در عصر سیطره الگوهای زودگذر و مکاتب فکری که تاریخ مصرفشان با سرعت تحولات جهان گره خورده است، انسان معاصر بیش از هر زمان دیگری در جستجوی یک مدل جامع و یک منطق استوار برای زیست اخلاقی و اجتماعی خود است. این جستجو اغلب به بنبست الگوهایی میرسد که در حصار تنگ زمان، جغرافیا و ایدئولوژی محصورند. اما شاید کلید نه در خلق مدلهای نوین، که در بازخوانی عمیق و کارشناسانه شخصیتهایی نهفته باشد که ابعاد وجودیشان به درستی برای جهان تبیین نشده است. شخصیتی که نه فقط برای پیروان یک دین، بلکه به مثابه یک میراث بشری قابل مطالعه و پیروی است؛ الگویی که کلامش پس از قرنها، همچنان طنین حقیقت، عدالت و انسانیت را در گوش جان هر انسان آزادهای زنده میکند. برای بررسی این ابعاد و تبیین جایگاه بیبدیل امیرالمؤمنین(ع) در منظومه فکری انسان معاصر، در آستانه سالروز ولادت آن امام همام، دیدگاههای کارشناسانه آیتالله ابوالقاسم علیدوست، عضو برجسته جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را جویا شدهایم.

تولدی برای پیوند آسمان و زمین
آیتالله علیدوست، تحلیل خود از ابعاد جهانشمول شخصیت امیرالمؤمنین(ع) را از منحصربهفردترین فراز زندگی ایشان، یعنی ولادت در کعبه مکرمه، کلید زده و اهمیت نمادین این واقعه را چنین روشن میسازد: ولادت حضرت در خانه خدا، کعبه مکرمه، حقیقتی است که باید موجب سرور و تعمق دوستداران آن حضرت شود. نکته بسیار مهم این است که این واقعه یک ادعای صرفاً شیعی نیست. چه بسا برخی تصور کنند این فضیلت تنها در منابع شیعی نقل شده، اما کتب متعدد و معتبری از علمای اهل تسنن به این موضوع پرداخته و برخی بر آن ادعای اتفاق و تواتر کردهاند. به عنوان مثال، حاکم نیشابوری، از عالمان به نام و مشهور اهل سنت و صاحب کتاب گرانسنگ «المستدرک علی الصحیحین»، وقتی به این مسئله میرسد، آن را امری متواتر و مورد اتفاق قلمداد میکند.
ایشان اضافه میکند: گویی خداوند متعال با این برنامهریزی دقیق و بینظیر، میخواهد این پیام را به تمام انسانها در طول تاریخ القا کند که این میلاد و این مولود، نقطه تلاقی زمین و آسمان است. این ولادت، آسمان را به زمین و زمین را به آسمان متصل میکند؛ مسیری میگشاید که انسانها به فرشتگان نزدیک شوند و فرشتگان بر زمین نزول کنند. این یک اتصال مبارک و میمون میان عالم ماده و معناست که در وجود این نوزاد تجلی یافته است.
تربیت تحت نظارت شخص اول عالم
این عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه وقایع زندگی امیرالمؤمنین(ع) را نباید تصادفی دانست، بر وجود یک طرح الهی برای پرورش شخصیت ایشان تأکید کرده و یادآور میشود: این سلسله وقایع شگفتانگیز ادامه مییابد. همگان میدانند که رسول خدا(ص) از همان ساعات اولیه ولادت امیرالمؤمنین(ع) حضور دارند. هنگامی که فاطمه بنت اسد از خانه خدا خارج میشود و مولود کعبه را بر دستان خود دارد، نوزاد به دست پیامبر اکرم(ص) سپرده میشود و ایشان طفل را با خود همراه میکنند. ممکن است کسی این پدیدهها را مجموعهای از اتفاقات خوشایند تلقی کند، اما حقیقت آن است که اینها صرفاً یک اتفاق نیست. این یک تقدیر الهی است که شخص اول عالم امکان، یعنی خاتمالانبیاء(ص)، این نوزاد را از بدو تولد تحت سرپرستی مستقیم خود بگیرد.
ایشان اضافه میکند: نکته سوم که مکمل این فرآیند است، این است که امیرالمؤمنین(ع) از همان ابتدا با نظارت کامل و تربیت مستقیم پیامبر(ص) رشد میکنند و بزرگ میشوند. این یعنی شخصیت ایشان در دامان وحی و رسالت شکل گرفته و برای ایفای نقشی بزرگ در تاریخ بشریت آماده شده است.
نهجالبلاغه؛ کتابی فراتر از مرزها
آیتالله علیدوست سپس به نکتهای کلیدی اشاره میکند که شاید مغفول مانده باشد؛ اینکه معارف علوی تنها برای یک گروه خاص نیست و ظرفیت هدایت تمام بشریت را داراست. و خاطر نشان میکند: ای کاش، و این ای کاش را نه فقط برای شیعیان یا مسلمانان، بلکه برای تمام انسانها میگویم، ای کاش بشریت میتوانست همانطور که مطابق اعتقاد ما از وجود تکوینی آن حضرت بهرهمند میشود، از وجود تشریعی ایشان نیز بهرهمند گردد. ما معتقدیم که پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) واسطههای بارش فیض الهی بر عالم هستی هستند. وجود تکوینی این بزرگواران مایه رحمت است؛ به همان اندازه، کلمات، کتاب و سیره ایشان نیز میتواند موجب بارش صلاح، سعادت و رستگاری بر جوامع انسانی شود.
ایشان اضافه میکند: نهجالبلاغه یک کتاب صرفاً برای شیعیان یا حتی فقط برای مسلمانان نیست؛ این کتابی برای «انسان» است. خود امیرالمؤمنین(ع) امام شیعیان نیست، بلکه حضرت، «امامِ انسان» است؛ آن هم نه انسان ۱۴۰۰ سال پیش در منطقه حجاز. شخصیت ایشان مانند ماه است که فرازمان و فرامکان عمل میکند، همانگونه که رسول خدا(ص) به خورشید تشبیه شدهاند. خورشید برای همه انسانها، در همه مکانها و تا انتهای زمان میتابد. وجود امیرالمؤمنین(ع) و معارف ایشان نیز همینگونه است.
صدور فرهنگ، رسالت اصلی نظام
این استاد برجسته حوزه علمیه، با پیوند زدن این معارف جهانشمول به وظایف امروز، رسالت اصلی مسئولان را چنین تبیین میکند: وظیفه ما معرفی این فرهنگ غنی به جهانیان است. اگر ما بخواهیم پیامی برای دنیا داشته باشیم، یا به تعبیر انقلابیون، «انقلاب را صادر کنیم»، مسیر صحیح و مؤثر آن، صدور معارف نهجالبلاغه، صدور معارف صحیفه سجادیه و صدور معارف قرآن کریم است. حرف تازه و پیام جدید ما برای دنیای امروز در دل این متون نهفته است، نه در حوزههای دیگری که اگر در آنها از دیگران عقبتر نباشیم، قطعاً جلوتر نیز نخواهیم بود. بر همین اساس همه انسانها و به طور خاص نسل جوان ما، باید از این وجود بیکران بهرهمند شوند و سیزدهم رجب را به عنوان یک عید ارزشمند و هویتساز برای خود بدانند.
غفلت نسل نو از اقیانوس معرفت
آیتالله علیدوست در فراز پایانی این گفتوگو، دغدغه گسست معرفتی نسل جوان را به فرصت معنوی اعتکاف پیوند زده و میافزاید: مایه تأسف است که چرا نسل جوان ما، به خصوص جوانان دهه نود و دهه اول قرن پانزدهم هجری شمسی، با این وجود باعظمت و با اقیانوس معارف او آشنا نیستند. امیرالمؤمنین(ع)، همانطور که بارها عرض کردهام، «مَن الإسلام» است، یعنی شاگرد و تربیتشده مکتب اسلام است، اما «للمسلمین فقط» نیست، بلکه «للإنسان» است. این ایام مبارک رجب، فرصت مغتنم اعتکاف نیز هست؛ سنتی حسنه که در این سالها احیا شده و باید از آسیبهای احتمالی مصون بماند. ضمن التماس دعا از جوانان پاکدلی که این سعادت را یافتهاند، باید گفت حقیقت اعتکاف فراتر از حصار مسجد است؛ چه بسا فردی در محل کار خود قلباً معتکف باشد و دیگری در کنج مسجد، دلش جای دیگری سیر کند. امید است تمام انسانها از وجود ذیجود و دارای ابعاد مختلف این شخصیت بیبدیل بهرهمند شوند.





نظر شما