در حرم نیست؛ هر کاری که در مسیر رضایت امام و تقویت راه او انجام شود، میتواند خدمت به امام باشد.
اما بالاتر از زیارت و حتی بالاتر از خدمت، در معیت امام بودن است. یعنی امام فقط کسی نباشد که گاهی به زیارتش میروم؛ بلکه کسی باشد که مسیر زندگیام را با او تنظیم میکنم. در انتخابها، تصمیمها، رفتارها و حتی در سختیها از خودم بپرسم: اگر بخواهم همراه امام باشم، اینجا باید چه کنم؟
در حقیقت، مسیر شیعه شدن از زیارت به خدمت و از خدمت به معیت میرسد. زائر، امام را پیدا میکند؛ خادم، خودش را وقف راه امام میکند؛ و کسی که در معیت امام است، زندگیاش را با امام هماهنگ میکند. آن وقت محبت به امام دیگر فقط یک احساس قلبی نیست؛ تبدیل میشود به سبک زندگی و مسیر حرکت انسان.




نظر شما